کد خبر: 193311

پاسخ پارلمانی به ترور شهید محسن فخری‌زاده

بر اساس "طرح اقدام راهبردی مجلس" سازمان انرژی اتمی موظف می شود سالانه حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد را تولید و ذخیره کند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

هرچند جنایت ترور دانشمند هسته‌ای کشورمان، شهید محسن فخری‌زاده زخمی تلخ بر قلب ملت ایران نهاد، اما «طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» که در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، می‌تواند التیام‌بخش نسبی این زخم باشد. روشن است که مطابق آیه شریفه «فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ»، پاسخ قاطع و کوبنده اصلی به این جنایت تلخ باید هم‌جنس و متجانس با عملیات دشمن باشد، اما نباید از راهکارهای سیاسی و حقوقی برای تنبیه دشمن و متحدانش غافل شد.

پیام طرح الحاقی مجلس

تصویب این طرح می‌تواند چند پاسخ همزمان به طرف‌های بین‌المللی مؤثر داشته باشد: اولاً به تروریست‌های صهیونیست و امریکایی آمر و مجری این عملیات می‌فهماند که حذف دانشمندان ایرانی، نه‌تن‌ها خللی در عزم راسخ ملت ایران وارد نخواهد کرد، بلکه فرهنگ شهادت‌طلبی خون جدیدی در رگ‌های پیشرفت ایران اسلامی وارد خواهد کرد. ثانیاً به ساکنان آتی کاخ‌سفید نیز این پیام خواهد رسید که باید طرح متوقف ساختن ایران را با ترفند مذاکره از ذهن خود خارج کنند. دولت‌های بی‌عمل اروپایی که با محکوم نکردن ترور شهید فخری زاده، تلویحاً در کنار تروریست‌ها ایستادند نیز این پاسخ را دریافت خواهند کرد که باید هزینه همراهی خود با جنایتکاران و نیز هزینه ندادن برای حفظ برجام را پرداخت کنند. رابعاً برخی غربگرایان داخلی نیز باید پیام این مصوبه را دریافت کنند که دوران گروگان گرفتن معیشت مردم برای وادار کردن به مذاکره پرهزینه و بی‌فایده گذشته و نمی‌توانند داستان تلخ فریب افکار عمومی را مجدداً تکرار کنند.

ملاحظاتی در خصوص "طرح اقدام راهبردی مجلس"

بر اساس این قانون مهم و جنجالی سازمان انرژی اتمی موظف می شود سالانه حداقل ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد را تولید و ذخیره کند.

این مقدار اورانیوم با غنای ۲۰ درصد حدودا برای ساخت ۲ بمب اتمی کافی ست. نکته مهم اینجاست بر اساس معاهده NPT تولید و ذخیره هر مقدار اورانیوم غنی شده با هر درصدی به ۲ شرط مجاز است ؛ اول ، ۶ ماه قبل از تزریق هگزافلوراید اورانیوم (uf6) به سانتریفیوژها آژانس اتمی باید مطلع گردد و دوم کشور اقدام کننده نباید از آن برای مصارف نظامی استفاده نماید.

ایضا سازمان انرژی اتمی مکلف است کارخانه تولید اورانیوم فلزی اصفهان را ظرف ۵ ماه به بهره برداری برساند؛ همچنین باید ماهانه ۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده اضافی ذخیره ، ۱۰۰۰ دستگاه سانتریفیوژ نسل ۲ نصب و حداقل یک آبشار ۱۶۴ تایی سانتریفیوژ از نوع ir6 را راه اندازی کند.

 بر طبق ماده ۵ قانون فوق الذکر، سازمان انرژی اتمی باید رئاکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین جدید در خنداب اراک بسازد. این نیروگاه از آن جهت حساسیت ایجاد می کند که پسماندهای آن پلوتونیوم است که کاربرد دوگانه نظامی و صنعتی دارد لکن بازهم برخلاف نص NPT نیست.

 ماده مهم این قانون یعنی ششم به دولت دستور می دهد در صورت رفع نشدن تحریم های نفتی ، بانکی و ... اجرای پروتکل الحاقی را متوقف کند.

