کد خبر: 78006

تبارشناسی وطن فروشانی که دست به دامان ترامپ شدند

محتوای نامه ی مضحکی برای رئیس جمهور تندرو آمریکا ارسال شده است چیزی جز دشمنی با ایران، ایرانی و اسلام نیست. چطور ممکن است تحریم و فشار را برای یک کشور آرزو داشته باشیم و خیر خواه مردم آن سرزمین باشیم؟
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

اخیرا شبکه های خبری آمریکا از تلاش عده ای متاسفانه و به ظاهر ایرانی آمریکا نشین برای ارتباط گرفتن با رئیس جمهور آمریکا خبر دادند. طبق ادعای این شبکه ها که به واقعیت هم پیوسته است نامه ای توسط این عناصر به ترامپ رسیده است که اصلی ترین محور آن خواهش از ترامپ جهت تشدید تحریم های آمریکا علیه ایران است.

در بخش هایی از این نامه اینگونه آمده است:

"در زمان مبارزات انتخاباتی شما، ما و میلیون‌ها ایرانی هم‌عقیده در اعتراض صریح شما به توافق اتمی اوباما رییس جمهور کنونی با جمهوری اسلامی ایران بودیم. صمیمانه امیدواریم که با انتخاب دولت جدید و کنگره برای اولین بار فرصتی برای بازنگری نسبت به عواقب فاجعه‌بار این توافق و اجرای تعهدی که به رای دهندگان در این زمینه داده شد، فراهم شود."

و در جایی دیگر از این نامه به صورت خاضعانه ای آمده است: "امیدواریم که تحت رهبری شما !! آمریکا به مردم ایران..."

امضاکنندگان این نامه ضمن مقایسه ایران را با داعش هم مقایسه کرده اند!

در این نامه ضمن سرزنش دولت فعلی آمریکا به‌خاطر عدم حمایت از «فتنه 88»، داعش و جمهوری اسلامی ایران به عنوان دو روی یک سکه معرفی شده‌اند و تاکید شده داعش و جمهوری اسلامی هر دو باید «جایگزین» شوند.

این نامه حملاتی را متوجه نیروهای جبهه انقلاب اسلامی نموده و از ترامپ خواسته تا در توافق هسته‌ای ۲۳ تیرماه ۹۴ بازنگری کند. تحریم‌های سخت‌تر علیه بخش‌هایی در ایران، عدم تعامل با جمهوری اسلامی ایران و استفاده از تمام ابزارهای موجود برای مقابله با فعالیت‌های منطقه‌ای ایران از جمله خواسته‌های امضاکنندگان نامه است.

 

حقیقت مطالبه ی خارج نشینان از ترامپ ؟

 

محتوای نامه ی مضحکی برای رئیس جمهور تندرو آمریکا ارسال شده است چیزی جز دشمنی با ایران، ایرانی و اسلام نیست. چطور ممکن است تحریم و فشار را برای یک کشور آرزو داشته باشیم و خیر خواه مردم آن سرزمین باشیم؟

مگر نه اینکه سال هاست به خاطر تحریم های بی اساس آمریکا بسیاری از بیماران ما از دسترسی به داروهای بسیاری محروم بودند؟

هرچند متخصصان داخلی در این زمینه دست آوردهایی را ارائه کردند که بالاخره تحریم های دارویی در بسیاری از زمینه ها بی اثر شد.

مگر می شود آرزوی تحریم برای کشوری را کرد بعد دلسوز مردم آن کشور هم بود. تولید کنندگان به خاطر عدم دستیابی به منابع اولیه ی خارجی، صادر کنندگان به دلیل عدم توانایی دریافت پول از خریدار خارجی و دولت به دلیل مشکلاتی که در تامین وجه نفت فروخته شده به خارج از کشور دارد از تحریم رنج میبرند.

این یعنی وابستگی چرخه ی اقتصاد. همانچیزی که دشمنان میخواهند. چطور چند ایرانی نمای معدود با نوشتن نامه ای به یک رئیس جمهور چنین چیزهایی را درخواست میکنند و خود را ایرانی مینامند، چه برسد به دلسوز مردم و آزادیخواه و از این قبیل صفات انتزاعی...؟

وقتی ایران را با داعش مقایسه میکنید و حامی تروریست میدانید و تمام قربانیان ایرانی تروریسم را به دست فراموشی میسپارید چگونه میخواهید ایرانی بمانید؟ مگر نه اینکه تمام تروریسم بین المللی از ابتدای انقلاب تا همین روزها تمام نوابغ ایرانی را نشانه گرفته اند و سعی در تضعیف درخت انقلاب و بهتر بگوییم درخت نوپای ایران اسلامی داشتند و دارند؟

شما با ایران دشمنی دارید یا با اسلام، این دو که لحظه ای جدا نبودند...؟

 

چه کسانی به ترامپ نامه نوشتند ؟

 

مجید محمدی:

 

مجید محمدی

 

