کد خبر: 192482

استکبار وقتی بر کشوری مسلّط شد هویت ملی آن ملت را انکار می‌کند

استکبار وقتی وارد کشوری شد و بر آن کشور مسلّط گردید، هویت ملی آن ملت را انکار می‌کند. منابع آن کشور را غارت می‌کند، در امور سیاسی آن کشور دخالت می‌کند؛ اما همه این‌ها فرع انکار هویّت آن ملت است. استکبار، اوّل هم که وارد می‌شود، نمی‌گوید من می‌آیم تا هویت ملی شما مردم را انکار کنم؛ این‌طور که نمی‌آید؛ به بهانه‌های مختلف وارد می‌شود.
اتاق خبر 24

بنا بر اعلام پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR، رهبر معظم انقلاب ۱۳۷۸/۰۸/۱۲ در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان بیاناتی ایراد فرمودند که به مناسبت تصویب لایحه ننگین کاپیتولاسیون توسط مجلس شورای ملی بازخوانی می‌شود.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
در ابتدا به همه شما جوانان عزیز، دانشجویان، دانش‌آموزان و عزیزان این ملت خوشامد عرض میکنم و امیدوارم که در ایام متبرّک ماه رجب و ماه شعبان که در پیش است و ماه رمضان که به‌زودی فراخواهد رسید، دل‌های پاک و گرم و نفس‌های مطهّر شما بتواند با ارتباط صمیمىِ هرچه بیشتر خود با خدای بزرگ، رحمت الهی را برای این ملت جلب کند.

امروز مناسبت دیدار ما سیزدهم آبان است که «روز مبارزه با استکبار» نامگذاری شده است و عنوان بسیار مهم و پر عمق و پیچیده و درخور تأمّلی است. جا دارد که جوانان عزیز، هم کلمه استکبار و هم کلمه مبارزه را پیش خودشان در بحث‌های دانشجویی و دانش‌آموزی درست بشکافند و به اعماق عنوانی که اصطلاح جدیدی است و انقلاب وارد فرهنگ سیاسی دنیا کرد، درست برسند. این، خصوصیتِ همه حرکت‌های اصیل و پرمغز و ریشه‌دار است که در فرهنگ سیاسی عالم، واژه‌های تازه‌ای را وارد میکنند تا بتوانند مفاهیم مورد نظر خود را درست ادا کنند. کلمه استکبار و مبارزه با استکبار از این قبیل است. سه حادثه‌ای هم که در مثل سیزده آبان اتّفاق افتاده است، مجموعاً و با هم درخور تأمّل و تعمّق و ژرف‌بینی است. اگر دقّت کنید، هر کدام از این سه حادثه، یک چهره از استکبار و یک چهره از مردمی را که در مقابل استکبارند، نشان میدهد. ترکیب این چهره‌ها، یک حقیقت سیاسی مهم را روشن میکند.

حادثه اوّل، حادثه تبعید امام در سال ۱۳۴۳ است. قضیه این‌گونه بود که امریکایی‌ها قانون کاپیتولاسیون را در ایران به کرسی نشاندند. معنای کاپیتولاسیون این است که امریکایی‌ها یا افراد وابسته به هر قدرت بیگانه مسلّطی در هر کشور دیگر، اگر جنایتی کردند، دستگاه قضایی آن کشور حق ندارد جنایت آن‌ها را رسیدگی کند، به محاکمه آن‌ها بپردازد و حکم صادر کند! آن روز بیش از دویست هزار نفر امریکایی در مشاغل مختلف در ایران حضور داشتند. معنای این قانون - که در مجلس وابسته فاسدِ آن روز به دستور دربارِ وابسته فاسد تصویب شد - این بود که اگر از این دویست، یا سیصد هزار نفر امریکایی ساکن ایران که حقوق‌های کلانی میگرفتند و در همه امور کشور دخالت میکردند، یک نفر جنایتی مرتکب شد - قتلی کرد، دزدیای کرد، هر کاری کرد - دادگستری و دستگاه قضایی ایران حق ندارد به او بگوید بالای چشمت ابروست و بایستی قضاوت درباره او زیر نظر امریکایی‌ها انجام شود! این، یکی از قوانین ذلّتبار برای همه ملت‌هایی بود که به آن تن دادند. اما امام تسلیم نشدند و مقاومت کردند. فریاد امام در قم، در میان طلاّب علوم دینی بلند شد و این قانون را تقبیح کردند. رژیم وابسته هم عکس‌العمل نشان داد؛ امام را گرفت و به ترکیه تبعید کرد. این مربوط به چه شرایطی است؟ این مربوط به آن شرایطی است که دولت امریکا با دولت ایران کمال دوستی و همبستگی را دارد با هم منافع مشترک دارند و امریکا در ایران حضور دارد. یکی از نشانه‌ها و ثمرات حضور قدرت امریکا در کشور ما، همین قضیه است.

