کد خبر: 190377

رمزگشایی از پشت پرده مانتوهای جلوباز

داده های موجود در بازار، سرنخ هایی که از لابه لای صحبت های فروشندگان مانتو به دست می آید، مشاهدات ما از فروشگاه های لاکچری پایتخت و صحبت های رییس اتحادیه پوشاک، نشان می دهد پدیده مانتوهای جلوباز و عادی سازی پوشش نامتعارف در میان بانوان حکایت از یک پروژه دقیق و حساب شده دارد.
اتاق خبر 24

مخاطبان خبرگزاری فارس به تازگی سوژه ای را در سامانه «فارس من» با عنوان "بر فعالیت تولیدکنندگان پوشاک نظارت شود" با 21 هزار و 176امضاء ثبت کرده‌اند. مردم  در این کمپین از وضعیت نامناسب مانتوهای موجود  در بازار گلایه کردند، خواستار ریشه یابی پدیده مانتوهای جلوباز شدند و از عادی شدن این سبک از پوشش نامتعارف انتقاد کردند.

 پیگیری مطالبه 21 هزار نفری را  از بررسی میدانی و حضور در فروشگاه های مانتو در هفت‌تیر شروع می‌کنیم. پای صحبت ها و گلایه های فروشندگان می نشینیم، بررسی اوضاع بازار پخش عمده مانتو در تهران و گشت و گزار در یکی از پاساژهای لاکچری هم سرنخ های خوبی به دستمان می دهد. در پایان برای پیگیری مطالبات مردمی، سراغ رییس اتحادیه پوشاک و تولید کنندگان می رویم.

مانتوی دکمه دار روی دستمان می ماند

میدان هفت تیر و فروشگاه هایش اولین و بهترین گزینه برای شروع گزارش میدانی است. به عنوان خریدار وارد یکی از فروشگاه ها می شویم. مانتوهای جلوباز کنار هم ردیف شده اند و هر کدام در عجیب و نامتعارف بودن مدل به کناری طعنه می زند، کمی که دقیق شوی در میان انبوه مانتوهای جلوباز هیچ رد و نشانی از مانتوی دکمه دار پیدا نمی کنی. از فروشنده سراغ یک مانتوی تابستانی و دکمه دار را که می گیرم، این جواب را می شنوم؛ «مانتوی تابستانی دکمه دار نداریم. یکی از همین مانتوهای جلوباز را بپسندید، من خیاطی به شما معرفی می کنم، برایتان دکمه یا زیپ بزنند با هزینه ما.» می پرسم:« خوب چرا مانتوی دکمه دار نمی آورید؟»

با این روش بازرسان اتحادیه و اماکن را دور می زنیم

گفت و گوی ما و فروشنده جوان که به اینجا می رسد، صاحب فروشگاه جلو می آید و می گوید؛« هیچ کس نمی خرد.» با این پاسخ قانع نمی شوم ومی پرسم:« تکلیف من متقاضی چیست؟» می گوید :«به نفع من هست که مانتوی دکمه دار بیاورم. از بازرسی های اداره اماکن و ناظران اتحادیه پوشاک هم خلاص می شوم. اما موضوع این است که تقاضایی برای خرید مانتوهای دکمه دار در بازار وجود ندارد. مانتوی دکمه دار روی دستمان می ماند.»

صاحب فروشگاه، مانتوی شیشه ای را از لابه لای مانتوها بیرون می آورد و می گوید:« می دانید هر روز چند دختر جوان از ما مانتوی شیشه ای می خواهند؟  فروشگاه من  در موقعیتی قرار دارد که در معرض دید است و اداره اماکن  اول از همه سراغ من می آید، برای همین مجبورم این مانتوهای پرتقاضا را در رگال های پشتی قرار دهم تا از چشم آنها دور بماند.همه بازار پر شده از مانتوهای جلوباز، هر چند وقت یک بار سرو کله بازرسان اتحادیه و اماکن پیدا می شود. خبر آمدن بازرسان خیلی زود در راسته مانتوفروشی ها می پیچد.بعضی ها مغازه را برای یکی دو ساعت می بندند تا بازرسان بروند و آب ها از آسیاب بیفتد، بعضی هم تا رسیدن بازرسان،به مانتوهای جلوبازی که در دید قرار دارد سنجاق می زنند. یک دورباطل که هیچ فایده ای ندارد.»

وقتی مانتوهای جلوباز یکی یکی وارد بازار شد، کجا بودید؟ 

وارد فروشگاه بعدی می شوم، همان مانتوها با همان مدل های عجیبی و غریبی که شباهت به همه چیز دارد جز مانتو، یک راست سراغ صاحب فروشگاه می روم و کارت خبرنگاری را روی میز پیشخوان می گذارم و می گویم:« اگر موافق باشید گفت و گویی با ما در خصوص وضعیت مانتوهای فعلی که عموما جلوباز هستند داشته باشید.»

صاحب فروشگاه که مشخص است از مو سپید کرده های این صنف است، انگار منتظر یک جرقه  بود برای نشان دادن عصبانیتش، انگشت دستش را که جای مهر استامپ روی آن مانده نشانمان می دهد و می گوید:« همین امروز صبح اتحادیه بودم و تعهد دادم، چون مانتوی جلوباز در فروشگاه داشتم.خنده دار نیست؟ چرا برای تهیه گزارش سراغ عرضه کننده نهایی آمده اید؟! همیشه نوک پیکان انتقادها به سمت ما هست، بازرسان اداره اماکن و اتحادیه پوشاک می آیند و به خاطر فروش مانتوهای جلوباز یا باید جریمه و پلمب  شویم یا تعهد بدهیم. چرا سراغ تولیدکنندگان نمی روید؟ یک سر بروید مراکز عمده فروشی و پخش مانتو، ببینید موجودی تولیدی ها چه نوع مانتویی است؟ چرا سراغ کسانی که این مد را وارد بازار کرده اند نمی روید؟ من هر آنچه در بازار وجود دارد و تقاضای خریدار هست می آورم، این تقاضا چطور شکل گرفت؟ بروید سراغ اتحادیه بپرسید آن موقع که مانتوهای جلوبار یکی یکی وارد بازار می شد کجا بودند؟!»

منبع: خبرآنلاین