پروتکل الحاقی نام سندی ست که نظارت های آژانس اتمی بر کشورهای عضو را به شدت افزایش داده و بازرسی های آن فراتر از تعهدات اعضای معاهده NPT است.

با بررسی موارد فوق باید گفت این قانون نافی تعهدات ایران در معاهده منع گسترش سلاح های اتمی نبوده و تنها ناقض برجام است.

با توجه به عدم توفیق ایران در بهره برداری از مزایای برجام و ایرادات ساختاری آن (که در دوره ترامپ به وضوح نمایان شد) برخلاف جنجالهای رسانه ای اخیر، قانون مصوب اخیر، پشتوانه ای برای دولت روحانی در مواجهه با رئیس جمهور جدید آمریکا بوده و می تواند ضعف های برجام را پوشش دهد.

به عبارت دیگر این قانون شرایط سخت و سنگینی را برای طرف آمریکایی ایجاد خواهد کرد و در صورتی که ایالات متحده عزم حل مسئله با ایران را داشته باشد، باید امتیازات بیشتری پرداخته و تحریم های نفتی و بانکی را لغو (و نه تعلیق) کند.

آیا این طرح موجب بازگشت تحریم ها می شود؟

اینک باید به برخی شبهات در این مورد نیز پاسخ داد که غربگرایان مدعی هستند چنین طرحی موجب بازگشت تحریم‌ها می‌شود. اینجا باید پرسید آیا برجام واقعاً مانع تحریم‌ها شد؟ فراموش نکرده‌ایم که برجام را «برای لغو تحریم‌ها» امضا گردید. در واقع برای سنجش میزان موفقیت یک فعل، فهم «نیت فاعل» اهمیت دارد. هرچند کسانی که تا قبل برجام حتی آب خوردن مردم را منوط به توافق می‌کردند، اینک از دستاوردهای اخلاقی برجام سخن می‌گویند، اما برای عموم جامعه، برجام هدفی اقتصادی داشت. روشن است که صاحب‌نظران اهل دقت نظر حتی پیش از امضای برجام نیز از بی‌فایده بودن توافق در جهت گشایش اقتصادی خبر می‌دادند، اما نشانی‌های غلطی که برخی نخبگان و سیاسیون خصوصاً در مقاطع انتخاباتی به جامعه ارائه داده بودند، کسب این «تجربه تاریخی» را ضروری ساخت. متأسفانه مشاهده می‌شود که کدخداباوران بعد از گذشت نزدیک هشت سال هنوز عبرت نگرفته‌اند!

تجربه دیپلماسی بیست و چند ساله آقای رییس جمهور

حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور پنجشنبه ۱۳ آذر در واکنش به طرح مجلس شورای اسلامی تحت عنوان "اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها" که مورد مخالفت وی و وزارت خارجه قرار گرفته، گفت: «بگذارید با حوصله، تحمل، خردورزی و آن‌هایی که تجربه بیست و چند ساله در این امر دارند و در دیپلماسی موفق بودند و در دیپلماسی بارها و بارها آمریکا را در این سه سال در سازمان ملل شکست دادند، کارشان انجام بدهند. البته ما می‌دانیم هر قوه‌ای هر کاری می‌کند با نیت خیر است، اما با هم مشورت کنیم، همفکری کنیم و کارها را دقیق‌تر و پخته‌تر پیش ببریم.»

فارغ از صحبت‌های روحانی علیه این طرح مجلس شورای اسلامی که قانوناً وی باید آن را اجرا کند، احتمالا مراد رئیس جمهور از تجربه بیست و چند ساله، به تیمی از مذاکره‌کنندگان کشورمان باشد که در مقاطع مختلفی به مذاکره با طرف غربی و عمدتاً آمریکایی‌ها پرداختند. صحبت آقای روحانی دو وجه دارد. یکی بحث تجربه است که مسلماً تیم مذاکره‌کننده مورد اشاره ایشان شامل افرادی همچون خود وی، محمد جواد ظریف، سید حسین موسویان و برخی نزدیکان او از زمان مذاکرات قطعنامه در دستگاه دیپلماسی حضور داشتند و قطعا تجربه اندوخته‌اند اما وجه دوم سخنان رئیس جمهور محل اشکال است. اینکه این تیم در دیپلماسی موفق بودند و در دیپلماسی بارها و بارها آمریکا را شکست دادند، لااقل رجوع به تاریج همین بیست و چند سال گذشته چنین چیزی را به اثبات نمی‌رساند!