قضیه دوم، قضیه سیزدهم آبان سالِ پنجاه‌وهفت است که دوران شور و اعتلای مبارزات ضدّ رژیم و ضدّ امریکایی در ایران است. این باز یک چهره دیگر را نشان میدهد. در چنین روزی، دستگاه‌های وابسته به رژیم - که همه یا بسیاری از آن‌ها تربیت شده و دستور گرفته از امریکایی‌ها بودند - حتّی به دانش‌آموزان هم رحم نکردند. در این حادثه، ده‌ها دانش‌آموز کشته شدند. البته همیشه میکشتند، همیشه برروی مردم فشار میآوردند؛ اما این‌طور یکجا در شهر تهران این تعداد دانش‌آموز به خاک و خون کشیده شوند، این هم یک چهره دیگرِ استکبار است. این مربوط به کجاست؟ این مربوط به آن جایی است که مبارزات ملت با آن استکبارِ زیاده‌طلب و فزونیخواه بالا میگیرد. در چنین شرایطی، استکبار دیگر به هیچ چیز رحم نمیکند. علی‌رغم همه شعار‌های انسان دوستی و مردم دوستی و طرفداری از جوانان، حتّی با دانش‌آموز هم که سر و کار میافتد، ده‌ها دانش‌آموز را به قتل میرساند!

قضیه سوم، چهره دیگری است. مربوط به آن وقتی است که همین ملت - که سال‌های متمادی آن ظلم‌ها و آن تحقیر‌ها و آن دخالت‌ها و آن غارتگری‌ها را تحمّل کرده است - دیگر به پیروزی رسیده است. در دوران پیروزی این ملت، امریکا به زاویه رانده شده است؛ اما این‌جا هم دستگاه جاسوسی امریکا از تلاش باز نمی‌ماند و حرکاتی انجام میدهد که مردم و امام را دچار سوءظنّ شدید نسبت به سفارت امریکا میکند و جوانانی از میان دانشجویان، در چنین روزی، از راهپیمایی روز سیزدهم آبان استفاده و سفارت امریکا را تسخیر میکنند. جوانان دانشجو به آن جا رفتند و اسناد و مدارک را جمع‌آوری کردند و ده‌ها جلد کتاب - در حدود هفتاد جلد یا شاید هم بیشتر - منتشر نمودند که این کتاب‌ها نشان‌دهنده ارتباط سفارت امریکا با عناصر وابسته خودشان در داخل کشور ما - بعضی مربوط به قبل از انقلاب، بعضی هم مربوط به بعد از انقلاب - بود. بعضی از آن‌ها حتی در دولت موقّتِ آن روز انقلاب هم منصب و مقام داشتند؛ یعنی امریکایی‌ها دست بر نداشته بودند!

بنابراین، سه چهره از استکبار در روز سیزدهم آبان‌ماه دیده میشود: یکی در دوران اوج اقتدار امریکا در ایران که کاپیتولاسیون را به‌وجود میآورد و مقاومت امام را که مظهر مقاومت ملت ایران بود، و پاسخ جوانان را - که آن روز، اوّل جوانان حوزه علمیه، بعد هم جوانان همه کشور پاسخ دادند - به همراه دارد. قضیه دوم در هنگامِ اوج مبارزات همین ملت با استکبار است که نشان‌دهنده خوی درّندگی استکبار است که حتّی دانش‌آموز و نوجوان را به خاک و خون میکشد. قضیه سوم هم مربوط به وقتی است که این ملت بعد از سال‌ها اسارت توانسته است روی پای خود بایستد. انقلابش پیروز شده است و دولت تشکیل داده؛ اما آن‌ها جاسوسی میکنند! این جا ملت مقتدرانه وارد میدان میشود و ماجرای سفارت امریکا اتّفاق میافتد. این‌ها سه رمز و سه نماد بودند. اگر این سه قضیه را بر روی هم جمع کنید، به‌طور کلّی چهره استکبار، چهره مردم مظلوم، سرنوشت استکبار و سیر حرکت استکباری در کشور ما شناسایی میشود.

