کد خبر: 197852

مرز انتقاد و تخریب

اتاق خبر 24

کانال تلگرامی «کلبه اندیشه و فرهنگ» نوشت: انتقاد و تخریب، مرزهایی ظریف، اما مشخص دارند. در خصوص تفاوت‌های نقد و تخریب چند نکته را می‌توان در نظر گرفت:

۱- انتقاد و تخریب از نظر ماهوی با یکدیگر تفاوت دارند. انگیزه انتقاد، اصلاح و سازندگی است ولی تخریب از ابتدا با هدف تقبیح حریف به‌منظور تأمین منافع فردی یا گروهی انجام می‌شود و در نهاد آن نیتی خیرخواهانه نهفته نیست.

۲- انتقاد را می‌توان کنشی اجتماعی مبتنی بر نوعی ارزیابی منصفانه دانست که نقاط قوت و ضعف را همزمان مورد توجه قرار می‌دهد و در بهترین حالت به ارائه راهکار برای رفع نقاط ضعف منتهی می‌شود. تخریب، اما نه‌تن‌ها بر برجسته‌سازی نقاط ضعف رقیب بنا شده است بلکه با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی، نقاط قوت را هم ناچیز یا گاه منفی جلوه می‌دهد.

۳- فرآیندهای انتقاد و تخریب از نظر روش و ابزارهایی که برای دستیابی به اهداف به کار رود هم متمایزند. انتقاد همواره بر مبنای شاخص‌ها و با پایبندی به هنجارها و ارزش‌ها و به‌صورت مستند و مستدل انجام می‌شود، اما تخریب از هیچ منطق و الگوی رفتاری جز زیر سؤال بردن حریف و تقبیح او پیروی نمی‌کند.

تخریب‌گرایان برای جبران بی‌منطقی خود در جلب افکار عمومی در بسیاری از موارد از روش‌ها و ابزارهای ناهنجار یا نامشروع استفاده می‌کنند؛ انتخابی که گاه هوده‌ای وارونه به بار می‌آورد و اعتبار تخریب‌گران از بین می‌برد. به‌عنوان نمونه، تخریب‌گران برای زیر سؤال بردن حریف بارها به ابزارهایی، چون شایعه‌پراکنی، وارونه نمایی، سیاه‌نمایی، تعمیم، بزرگنمایی، توهین و... متوسل شده‌اند.

۴- بین این نتایج و پیامدهای انتقاد و تخریب هم تفاوت‌هایی هست. انتقاد به خاطر برخورداری از منطق همه فهم، همواره موجب ایجاد مطالبه‌ای عمومی و فراگیر در نتیجه بهبود و اصلاح امور می‌شود. تخریب، اما هرگز کارآمدی ندارد و نه‌تن‌ها به بهبود امور منجر نمی‌شود، بلکه به کارگیری ابزارها و روش‌های نامطلوب در آن سبب‌ساز افول اخلاق در جامعه هم می‌شود. انتقاد به خاطر رویکرد همگرایانه‌ای که در ماهیت خود دارد، همبستگی و انسجام ملی را تقویت می‌کند، اما تخریب به خاطر توجه مطلق به منافع گروهی و جناحی و توسل به تاکتیک‌هایی، چون گروکشی، خرده‌گیری، القای ناکارآمدی حریف، زیر سؤال بردن اقدام‌های مثبت و...، زمینه‌های واگرایی و بی‌اعتمادی را در جامعه فراهم می‌کند. به عبارتی نقد سازنده سرمایه‌های اجتماعی را تقویت، اما تخریب سرمایه‌های اجتماعی را فدای منافع گروهی خاص می‌کند.

در مجموع باید گفت راه نقد از تخریب جداست؛ اولی با انگیزه اصلاح انجام می‌شود و دومی با هدف تخریب. اولی از قاعده و قانونی مشخص پیروی می‌کند و دومی تابع قانونی نیست. اولی سازنده است و دومی ویرانگر. اولی به دنبال گشودن درهای تازه است و دومی به دنبال به بن‌بست کشاندن.