ناکامی در مذاکرات سعدآباد به اعتراف روحانی

یکی از صحنه‌های بدعهدی غربی‌ها مذاکرات سعدآباد است. در مهرماه ۸۲ توافق سعدآباد بین ایران و تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) منعقد شد. حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» را درباره توافق سعدآباد که در دوران دولت اصلاحات انجام شد، نوشته است. او در فصل هفتم این کتاب و صفحه ۳۲۸ می‌نویسد: «مشکل ما این بود که هرگاه مذاکرات پیش می‌رفت، اروپایی‌ها بدون چراغ سبز آمریکا قادر به انجام هیچ کار مهمی نبودند.»

او در همان صفحه کتاب همچنین می‌نویسد: «شرکت‌های بزرگ اروپایی در گسترش معاملات و تجارت و اقتصاد و تکنولوژی بدون رضایت آمریکا نمی‌توانستند با ایران همکاری داشته باشند. اروپایی‌ها به ما می‌گفتند "ما به شرکت‌های خود توصیه‌های لازم را می‌کنیم ولی آنها آزاد هستند و نمی‌دانیم که شرکت‌ها در نهایت با شما به توافق می‌رسند یا نه، چون این شرکت‌ها با شرکت‌های آمریکایی حجم معاملات بالایی دارند و در شرایط کنونی طرف آمریکایی راضی به این کار نخواهد شد."»

روحانی در صفحه ۲۵۹ کتاب خود نوشته است: «در واقع اروپایی‌ها در اجرای تعهدی که متقبل شده بودند، ناتوان بودند... در نگاه کلی، اروپایی‌ها همواره به‌دنبال نوعی اجماع و یا دست‌کم هماهنگی با آمریکا بودند.»

بدعهدی اروپا تا به حدی بود که صدای محمد البرادعی، مدیرکل اسبق آژانس را نیز در آورد. البرادعی در کتاب «عصر فریب: دیپلماسی هسته‌ای در عصر خیانت» می‌نویسد که پس از انجام تعهدات ایران، اروپایی‌ها آن زمان در پیشنهاد خود خواسته بودند به‌سبک بازاری‌های ایران عمل کنند و همه منافع و امتیازها را در ابتدا و یک‌جا ارائه ندهند. البرادعی نتیجه را فاجعه می‌پنداشت. او می‌نویسد که پیشنهاد مزبور نه‌تنها ناچیز و کم‌محتوا بلکه متکبرانه و تحقیرآمیز بود و این برداشت را ایجاد می‌کرد که اروپایی‌ها با بی‌میلی و از سر لطف آن را مطرح کرده‌اند.

بر اساس آنچه در صفحات ۱۴۴ و ۱۹۹ این کتاب نوشته شده است، تحقیر ایران در این پیشنهاد تا آنجا پیش رفته بود که سه کشور اروپایی قول داده بودند در صورت «توقف» غنی‌سازی، از دانشمندان بیکارشده ایرانی نگهداری خواهند کرد.

علی‌رغم عقب‌نشینی تیم مذاکره کننده هسته‌ای در دولت اصلاحات در برابر خواسته‌های زیاده‌خواهانه اروپا، باز هم اعتمادسازی برای سه کشور اروپایی شکل نگرفت و علاوه بر صدور ۲ قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در نهایت با نقض تعهدات خود در سه توافق سعدآباد، بروکسل و پاریس پرونده ایران را به‌طور غیرقانونی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دادند.