چرا مردم با استکبار مبارزه کردند و چرا استکبار بد است؟ باید توجّه کنید، اوّلین احساسی که یک ملت در مقابله با روح و خوی استکباری دارد، احساس دینی نیست؛ احساس غیرت ملی است؛ احساس هویّت و احساس وجود است؛ چون استکبار وقتی وارد کشوری شد و بر آن کشور مسلّط گردید، هویت ملی آن ملت را انکار میکند. منابع آن کشور را غارت میکند، در امور سیاسی آن کشور دخالت میکند؛ اما همه این‌ها فرع انکار هویّت آن ملت است. استکبار، اوّل هم که وارد میشود، نمیگوید من میآیم تا هویت ملی شما مردم را انکار کنم؛ این‌طور که نمی‌آید؛ به بهانه‌های مختلف وارد میشود. وقتی وارد شد، آن چیزی را که هدف میگیرد، هویت ملی است. یعنی فرهنگ، اعتقادات، دین، اراده، استقلال، حکومت، اقتصاد و همه چیز را از آن ملت سلب میکند و در مشت خود میگیرد؛ همان چیزی که در ایران قبل از انقلاب اتّفاق افتاده بود. این احساس است که ملت‌ها را در مقابل استکبار به جوش و خروش میآورد؛ لذا شما میبینید ملت‌هایی که این را هم ندارند، مسلمان هم نیستند، امروز - نه آن‌روز؛ آن‌روز کسی جرأت نمیکرد در مقابل امریکا بایستد؛ این راه را ملت ایران باز کرد - تا آن جایی که میتوانند، در مقابل امریکا میایستند.

امروز شما به مناطق مختلف دنیا نگاه کنید - من حالا نمیخواهم از کشور‌ها اسم بیاورم؛ اما این خبرها، خبر‌های موجودِ ساری و جاری در دنیاست - در فلان کشور که امریکایی‌ها پایگاه نظامی دارند و به مردم ظلم میکنند، علیه آن‌ها تظاهرات ملی میشود. در فلان کشور که فلان مقام امریکایی میخواهد برود، مردم قبل از آمدن او روی دیوار‌ها مینویسند که نیا! در فلان کشور، فلان قرارداد استعماری و استکباری را با دولت آن کشور امضا میکند و مردم به جوش و خروش میآیند؛ منتها دولت‌ها به خاطر مصالح خودشان نمیگذارند صدا‌های مردم همه‌گیر شود. دستگاه تبلیغاتی استکبار هم که دنیا را گرفته است. امروز تقریباً امپراتوری خبری، فضای تبلیغاتی دنیا را پر کرده است.

این رادیو‌هایی که شما اطّلاع دارید به زبان فارسی در ایران امواج منتشر میکنند، این‌ها بخشی از همان امپراتوری عظیم خبری برای اغفال ملتهاست؛ اکثر هم در مشت صهیونیست‌ها یا سرمایه‌داران بزرگی است که منافعشان با منافع امریکا گره خورده است. نمیگذارند این خبر‌ها در دنیا درست پخش شود؛ اما ملت‌ها در مقابل دخالت استکباری میایستند و به جوش و خروش میآیند. در عین حال هر ملتی این توفیق و اقبال را ندارد که بتواند کاری را که ملت ایران کرد، بکند. امتیاز ملت مسلمان ما، همین احساس ایستادگی در مقابل استکبار، همین احساس عزّت ملی و غرور ملی و احساس مقابله با آن قدرتی است که میخواهد وجود او را انکار کند. ملت ایران، کارِ کارستان و جانانه‌ای کرد؛ برای همین هم با ملت ایران بسیار بسیار بدند. کاری که ملت ایران کرد، تا آن‌روز هیچ ملتی با امریکا نکرده بود. با تجربه‌هایی که برایشان پیش آمد، تا امروز هم نگذاشته‌اند که این تجربه در ملت‌ها و در کشور‌های دیگر تکرار شود؛ ولی البته نخواهند توانست. قدرت ملت‌ها بالاخره فائق خواهد آمد؛ که حالا این به عهده آینده است و اگر ما هم نبینیم، شما ان‌شاءاللَّه آن روز‌ها را خواهید دید.

