کد خبر: 190662

روزی که گور منافقان کنده شد‌

عملیات مرصاد، روزی که توهم مهران تا تهران در تنگه چارزِبَر دفن شد. 5 مرداد 67 حمله گروهک منافقین به خاک ایران نشان داد رسم خیانت در این فرقه تروریستی نهادینه است.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

دوران دفاع مقدس کتابی زرین و سرشار از افتخارات و حماسه‌آفرینی ملتی بزرگ و قهرمان است که در دفاع از اعتقادات و استقلال خود بپاخاست و تا اخراج متجاوزان خیره‌سر لحظه‌ای از پای ننشست.

هر صفحه از این کتاب سترگ، حدیث ایثار و ازخودگذشتگی قهرمانان مقاومی است که حتی  به بهای شهادت در مقابل دشمنان متجاوز و کینه‌توزی که با طمع به خاک پاک میهن عزیزمان، سرحدات آن را جولانگاه خود ساخته‌ بودند صف‌آرایی کرده و با طراحی و اجرای عملیات‌های مهم سرنوشت‌ساز، خصم زبون را از کرده نکوهیده و احمقانه خویش پشیمان ساخته و با شکست و هزیمت آشنا کردند.

یکی از عملیات‌های مهمی که در اواخر هشت سال دفاع مقدس توسط رزمندگان اسلام در زمانی کوتاه طرح‌ریزی و انجام شد عملیات مرصاد است که اجرای آن به مثابه تیر خلاصی بر رویاهای سردار معدوم قادسیه و آغازی بر پایان حیات ننگین و سرشار از خیانت سازمان مجاهدین (منافقین) خلق بود. این نوشتار در تلاش است تا در چهلمین سالگرد دفاع مقدس به معرفی مختصر این عملیات بپردازد.

گروهک مجاهدین‌خلق چگونه به‌وجود آمد؟

مزدوریِ این گروه برای صدام و جبهه غربی-عربی در دهه شصت و بعد از آن موجب شده تا هیچ پایگاه اجتماعی در بین مردم نداشته باشند و این عدم محبوبیت را می‌توان در فرسودگی سازمان در سال‌های اخیر و محدود شدن اعضای آن به عده‌ای افراد پا به سن گذاشته و مسلوب‌الاراده در اردوگاه آلبانی مشاهده کرد.

هرچند مزدوری فصل مشترک شخصیت‌ها و احزاب مخالف نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور است اما مجاهدین خلق در این فقره آن‌چنان گوی سبقت را از سایرین ربودند که موجب شده حتی در بین گروه‌های اپوزیسیون نیز منفور باشند. علت آن هم همکاری با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ملت ایران و رزمندگان است...

فرار منافقین از ایران و پناه بردن به دامن صدام

سازمان بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که وارد فاز مسلحانه و ترور در داخل کشور شد، مرکزیت خود را به فرانسه منتقل کرد و با تشکیل شورای به‌اصطلاح ملی مقاومت با حضور ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی، یک دولت در تبعید را تشکیل دادند. (هرچند بعد از مدتی بنی‌صدر نیز نتوانست با رجوی همکاری کند و از این شورا جدا شد.)

فعالیت گروهک منافقین در بین سال‌های ۶۰ تا ۶۴ بر ترورهای داخل ایران متمرکز بود. یک بخش از این جنایات معطوف به ترور سران نظام به‌اصطلاح منافقین «راس هرم» بود که واقعه ۷ تیر و ۸ شهریور(انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری) از آن جمله است و یک بخش نیز زدن سرانگشتان نظام (اصطلاحی که منافقین به‌کار می‌بردند) بود که شامل مردم کوچه و بازار می‌شد که گاه تنها جرمشان داشتن عکس امام خمینی یا شهدای انقلاب بر دیوار مغازه‌شان بود. با این وجود بعد از ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۱ و ترور مرکزیتِ داخل کشورِ سازمان در خانه‌ای در زعفرانیه و هلاکت موسی خیابانی (مرد شماره دوم سازمان) واشرف ربیعی همسر رجوی که هدایت ترورها را برعهده داشتند، به مرور از توان و ظرفیت این گروه در داخل کشور کاسته شد.در این مقطع برخی نفرات دستگیر یا اعدام شدند، برخی در درگیری‌های کمیته با خانه‌های تیمی به هلاکت رسیدند، تعدادی به خارج کشور رفتند و عده‌ای نیز مخفیانه در ایران زندگی می‌کردند. در این زمان البته بخشی از اعضای سازمان با حضور در خاک عراق به فعالیت‌ها محدود نظامی و رادیویی علیه جمهوری اسلامی مشغول بودند.

