کد خبر: 25583
اتاق خبر 24 گزارش می‌دهد

نخستین زائر امام حسین علیه السلام که بود؟ + چگونگی زیارت

عنوان نخستین زائر تنها بر مردی شریف و عارفی کامل یعنی صحابی بزرگ و برجسته، جابر بن عبد الله انصاری-رضوان الله علیه- منطبق است.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

عنوان نخستین زائر تنها بر مردی شریف و عارفی کامل یعنی صحابی بزرگ و برجسته، جابر بن عبد الله انصاری-رضوان الله علیه- منطبق است که به منظور زیارت قبر سید الشهدا (ع) از مدینه به کربلا رفت. بسیاری از علما تصریح ‏کرده ‏اند که او نخستین کسی است که عنوان زائر قبر حسین (ع) را کسب کرد؛ این شرافت و افتخار و ذخیره او را بس است.

شیخ مفید گوید: و در روز بیستم آن ماه (صفر)... روزی است که جابر بن عبدالله بن حزام انصاری، صحابی رسول‏ خدا (ص) برای زیارت قبر ابا عبدالله الحسین (ع) از مدینه به کربلا آمد؛ و او نخستین کس از مردم بود که آن حضرت را زیارت ‏کرد و این مطلب را بسیاری از دانشمندان، از جمله شیخ طوسی، علامه حلی، شیخ رضی‏الدین حلی، کفعمی، مجلسی، محدث‏نوری و دیگران آورده‏ اند.

در این سفر شخصیتی دانشمند و مفسری بزرگ به نام «سَعدبن جُناده» همراه جابر بود.

پس از وارد شدن به کربلا در رود فُرات غسل کردند و به کنار مرقد مطهر امام حسین (ع) رفتند و آن حضرت را با زیارتی به نام زیارت اربعین زیارت کردند.

چگونگی زیارت جابربن عبدالله بن حزام انصاری

«عطیه عوفی‌» می‌گوید: من با جابر بن عبد الله انصاری به زیارت قبر حسین (علیه السلام) رفتم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر نزدیک شط فرات رفت، غسل کرد. قطیفه‌ای به کمر بست و قطیفه‌ای دیگر بر دوش افکند. سپس کیسه‌ای‌که همراهش بود، گشود و از آن آرد «سعد» (ریشه خوشبوی کوفی) برون آورد و خود را خوشبو کرد. سپس به طرف مرقد شریف امام‌حسین (علیه السلام) حرکت کرد; در حالی که مشغول ذکر خدا بود، خود را نزدیک قبور رساند و گفت: مرا به قبر حسین (علیه السلام) برسان تا آن را لمس کنم. دستش را گرفتم و به قبر رساندم. هنگامی که دستش به‌ خاک مرقد حسین (علیه السلام) رسید، از شدت اندوه بیهوش شد و به روی قبر افتاد. من بر وی آب پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یاحسین! یاحسین! یاحسین!

سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه‌» آیا دوست ‌جواب دوستش را نمی‌دهد؟! بعد گفت: چگونه جواب دهی که خون از رگهای گلویت ‌بر سینه و شانه‌ات فرو ریخته و میان سر و بدنت جدایی‌افتاده است! من گواهی می‌دهم تو فرزند بهترین پیامبران و سرور مؤمنان و اسوه تقوا و پرهیزکاری و‌زاده هادیان و رهبران، و پنجمین تن از اصحاب کساء، فرزند بزرگ‌ترین نقبا (علی-علیه السلام-) و فرزند سرور زنانی. چرا چنین نباشی که دست ‌سید المرسلین تو را پروراند، در دامن‌ پرهیزکاری بودی از پستان ایمان شیر خوردی، با اسلام از شیر بازگرفته‌شدی و در زندگی و هنگام مرگ پاک بودی. قلب مؤمنان، از فراقت ‌سوخت. آن‌ها شک ندارند که تو زنده‌ای، سلام ‌و خشنودی خدا بر تو باد. گواهی می‌دهم داستان تو مانند جریان‌شهادت حضرت یحیی بن زکریا بود. (که طاغوت زمان سر از پیکرش‌ جدا کرد.)

عطیه عوفی می‌گوید: سپس جابر، به اطراف قبر امام‌حسین (علیه السلام) متوجه شد و سایر شهیدان کربلا را چنین زیارت کرد: «درود و سلام بر شما ارواحی که در محور قبر امام حسین (علیه السلام) جای‌گزیدید. و ش‌تر خود را در آستان او خوابانیدید. گواهی می‌دهم ‌شما نماز را به پا داشتید و زکات را ادا کردید و امر به معروف‌و نهی از منکر انجام دادید و با منحرفان و ملحدان جنگیدید. شما خدا را عبادت کردید تا مرگتان فرا رسید. سوگند به خدایی‌که محمد (صلی الله علیه واله) را به راستی فرستاد، ما با شما در آنچه بدان واردشدید، شریک بودیم. عطیه عوفی می‌گوید: از او پرسیدم: ما چگونه در جهاد و پیکار آن‌ها (شهیدان کربلا) شرکت داریم؟ مادر فراز و نشیب همراه آن‌ها نبودیم و شمشیر نکشیدیم; ولی این‌شهیدان جانبازی کردند، به گونه‌ای که سر‌هایشان از بدنشان جداشد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه گشتند؟!

