کد خبر: 190688

"داشتن مهارت" مهمترین شانس بقای انسان در برابر کرونا!

امروزه منطبق نبودن رشته‌های تحصیلی با نیاز بازار کار یکی از معضلاتی  است که گریبان بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی را گرفته است.
اتاق خبر 24

 «می خواهی در آینده ای چه کاره شوی؟!» این شاید مهم ترین  سوال  از یک کودک یا فارغ التحصیل باشد،کودکان و فارغ التحصیلانی که هنوز  وارد بازار کار نشدند ولی  پاسخ به این سوال شاید بخشی از اهدافشان باشد.

دانش آموختگانی که نه راه پیش دارند و نه راه پس!

هنگامی که یک دانش آموخته با یک نگاهی عمیق و همه جانبه رشته تحصیلی اش را با نیاز امروز بازار کار مقایسه می‌کند تازه متوجه می شود که رشته تحصیلی که قریب به ۲۰ سال برای کسب مدرک آن شبانه روز زحمت کشیده و ایام پردلهره‌ای را برای ادامه تحصیل گذرانده هیچگونه بازار کاری ندارد، بر وقت تلف شده و عمر هدر رفته خود افسوس می‌خورد، چرا که وقتی می‌بیند نه راه پس دارد و نه راه پیش، دلزده از درس و تحصیل، مدارک تحصیلی را در چمدان قدیمی خانه حبس کرده و تصمیم به  فعالیت در  شغل نان و آب دار می کند.

چنین افرادی  مشکلات دیگری هم دارند؛از یک طرف در طول دوران تحصیل در آموزش و پرورش و سپس آموزش عالی با هیچگونه مهارتی در حوزه‌های فنی و حرفه‌ای آشنا نشده،  و در کسب و کار خاصی هم  مهارت ندارد. از طرف دیگر هم داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد سطح توقع او از شغل و کار و کاسبی را بالا برده، به گونه‌ای که پرداختن به برخی کسب و کار‌ها را نمی‌پسندد و در شأن خود نمی‌داند و همین مسئله خود مزید بر علتی شده تا از بسیاری فرصت‌های شغلی باز ماند.

شادی یکی از فارغ التحصیلان رشته معماری در گفت وگو با خبرنگار ما می گوید: من به رشته معماری علاقه داشتم، هنوز هم دوست دارم،میخواستم رشته ریاضی بخوانم و در دانشگاه معماری بخوانم. ولی چون تقاضا برای رشته ریاضی در آن  سال زیاد بود، معدل بالای ۱۸ را ثبت نام می کردند، معدل من هم ۱۷ بود  و یکی از همکلاسی هایم که معدل ۱۷ بود، چون پارتی داشت وارد رشته ریاضی شد. نحوه برخورد مدیر دبیرستان و ماجرای همکلاسیم در  روحیه ام تأثیر گذاشت و باعث دلزدگی ام از رشته ریاضی شد.

او در ادامه گفت: از دبیرستان مستقیم رفتم و  در هنرستان ثبت نام کردم، البته مشاور مدرسه اصرار می کرد که تجربی بخوانم.

شادی ادامه داد: دو سال در هنرستان درس خواندم، اما انگیزه درس خواندنم خیلی کم بود، در درس‌های عمومی نمره متوسط می گرفتم، ولی در درس‌های تخصصی قوی بودم. در آن سال هم که میخواستم کنکور بدهم، آموزش پرورش مدعی شده بود که  ممکن است کنکور فنی حذف شود؛ من هم درس نخواندم! یک سال پشت کنکور ماندم، اوایل درس خواندم، ماجرای ازدواج برادرم  پیش آمد، تنبلی کردم و درس نخواندم، بازم قبول نشدم و وارد دانشگاه علمی کاربردی به صورت پودمان شدم.

او بیان کرد: سه سال برای فوق دیپلم به اجبار با واحد‌های کم پودمان  درس خواندم. برای کارشناسی روز قبل امتحان همه کتاب ها را  مرور کردم و توانستم شبانه قبول شوم،به خاطر  راه دور و هزینه زیاد، نرفتم. کارشناسی را در موسسه غیر انتفاعی نزدیک محل زندگی گرفتم و  سال ۹۵ درسم تمام  شد، ولی هنوز دنبال مدرکش نرفتم! میخواستم  به شهر تهران برای کار در رشته ام  بروم  و  ازدواج کردم و در همین جا  ماندگار شدم.
شادی خاطر نشان کرد: تنبلی و پیگیری نکردن خودم، نداشتن راهنما و کم بودن زمینه کار در گیلان باعث شد من به اینجا برسم و هم معماری  و  گل و گیاه از علاقه مندی هایم است؛ میتوانستم به هر دو باهم آن ها برسم، ولی نشد!

آیا شعار گذراندن مسیر حل و رفع مشکل بیکاری از توسعه مهارت‌های فنی حرفه‌ای کشور،محقق شده است؟

عباس بیات کارشناس آموزش‌های فنی وحرفه ‌ای و مهارتی هم معتقد است: ۲ عامل کلی وجود دارد؛ عامل اول اینکه دانش آموزان شناخت کافی از علاقه مندی هایشان پیدا نمی کنند که این انتخاب با علاقه آنها  همسان باشد. عامل دوم مسئله نظام آموزشی است یکی از اهداف تربیت بارور کردن استعداد‌ها و شناخت خود فرد از خودش است و نظام آموزشی وظیفه دارد بچه‌ها را به خودشناسی برساند؛ اما نظام آموزشی با این مشکل مواجه است.

منبع: خبرگزاری ایسنا