مهاجرت منافقین به عراق و تأثیر آن بر تحرکات آخر جنگ

سال ۱۳۶۵ سالی مهم برای سازمان منافقین و نقطه بارزی در فعالیت‌های منحرف و خائنانه آن بشمار می‌رود که در تصمیمات و سرنوشت آینده کادر رهبری آن تأثیر بسزایی ایفا کرد. در این سال مسعود رجوی که پس از شکست تحرکات مذبوحانه اعضای فرقه انحرافی خود در خردادماه ۱۳۶۰ با رها و قربانی کردن همسر قانونی (اشرف ربیعی) و صمیمی‌ترین دوست و البته رقیب حزبی خود (موسی خیابانی) در مردادماه همان سال به فرانسه متواری و فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای جمهوری اسلامی فعالیت و یا بعبارتی خوشگذرانی می‌کرد پس از ارتکاب جنایت‌های تروریستی بسیار و شهادت تعداد کثیری از مردم بی‌دفاع در شهرهای مختلف کشور، با بهبود نسبی روابط سیاسی میان دو دولت ایران و فرانسه، ناچار به ترک این کشور و عزیمت به عراق شد.

در این مهاجرت بزرگ، اعضای این فرقه نیز که از ابتدای سال ۱۳۶۱ به سایر کشورهای اروپایی متواری شده‌ بودند سرکرده خود را همراهی کردند. از آن تاریخ صدام با پذیرش و در اختیار نهادن امکانات و تجهیزات پیشرفته نظامی و مخابراتی، از منافقین جهت تحقق اهداف اطلاعاتی مانند جاسوسی از طریق نفوذ به سازمان‌های اطلاعاتی و نظامی، تلاش جهت تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی، انجام عملیات نظامی مانند طراحی و اجرای عملیات موسوم به فروغ جاویدان و یا سرکوب قیام مردمی و کشتار شیعیان و کردهای عراق پس از شکست صدام در عملیات طوفان صحرا و اخراج نیروهای بعثی از کویت در سال ۱۹۹۱ استفاده کرد.

شرح عملیات مرصاد

عملیات مرصاد نام پاتکی است که توسط رزمندگان اسلام در پاسخ به عملیات مزدوران منافق موسوم به «فروغ جاویدان» در ابتدای مردادماه سال ۶۷ انجام گرفت و طی آن خسارات سنگین و غیرقابل جبرانی به تشکیلات و سازمان جنگی منافقین وارد آمد. امیر دریابان علی شمخانی دبیر فعلی شورای امنیت ملی کشور و از فرماندهان دوران دفاع مقدس، استعداد نیروهای منافق در عملیات مرصاد را ۲۵ تیپ و در مجموع چهار یا پنج هزار نفر ذکر کرده است. نیروهای بعثی عراق قبل از تجاوز منافقین، عملیات خود را در صبح سی و یکم تیرماه ۱۳۶۷ در جبهه جنوب با استفاده از شش لشکر آغاز و در جبهه غرب نیز منافقین را که از سه محور کرند - پاتاق- سرپل ذهاب، قلاجه - سگان - سرپل ذهاب و گردنه قلاجه - گیلان‌غرب - قصرشیرین قصد نفوذ به مرزهای کشورمان را داشتند، از زمین و آسمان پشتیبانی کردند که نتیجه اولیه آن، تصرف دو شهر مهم سرپل ذهاب و قصرشیرین بود، اما تلاش منافقین جهت اشغال کرند و اسلام‌آباد غرب بعلت مقاومت جانانه رزمندگان نیروی زمینی ارتش از لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه، سپاه پاسداران، نیروهای ژاندارمری و گروه‌های مدافع کرد بومی و مردمی منطقه تا سه روز ناکام ماند.

