کد خبر: 193950

فاطمه (س) بانوی بی نشان

حیات حضرت زهرا (س) و سبک زندگی ایشان را در یک کلام می‌توان در خدا محوری ایشان خلاصه کرد و دوری ما از زندگی فاطمی سبب مشکلات امروزی شده است.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

 

وجه به سیره زندگی، رفتاری و عملی حضرت زهرا(س) موضوعی است که به‌واسطه ایام شهادت این بانوی عظیم‌الشان عالم اسلام و به‌ویژه تشیع، باید به آن توجه کرد و حتما می‌تواند سرلوحه زندگی مناسب به جهت تعالی زندگی بشری باشد.

بسیاری از ما در اوقات یومیه روزانه خود و همین‌طور در ایام عزاداری بسیار در مورد ماجرای کوچه بنی‌هاشم و تمام احوالاتی که بعد از وفات پیامبر عظیم‌الشان اسلام بر حضرت صدیقه‌طاهره، فاطمه زهرا(س)گذشت که انتهای آن به موضوع حمله به خانه مولا امیرالمومنین علی(ع)ختم شد و داغ آن تا قیامت بر جان و روح تمام شیعیان جهان خواهد ماند، شنیده‌ایم؛ حال موضوعی که بسیار کمتر به واسطه شاید خروج از فضای هیجانی به آن پرداخته شده باشد، بحث سبک زندگی، منش و روش آن بانوی بزرگ تاریخ اسلام است که لازم است برای نیل به سوی سبک زندگی اسلامی مورد توجه قرار گیرد و به صورت الگویی در جهت حرکات به سوی آن سر لوحه زندگی باشد.

نگاهی گذرا بر زندگانی کوتاه و پر برکت ریحانه رسول الله(ص)

حضرت فاطمه(س) در سال پنجم بعثت ،۲۰ جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد،خدا مژده ولادت حضرت زهرا (س) را در سوره مبارکه کوثر به پیامبر(ص) داده بود و برای دلداری و دلگرمی ایشان در برابر دشمنان سرسختی چون ابوجهل و ابولهب که با درگذشت پسران پیغمبر او را ابتر و مقطوع النسل می خواندند، فرمود:به یقین ما به تو کوثر ( خیر و برکت فراوان) عطا کردیم.

پس از ازدواج حضرت خدیجه(س) با رسول خدا (ص)، زنان مکه از وی کناره گیری کردند. خدیجه چون فاطمه را باردار شد،خدای تعالی ساره همسر ابراهیم خلیل، آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران را فرستاد تا در وضع حمل به وی کمک کنند.

بندگی حضرت زهرا(س)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب درباره سیره بندگی حضرت زهرا(س) این‌گونه بیان می‌کنند: ارزش فاطمه‌ زهرا (س) به عبودیت و بندگی خداست. اگر بندگی خدا در فاطمه‌ زهرا(س) نبود، او صدیقه‌ کبری نبود. صدّیق یعنی چه؟ صدّیق کسی است که آنچه را می‌اندیشد و می‌گوید، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه این صدق بیشتر باشد، ارزش انسان بیشتر است؛ می‌شود صدیق؛ «اولئک مع‌الذین انعم‌الله علیهم من‌النبیین و الصدیقین». «صدیقین» پشت سر «نبیین»اند. این بزرگوار صدیقه کبری است؛ یعنی برترین زن صدیق. این صدیق‌بودن به بندگی خداست. اگر بندگی خدا نمی‌کرد، صدیقه‌ کبری نمی‌شد.

ایشان در جای دیگری ضمن اشاره به ایثار و گذشت این بانوی بزرگ می‌فرمایند: ما باید راه فاطمه‌ زهرا (س) را برویم. ما هم باید گذشت کنیم، ایثار کنیم، اطاعت خدا کنیم، عبادت کنیم. مگر نمی‌گوییم که «حتی تورّم قدماها»؛ این‌قدر در محراب عبادت خدا ایستاد! ما هم باید در محراب عبادت بایستیم، ما هم باید ذکر خدا بگوییم، ما هم باید محبت الهی را در دل‌مان روزبه‌روز زیاد کنیم.

سبک زندگی

مدل زندگی و سیره عملی حضرت صدیقه طاهره(س) که سبک زندگی مشترک با امیرالمومنین را شامل می‌شود، الگویی واضح برای زندگی امروز جامعه اسلامی است. امام‌خمینی (ره) درباره ساده‌زیـستی و کـوخ‌نـشینی فاطمـه(س)و برکـات وجـودی آن حـضرت می‌فرماید: ما یک کوخ چهار، پنج نفری در صدر اسلام داشتیم و آن، کوخ فاطمه زهرا (س) اسـت. از ایـن کوخ‌ها هم محقرتر بوده، لکن برکات این چیست؟ برکات این کوخ چند نفری، آن‌قدر است که عالم را پر کرده است از نورانیت و بسیار راه دارد تا انسان به آن برکات برسد.