مقابله ملت ما با استکبار، ریشه دینی هم دارد. کلمه استکبار و مستکبر و در مقابلش استضعاف و مستضعف، در قرآن هست. وقتی ملت ما با این روحیه در مقابل امریکا و دستگاه فاسدِ وابسته به امریکا ایستاد، یک پشتوانه عظیم از اعتقادات و ایمان دینی پشت سرش بود و همین هم توانست او را موفّق کند و پیش ببرد. استکبار وارد هر کشوری میشود، سعی میکند آن کشور را تهی کند؛ یعنی تا هر جا بتواند، همه چیز آن کشور را به نفع خود مصادره میکند. امروز خودِ امریکایی‌ها - یعنی همان دستگاه تبلیغاتیای که گفتم - در صف مقدّم و بعضی قلم به مزد‌های واقعاً حقیر و پست، و شاید هم یک عدّه گول خورده و غافل در داخل کشور ما در صفِ پشت سر آن‌ها خیال میکنند که اگر امریکا ارتباطاتش با کشوری - مثلاً جمهوری اسلامی - عادّی شد و رابطه برقرار کردند، ناگهان همه مشکلات اقتصادی ملت ایران حل خواهد شد! اگر کسی این‌طور فکر کند، خطای عظیمی مرتکب شده است. ملت ایران، ارتباط با امریکا را یک دوره تجربه کرده است. امریکایی‌ها از سال سیودو که زمام قدرت استکباری را در ایران در دست گرفتند، تا سال‌های پنجاه‌وشش و پنجاه‌وهفت هرچه داشتیم، از ما گرفتند؛ هرچه بوده است، بردند. اغلب گرفتاری‌های امروز ملت ایران مربوط به آن دوران و همچنین دوران تسلّط انگلیسیهاست. انگلیس هم مثل امریکاست؛ فرقی نمیکند. قبل از امریکاییها، انگلیسی‌ها بر سیاست ایران مسلّط بودند. از اواخر دوران قاجار تا روی کار آمدن رضاخان، تا بعد - تا سال سیودو - همه چیز در ایران در دست انگلیسی‌ها بود. حکومت میآوردند، حکومت می‌بردند؛ نفت را می‌بردند، منابع را می‌بردند؛ فرهنگ را رقم میزدند و هر کار میخواستند، میکردند. بعد هم امریکایی‌ها آمدند و در آن رقابت بین‌المللی خودشان، از انگلیسی‌ها تحویل گرفتند؛ مثل یک منطقه مفتوحه!

یک ملت، با ارتباط با دولتی که اهداف استکباری دارد، هیچ خیر و سودی نمی‌برد. الان ببینید؛ کشور‌هایی که با امریکا ارتباط دارند - کشور‌های گوناگونی که در آسیا و آفریقا و سایر جا‌ها هستند - بسته به قدرت خودشان؛ اگر قدرت علمی بالایی داشتند، اگر در آن‌ها قدرت پیشرفت دانش و فنآوری و استقلال وجود داشته باشد، به همان اندازه میتوانند مقاومت کنند. اگر در درون خودشان نتوانسته باشند یک بنای شامخ به‌وجود آورند، آن قدرت استکبارىِ امریکا نه فقط به آن‌ها سودی نمیرساند، بلکه از آن‌ها بهره می‌برد، به آن‌ها ضربه هم میزند؛ آن‌ها را به بازار فروش محصولات خود - چه محصولات نظامی و چه محصولات بیارزش دیگر - بدل میکند؛ به غارت منابع آن‌ها میپردازد و در همه امور آن‌ها هم دخالت میکند. این، هدف استکبار است.

منبع: میزان