کد خبر: 192461

چرا حافظ تمام نمی‌شود؟

به مناسبت ۲۰ مهر روز بزرگداشت خواجه شمس الدین محمد شیرازی ملقب به حافظ، غزلسرای نامی و جهانگیر شعر فارسی درباره زندگی او به اختصار و به مثابه مقدمه‌ای در شناخت بیشتر آورده می‌شود. حافظ از قله‌های نامدار شعر فارسی است. نکته‌های آمده گزیده و برگرفته از آثار پژوهشی حافظ‌پژوهِ معاصر استاد بهاءالدین خرمشاهی است. 
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

خواجه شمس الدین محمد شیرازی (شیراز ۷۱۵ - شیراز ۷۹۲ ) بزرگترین غزلسرای زبان فارسی و مردم‌پسندترین شاعر ایران که نفوذش از شاعران محبوب و بزرگی چون فردوسی، مولانا و سعدی هم بیشتر است. زندگی او به روشنی شناخته نیست و از قدما کسی به شرح زندگی و سوانح عمر او نپرداخته است و اشارات کوتاه تذکره‌ها نیز غالباً نامستند و افسانه آمیز است. جدی ترین و قدیم ترین سندی که از یکی از معاصران و معاشران او در دست داریم، مقدمه ای است که شاگرد یا همدرس او که درست یا نادرست محمد گلندام نام دارد درباره او نوشته است.

تولد او را برخی از مورخان 717 هجری قمری و برخی دیگر 727 هجری قمری می دانند. برخی تخمین می زنند سال وفات حافظ نیز 792 هجری قمری بوده است.

خواجه شمس الدین محمد، حافظ شیرازی، از محبوب ترین شعرای ایران زمین است که با گذشت قرن ها، آثارش نه تنها در ایران بلکه در سراسر نقاط جهان به شهرت رسیده است. موضوع اشعار حافظ بسیار متنوع بوده و از شعرهای او در موسیقی سنتی ایرانی، هنرهای تجسمی و خوشنویسی استفاده می شود.

نام او به اجماع منابع شمس الدین محمد است. نام شعری یا مستعار او «حافظ» است که در وجه تسمیه آن، دو وجه محتمل است: نخست که مشهورتر است این است که او طبق تصریح همه منابع قدیم و جدید و اشارات متعدد در شعرش حافظ کل قرآن مجید بوده است و حفظ او فقط از برداشتن ساده نبوده است. و او به جای آنکه قاری ساده ای باشد، مُقری یعنی استاد قرائت و دانای قرائت هفتگانه و روایات چهارده گانه بوده است.

نام پدر وی، بها الدین و مادرش اهل کازرون بوده است. در خانواده ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه ی زمان خویش متولد شده است. در نوجوانی قرآن را به چهارده روایت آن از بر کرده از این رو به حافظ ملقب شد.

خواجه شمس الدین محمد، حافظ شیرازی، از محبوب ترین شعرای ایران زمین است که با گذشت قرن ها، آثارش نه تنها در ایران بلکه در سراسر نقاط جهان به شهرت رسیده است. موضوع اشعار حافظ بسیار متنوع بوده و از شعرهای او در موسیقی سنتی ایرانی، هنرهای تجسمی و خوشنویسی استفاده می شود.

در نزد ما ایرانی ها، "حافظ شیرازی" داننده اسرار نهان و عالم غیب می باشد که هنگام مواجه شدن با مشکلات یا دو راهی های زندگی یا در مراسم های مختلف ملی به او مراجعه کرده و تفال می زنیم و از شعرهای آن استفاده می کنیم.

غزلیات حافظ شیرازی

حافظ شیرازی را چیره دست ترین غزل سرای زبان فارسی می دانند. نوآوری اصلی حافظ در تک بیت های درخشان، مستقل و خوش مضمون است که سروده است. موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازله‌ است و غزل سرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانه پردازی است.

با آنکه حافظ غزل عارفانه ی مولانا و غزل عاشقانه ی سعدی را پیوند زده، نوآوری اصلی او در تک بیت های درخشان، مستقل، و خوش مضمون فراوانی است که سروده است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره های قرآن تأثیر گرفته است، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانسته اند.