سرانجام نیروهای متجاوز عراقی و منافقین در روز سوم بعد از درگیری و مقاومت جانانه رزمندگان اسلام توانستند از طریق سرپل ذهاب به سمت گردنه پاتاق پیشروی و دو روز بعد آن را اشغال کنند. امیر سرتیپ دوم بازنشسته مهدی رادفر فرمانده وقت لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه در خاطرات خود می‌‍ ‎‎‌نویسد: «در روز پنجم عملیات، نیروهای عراقی در محور پاتاق با استفاده از آتش هوایی و توپخانه، منافقین را پشتیبانی کردند و منافقین توانستند گردان ژاندارمری ما را روی گردنه پاتاق شکست داده و به طرف کرند پیشروی کنند.» نیروهای بعثی هم‌زمان با هجوم مزدوران منافق، روستاهای اطراف شهرهای گیلان‌غرب، ثلاث باباجانی، پاوه و دالاهو را در استان کرمانشاه بمباران شیمیایی می‌کنند. منافقین پس از تصرف شهر کرند غرب در تاریخ سوم مردادماه ۱۳۶۷ عازم شهرستان اسلام‌آباد غرب شده و در عصر همان روز توانستند علیرغم مقاومت نیروهای نظامی و مردمی وارد شهر شوند و روز بعد با تصرف پادگان تیپ ۲ زرهی لشکر ۸۱ زرهی، شهر مظلوم اسلام‌آباد غرب بدست منافقین افتاد.

پس از این حادثه تلخ و خطر سقوط شهر کرمانشاه، مقامات کشوری و لشکری عازم جبهه غرب شدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت) و مرحوم آیت‌الله رفسنجانی به شهر کرمانشاه عزیمت کردند و امیر سرتیپ حسنی سعدی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش به همراه گروهی از فرماندهان عالیرتبه این نیرو از جمله امیر شهید سرتیپ دوم یعقوب علی‌یاری (فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب) و امیر سرتیپ دوم منوچهر کهتری نیز عازم مناطق عملیاتی شده و در گردنه قلاجه مستقر شدند. امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی نیز با یک فروند فالکون ضمن ورود به کرمانشاه و حضور در پادگان هوانیروز این شهر، طراحی عملیات انهدام نیروهای مهاجم را آغاز کرد و امیر شمخانی و سردار رشید نیز به همراه ایشان وارد کرمانشاه شدند.

از آن سوی نیروهای منافق پس از اشغال شهر اسلام‌آباد غرب و تخریب و ارتکاب جنایات جنگی در این شهر (از جمله اعدام فجیع سرهنگ سلیمی فرمانده مدافعان پادگان اسلام‌آباد غرب و قتل‌عام و سوزاندن پیکر پاک مجروحان و کارکنان شجاع بیمارستان این شهر که بنا بر وظیفه و تعهد اخلاقی در بیمارستان مانده بودند) از طریق گردنه حسن‌آباد و به صورت ستونی راهی شهر کرمانشاه می‌گردند البته در این مرحله از سرعت نیروهای مهاجم بعلت تخلیه مناطق مسکونی و حرکت و ازدحام گروه‌های انسانی کاسته شده‌ بود.

سرانجام ستون موتوری مزدوران رجوی، صبح روز چهارم مردادماه به سمت گردنه حسن‌آباد حرکت و پس از عبور از آن راهی گردنه چهارزبر شدند. پادگان ارتش در اسلام‌آباد غرب در عصر چهارم مردادماه با یورش رزمندگان اسلام مجدداً به کنترل نیروهای ایرانی درآمد.

