کد خبر: 191654

جوخه اعدام چشم انتظار مردم در میدان ژاله

قلب خیابانی که رضا پهلوی از باغ محمدحسن خان سردار و همسر قجریش فخرالدوله بیرون کشید و ژاله نام گذاشت در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ پاره پاره شد و خونِ جوانان زیادی که مقابل چکمه ها و تانکهای گارد ویژه شاهنشاهی بر زمین نشسته بودند در کف خیابان جاری شد و سیلاب خون، فرجام شاهِ پسر و دودمان پهلوی را با ظلمت غروب جمعه سیاهی که خیابان و میدان ژاله را رنگ و بوی خون زد، عجین کرد.
اتاق خبر 24

محمدرضا پهلوی و دولت های فرمایشی او ناتوان تر از هر زمان دیگری تحمل شان را در برابر خواسته های به حقِ مردم انقلابی از دست دادند، آنان حتی تحمل اعتراض  و تظاهرات خاموش مردم را نداشتند و جواب اعتراض آرام آنان را با شلیک مسلسلها و فشنگهای جنگی پیاده نظام، تانکها، نفربرها و هلیکوپترهای بر فراز میدان و خیابان ژاله دادند و عزیزان ایران را در خون خودشان غسل دادند.

خبرنگار روزنامه فیگارو در گزارشی از وضعیت  مردم وحشت زده در خیابانهای منتهی به میدان ژاله نوشت: مردم شعار می دادند که ما شاه نمی‌خواهیم جمهوری اسلامی می خواهیم، ‌مرگ بر شاه جانی.

وی ادامه داد: در این روز آیت‌الله نوری از مردم خواست روی زمین بنشینند مردم هم لبیک گفتند اما نظامی ها به مدت ۳۰ ثانیه شروع به تیراندازی به طرف مردم بی‌دفاع و بی‌سلاح کردند و این اقدام چه کار آسانی بود، ‌چرا که جنگ نبود، ‌ بله یک کشتار دسته جمعی بود. خیابانی که تا دقایقی قبل از انبوه جمعیت سیاه می‌زد، ‌اکنون پر بود از اجساد،  کفش‌های خونین، پلاکاردهای پاره و زخمی‌هایی که کشان کشان خود را به طرف زخمی دیگر می‌رساندند.

عباس ملکی عکاس وقت روزنامه کیهان هم در تشریح واقعه میدان ژاله گفت: از میدان ژاله تا میدان خراسان پر از جمعیت بود. وقتی به میدان ژاله رسیدم چیزی دیدم که تا به حال در هیچ جا ندیده بودم و آن صحنه این بود که دو گروه از مردم و نظامیان روبروی هم سنگر گرفته بودند. نیروهای نظامی روبروی مردم زانو زده و به سمت آنها اسلحه گرفته بودند و در طرف دیگر مردی را دیدم که پیراهن خود را شکافته بود و به نظامیان می گفت تیراندازی کنید.  

وی خاطرنشان کرد: در ۱۷ شهریور مانند فردی که در رودخانه قرار می گیرد نمی فهمیدم که به کدام طرف می روم اما سعی داشتم وظیفه ام را به خوبی انجام دهم و سه گوشه میدان را کنترل کردم و عکس های آن روز از ماندگارترین عکس های تاریخ انقلاب شد.

یکی دیگر از شاهدان واقعه ۱۷ شهریور، علی محمد بشارتی بود. وی در کتاب «عبور از شط شب» با اشاره به کشتار ۱۷ شهریور و تعداد شهدای این قیام نوشت: ۱۷ شهریور تعداد زیادی از جنازه‌ها و افراد مجروح در جوی آب ریخته شده بودند. آمار رسمی که در خصوص تعداد شهدا اعلام کردند خیلی کمتر از تعداد واقعی آن‌ها بود. رژیم پهلوی تعداد شهدا را ۸۹ و تعداد مجروحین را ۲۵۰ تن اعلام کرد اما من که در بهشت زهرا (س) بودم روی پای یکی از جنازه‌های شهدا عدد ۱۷۲۳ را دیدم معلوم بود که این‌ها را از یک کانال رسمی مثلا ساواک عبور داده و جواز دفن گرفته بودند و آن شماره هم شماره مسلسل افرادی بود که از این مسیر گذشته بودند.

منبع: خبرگزاری ایرنا