مجید محمدی که در حال حاضر در سایت­ های ضدانقلاب و شبکه­ های ماهواره­ ای فعالیت دارد، پیش از مهاجرت به ایالات متحدهٔ آمریکا در سال ۲۰۰۰، به عنوان مدیر و عضو کارگاه‌های مطالعاتی تنظیم پیش نویس قانون نشر کتاب، پیش نویس قانون تأسیس رادیو تلویزیونهای خصوصی، و سیاستهای نشر در ایران، استاد دانشکده صدا و سیما تا سال ۱۹۹۰، مشاور بنگاه‌های نشر، مطبوعات و فرهنگسراهای تهران و محقق و پژوهشگر به فعالیت مشغول بوده است. محمدی مدرک مهندسی برق و الکترونیک خود را از دانشگاه شیراز در سال ۱۹۸۴، کارشناسی ارشد فلسفه را از دانشگاه تهران در سال ۱۹۹۰ و دکترای جامعه‌شناسی را از دانشگاه ایالتی نیویورک در استونی بروک در سال ۲۰۰۶ دریافت کرده‌است.

محمدی از همان ابتدا نظرات مخالف جریان انقلاب اسلامی و هم راستا با غرب داشت، و ارادت خود را نسبت به افرادی مثل عبدالکریم سروش ثابت کرده بود. در زمان جنگ، بسیجی ­های غیوری را که برای دفاع از انقلاب و کشور در جبهه از جان مایه می­گذاشتند، به نام نظامی و سپاهی مورد عتاب قرار داده و حتی یک روز برای مقابله با دشمنان و دفاع از کشور، به جبهه ­ها نرفت. نوشته­ های وی در مورد طیف گسترده­ای از مسائل می­باشد که در اکثر این زمینه ­ها هم تخصصی ندارد. از حجاب و اخلاق جنسی و استبداد و سیاست داخلی، تا نقش ایران در سوریه، و این پراکندگی در موضوعات باعث شده در بسیاری از موارد، با اطلاعاتی غلط به تحلیل­ های اشتباه برسد و در برخی موارد موجب تمسخر و تحقیر خوانندگان شود که نمود آن در نظرات (کامنت­ها) مطالب وی دیده می­شود.

طبیعی است چنین شخصیتی در ایام فتنه ی 88 جشن تولد اعتقادات را گرفته بود در آن روزهای تلخ فعالیت های مستمر محمدی در رسانه های ضد انقلاب به وضوح دیده میشد.

 

احمد باطبی:

 

احمد باطبی

احمد باطِبی (متولد 4 خرداد 1356 در شیراز)، او به اصطلاح فعال حقوق بشر ایرانی ، مقیم آمریکا است. او از دانشجویانی بود که در وقایع 18  تیر 1378 دستگیر شد و پس از مدتی به آمریکا رفت.

وی در وقایع 18 تیر 1378 و کوی دانشگاه تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی کشور در کنار سه تن دیگر؛ اکبر محمدی (که همراه با برادرش دستگیر شده بود)، مهرداد لهراسبی و عباس دلدار با قصد ایجاد تشویش و شوراندن دانشجویان سعی در ایجاد اغتشاش و جو ناسازگاری در دانشگاه دستگیر شد.

احمد باطبی از سال 1377 با نشریات دانشجویی فعالیت رسانه‌ای خود را آغاز کرد و در دوران مرخصی در سال‌های زندان نیز با نام‌های مستعار گوناگون مانند الهام اویسی، الف-ب و طیب احمدی با نشریات و تارنماهای بخارا، روز آن‌لاین، رادیو زمانه و... به عنوان عکاس و روزنامه‌نگار همکاری داشته‌ است.

او همچنین از سال 2008 با بخش پارسی صدای آمریکا همکاری داشت ولی در اکتبر 2011 و در پی اعمال برخی سیاست‌ها از سوی رامین عسگرد، رئیس بخش فارسی صدای آمریکا همکاری او به همراه سه نفر دیگر از برنامه سازان مطرح این رسانه خاتمه داده شد. این اقدام رامین عسگرد با واکنش‌های فراوانی از سوی مخاطبین صدای آمریکا مواجه شد. اما مدت کوتاهی پس از این اقدام، در تاریخ 30 دسامبر 2011 ، احمد باطبی و کورش صحتی از نو توسط صدای آمریکا دعوت به کار شدند. احمد باطبی هم اکنون به عنوان خبرنگار، نویسنده و تهیه کننده خبرهای مربوط به داخل ایران، در بخش فارسی صدای آمریکا (PNN) مشغول به کار است.

باطبی از آن دسته از افراد مخالف است که هر فرصتی برای مخالفت را غنیمت میشمارد. عرض اندام وی در سال 88 و در جریان فتنه ی بزرگ از خاطر اهالی رسانه نرفته است.

 

سعید قاسمی نژاد و امیرحسین اعتمادی:

 

سعید قاسمی نژاد (زاده ۱۳۶۱ در بابل) فعال دانشجویی، دبیرکل دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران و مدیر مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم است.