گردنه چهارزبر

این گردنه جنگلی، در ۴۴ کیلومتری جنوب غرب شهرستان کرمانشاه (ما بین ماهیدشت و اسلام‌آباد غرب) و در مجاورت روستایی به همین نام واقع است. در گویش محلی، این گردنه به نام «مله چوار زه‌وهر» معروف و عبور جاده مهم و ترانزیتی کرمانشاه – خسروی، یکی از دلایل اهمیت آن است. بررسی متون مختلف تاریخی و نظامی، نشانه آن است که گردنه چهارزبر از دیرباز یکی از مواضع اصلی دفاعی غرب ایران به‌شمار می‌رود. به طورمثال به روایت احمد نوروزی فرسنگی و در خلال جنگ دوم جهانی، سپاه غرب ارتش مرکب از لشکرهای کردستان و کرمانشاهان به فرماندهی سرلشکر حسن مقدم (ظفرالدوله) از روز چهارم شهریورماه تا زمان ابلاغ «ترک مخاصمه» از مرکز در ساعت ۱۰:۴۰ دقیقه روز ششم شهریورماه ۱۳۲۰ به مدت دو روز، در مقابل چهار حمله نیروهای مشترک و مهاجم انگلیسی و هندی مقاومت و ضربات و تلفات سنگینی را به نیروی متفقین وارد ساخت.

این گردنه پس از پایان دفاع مقدس به گردنه مرصاد تغییرنام یافت. منافقین پس از رسیدن به تنگه چهارزبر در ۳۵ کیلومتری کرمانشاه با رزمندگان شجاع تیپ مستقل ۱۲ حضرت قائم (عج) استان سمنان به سرپرستی برادر مهدی مهدوی و برادر علی‌اصغر خانیان (تحت‌امر قرارگاه نجف سپاه پاسداران به فرماندهی شهید سردار نورعلی شوشتری) که ساعاتی قبل بنا بر شرایطی خاص و بدون برنامه‌ریزی و سازماندهی قبلی در این محل مستقر شده‌ بودند مواجه شدند. «در آستانه عملیات مرصاد، تیپ ۱۲ قائم (عج)، در خط پدافندی مرزی ملخ‌خور مریوان استقرار داشته‌ است به واسطه داشتن اردوگاه صادقین در سه راهی کوزران کرمانشاه و نیروهای گردان قمر بنی‌ هاشم (ع) که آماده رفتن به مرخصی بودند، بنابر مشیت الهی شب را در آن جا می‌مانند. به علاوه بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و تحرکات جدید عراق در جبهه‌های غرب و جنوب کشور و فرمان امام خمینی (ره)، نیروهای گردان سیدالشهدا (ع) و امام حسین (ع) یک روز قبل و گردان‌های امام رضا (ع) و روح‌ الله (ره) نیز در روز هجوم منافقین به منطقه مرصاد می‌رسند.»

بنابراین در هنگام درگیری نیروهای منافق با مدافعان ایرانی در تنگه چهارزبر (تنگه یادشده بعد از این عملیات بعلت رشادت و جانفشانی نیروهای ایرانی به تنگه مرصاد تغییرنام یافت)، پنج گردان از تیپ ۱۲ قائم (عج) در مقر این تیپ حاضر بوده‌اند. در شب پنجم مرداد، نیروهای این تیپ تا سپیده صبح در مقابل نیروهای مهاجم مقاومت کردند و با احداث خاکریز بر روی جاده موفق شدند تا پیشروی منافقین را متوقف کنند. در عملیات غرورآفرین مرصاد تعداد ۵۷ نفر از کارکنان غیور این تیپ به شهادت رسیدند و ۲۲۸ نفر نیز مجروح شدند. فرمانده معظم کل قوا (مد ظله العالی) در جریان سفر به استان سمنان در آبان‌ماه سال ۱۳۸۵ و در جمع ایثارگران آن دیار درباره تلاش و عملکرد تیپ مستقل ۱۲ قائم (عج) فرمودند: «تیپ قائم (عج) در عملیات مرصاد نقش مهمی ایفا کرد. شنیدم نقش تیپ قائم (عج) در عملیات مرصاد آن چنان بود که اگر نبود؛ دشمن ممکن بود تا کرمانشاه پیش بیاید. آن که ایستاد، تیپ قائم (عج) بود. این‌ها در تاریخ می‌ماند.»