گرایش حافظ به شیوه ی سخن پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوه ی سخنش با وی مشهور است. او از مهمترین اثر گذاران بر شاعران بعد از خود شناخته می شود. حافظ از مهمترین اثرگذاران بر شاعرانِ فارسی زبانِ پس از خود شناخته می شود. در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی اشعار او به زبان های اروپایی نیز ترجمه شد و نامش به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هر ساله در تاریخ 20 مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می شود.

در دوران امارات شاه شیخ ابواسحاق به دربار راه پیدا کرده و علاوه بر شاه اسحاق در دربار شاهان آل مظفر به نام شاه مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی راه داشته است.

در عصر جدید زندگینامه های معتبری درباره حافظ با تکیه بر منابع قدیم وشرح اشارات کم و کوتاه آنها فراهم آمده که به ترتیب تألیف عبارتند از: تاریخ عصر حافظ، اثر شادروان قاسم غنی، حافظ شیرین سخن نوشته شادروان محمد معین که در طبع جدید که به کوشش فرزند مؤلف فراهم آمده در دو مجلد است. سوم از کوچه رندان اثر عبدالحسین زرین کوب.

همسر و پسر حافظ

او فقط یک بار ازدواج کرد و پس از درگذشت همسرش دیگر ازدواج نکرد. همسر حافظ در همان سال های اول ازدواج پسری به دنیا آورده باشد که تنها فرزند حافظ است و او هم در دوران جوانی در راه سفر نیمه کاره به هند همراه پدرش، فوت می شود.

تخلص حافظ

تخلص شعری حافظ در پایان قریب به اتفاق غزل هایش (نزدیک به ۵۰۰ غزل) آمده است. حافظ همچنین به «خواجه» و «لسان الغیب» هم مشهور است. خواجه عنوان و لقبی اجتماعی است و به صدور و اعیان طراز اول اطلاق می‌شده است. اما لسان الغیب به گفته جامی در نفحات الانس، فرصت شیرازی در آثار عجم و قاصی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین، ابتدا بر دیوان حافظ اطلاق می شده، سپس به خود او اطلاق گردیده است.

آثار حافظ

دیوان حافظ شامل 500 غزل، 42 رباعی و چندین قصیده می باشد که در طول 50 سال سروده است. از آن جایی که حافظ تنها در لحظاتی که خاص و الهام بخش بود به سرودن اشعارش می پرداخت، به طور متوسط در هر سال فقط 10 غزل سروده و تمرکز او خلق اثری شایسته مقام واقعی معشوق بوده است. تاکنون بیش از چهارصد بار به اشکال مختلف به زبان فارسی و زبان های دیگر در دنیا به چاپ رسیده است.

آیا حافظ شهید است؟

در مقدمۀ گلندام هنگام نام بردن از حافظ، از او به «المولانا الاعظم السعید، المحروم الشهید، مفخر العلماء، استاد نحاریرالادباء» یاد شده و مرحوم قزوینی در حاشیه دیوان مصحح خود نوشته اند معلوم نشد به چه مناسبت اطلاق کلمه شهید بر او شده است. اما شادروان، امیری فیروزکوهی در نقدی که در کتاب ذهن و زبان حافظ بهاءالدین خرمشاهی نوشته است، معنای این کلمه را برای نخست بار روشن کرده‌اند. ایشان با استناد به منابع کهنی که در مزارات هستند و شرح سنگ های قبور را منعکس می کنند، نشان داده اند کلمه شهید نه از شهادت به معنای کشته شدن در راه خداوند و حق و حقیقت، بلکه به معنای گواهی است و «شهید» اصطلاحی قرآنی است و به کسی گفته می شد که علمای قرآن‌شناس، بر حفظ و قاری و مُقری بودن او محضر نویسند و گواهی دهند و اطلاق این کلمه به بسیاری کسان سابقه داشته و حافظ یکی از آنها بوده است.

