کد خبر: 190923

چرا "عید غدیر" بزرگ‌ترین عید مسلمانان است؟

 استاد حوزه علمیه قم گفت: در دایره معارف اسلامی، عید، خلاصه در خوشحالی ظاهری و دنیایی نمی‌شود بلکه روزی عید است که در آن، سودی واقعی نصیب انسان شده باشد؛ سود واقعی نیز در چیزی جز بندگی و طاعت الهی معنا پیدا نمی‌کند.
اتاق خبر 24

شنبه هجدهم مردادماه و هجدهم ذی‌الحجه مصادف با عید سعید غدیر خم است. این روز به‌ دلیل انتصاب امیرالمؤمنین علیه‌السلام به خلافت عالم و آدم از سوی خداوند و ابلاغ پیامبر گرامی اسلام(ص) به‌عنوان مهم‌ترین عید مسلمانان به‌خصوص پیروان اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام محسوب می‌شود. به همین مناسبت گفت‌وگویی را با حجت‌الاسلام محسن رفیعی استاد حوزه علمیه قم ترتیب دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

* عید غدیر خم در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام با عنوان «عید الله الاکبر» یاد شده است و به‌ تعبیر دیگر، از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اعیاد مسلمانان به‌شمار می‌رود، به‌نظر شما علت این موضوع چیست؟

در دایره معارف اسلامی، عید، خلاصه در خوشحالی ظاهری و دنیایی نمی‌شود بلکه روزی عید است که در آن، سودی واقعی نصیب انسان شده باشد؛ سود واقعی نیز در چیزی جز بندگی و طاعت الهی معنا پیدا نمی‌کند. وقتی انسان احساس می‌کند که وظیفه خود در رابطه با بندگی خدای متعال را به درستی انجام داده و خداوند آن را پذیرفته است نشاطی درونی در او به وجود می آید که در ظاهر او نیز نمایان می‌شود.

به همین خاطر است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در بعضی از ایام عید می‌فرمود: «إِنَّمَا هُوَ عِیدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِیَامَهُ وَ شَکَرَ قِیَامَهُ، وَ کُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ؛ [نهج‌البلاغه، حکمت 420] این عید است براى کسى که خداوند روزه‌‏اش را قبول و نمازش را قدردانی کرده، و هر روزى که خداوند در آن نافرمانى نشود روز عید است.»

پس باید به دنبال قبولی اعمال باشیم. در این صورت، تشخیص وظیفه و راه درست، مقدم بر انجام عمل است؛ یعنی اگر راه صحیح را نشناسیم هر چه سریع‌تر برویم گمراه‌تر می‌شویم. راه درست تنها با ولایت شناخته می‌شود به همین خاطر است که عید غدیر که روز شناخت، ایمان و بیعت با ولایت است بزرگ‌ترین عید است. در روایات نیز بر همین مطلب تأکید شده است کسی که ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام را نپذیرد اعمال دیگر او، سودی به حالش نخواهند داشت. 

* به‌نظر شما امروزه و در این برهه زمانی ما به‌عنوان محبان و شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، چه وظیفه‌ای در قبال ماجرای غدیر داریم و چه درس‌ها و عبرت‌هایی می‌توانیم از این اتفاق بزرگ دریافت کنیم؟

همانطور که می‌دانیم ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ادامه نبوت و ولایت رسول خدا(ص) است و ایشان وظیفه ما را در همان خطبه روز عید غدیر بیان کرده‌اند. یکی از وظایف قطعی همه ما، ابلاغ و رساندن پیام عید غدیر یعنی ولایت حضرت علی علیه‌السلام است که رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله در مورد آن فرمود: «فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ؛ پس باید این پیام را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.» باید از بهترین روش‌ها، قالب‌ها و محتواها برای رساندن پیام غدیر استفاده کنیم. این، وظیفه تک تک ماست.

وظیفه دیگر نیز در همان خطبه بیان شده و آن بیعت است؛ البته بیعت واقعی و با تمام وجود و تصمیم و همت، نه بیعتی که اما و اگر و قید و تبصره داشته باشد اما درس‌ها و عبرت‌های غدیر بسیارند و همگی بزرگ و فراموش نشدنی. از جمله درس‌های مهمی که در اینجا می‌خواهم به آن اشاره کنم اهمیت برهه انتقال ولایت از پیامبر به امام و یا از یک امام به امام دیگر است. اینجا، لغزشگاه خطرناک امت است. در چنین شرایطی آزمون عمده، آزمون وحدت حول محور ولیّ زنده و ظاهر است.

ببینید حضرت موسی علیه‌السلام وقتی به کوه طور رفت و 30 روز وعده‌اش با خدا تا 40 روز به درازا کشید قبل از رفتن، جانشین انتخاب و معرفی کرد اما وقتی برگشت دید که مردم، گوساله‌پرست شدند؛ یعنی موسی علیه‌السلام را قبول داشتند اما هارون علیه‌السلام را نه. معلوم است که عدم تعهد مردم نسبت به جانشین منصوب الهی، موجب می‌شود امام آن زمان، کارایی حداکثری خود برای هدایت مردم را از دست بدهد؛ یعنی، در ادیان الهی، جایگاه مشارکت، بصیرت و اتحاد مردم بسیار مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است. پس، دو درس غدیر خم، دوری از تفرقه و نیز تبعیت از جانشین منصوب از طرف خداست.

