کد خبر: 196906

نامه علیرضا قزوه به سیدابراهیم رئیسی

اتاق خبر 24

علیرضا قزوه در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: حرفی خودمانی با مردی از جنس خودمان !

با سلامی ضمیمه علیکم و انبوهی از شادمانی و تبریک . عرض شود خدمت عزیزتان که از بین انبوه تبریکات و نامه هایی که این روزها برای جناب تان نوشته شد نامه محمد مهدی - فرزند شهید همت- و یادداشت دکتر علی مطهری را بسیار پسندیدم. دلسوزانه و دردمندانه بودند. اینک اجازه می خواهم من نیز به شیوه ی خودم چند کلامی خدمت تان عرض کنم. پیشاپیش و پساپس جسارت مرا خواهید بخشید.

1- پیش از همه از صمیم قلب خوشحالم که نوبت خدمتگزاری به شما رسید و امینم که بگویم از عهده ی این کار بسیار تا بسیار دشوار برمی آیید و حتما می توانید به شرطها و شروطها و نیز مطمئنم که شما بسیاری از آن شرط ها را می دانید.

روزی که رییس قوه ی قضائیه شدید نامه ای را به واسطه ی دوست نازنینم – میثم نیلی- خدمت تان فرستادم و چند جمله ای برایتان قلمی کردم و انجام چند نکته را از شما خواستم و خبردار شدم که آن نامه را خوانده اید و گویا به همت میثم عزیز در جایی نیز درج شد. . در آن نامه گفته بودم که کار شما در قوه قضائیه بی شباهت به کار معلمی نیست که به مدرسه ای و کلاسی قدم می گذارد که در همان آغاز با شیشکی و مسخره بازی لات و لوت ها روبرو می شود. گفتم که بهترین کار قبل از همه بیرون کشیدن دو لات بی سرو پا و زدن سیلی محکم به گوش یکی دو نفری ست که بیش از همه این سال ها عربده کشی کرده اند و شما این آدم ها را سر جایشان نشاندید . یکی دو شرط دیگر هم بود که بماند. حالا هم که رییس جمهور شده اید باز یکی دو نکته را از باب تذکار و یاداوری خدمت عزیزتان عرض می کنم.

2- رییس جمهوری را می شناسم که در یک کشور آسیایی نسبتا فقیر و آشنا بسیاری از مخالفان خود را که به این کشور و آن کشور پناهنده شده بودند با نرمش و مهربانی به وطن فراخواند و از جرم هایشان نیز گذشت. حتی برای یک شاعر شهیر مخالف خود که در امریکا ساکن بود و با من نیز رفاقتی داشت ، هواپیمای اختصاصی فرستاد و با عزت و احترام او را به کشورش فراخواند. من اگر جای شما  بودم برای آدم هایی در سطح دکترحسین نصر، دکتر عطاء مهاجرانی، دکتر عبدالکریم سروش، دکتر مهدوی دامغانی و امثال این بزرگان حتی هواپیمای اختصاصی می فرستادم و آنها را با عزت و احترام به ایران دعوت می کردم. همراه با بسیاری از ایرانیان با اصالت و دلسوز را که از قضا با علم و دانش و بینش و ارتباطات و حتی ثروت شان می توانند باعث رشد و آبادی این سرزمین باشنداین اجازه را می دادم که به ایران بیایند و در کمال آرامش به آبادانی سرزمین شان کمک کنند. این از شما برمی آید ...

حرف آخر من این شعر بیدل دهلوی است که گفت:

من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش

ای ز فرصت بی خبر در هرچه هستی زود باش

و خاطر خودم و شما را هم از بابت قبول هرگونه مسئولیتی راحت کنم با این بیت بیدل که گفت:

دنیا اگر دهند نجنبم ز جای خویش

من بسته ام حنای قناعت به پای خویش

ارادتمند شما و خاک پای ملت ایران – خادم آستان حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)- علی رضا قزوه

 

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.