این مدل حتی در کلام رهبر معظم انقلاب نیز به آن توجه بسیار شده تا جایی که ایشان در دیدار با جمع کثیری از بانوان در سال ۶۸ می‌فرمایند: ازدواج‌ها در دوران انقلاب و به برکت آن آسان شد چون تشریفات و سختگیری‌ها کم شد. نگذارید دوباره به خانه‌ اول برگردیم. پدران و مادران، نسبت به مقدمات غیرلازم ازدواج سختگیری نکنند، جوانان که سختگیری‌ای ندارند؛ بگذارند ازدواج اسلامی انجام بگیرد. بگذارند ازدواج برای دختر مسلمان و زن جوانی که در محیط اسلامی است، مثل ازدواج فاطمه‌ زهرا (س) باشد؛ ازدواجی با پیوند عشقی معنوی و الهی و جوششی بی‌نظیر میان زن و مرد مؤمن و مسلمان و همکاری و همسری به معنای واقعی بین دو عنصر الهی و شریف؛ اما بیگانه از همه‌ تشریفات و زر و زیورهای پوچ و بی‌محتوای ظاهری. این است ازدواج درست زن مسلمان و تربیت فرزند و اداره‌ محیط خانه و البته اندیشیدن و پرداختن به همه‌چیز جامعه و دین و دانش و فعالیت اجتماعی و سیاسی؛ اسلام این است.

فعالیت سیاسی و جایگاه علمی

در سیره رفتاری حضرت زهرا(س) آن‌چیزی که بسیار ایشان را از تمام زنان دوران خود متمایز می‌کند، حضور و فعالیت همه‌جانبه حتی تا پای جان در مسیر حق‌طلبی بدون ترس و ولایت‌مداری ایشان در قامت یک زن در جامعه اسلامی است.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از مداحان ضمن اشاره به جایگاه سیاسی حضرت صدیقه‌طاهره(س) می‌فرمایند: حضرت زهرا (س) در محیط علم یک دانشمند والاست. آن خطبه‌ای که ایشان در مسجد مدینه بعد از رحلت پیغمبر ایراد کرده است، خطبه‌ای است که به گفته علامه مجلسی، «بزرگان، فصحا، بلغا و دانشمندان باید بنشینند کلمات و عبارات آن را معنا کنند!» این‌قدر پرمغز است و از لحاظ زیبایی هنری مثل زیباترین و بلندترین کلمات نهج‌البلاغه است. فاطمه‌ زهرا (س) می‌رود در مسجد مدینه، در مقابل مردم می‌ایستد و ارتجالا حرف می‌زند؛ شاید یک ساعت ایشان با بهترین و زیباترین عبارات و زبده‌ترین و گزیده‌ترین معانی صحبت کرده است.

جایگاه سیاسی حضرت زهرا(س)همچنین در نگاه امام(ره)نیز بسیار مهم و تاثیرگذار تلقی شده است، تا جایی که وی درباره خطبه آن حضرت و نقش آن در رسوایی زمامداران باطـل و آگـاه‌سازی مردم می‌فرماید: خطبه فاطمــه زهــرا (س) در مقابــل حکومــت و قیــام امیرالمــؤمنین و صـبر امیرالمؤمنین در مدت ۲۰ و چند سال و در عین حال کمک به حکومت موجـود و بعـد هـم فداکاری در راه اسلام و فداکاری دو فرزند عزیزش، امام مجتبی(ع) که یک خدمت بسیار بزرگ بود و دولت جابر اموی را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بـزرگ بـرادر ارجمنـدش، حـضرت سیدالـشهدا، چیزهایی هستند که همه می‌دانید و می‌دانیم.

 

فاطمه(س) ریشه شجره طیبه پیامبر خدا است

 

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: دخترم را فاطمه نامیدم زیرا خدای عز و جل او و کسی را که دوستدار او باشد از آتش جدا و دور کرده است،در جایی دیگر دلیل این نامگذاری را این گونه بیان کرده اند که از هر گونه بدی جدا و بریده شده است.

 

برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه و مرضیه ذکر شده است. ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه و ام ابیها از جمله کنیه های بانوی دو عالم است.

 

امام باقر(ع) در مورد لقب ام ابیها،به معنای مادر پدر فرموده است: فاطمه ریشه ی شجره طیبه پیامبر خدا است،اگر ریشه نباشد درخت خشک می ­شود و اگر فاطمه(س) نبود شجره ی طیبه پیامبر خشک می ­شد. او به راستی ستون و اساس پدرش و مادر پیامبر خدا بود.