جلادهای دیروز، هشتگ‌سازهای تروریسم مجازی امروز

اگر روزی منافقین جان مردم را هدف ترورهای خود قرار می‌دادند، امروز به برکت امنیت ایجاد شده دست آنها از جسم مردم کوتاه شده، اما امروز با تبدیل شدن به پادوهای مفلوک پروژه رسانه‌ای آمریکا و اروپا علیه ایران ، همچنان افکار و اعتقادات مردم در معرض تجاوزات آنهاست. آنان با استفاده از بستر فضای مجازی همه روزه به هشتگ‌سازی علیه ایران اسلامی مشغول هستند که در این زمینه هم گفتنی بسیار است.

اسارتگاه ‌اشرف در عراق، اسکانی موقت در فرانسه و سپس کمپی محصور در روستایی در نزدیکی تیرانا سرنوشت دهه‌های اخیر فرقه رجوی است. فرقه‌ای که امروز مجبور است حتی مرگ و زندگی عنصر اصلی خود یعنی مسعود رجوی را در هاله‌ای از ابهام قرار دهد و به‌رغم زندگی مخفیانه و ذلت بار او در آلبانی، درباره او سخنی نگوید. بیماری مریم رجوی سرکرده عملیاتی این گروه در کنار رسوایی روزافزون این سازمان و تشدید جداشدگی کادرهای ظاهراً وفادار معضلاتی است که رجوی‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

منافقین، امروز آخرین نفس‌های خود را می‌کشند و بدون هیچ پایگاه اجتماعی در داخل ایران، صرفا به دلارهای سعودی و آمریکایی دل خوش کرده‌اند تا بلکه از این طریق بتوانند برای خود وجاهتی به‌منظور بازیگری کسب کنند. مرگ تدریجی منافقین در حالی است که این گروهک در حوزه استراق‌سمع و دریافت اطلاعات از داخل، هزینه‌های زیادی در سال‌های اخیر پرداخت کرده و امروز منبع اطلاعاتی برای سازمان‌های جاسوسی کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی، ازجمله رژیم اسرائیل و عربستان تبدیل شده‌اند. خبرسازی در مورد اوضاع داخلی ایران، تضعیف نقاط قوت نظام، تخریب افکار عمومی، اثرگذاری در رسانه‌های گروهی و فضای مجازی، حتی کامنت‌نویسی از کارهایی است که منافقین مفلوک در سطوح مختلف انجام می‌دهند. این تروریست‌های آواره که روزی سودای رسیدن به تهران را در سر خود می‌پروراندند این روزها با خفت و خواری در سوله‌های متروک روز خود را با هشتگ‌سازی علیه جمهوری اسلامی در فضای مجازی شب می‌کنند و برای دو روز بیشتر ادامه دادن به زندگی سراسر نکبت و جنایت خود به سرویس‌های جاسوسی غربی، عربی، عبری سرویس می‌دهند.

ملت ایران فراموش نخواهد کرد...

ایران، وطن‌فروشی، خیانت و جنایت، بمب‌گذاری، ترورهای بی‌هدف، تیغ و تیزی کشی و شکنجه منافقین را فراموش نمی‌کند. اصلاً تاریخ، اهل نفاق را فراموش نمی‌کند. و آنها که کشور را در سال‌های ۷۸ و ۸۸ و ۹۸ به آتش کشیدند. کسانی که بدتر از گروه قبلی، آرامش و اقتدار و اقتصاد و استقلال و فرهنگ و جمهوریت نظام مردم را نشانه گرفته و بی‌شرمانه معیشت مردم را برای مذاکره با آمریکا گروگان گرفته‌اند و با کارشکنی مأمور بدبین کردن مردم به انقلابند و غافلند از اینکه خدا در کمین آنها هم هست.