کد خبر: 195873

ساعت هشت لاتیم، ساعت ده زیر پتو!

اتاق خبر 24

نواب همتیان در صفحه اینستاگرامی خود با انتشار سکانسی از سریال احضار نوشت:

افطار هر چه باشد می‌خوریم.تنها مشکلش عدم انعطاف معده است برای لم دادن. مگر می‌شود پای سریال‌های ماه رمضانی لم نداد؟ البته تا یک ساعت بعد از افطار نمی‌شود. معده مان لب به لب است. نیم ساعتی شق و شیدا می‌نشینیم تا معده قدری از محتویات را به روده بزرگ هل دهد. اکنون وقت سریال است. آنقدر ذوق مرگ می‌شویم که خانوادگی دستمال به دست اشک می‌ریزیم. یک شبانه روز دوری از یاور برای شما قابل تحمل است؟ ما که از ذوق عربده‌های یاور خواب‌مان نمی‌برد. یاور خیلی آموزنده است. همان ده دقیقه اول جوگیر می‌شویم و کنترل را پرت می‌کنیم که زنِ خوب باس بعد افطار چاییش دم باشه. سماورش قل قل کنه. بچه هارم خفه کنه. تا مردش بیشینه سبیلاشو تاب بده و چایی بخوره. افتااااد؟ ولی از آنجایی که سبیل نداریم نشد یک بار مثل یاور عربده بزنیم و کنترل در حلقمان فرو نرود.

خلاصه وقتی می‌بینیم نمی‌شود می‌زنیم شبکه دو . ساعت نه است و معده از تلاطم افتاده. ما نیز ذوق مرگ از بچه مهندس چهار. سیزن چهارم از سریالی در قد و قواره مختارنامه! به صداسیما گفتم به آقای میرباقری بگویند با قلم کاغذ پای سریال باشد و نکات حرفه‌ای آن را در سریال سلمان استفاده کند! روح حمیده خیرآبادی شاد. ثریاقاسمی را به یادگار گذاشت تا بار نبودش را به دوش بکشد. بعد از ایشان دیگر هیچ پدرپسر و مادر دختری خلوت نکردند. اما خانم قاسمی این صحنه‌های فاخر را به نحو دیگری به سریال‌هایمان برگرداند. دست مریزاد.

بازی درخشان جواد جوادی آدرنالین خون‌مان را می‌اندازد. نوبتی هم باشد نوبت هیجان است. نوبت گل سرسبد ژانر ترسناک این روزهای تلویزیون. اگر بیمار قلبی، خردسال، افراد مسن، کرونایی، یا حتی مرده در خانه دارید حتما به آنها تذکر جدی بدهید تا این سریال را ببینند. قطعا با دیدن این فیلم شفا می‌گیرند. آنقدر ترسناک است که از ژانر خودش بیرون زده. وارد ژانر کمدی شده. روح ها سایه دارند، زیر ابرو تمیز می‌کنند، گل می‌کشند و چشمانشان قرمز است، پروژکتور رویشان هست و پنکیک زده اند.

شش قسمت اول از شدت ترس کلا زیر پتو بودیم. فشارمان افتاده بود.این سه قسمت را هم خواستیم زیر پتو برویم دیدیم گرم‌مان می‌شود. فهمیدیم شش قسمت اول پنجره اتاق باز بوده. اگر نمی‌فهمیدیم پنجره باز است این افت فشار و یخی دست و پایمان را میگذاشتیم به حساب غنای سریال. اصلا قضیه پنجره را نمی فهمیدم قصد داشتم آخر ماه رمضان یک نسخه فیلم جن گیر را با امضای خودم برای آقای علیرضا افخمی بفرستم. بالاخره جلوی کارگردان اره و جن‌گیر روسفیدمان کرده!