 

خداوند خیر کثیر را در وجود او قرار داد و مراد از خیر کثیر نیز فرزندان علی و فاطمه است که در حقیقت بعد از رسول گرامی، آنان حافظ و موجب بقای اسلام اند.

خواستگاری امیرمومنان از صدیقه طاهره(س)

 

پیش از حضرت علی (ع) ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با حضرت زهرا(س) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند و آن این که دخترم برای ازدواج منتظر وحی الهی است.

 

علی علیه السلام هنگامی که برای خواستگاری دختر پیامبر(ص) به خانه ایشان رفته بود، با سخنانی شیرین خواسته‌اش را چنین بازگو کرد:یا رسول الله وقتی خردسال بودم مرا با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. اکنون که بزرگ شده‌ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم. آمده‌ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم.

 

پیامبر گرامی اسلام (ص) ازدواج دخترش را به ساده‌ترین و راحت‌ترین شیوه انجام داد تا برای همه جوانانی که در آستانه زندگی مشترک هستند، سرمشق نیکویی باقی بماند.

 

پیامبر(ص) خطاب به علی (ع)فرمود:مهریه فاطمه (س)را چه قرار می دهی؟حضرت علی (ع)فرمود:‌می دانید که برای من به جز شمشیر و شتر و زره، از مال دنیا چیزی نیست. پیامبر(ص)فرمود:‌ای علی شمشیر و شتر مورد نیاز توست، اما زره‌ات را بفروش و با آن مراسم ازدواج با فاطمه (س) را فراهم کن.

 

فاطمه(س)بانوی بی نشان

 

پس از رحلت پیامبر(ص)، به گواهی تاریخ سخت ترین دوران عمر آن حضرت بوده حوادث دردناکی برای فاطمه (ص) رخ داد که این حوادث، به شهادت ایشان منتهی شد.

 

حضرت فاطمه زهرا(س) در حالی که از عمر مبارکش ۱۸ سال بیشتر نمی گذشت، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، به روایتی در ۱۳ جمادی الاول سال ۱۱ هجری قمری و بنابر روایتی دیگر در سوم جمادی الثانی سال ۱۱ هجری قمری به شهادت رسید.

 

حضرت فاطمه(س) در دوران بیماری،امام علی (ع) را وصی خویش قرار داد و وصیت نمود که پس از وفاتش، ایشان را شبانه غسل و کفن نماید و شبانه خاکسپاری کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر پیکر او حاضر نباشند و این گونه مزار بانوی دوعالم مشخص نیست.

 

ظهور حضرت حجت(عج)پایانی خواهد بود بر روایت هزار و ۴۰۰ سال بی نشانی و بی مزاری یاس کبود و تو می رسی تا روح دنیا فاطمی شود.

 

دوری از سبک زندگی فاطمی عامل بسیاری از مشکلات امروز

آیا فکر نمی‌کنیم دوری ما از زندگی فاطمی سبب مشکلات امروز ما شده است؟ مشکلاتی که در زندگی فردی و خانوادگی داریم و سبب این نا آرامی‌های بسیار زیاد ما گشته است. ما در مسیر انتخاب سبک زندگی دچار اشتباه و انحراف شدیم و این بیراهه‌هایی که پیمودیم نه تنها سبب آسایش ما نشد بلکه آرامش ما را هم سلب کرد. پس باید به دنبال اصلاح اشتباهات گذشته بود و به سراغ سبک زندگی فاطمی رفت. امر مبارکی که متأسفانه مغفول مانده است.

خدامحوری حضرت زهرا (س) در همه شئون زندگی

حیات حضرت زهرا (س) و سبک زندگی ایشان را در یک کلام می‌توان در خدا محوری ایشان خلاصه کرد. مطلبی که باعث شده بین ما و زندگی حضرت زهرا (س) فاصله بیفتد. ما خداوند و رضایت و معیارهای او را به عنوان محور انتخاب‌های خود، انتخابی نکردیم. از این رو می‌خواهیم از هر راهی و به هر خواسته‌ای در دنیا برسیم و به دنبال هر کاری می‌رویم. ما در اصل در یک اشتباه مهلک، دنیا را برای دنیا می‌خواهیم و بیشتر دلخواهی زندگی می‌کنیم تا خداخواهانه.