تکرار تجربه ناموفق سعدآباد در برجام

در مذاکرات سعدآباد هدف اول این بود که از ورود پرونده ایران به شورای امنیت جلوگیری شود که چنین اتفاقی نیفتاد. هدف دوم این بود که می‌خواستیم زیر بار مصداق‌های شورای حکام نرویم که انجام نشد. در برجام نیز به‌دلیل عدم تسلط تیم مذاکره کننده ایرانی به مباحث کارشناسی و عدم رعایت اصول بدیهی دیپلماسی، مهمترین هدف طرف ایرانی که لغو کامل تحریم‌ها بود، عملی نشد، به‌عبارت دیگر، نه‌تنها تحریم‌ها لغو نشد بلکه با قوانینی همچون آیسا و کاتسا ۲۰۱۷ (مادر تحریم‌ها) زیرساخت گسترده‌تری نیز پیدا کرد.

برجام که امضا و اجرا شد با اجرای توافق، صنعت هسته‌ای کشورمان تقریباً تعطیل شد؛ اما مشکل رکود، تورم، بیکاری، صنعت، ازدواج، پروژه های عمرانی و...در جای خود باقی ماند. چرخ سانتریفیوژها از کار افتاد و متاسفانه به دلیل چیدن تمامی تخم مرغ‌ها در سبد برجام از سوی دولت و کم توجهی به ظرفیت‌های عظیم داخلی و در نهایت به دلیل کارنامه ضعیف اقتصادی دولت، چرخ بسیاری از کارخانه‌های بزرگ و مجموعه‌های تولیدی نیز از کار افتاد. اوباما با خوشحالی اعلام کرد که بدون شلیک حتی یک گلوله، صنعت هسته‌ای ایران را از کار انداختیم. پس از آن مقامات ارشد دولت اوباما اعلام کردند که ما صنعت هسته‌ای ایران را از کار انداختیم.

در نهایت نیز دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اردیبهشت ۹۷ از برجام خارج شد. در حقیقت آمریکا در شرایطی که ده‌ها امتیاز نقد از ایران گرفته بود، به هیچیک از تعهدات خود در برجام عمل نکرد و نه تنها تحریم‌ها را که مسئله اصلی در مذاکرات بود، لغو نکرد، بلکه ده‌ها تحریم جدید هم به آن افزود.

مقامات دولت پیش از این اعلام کرده بودند که واکنش ایران به خروج آمریکا از برجام، فوری، غیرقابل تصور، پشیمان کننده و دردناک خواهد بود.

پس از اعلام خروج رسمی آمریکا از برجام، روحانی در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی شرکت کرد. انتظار افکار عمومی این بود که واکنشی متناسب با موارد اعلام شده از سوی رئیس جمهور اتخاذ شود. اما روحانی در اظهارنظری قابل تأمل اعلام کرد که «ایران بدون آمریکا برجام را ادامه خواهد داد». او آمریکا را «موجود مزاحم» و «شر» توافق هسته‌ای دانست و از خروج آمریکا از این توافق ابراز خرسندی کرد.

 

اگر به هشدارها و انذارهای رهبر انقلاب در چند سال اخیر با دقت بنگریم، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های معظم‌له روشنگری به جامعه در خصوص بی‌نتیجه بودن اتکای به بیرون و لزوم نهادینه‌سازی نگاه درون‌زا به حوزه‌های مختلف خصوصاً اقتصاد است. اکنون چرایی این دغدغه که در سخنان مکرر معظم‌له تبلور می‌یافت، واضح‌تر شده است. اساساً یکی از اهداف کاخ‌سفید در عبور از برجام ناامیدسازی جامعه ایرانی نسبت به آینده بوده و این معنا در امتداد تلاش پیشین غرب و شبکه همکار داخلی آن برای شرطی نگاه‌داشتن مردم دنبال می‌شود. در وضعیت کنونی آنچه باطل‌السحر این توطئه غربی‌ها خواهد بود، امیدآفرینی برای جامعه در جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی است. البته این امیدآفرینی دیگر با «حرف درمانی» محقق نشده و نیازمند اقدامات محسوس و عملی است؛ به‌گونه‌ای که اثرات آن در سفره معیشت مردم مشاهده گردد.