کد خبر: 191180

جولان کرونا در اتوبوس‌های شب رو

تأخیر اتوبوس‌های شب رو، رعایت نکردن پروتکل‌های بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی، سناریوی تلخ این روز‌های کرونایی است.
اتاق خبر 24

 از درب خروجی امامزاده صالح (ع) خارج شدم و پس از عبور از هیاهوی دستفروش‌ها و مغازه‌های اطراف حرم که هنوز کرکره کسب و کار خود را پایین نکشیده بودند متوجه مسافرانی شدم که آن طرف خیابان در ایستگاه تجریش – راه آهن منتظر اتوبوس ایستاده بودند.

به طرف ایستگاه رفتم و مسافران بلاتکلیفی را مشاهده کردم که نه تنها در این ایستگاه, بلکه در جایگاه‌های دیگر هم از دیر آمدن اتوبوس‌های شب رو و نیامدن اتوبوس‌های تندرو صحبت می‌کردند.

در میان مسافرانی که تعدادشان در آن وقت شب هم کم نبود مرد جوانی اعتراض گونه گفت: " هر شب این داستانو داریم. اگه با مترو می‌رفتم زودتر می‌رسیدم." که دو زن دیگر با چهره‌ای در هم فرو رفته و گره اخمی روی پیشانی‌های خود, حرف او را قطع کردند و ادامه دادند: " همین که ما رسیدیم بی آر تی رفت. ناظرِ ایستگاه هم نبود وُ از هر کدوم راننده‌های اتوبوس‌های جایگاه‌های دیگه هم می‌پرسیم میگن اطلاعی ندارنو باید منتظر باشیم تا اتوبوس معمولیا بیان. ما هم بلاتکلیف موندیم. "

ده دقیقه‌ای از مکالمات میان مسافران نگذشته بود که دختر جوانی با صدای بلند فریاد ‌زد: "این چه وضعیه؟! یعنی کروناس. انگار نه انگار... همه کنار همدیگه ن... هیشکی رعایت نمی‌کنه... یکی سیگار میکشه و دودشو میده تو حلقمون... یکی دیگه ماسک نزده سرفه می‌کنه تو صورتمونو، اعتراضم بکنیم تازه بدهکارم میشیم."

از رفتن آخرین اتوبوس, نیم ساعت گذشته بود که صدای توقف اتوبوس معمولی زرد رنگی در ایستگاه کناری تجریش-راه آهن توجه عده‌ای از مسافران را به سوی خود جلب کرد؛ به طوری که آن‌ها از کنار اتاقک سفید رنگ ناظر ایستگاه به سرعت به سمت اتوبوس رفتند که راننده میانسالش در حال پایین آمدن از پله‌ها بود و با جدیت رو به مسافران گفت: " باید چند دقیقه وایسین تا برگردم. بیست دقیقه‌ای هم طول می‌کشه تا راه بیوفتیم. "

در همین حین، مسافرانی که بدون رعایت تقدم و تأخر، محکم به اتوبوس چسبیده بودند با صدای بلند اعتراض کردند.

یکی گفت: "نیومده داری میری؟!... آقا درو باز کن معطل شدیم... " دیگری گفت: " آقا یه ساعته ملتو نگه داشتی تا بری به کارت برسی؟! دیروقته... همه تو هم چسبیدیم... کروناس آقای راننده... خودت راحت رو صندلی تکیت می‌شینی وُ عینِ خیالتم نیس. ما بدبختا مریض میشیم."

پس از چند دقیقه, راننده, درب ورودی جایگاه آقایان را باز کرد و همه مسافران هم به سرعت خود را به جلوی درب رساندند و در تکاپوی پرداختن پول نقد بودند، چرا که راننده از آن‌ها پول نقد دریافت می‌کرد.

این در حالی است که با شیوع کرونا، مسئولان مربوطه تأکید کرده بودند که برای قطع زنجیره این ویروس، رانندگان ناوگان حمل و نقل عمومی به هیچ عنوان حق دریافت پول نقد از مسافران را ندارند، امّا گویا با رفتن آخرین اتوبوس تندرو و آمدن اتوبوس‌های شب رو, واقعیت رنگ بیشتری به خود ‌گرفته بود و از نظارت کافی در آن وقت شب خبری نبود.

روی یکی از صندلی‌های جایگاه بانوان نشستم و با وجود اینکه هنوز مدت تقریبا زیادی تا زمان حرکت اتوبوس باقی مانده بود، امّا هر دقیقه به تعداد مسافران اضافه می‌شد؛ به طوری که تراکم جمعیت باعث از بین رفتن مرز‌های فاصله گذاری اجتماعی شده و اجباری بودن ماسک در اتوبوس‌ها صرفا در حد یک نوشته بود.

اغلب آقایان, روی صندلی‌های جایگاه بانوان نشسته و کم نبودند بانوانی که با وجود داشتن کودک و وسایل زیاد در گرمای حاکم بر فضای بسته اتوبوس ایستاده بودند.

منبع: خبرگزاری ایلنا