کد خبر: 192616

تلاش های آمریکا برا شکست مقاومت در عراق

مردم عراق با اینکه چند دهه نظام دیکتاتوری و فاسد صدام را تجربه کرده بودند، اما حضور اشغالگرانه نظامیان آمریکایی مسایلی همچون قتل و غارت ثروت ملی و دارایی‌های مالی و طلای موجود در بانکها در دوره صدام، غارت نفت و دیگر منابع ملی در کنار نابودی تمام زیرساخت‌های خدماتی و اجتماعی به همراه داشتت.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

اساس اشغال عراق توسط آمریکایی‌ها در سال 2003 بدلیل اجرای یک استراتژی جدید در غرب آسیا و تثبیت هژمونی تک قطبی در نظام بین الملل بود ولی بهانه‌هایی در داخل عراق ، بکار گرفته شد و نظام صدام که تا سالهای قبل در دهه هشتاد و نود میلادی در خدمت سیاست‌های استعماری قرار داشت را به جرم دارا بودن سلاح‌های کشتار جمعی ساقط نمایند.

اگر حتی صدام تهدیدی برای امنیت و صلح جهانی بود، می‌بایست بلافاصله پس از سقوط نظام صدام، قدرت به عراقی‌ها منتقل می‌شد ولی آمریکایی‌ها با هدف خاورمیانه بزرگتر وارد عراق شده و برای آن حاکم نظامی تعیین کردند و قصد نداشتند این انتقال قدرت صورت پذیرد. اگر فشار و مطالبه مرجعیت و جریان‌های اصیل حزبی و مردمی در آن سال‌ها نبود، مقامات آمریکا با اعلان اینکه قصد دارند یک سیستم پایه آمریکایی برای کل منطقه را در عراق ، سامان دهند، حکومت عراقی و قانون اساسی عراقی به سرانجام نمی رسید.

فرصتی برای دخالت در همه امور

اشغال نظامی عراق ، این فرصت را به آمریکایی‌ها داد تا در همه چیز دخالت کرده و هیچ قاعده و عرف بین‌المللی را رعایت نکنند. علی رغم تشکیل حکومت و کابینه و وزرای مختلف ، یک نماینده آمریکایی در هر وزارت و موسسه‌ای ، حرف آخر را می‌زند و آنچه هم اکنون هم در عراق هنوز حاکم و جاری است، اینکه نماینده آمریکا در بانک مرکزی عراق بر هر تراکنش کوچک و بزرگ مالی اشراف و به آن دستور میدهد!!

شدت مداخله گری و تحقیر نظام و مردم عراق و غارت ثروت‌های نفتی عراق موجب شد تا طی 7 سال مقاومت ضد آمریکایی آنان را مجبور به فرار از عراق کند. با اینحال آمریکا بزرگترین سفارت خود را در جهان به لحاظ مساحت و تعداد افراد نظامی و غیرنظامی و همه گونه تجهیزات و امکانات و فرودگاه هلی‌کوپتر ... را در آن حفظ کرده و با 5 هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی ، بجز آنچه در اقلیم کردستان به بهانه‌های آموزشی . .. حفظ کرده بودند، در عراق بمانند. مجددا در سال 2014 با بهانه داعش به عراق بازگشته و علنا از راهبرد باقیماندن در عراق و همه اشکال اشغالگری و مداخله و تحقیر و تخریب این کشور سخن گفتند.

این امر موجب شد تا سال قبل پارلمان عراق مصوبه خروج آمریکا و ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش را به دولت عادل عبدالمهدی ابلاغ و یک تظاهرات یک میلیونی در بغداد از آن حمایت نمایند. آمریکا از طریق ابزارهای شانتاژ و فشار و کارشکنی و مداخله‌گری حکومت عادل عبدالمهدی را مجبور به استعفا کرد و در یک فرایند پرماجرا، برای فرار از اخراج مجدد و یک تلاش مشکوک در عراق، از روند نخست‌وزیر شدن مصطفی کاظمی حمایت کرد.