آرامگاه حافظ

آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقه ی حافظیه، در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل های جان پرور درآمیخته با شعرهای خواجه واقع شده است.

درباره تاریخ تولد او قول واحد موثق نداریم. شادروان غنی سال ولادت او را ۷۱۷ ه.ق و شادروان معین با مشورت مرحوم علامه قزوینی، حدود ۷۱۵ ه. ق می داند. درباره تاریخ وفات او بین دو سال اختلاف است. بعضی منابع مرآت الخیال، آثار عجم، مقدمه دیوان مصحح قدسی سال درگذشت او را ۷۹۱ یاد کرده اند. از حافظ پژوهان عصر جدید، علامه قزوینی با استناد به قول محمد گلندام و فصیح خوافی و جامی در نفحات الانس و حبیب السیر و کشف الظنون و شرح سودی و استدلالات معقول، سال ۷۹۲ را درست می داند. آرامگاهش در مصلای شیراز است که امروزه آن و تأسیسات فرهنگی مربوط به آن را حافظیه می گویند و در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی مرکز حافظ شناسی فعالی در آنجا برپا گردیده است.

چرا حافظ تمام نمی‌شود؟

امروزه این مکان یکی از جاذبه های مهم گردشگری به شمار می رود و مسافران زیادی در داخل و خارج به این منطقه سفر کرده و از نزدیک با این مفاخر ارزشمند آشنا می شوند. اسکناس های هزار ریالی ایران از سال 1341 تا سال 1358 با نمایی از آرامگاه حافظ چاپ می شده است که نشان دهنده ی بالا بودن ارزش این شاعر در میان ایرانیان می باشد.

ممکن است بارها شعری از حافظ را خوانده باشیم اما وقتی بار دیگر آن را می‌خوانیم، با دریافت تازه‌ای از آن مواجه شویم. قرن‌هاست که شعر حافظ مورد بررسی قرار گرفته و پژوهش‌های بسیاری درباره آن انجام شده است، مدت‌های مدیدی است، از تاریخی دور تا کنون اثرگذاری حافظ بر ادبیات جهان ادامه دارد؛ اما شعر حافظ کهنه نمی‌شود. به راستی به قول محمدرضا شفیعی‌کدکنی، چرا حافظ تمام نمی‌شود؟

در «نیت» حافظ تمامی تاریخ انسان و انسانیت می‌گنجد

محمدرضا شفیعی‌کدکنی، شاعر، نویسنده و استاد ادبیات در پاسخ به این سوال که «چرا حافظ تمام نمی‌شود؟» در کتاب «مفلس کیمیافروش» می‌گوید: «شما وقتی در شعر انوری می‌خوانید: لمعه خنجرش از صبحِ ظفر شعله کشید/ همه میدان فلک خنجرِ بهرام گرفت / ساقی همتش از جامِ کرم جرعه بریخت/ آز، دستارکشان راهِ در و بام گرفت، اگر اهل فن باشید، محال است از این مایه وقوف بر اسرارِ علم کیمیای زبان حیرت نکنید. اما نیت کیمیاگر را که می‌نگرید می‌بینید هیچ است و پوچ ولی وقتی این بیت حافظ را می‌شنوید: بر لبِ بحرِ فنا منتظریم ای ساقی/ فرصتی دان که زِ لب تا به دهان این‌همه نیست، درجه حیرت شما از کیمیاگری شاعر، شاید تفاوتی با مورد مشابه آن در شعر انوری نداشته باشد، اما «نیت» کیمیاگر را نمی‌توانید نادیده بگیرید. در «نیت» انوری، خودش و ممدوحش به زحمت می‌گنجند و حتی جا برای یکی از این دو تن بیشتر وجود ندارد، اما در «نیت» حافظ تمامی تاریخ انسان و انسانیت می‌گنجد، از عصر حافظ تا هنگاهی که آخرین بشر در روی کره زمین یا یکی از کرات دیگر وجود داشته باشد.

تمام شاعران را با این دو معیار می‌توان سنجید و راز اقبال مردمان یا بی‌اعتنایی مردمان بدیشان را در تاریخ بازشناخت.

