کد خبر: 196064

کاش چشمانش آبی بود

اتاق خبر 24

نواب همتیان در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: نگاه نگرانش به پنجره است. مادر افغان را می گویم. با هر صدای پوتین یا جیغ بمبی لالایی خواندنش را در گلو خفه می‌کند و خودش را سپر دخترش می‌کند. این تلاش غریبانه هر شب اوست. تلاش می کند عزیز دلش لابلای نوای لالایی گم شود. از نفهمی زمانه دور باشد. نبیند چقدر آزادگی مرده و دیوانگی رایج شده. نبیند این روزها جهان به تنِ پاره پاره دختران قهقهه می‌زند. با هق هق بلند لالایی می‌خواند تا دخترش نشنود این جدال خون و خون را. نشنود و آرام بخوابد. آخر برای دخترک فردا روز دیگری است.امشب باید خوب بخوابد تا فردا لی‌لی کنان به مدرسه برود. لقمه غذایش را با دوستش قسمت کند.گرگم به هوا بازی کند و پز کفش جدیدش را بدهد.

اما لعنت به تعصب که آرزوهای او را زیر آوار جهل و جنگ و جدال دفن کرد. کاش چشمانش آبی بود. موی بدنش بور و زبانش انگلیسی تا کفشهایش خونی نمی‌ شد. آن وقت می‌دیدی چگونه آن ساختمان کذایی ملل یقه می دراند. که چه؟ حقوق لعنتی بشر لگدمال شده. کرامت حقیقی انسان پایمال شده. تف بر آن معیارهایتان از انسان حقیقی! اما چشمان نیمه تنگ تو آبی نیست. لب‌های چروکیده‌ات بوی ماتیک نمی‌دهد. دستانت هم که زمخت از سوز بی کسی.

دیدم روزنامه‌ای غربی سرزمین زیبای افغانستان را سیاه و طلسم شده خوانده. آی جهان، تو شهادت بده نفرین و طلسم را که بر سر این مردم آورد. از آن روز که قدوم نحس سربازان جرج بوش به این دیار باز شد...

بگذریم، اینک مجال ریشه یابی نجاست حضور اینان نیست. تن شرحه شرحه دختر افغان غریبانه روی زمین است. مادر که از لالایی پیاپی شبانه خسته بود، دختر را به آغوش مدرسه سپرد. چشمهایش گرم خواب شد.خواب دید دخترش عروس شده، حنا به دست زده و لبخند عشق بر لبان سرخش نقش بسته. وسط این رویای زیبا خبر آمد که دخترش روی زانوی خدا گوش به لالایی بهشت سپرده. براستی لنز دوربین هایتان کجاست که نشان دهد دست درازی به خاک افغان لذت عشق را در این میهن کشته.

امروز جلوی دکه روزنامه فروشی پاکبان عزیز افغان، خبرهای بمب گذاری را مرور می‌کرد. جارو می‌زد به تن تهران اما دلش تهران نبود. آرزو می‌کرد کاش اکنون در آن خیابانِ پاره پاره با دستان خودش خون‌ها را از تن رنجور وطنش جارو می‌زد. مگر می‌شود بیخیال وطن شد. وطن پاره تن است. هر جا که باشی، تهران یا کابل، افغان که باشی امروز جگرت خون است. اما خواهر عزیزم که غریبانه پر کشیدی، ایران رسم همسایگی می داند. با غم شما گریان و با شادی شما خندانیم.