جابر در پاسخ‌گفت:‌ ای عطیه، از حبیب خود رسول خدا (صلی الله علیه واله) شنیدم که می‌گفت: هر کس ‌قومی را دوست‌بدارد، با آن‌ها محشور می‌شود و هر کس عمل قومی را دوست ‌بدارد، در آن عمل با آن‌ها شریک است. سوگند به خداوندی که ‌محمد (صلی الله علیه واله) را به راستی فرستاد، نیت من و اصحابم‌‌ همان نیت امام‌حسین (علیه السلام) و اصحاب اوست; نیتی که بر اساس آن به شهادت رسیدند.

ای عطیه: مرا به ‌سوی خانه‌های کوفه ببر. چون پاره‌ای راه رفتیم گفت:‌ای عطیه! گمان ندارم که پس از این سفر تو را ببینم، آیا می‌خواهی که تو را وصیّتی کنم؟ دوست بدار دوستدار آل محمد (ص) را تا هنگامی که دوستشان می‌دارد و دشمن بدار دشمن آل محمد (ص) تا هنگامی که دشمنشان می‌دارد؛ هر چند روزه‌دار و نمازگزار باشد. با دوست‌دار محمّد و آل محمّد (ص) مهربانی کن، چرا که اگر بر اثر گناه فراوان یک گامش بلغزد، با محبّت آنان گام دیگرش ثابت می‌ماند (و جبران می‌گردد). دوستدار آنان به بهشت و دشمنانشان به دوزخ باز می‌گردند.

در این نقل چند نکته جای تأمل دارد:

1. عظمت معرفت جابر؛ و این به خاطر معرفت بالایی بود که نسبت به منزلت اهل بیت محمد (ص) داشت.

2. داشتن موضع مهم؛ آنجا که جابر، دشمنان امام حسین (ع) را در زمره ملحدان به شمار آورد.

3. ادب جابر نسبت به ابا عبد الله (ع)؛ و این نتیجه کمال معرفت وی بود.

از این رو می‌بینیم که نخست غسل می‌کند و سپس بدنش را با مشک خوشبو می‌سازد، آن‌گاه در هر گامی خدا را یاد می‌کند. پس از لمس قبر بی‌هوش می‌شود و سپس سه بار فریاد یا حسین سر می‌دهد. نیز فرازهای زیارتش نشانگر میزان معرفتی که نسبت به رسول خدا (ص) و جانشین و نوه‌اش دارد.

سید بن طاووس نیز از این زیارت آورده است که: آن‌گاه روی قبر خم شد و گونه‌ها را به آن سایید و چهار رکعت نماز گزارد. سپس بر سر قبر علی بن الحسین (ع) آمد و گفت: سلام بر تو‌ای مولای من و پسر مولای من! خداوند قاتل تو را بکشد! خداوند آن را که بر تو ستم کرد بکشد! من با دوستی شما به‌خداوند نزدیکی می‌جویم و از دشمنانتان نزد خداوند بیزاری می‌جویم. سپس آن را بوسید و دورکعت نماز به جای آورد و رو به قبور شهیدان کرد و گفت:

سلام بر ارواح اقامت گزیده در کنار قبر ابا عبد الله (ع). سلام بر شما‌ای شیعیان خدا و شیعیان رسول او و شیعیان امیرمؤمنان و حسن و حسین! سلام بر شما‌ای پاکیزگان. سلام بر شما‌ای هدایتگران. سلام بر شما‌ای نیکان! سلام بر شما و بر فرشتگانی که پیرامون قبر‌هایتان می‌چرخند. امیدوارم خداوند ما و شما را در جایگاه رحمتش در زیر عرش جای دهد.

سپس کنار قبر عباس فرزند امیرمؤمنان (ع) آمد و ایستاد و گفت: سلام بر تو‌ای ابا القاسم! سلام بر تو‌ای عباس بن علی! سلام بر تو‌ای پسر امیر مؤمنان، گواهی می‌دهم که تو نصیحت فراوان‌کردی و امانت را ادا کردی و با دشمن خود و دشمن برادرت جهاد کردی. درود خداوند برروح پاکت و خداوند به تو پاداش بهترین برادر را عنایت فرماید.

پس دو رکعت نماز گزارد و به درگاه خداوند دعا کرد و رفت.

جابر بن عبد الله انصاری از مدینه در حالی رهسپار کربلا شد که کهولت و ناتوانی او را از پای درآورده بود و به نقل بعضی روایات نابینا نیز بود ـ اما جابر برای بیرون آوردن مردم از غفلت نابخشودنی و برای هشدار دادن به همه مسلمانان با همه جاه و جلالتی که داشت رنج سفر را بر تن رنجور خود هموار می‌سازد و روزی را که پس از او به اربعین حسینی شهرت یافت به دست خود به وجود می‌آورد.

زیارت جابر یک زیارت عادی نبود، بلکه زیارتی حماسی و توأم با اشک و آه و حسرت بود، زیارتی که سد‌ها را شکست و به مردم جرأت داد. وی که از معدود اصحاب باقی مانده به حساب می‌آمد و تمام مسلمانان به عظمت شأن و قرب او در نزد پیامبر (ص) و امیر المؤمنین (ع) وقوف داشتند، با این عمل عاشقانه خود، درسهای بزرگی به امت اسلامی در آن روزگار داد.