کد خبر: 32450

نقد و بررسی فیلم مریخی The Martian

مشکل این فیلم، ایده این فیلم نیست بلکه ایراد کار از آنجا شروع می‌شود که یک استاد مسلم ژانر علمی تخیلی تصمیم می‌گیرد به جای ساخت فیلمی با دنیا و امضای هنری خودش، از روی دست یک فیلمساز جوان اما بسیار بااستعداد، کپی کند.
اتاق خبر 24

اول بگویم که ریدلی اسکات و سینمایش را دوست دارم مخصوصاً فیلم‌های علمی تخیلی‌اش را؛ شاید کمتر فیلمسازی را بتوان در چند دهه‌ی اخیر سراغ گرفت که چون او به شمایلی هنری، برای الگو  دادن به فیلمسازانِ جوان بدل شده باشد همچنین او فیلمسازی‌ست که به سراغِ هر ژانری که رفته، فیلمی متفاوت ارائه کرده است؛ هنوز «گلادیاتور»ش در خاطره‌ها هست و اگرچه این فیلم نتوانست فیلم‌های گلادیاتوری را زنده کند اما همین نسخه برای ماندگاری این زیرژانر مهم سینمایی، کافی است!

 

مريخي

خب این از ادای دین من به سازنده  فیلم‌های محشری چون «بیگانه»، «بلید رانر» و «تلما و لوئیز» اما «مریخی» یک فیلم کسل‌‌‌‌‌کننده درباره یک رابینسون کروزوئه عصر جدید است که به جای گم شدن در دریا و تنها ماندن در یک جزیره گرمسیری، در سیاره مریخ تنها می‌ماند؛ مشکل این فیلم، ایده این فیلم نیست بلکه ایراد کار از آنجا شروع می‌شود که یک استاد مسلم ژانر علمی تخیلی تصمیم می‌گیرد به جای ساخت فیلمی با دنیا و امضای هنری خودش، از روی دست یک فیلمساز جوان اما بسیار بااستعداد، کپی کند و فیلمی با فضای آثار علمی تخیلی اما واقع‌گرایانه بسازد! بله آلفونسو کوارون در فیلم درخشان «جاذبه» موفق شد با دو بازیگر و فضای سرد و خلوت بالای جو زمین و در حالی که در بیشتر فیلم جز صورت بازیگران چیزی نمی‌دیدیم -آن هم از پشت کلاه فضانوردی‌شان-، فیلمی پرتعلیق و پرکشش بسازد که مخاطب را 91 دقیقه روی صندلی سینما میخکوب کند و این پروژه 100 میلیون دلاری را به مرز فروش 723 میلیون دلار برساند. چرا؟ چون کوارون توانست ما را در موقعیتی قرار دهد که خود را جای شخصیت‌های فیلم بگذاریم و آن وضعیت را باور کنیم اما اسکات نتوانسته این کار را بکند. حتی ما تنهایی مت دیمون را هم باور نمی‌کنیم. رفت و برگشت‌های تصویری، از زمین به سفینه و از آنجا به مریخ و مت دیمون رها شده، نه تنها مشکل کندی ریتم را حل نکرده که مخاطب را به این نتیجه می‌رساند کارگردان قصد دست‌انداختن او را دارد که دیمون رهاشده و تنهاست!

 

فيلم مريخي

ظاهراً رمان اندی ویر هم نتوانسته الگوی خوبی برای ساختن فیلمی موفق باشد. اصلاً می‌دانید مشکل از کجا شروع شده؟ یک فیلم موفق مثل «جاذبه» ساخته شده و تهیه‌کننده تصمیم گرفته یک فیلم موفق دیگر، مثل همان، بر اساس یک رمان مشهور بسازد و چه کسی بهتر از ریدلی اسکات که کارگردانی کار را برعهده بگیرد؟! فیلم با بودجه ساختی نزدیک به همان رقم ساخت «جاذبه» ساخته شده اما حتی نصف آن هم نفروخته! این یعنی هم ضرر هنری هم ضرر مالی! باقی قضایا هم که فراموش می‌شود اما فیلمسازی در سن و سال اسکات، باید خیلی مراقب آبروی کارنامه هنری‌اش باشد!


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.