گروههای اصیل عراقی و فراکسیون اصلی و بزرگ پارلمان در رایزنی‌های اولیه با کاظمی به این جمع بندی رسیدند که تلاش سیاسی برای وادار کردن آمریکا به خروج از عراق به اجرا در آید و اینکار با تنش کمتری به نتیجه برسد ولی اگر مجموعه تلاش‌های سیاسی بی‌نتیجه ماند،از طریق مقاومت عراقی و برای پایان دادن به حضور ویرانگر و اشغالگرانه و مداخله‌گرانه، با شدت به اجرا درآید.

استعمار عراق با ایجاد داعش

مردم عراق با اینکه چند دهه نظام دیکتاتوری و فاسد صدام را تجربه کرده بودند، اما حضور اشغالگرانه نظامیان آمریکایی مسایلی همچون قتل و غارت ثروت ملی و دارایی‌های مالی و طلای موجود در بانکها در دوره صدام، غارت نفت و دیگر منابع ملی در کنار نابودی تمام زیرساخت‌های خدماتی و اجتماعی به همراه داشتت و با ویران‌سازی فرهنگی، نقض حاکمیت، تلاش برای ایجاد یک نسل جدید از جوانان و رهبران و البته به گفتمان و اراده و فرهنگ استکباری و استعماری به همراه نادیده گرفتن حقوق قانونی حاکمیت و مردم و نهادهای عراقی، آنچنان کابوسی برای مردم این کشور ایجاد کردند که جنایات صدام در مقابل آن، چندان به حساب نمی‌آید

نظامیان متجاوز آمریکایی، تعدی و رفتار غیرانسانی را به جایی رساندند که سرزمین عراق و ظرفیت‌های آن از نگاه آمریکایی باید، نه تنها در حد منافع عمومی و غیرقانونی آمریکا، بلکه در مسیر سیاست‌های سلطه‌گرانه و بی‌ثبات کننده آمریکا در غرب آسیا قرار گیرد.

برهمین اساس، با راه‌اندازی و حمایت و مدیریت تروریسم داعشی و چتر همه جانبه برای آنان، در یک جنگ نیابتی و فتنه مذهبی و دینی و از کیسه دلارهای نفتی دیکتاتورهای عربی، سالهای وحشت و ارعاب را برای عراق در منطقه حاکم کردند ولی اراده مردم و مرجعیت و شخصیتهای برجسته و مستقل عراقی، بساط این پروژه خطرناک و ویرانگر را در هم پیچید.

آمریکا و داعش؛ بدنبال ویرانی کامل در عراق

آمریکا و پروژه تروریسم داعش، برنامه‌‌ای چند لایه را در عراق و منطقه دنبال می‌کردند و به جز قتل و غارت و ویرانی هر آنچه که در این کشورها بود، ویرانی اسلامی، ویرانی فرهنگی، ویرانی و غارت اقتصادی و تمدنی نیز در کارکرد آن دیده شده است. اساساً استعمار زمانی قادر است تا ریشه‌های سلطه خود را عمیق‌تر نماید که دارایی‌های یک ملت و بویژه شاخص‌های فرهنگی و اعتقادی و تمدنی و مادی آنان را نابود نموده و سپس شناسنامه‌ای بی‌هویت را به نام آنها ثبت نماید.

شکست داعش و تروریسم، نقاب از حضور و نفوذ سلطه‌گرانه آمریکا در عراق را بیش از پیش هویدا کرد و بیش از 20 هزار نیروی نظامی که باید ائتلاف و متحدان آنها را نیز به این آمار افزود و یک سفارتخانه که در واقع پادگانی نظامی و کامل بود که دفتر دیپلماسی آمریکا و لشگری از جاسوسان و اداره کنندگان شبکه‌های جادویی و اجتماعی و... را در خود جای داده بود و تمامی موسسات عراقی را در حاکمیت و لایه‌های اجتماعی در سیطره خود قرار داده بود، نمایان‌تر شد.