نکته دیگر، بحث ارتجاع یعنی بازگشت به عقب است که بارها در انقلاب‌های دینی و غیردینی اتفاق افتاده است. عدم حفظ میوه غدیر خم که همان ولایت امیر مؤمنان علی علیه‌السلام بود باعث شد همین اتفاق پرتکرار در تاریخ، برای امت اسلامی نیز بیفتد. بازگشت به عقب، به این معناست که احکام شرع و سنت رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله که برای استقرار آنها تلاش و مجاهدت بسیار شده بود، دستاویز خواسته‌های فردی شده و مسیر مستقیم الهی که قطعاً توأم با سعادت دنیوی و اخروی امت اسلامی بود پیموده نشد.

یعنی با کنار گذاردن پیام غدیر، دوربرگردانی به سمت استکبار، زر اندوزی، قدرت‌طلبی و حکومت‌های سلطنتی اتفاق افتاد؛ چنان‌که حتی با حکومت کوتاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام پس از خلفای سه‌گانه باز هم این مسیر اصلاح نشد و عاقبت به حکومت‌های ظالم بنی‌امیه و بنی‌عباس منتهی شد. این را باید دانست که در صورت عبرت نگرفتن از تاریخ، بارها و بارها تکرار خواهد شد.

همان‌طور که مستحضرید در ماجرای غدیر خم علاوه بر اینکه عده‌ای با امیرالمؤمنین بیعت نکردند، عده‌ای نیز بودند که با دسیسه و حیله ابتدا به ظاهر بیعت کردند اما بیعت خود را شکستند. غدیر نقطه عطف در موضوع امامت و ولایت است.

* سؤالی که مطرح است اینکه پیامبر قبل از جریان غدیر بارها موضوع ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به مردم و اطرافیان مطرح فرمود، چه تفاوتی بین ابلاغ‌های قبلی ولایت امام علی علیه‌السلام با ابلاغ در غدیر وجود داشت؟

بله، درست است؛ اما با اینکه همه می‌دانستند اما عید غدیر برای اتمام حجت نهایی از چند جهت اهمیت و تمایز داشت. اول اینکه، دستور مؤکد الهی بود که حتماً باید ابلاغ نهایی صورت پذیرد. دوم اینکه، شرایط ویژه جمعیتی از نظر کثرت، تنوع، پراکندگی سکونت حاجیان، آخرین حج رسول خدا، ابراز و اصرار جدی در مقابل بدخواهان و منافقان حاضر در جمعیت، بیعت گرفتن منحصر به فرد از نظر کیفیت و کمیت اجرا، فرصت ناب وصیت علنی و نیز شرایط روحی مردم پس از گزاردن حج، باعث رسمیت، جامعیت و سندیت ویژه ابلاغ در غدیر خم شد. به همین خاطر، غدیر بیش از هر حادثه دیگری ماندگار و غیر قابل تحریف است.

* واقعه غدیر خم از چه لحاظ در دین اسلام دارای اهمیت است که خداوند در قرآن می‌فرماید: «اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»؟

رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله در طول بیست و سه سال جهاد تبلیغی بی‌بدیل، بر جاهلیت عرب آن زمان پیروز شد و با جذب تعداد زیادی به دین اسلام، پایه آن را بنا نهاده و قرآن را برای مردم به یادگار گذاشتند اما در این مدت فرصت اینکه مردم با تمام معارف قرآن آشنا شوند رخ نداد و تنها مشکل باقی مانده همین بود که مبادا با عروج ملکوتی پیامبر خدا، مسلمانان در گرداب شبهات، راه دین اسلام را گم کنند.

به عبارت دیگر، اسلام آمده بود اما مردم هنوز به کسی نیاز داشتند که بتواند آنها را در هنگام بروز شبهات و مشکلات راهنمایی کند و معارف قرآن را طبق نیاز آنها در هر زمان بیان کرده و هنگام بروز خطر انحراف، راهبر جامعه اسلامی باشد. پس در واقع، دیگر نیازی به پیامبر نبود اما مردم هنوز به راهنما و سرپرست الهی نیاز داشتند و این نیاز ضروری و اساسی، با اعلام ولایت امام علی علیه‌السلام پاسخ داده شد.

خلاصه اینکه، دین کامل شد، چون ادامه خط امامت و ولایت ترسیم شد؛ نعمت کامل شد زیرا با وجود ولایت است که مسیر خوشبختی و سعادت امت اسلامی قابل طی شدن است و نکته آخر این که، رضایت الهی نیز در «اسلام ولایت محور» نهفته است. یعنی همان طور که عرض شد، اعمال باید مورد قبول و رضایت خدای متعال قرار گیرند و از این آیه شریفه هم به خوبی روشن است که رضایت الهی و قبولی اعمال تنها در پرتو ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام محقق می‌شود.

منبع: خبرگزاری تسنیم