سه چیز در دنیا که حضرت زهرا (س) دوست داشت

برای آنکه بفهمیم آیا واقعا ما این‌گونه هستیم و خدا را معیار و محور زندگی خود قرار ندادیم باید از خود چند سؤال ساده بپرسیم. اینکه چه چیزی از دنیا را دوست داریم و چه هدفی را در زندگی خود دنبال می‌کنیم؟ چه چیزهای این دنیا برای ما هدف شمرده می‌شود؟ اگر در جواب این پرسش‌ها بگوییم: باغ، ملک، ماشین، ویلا، پست و مقام یا ثروت، بله معیار چنین زندگی خودمحوری است. زندگی که وقف دنیا شده و دنیا را برای دنیا می‌خواهیم. مردابی که ما را به کام خود فرو برده است. اما حضرت زهرا (س) در مقابل این پرسش‌ها فرمودند که از دنیای شما من سه چیز را دوست دارم: نگاه به سیمای پیامبر (ص)، تلاوت قرآن و انفاق و گره گشایی از مردم در راه خدا. سه موردی که در نگاه نخست و به روشنی معلوم می‌شود که این انتخاب‌ها یعنی بهره‌برداری از دنیا برای آخرت. این انتخاب‌ها یعنی زندگی خدا محور در دنیا.

بله ما هم اگر زهرایی باشیم باید در جواب آن پرسش‌ها بگوییم ارتباط با امام زمان، کسب رضایت چهارده معصوم، انس با قرآن و عمل به این کتاب الهی و البته خدمت به خلق.

مناجات و تقرب حضرت زهرا (س) به خداوند متعال

نقل شده است که حضرت زهرا (س) در روز خواستگاری با قلبی آکنده از علاقه و ارادت این‌گونه فرمود: «رضیتُ بما رضی الله لی و رَسولُه؛ خشنودم به آن چه خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند» و با خداوند این‌گونه هر روز مناجات می‌کرد: «یَا رَبِّ لَیْسَتْ مِنْ أَحَدٍ غَیْرِکَ تُثْلِجُ بِهَا صَدْرِی وَ تَسُرُّ بِهَا نَفْسِی وَ تُقِرُّ بِهَا عَیْنِی؛ پروردگارا هیچ چیزی جز تو سینه من را خنک و جان مرا شادمان و چشمان مرا روشن نمی‌گرداند.» در ادامه حضرت زهرا (س) که هم به یاد مرگ است و هم از خداوند رحمتش را مسئلت دارد؛ این‌چنین دعا می‌کند که خدایا مرا به گونه‌ای محشور کن و به نوعی در رحمت و رضوان خودت جای بده که مورد غبطه اهل قیامت قرار بگیرم. خب کسی که چنین خواسته‌ای دارد می‌داند باید تمام عمر خویش را به دنبال کسب رضایت خداوند باشد و بیش از دیگران در این مسیر هم کوشش کند.

این خدامحوری را حتی در گفتگوهای حضرت زهرا و حضرت علی علیهما السلام نیز می‌بینیم.

این وارسته‌ترین بانوی هستی خطاب به همسرش در کمال ادب اینچنین می‌گوید: «یا أباالحَسَنِ! إنّی لأَستَحیی مِن إلهی أن اُکَلِّفَ نَفسَکَ مالاتَقدِرُ عَلَیهِ؛ ای علی! من از پروردگارم شرم دارم که چیزی از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشی»

انفاق و گره‌گشایی از مشکلات مردم

در انفاق و گره‌گشایی از مشکلات مردم هم تمامیت محور فقط خداوند بود. تا جایی که مایحتاج روزانه خود را ایثار کرده و شرح ماجرا در سوره انسان به عنوان یک درس ماندگار از سبک زندگی فاطمی این‌گونه آمده است: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا ؛ و به خاطر دوستی [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می‏‌دادند. ما برای خشنودی خداست که به شما می‌‏خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی‏‌خواهیم ما از پروردگارمان از روز عبوسی سخت هراسناکیم»

در مقابل این سبک زندگی خدامحور، خداوند نیز عالی‌ترین جایگاه‌های بهشت برین خود را به آنها اختصاص داده و این مطلب را در ادامه آیات فوق در سوره انسان متذکر شده است.

بله محوریت خدا در انتخاب‌ها، اعمال و رفتار حضرت زهرا (س) به خوبی دیده می‌شود. اینکه ایشان دنیا را محلی برای قرب الهی و وسیله‌ای برای کسب رضوان الهی و آخرتی آباد هزینه کرد. مطلبی که در زندگی‌های ما گمشده است.

 

 

و در آخر بهتر است در شرایط کنونی که به دلیل شیوع بیماری کرونا، امکان شرکت گسترده در هیئات مذهبی که خود بزرگترین محل برای ترویج سبک زندگی و سیره رفتاری و عملی این بانوی بزرگ است، وجود ندارد، هر کدام از ما سعی کنیم حتی بخش کوچکی از رفتار ایشان را سرلوحه رفتاری و عملی خود قرار دهیم که بلاشک می‌تواند در افزایش معرفت و همچنین بهبود سبک زندگی امروز ما هم مثمرثمر واقع شود.