تلاش های آمریکا برا شکست مقاومت در عراق

آمریکا قصد ندارد واقعیت تلخ اخراج را بپذیرد و لذا یکبار دیگر پس از نابودی حاکمیت داعش در سوریه و عراق ، باقیمانده‌های یتیم داعش را جمع آوری و فعال کرده و برای تسهیل دیگر سیاست‌های خود ، از ابزار تحریک آمیز ترور بهره می‌گیرد . اگر از ترورهای سال گذشته در خلال اعتراضات مردمی عراق عبور کنیم ، امروز آمریکا با یک هسته پرقدرت و پرانگیزه به نام مقاومت عراقی روبروست که باید مقدمات تضعیف و انزوا و محدودسازی آنها را فراهم کند .

از آنجا که عراق در شرایط بسیار دشوار اقتصادی، سیاسی و نارضایی عمومی و بیماری کرونا بسر می‌برد ، افکار عمومی مردم و مقامات را باید چنان هدایت کرده که منجی امروز عراق ، آمریکا و شبکه توانمندی‌های آمریکایی و متحدان آن بشوند و پیش شرط نجات را کنترل سلاح در عراق که همان مقاومت است، قرار داده و تلاش دارد تا نقطه اقتدار ملی عراق را با ایجاد تقابل در درون دستگاه سیاسی، امنیتی و نظامی روبروی هم قرار دهد. جلوگیری از حمله به مراکز و پایگاههای آمریکایی و لیستی از شروط دیگر از نگاه آمریکا ، مقدمه هر اقدام حمایتی از سوی آمریکاست.

آخرین تلاش های ترامپ برای ممانعت از اخراج اجباری

ترامپ که در ماه پایانی ریاست خود بسر می‌برد و شیشه عمر انتخاباتی‌اش در عراق به خطر افتاده، ابزارهای خود را فعال کرده تا آبرومندانه ولی با خباثت استعماری قادر به ممانعت از اخراج اجباری از عراق شود. با اتهام زدن به الحشدالشعبی که خار چشم آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی است، قصد دارد تا حکومت را از درون دچار چالش جدید و درگیری‌های داخلی کندولی کاظمی و آمریکایی‌ها بخوبی می‌دانند که مقاومت در عراق پدیده‌ای قدرتمند و ریشه‌دار در عشایر و فرهنگ عراقی است و مستقل از سازمان‌های رسمی، کابوس حقیقی برای آمریکاست. ترامپ قبلاً اعلام کرده بود که اگر ناچار به تخلیه عین‌الاسد بشود، هزینه‌ای 30 میلیاردی از سپرده‌های بانکی عراق در بانکهای آمریکایی را غارت خواهد کرد و بدین ترتیب و به موازات ارعاب حکومت و مردم و گروههای عراقی، وحشت از واکنش تحریمی و فشارهای گوناگون را بر آنان حاکم و ناچار به همزیستی با اشغالگران شوند. فشارهای مقاومت موجب شده که 7 پایگاه آمریکایی و ائتلاف تابحال تخلیه شوند ولی آمار نظامیان آمریکایی چندان کاهش را ثبت نکرده، چرا که عراق پایگاهی برای سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا، چه در سوریه و شرق فرات و یا ارعاب ایران است و پمپئو رسما این موضع را اعلام کرده است.

مردم عراق بدنبال اخراج کامل آمریکا

از نگاه ترامپ و در واقع آمریکا، چیزی به نام عراق و مردم عراق به رسمیت شناخته نمی‌شوند و حتی افراد و گروه‌هایی که هم اکنون از روی ترس و یا وادادگی و یا منافع باندی و یا در رقابت با دیگران، ابزار پیشبرد سیاست‌های استعماری آمریکا هستند، چیزی بیش از مجریان برنامه موقت آمریکا به حساب نمی‌آیند و نسل جدیدی که با برنامه‌های پیشرفته جنگهای نوین و ساختن فرماندهان و رهبرانی جوان جدید نام گرفته و با جوکریسم آشوبگر ترکیب شده و با گروگان گرفتن اقتصاد و معیشت و زندگی روزمره مردم و حاکمیت، در مرحله بعدی به قدرت خواهند رسید، آنان که امروز در کنار آمریکا در عراق نقش آفرینی می‌کنند، را از گردونه قدرت و اثرگذاری و جامعه خارج خواهند کرد. همانگونه که در افغانستان، نسلی جدید از دلباختگان و تربیت شدگان جدید و جوان را به جای رهبران سنتی این کشور، منصوب و به قدرت رسانده تا خواست استعمار از زبان و گلوی آنان ابراز شود، در عراق نیز همین پروژه در برنامه آمریکا قرار دارد. آشوب‌های اکتبر سال قبل، مقدمه‌ای برای یک کودتای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در عراق بود که در نقطه اوج خود به ترور وحشیانه و ناجوانمردانه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در جاده فرودگاه بغداد منتهی شد.