شعر، کیمیاگری شاعر است با واژه‌ها. آن‌چه شاعران را در طول تاریخ ادبیات ما عملا رده‌بندی کرده همین دو نکته بوده است: درجه «وقوف بر اسرار علم کیمیا» و دیگر «نیت» نهفته در خاطر کیمیا.»

راز ماندگاری حافظ در همدلی و همدردی او با ماست

همچنین فتح‌الله مجتبایی، نویسنده، مترجم و استاد ادیان و عرفان که معتقد است دیوان حافظ اگر پرخواننده‌ترین کتاب فارسی نباشد، بی‌شک بیش از هر کتاب فارسی دیگر طبع و نشر شده است در مقاله‌ای با عنوان «راز ماندگاری حافظ در چیست؟» (فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت) می‌نویسد: آن‌چه حافظ را از شاعران دیگر ممتاز می‌کند و در شمار ماندگاران کم‌نظیر تاریخ و فرهنگ ما قرار می‌دهد، تنها مضمون‌آفرینی‌ها و خیال‌پردازی‌های بی‌مانند او، و توانایی سحرآمیزش در ترکیب و آرایش کلام نیست.

شعر او ترکیبی است در هم تنیده از چند عالم فکری و عاطفی و ذوقی که با هم هم‌سو و هم‌جهت شده و فضای خاصی ایجاد کرده‌اند که هر پارسی‌زبانی خود را به نوعی در آن سهیم و شریک می‌بیند، و شرکت در این فضاست که موجب همدلی و همدردی شده و حافظ را «کاشف هر راز» و شعر او را  «ترجمان‌الاسرار» و لطیفه غیبیه کرده است.

این همدردی و همدلی بیش از هر چیز در دردهای مزمن و موروث تاریخی و اجتماعی این مردم است ـ ریاکاری‌ها، بیدادگری‌ها، عوام‌فریبی‌ها، حق‌کشی‌ها، دین‌فروشی‌ها، خودپرستی‌ها، زبون‌آزاری‌ها، و ده‌ها عامل دیگر که آثار و نتایج آن‌ها را هم در تکوین اندرزنامه‌ها و رساله‌ها و منظومه‌های اخلاقی و عرفانی می‌بینیم و هم در رواج و گسترش مسلک‌هایی چون جوانمردی و عیاری، ملامتی و قلندری، صوفیگری و خانقاه‌نشینی و برخی نهادهای تاریخی و فرهنگی دیگر.

این نهادها گرچه هر یک با گذشت زمان، خود مغلوب همان بلاها و دردهای مزمن و موروث شدند، لیکن در اصل عکس‌العمل‌هایی بودند در تقابل با شرایط موجود، و در عین حال انگیزه‌های پدید آمدن آثاری که امروز روشنگر و آگاهی‌بخش‌اند و شاید روزی در آسیب‌شناسی و درمانگری دردها و ناهنجاری‌ها به کار آیند. این ویژگی‌ در اشعار حافظ بسیار نمایان است. این‌که بعضی از اهل تحقیق گفته‌اند که حافظ آینه عصر خود است سخنی است درست، لیکن آن‌چه امروز در این آینه می‌بینیم انعکاس واقعیات و احوال یک عصر نیست، بلکه انعکاس حیات فکری و روحی مردم ایران است در طول تاریخ گذشته و در دوران‌های بعد از عصر حافظ، و بیان همان دردهای مزمن و موروث، همدلی و همدردی او با ما هنوز هم ادامه دارد، و از همین‌روست که ما هنوز تنها و تنها با دیوان او فال می‌گیریم و غم‌ها و شادی‌ها، خواست‌ها و آرزوها، بیم‌ها و امیدهای خود را با او در میان می‌گذاریم.

راز ماندگاری حافظ در همین همدلی و همدردی او با ماست. با ما از دردها و تلخکامی‌های زندگی می‌نالد، با ما بر ستمگران و ریاکاران می‌تازد، و با ما آرزومند است که طرحی نو در جهان افکنده شود و دور فلک بر منهج عدل استوار باشد.