سعید قاسمی نژاد

وی لیسانس و فوق لیسانس خود را در مهندسی عمران و مهندسی ترابری از دانشگاه تهران اخذ کرد. سپس در رشته‌های توسعه پایدار در ساخت و ساز و شهری و فایننس در مقطع فوق لیسانس ادامه تحصیل داد. او تحصیلاتش در دوره دکترای فایننس را در باروک کالج نیویورک ادامه می‌دهد. سعید در زمینه مهندسی عمران به عنوان مهندس طراح و مدیر پروژه در پروژه‌های بزرگ راه و فرودگاه در ایران فعالیت کرد. در فرانسه همزمان با ادامه تحصیلش به عنوان محقق در زمینه مهندسی ژئوتکنیک مشغول به کار شد، وی سابقه همکاری با شرکتهای سرمایه‌گذاری و بیمه را نیز در کارنامه کاری خود دارد. وی به عنوان تحلیلگر دربارهٔ موضوعات مرتبط با سیاست و اقتصاد ایران با رسانه‌های دیداری و شنیداری مختلف ایرانی و خارجی از جمله تلویزیون صدای آمریکا، فرانس ۲۴، رادیو بین‌المللی فرانسه، رادیو فردا، تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، رادیو زمانه، رادیو دوچه وله ... مصاحبه داشته است.

قاسمی نژاد در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۲ به مدت ۲۰ روز در زندان اوین بازداشت گردید. اتهامات وی اغتشاش و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است. دادگاه انقلاب وی را در ۱۷ شهریورماه ۱۳۸۶ به جرم اقدام علیه امنیت ملی از طریق تحریک به اغتشاش به دو سال حبس محکوم کرد.

در حال حاضر سعید قاسمی نژاد دبیرکل «گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران»، امیرحسین اعتمادی، سخنگو و یوحنا نجدی مسئول واحد سیاسی گروه را بر عهده دارد. دیگر اعضای این مجموعه نیز از معاندان جمهوری اسلامی و زندانیان سیاسی هستند.

در فتنه ی 88 گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال، با صدوربیانیه ای به طور رسمی به حمایت ازمهدی کروبی پرداخت. پس از برگزاری انتخابات نیز، گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران، از گروه‌های حامی جنبش سبز ایران بود که فعالیت اعضای آن در قالب جنبش سبز، منجر به برخورد امنیتی با این گروه شد. در تاریخ بیست‌وهشتم آبان ماه سال ۱۳۸۸، ۷ تن از اعضای این گروه بازداشت شدند و پس از گذراندن دوره بازداشت خود به سزای رفتارهای ضد نظام جمهوری اسلامی خود رسیدند. با وجود بازداشت اعضای گروه در آخرین روزهای آبان ماه ۱۳۸۸، این گروه در بیانیه‌ای از دانشجویان برای ناآرامی در روز ۱۶ آذر در همان سال دعوت کرد.

کمپین های نه به حجاب و سربازی نیز از دیگر سوابق کثیف این گروه است.

 

این چهار تن با چنین رزومه ی پرباری در راستای مخالفت با اصل جمهوری اسلامی و هنرنمایی در بزنگاه هایی چون فتنه ی 88 نشان گر ماهیت مابقی امضا کنندگان نامه ی مزبور به ترامپ هستند.

 

 

فصل مشترک امضا کنندگان نامه به ترامپ

 

یکی از چیزهایی که در همه ی امضا کنندگان نامه به ترامپ مشترک است قطعا قصد آن هاست. در بخش گذشته هم به قصد مشترک امضا کنندگان که همان دشمنی با مردم ایران است اشاره شد. نکته ی قابل توجه گذشتن از مرز دشمنی با ایران و اسلام است؛ اینجا مرزهای عناد به تک تک آحاد مردم میرسد و آن ها جامعه ی مورد حمله ی این دسته از ایرانی نماها هستند. 

فصل مشترک بعدی امضا کنندگان نامه به ترامپ فرصت طلب بودن آن هاست. همانطور که سال ها پیش و در فتنه ی 88 از دشمنی با مردم ایران دست نکشیدند امروز هم با مساعد دیدن ترامپ جهت دشمنی با مردم ایران سعی کردند وی را با نامه ای تحریک کنند. آن ها همان هایی هستند که در سال 88 و با نوشتن نامه به اوباما خواستار تحریم بیشتر ایران شدند که آثار مخرب آن هنوز در زندگی مردم ایران جاری و ساری است.

 

 گویا «میرزا آقاخان نوری» از خاک برخاسته باشد و روح خیانت و وطن فروشی را در روح این جماعت دمیده باشد؛ یا «حاج ابراهیم خان کلانتر» به آن‌ها خیانتکاری را الهام کرده باشد، یا روح «خالو قربان خائن» در کالبدشان حلول کرده باشد یا دریوزگی از خارجی را از «فضل‌ا... زاهدی» آموخته باشند یا... هرچه هست، وطن‌فروشی در جماعت مزبور به حد اکمال رسیده که تحریم کشور خود را از سردمدار آتی آمریکا تمنا می‌کنند و او را می‌خوانند تا با هرچه در توان دارد و هر ابزاری که در دست دارد، جلوی ایران را در منطقه بگیرد!

امضاء کنندگان کوچک دیگری در لیست حضور دارند که حتی ارزش پرداختن به سوابق شان به لحاظ اقل وزانت سیاسی وجود ندارد.

 


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.