این فاجعه بزرگ، نقطه عطف جدید در عراق بود تا وجدان ملی و اعتقادی و غیرت عشایری آن برای خونخواهی قتل میهمان در خانه عراقی و فرمانده محبوب و ایثارگر خود را سرلوحه مرحله جدیدی از تحولات عراق قرار دهند. سیلی اولیه ایران در «عین‌الاسد»، آمریکا را میخکوب کرد ولی به گمان اینکه هنوز ظرفیتی برای بلعیدن کامل عراق دارند، پروسه‌ای چند ماهه برای جایگزینی حکومت جدید به جای حکومت عادل عبدالمهدی را دنبال کردند وهمه توان خود را به میدان آوردند تا مصطفی کاظمی را به قدرت برسانند. با اینکه کاظمی متعهد به اصول روشنی در جمع گروه‌های شیعه عراق بود تا مصوبه پارلمان و تظاهرات میلیونی در اخراج آمریکا از عراق را دنبال کند ولی از سوی دیگر در مسیری اجباری و هدایت شده از سوی آمریکا قرار گرفته تا در مقابل اراده ملی و مقاومت مشروع عراقی قرار گیرد و چالش حیثیتی با آمریکا را به چالش درونی در عراق تبدیل کند.

راه عبور از چالش‌های تحمیل شده

بر اساس تصویر اجمالی فوق، مقاومت عراقی که تلاش‌های سیاسی را برای واداشتن آمریکا به خروج از عراق و پایان دادن به مداخله‌گری و اشغال، بی‌نتیجه دیده است، در کمتر از دو ماه گذشته بر شدت اقدامات ضداشغالگرانه خود افزوده‌اند.

همین امر موجب شده تا ترامپ بر خلاف اظهارات قبل که قرار بود تعداد نیروهایشان را با سرعت به 3500 نفر برسانند این تعداد را به 2000 نفر کاهش دهند. آنچه بدیهی است اینکه عراق پس از 17 سال اشغال‌گری آمریکا که کارکرد، توان و فسادسازی همه موسسات و اغلب چهره‌ها و حتی برخی جریان‌های سیاسی را دنبال کرده تا غارت ثروت به موازات سلطه بر این کشور، امکان پذیر باشد، حق مشروع خود را در رویکرد اخراج و مقاومت ضداشغالگری دانسته و برای نجات کشورشان از یک نیروی ویرانگر و حامی تروریسم که به جز غارت این کشور، اجازه هیچگونه سیاست توانمندسازی در زیرساخت‌ها و برخاستن از مشکلات را نمی‌دهد، دست به هر تلاشی بزنند.

اراده ملی در عراق برآورد و ارزیابی روشنی از حضور ویرانگر و استعماری آمریکا دارند و ادامه آن را برای کمترین امید به بهبود اوضاع در عراق، خسارت بار می‌دانند. گروه‌های شیعه عراقی که مراحل و تجارب تلخی در 17 سال گذشته آمریکا را پشت سر گذاشته‌اند باید به خوبی درک کرده باشند که با همه ساده‌لوحی برخی از چهره‌های عراقی شیعه، آمریکا خواب اخراج شیعه از قدرت عراق را در برنامه کوتاه مدت خود داشته و بهترین واکنش، که تاریخ عراق و آینده این کشور را متحول خواهد کرد، بازگشت به خویش و انسجام و همگرایی و هم‌افزایی برای عبور از چالش‌های تحمیل شده به این کشور هستند که سرمایه‌های لازم برای قدرت و ثروت و توسعه عراق را در اختیار دارند.