کد خبر: 190908

بیروت در آتش و شعر

انفجاری که بخشی از شهر بیروت را در خود سوزاند حالا شعرهایی را از این شهر دوباره تازه کرده است.
اتاق خبر 24

صدای انفجاری که روز سه‌شنبه (چهاردهم مردادماه ۹۹) در بیروت رخ داد، از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به گوش جهان رسید و در این میان، همدردی با زنان، مردان و کودکان زخمی و سوخته این شهر باعث شد تا شعرهایی که نشان از زخم‌های کهنه بیروت دارند، دوباره تازه و دست به دست شوند. 

در این میان شعری به نام «لبیروت» از جوزف حرب به زبان اصلی و به زبان فارسی با ترجمه محمد حمادی بیشتر توسط کاربران منتشر می‌شود. این شعر در پی می‌آید: 

«لبیروت من قلبی سلامٌ
لبیروت و قُبلٌ للبحر و البیوت
لصخرةٍ کأنها وجه بحارٍ قدیمِ 
هی من روحِ الشعب خمرٌ 
هی من عرقِهِ خبزٌ و یاسمین
فکیف صار طعمها طعم نارٍ و دخانِ
لبیروت مجدٌ من رمادٍ
لبیروت من دمٍ لولدٍ حُملَ فوق یدها
أطفأت مدینتی قندیلها
أغلقت بابها أصبحت فی السماء وحدها ... وحدها و لیلُ

أنتِ لی أنتِ لی أه عانقینی
أنتِ لی رایتی و حجرُ الغدِ
و موج سفرٍ

أزهرت جراح شعبی أزهرت..  
دمعة الأمهات .. أنتِ بیروت لی أنتِ لی أه عانقینی

جوزف حرب

**
بیروت را درود و سلامی از قلبم
و بوسه‌هایی نثار دریا و خانه‌هایش
برای صخره‌ای بسان چهره‌ی دریانوردی کهن
بیروت شرابی از روح و روان ملت،
بیروت نان و یاسمنی از دسترنج ملت است
پس چگونه به طعم آتش و دود درآمد
بیروت را افتخار و ابهتی‌ست از خاکستر
بیروت را خون فرزندی‌ست که بر دستانش حمل شد
شهر من چراغش را خاموش کرد
دروازه‌اش را بست و در آسمان تک و تنها ماند
تنها با شب...

تو از آن منی... آه تو از آن منی، مرا در آغوش بگیر
تو پرچم منی و دامان آینده‌ام
و موجی برای سفرم

زخم‌های ملتم شکفتند
شکفتند.. اشک‌های مادران...
تو از آن منی بیروت... تو از آن منی... آه مرا در آغوش بگیر»

منبع: خبرآنلاین