کد خبر: 190340

نقش آمریکا در عملیات نوژه

در تابستان سال ۱۳۵۹ نفوذ عوامل بختیار به بدنه ارتش واقعه‌ای را در تاریخ جمهوری اسلامی رقم زد که از آن به عنوان کودتای نوژه یا عملیات نقاب یاد می‌شود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

 هر چند که شکست آمریکا در صحرای طبس موجب شد تا مقامات این کشور به طور موقت اندیشه عملیات نظامی بر علیه کشورمان را از سر بیرون کنند، اما این حادثه باعث نشد تا آمریکا طرحهای خرابکارانه خود را متوقف کنند بلکه حمایت مستقیم از ضد انقلابیون و تحریک آنان و همچنین پشتیبانی از رژیم بعث عراق ، در مرحله پس از شکست کودتا در دستور کار آنان قرار گرفت.

کودتای نقاب با سرواژه «نجات قیام ایران بزرگ» که بعدها به نام کودتای نوژه معروف شد، کودتای نظامی بود که چندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توسط تنی چند از افسران ارتش ایران و با تمرکز افسران نیروی هوایی شاهنشاهی برای بازگرداندن شاپور بختیار انجام شد. پایگاه هوایی شاهرخی (حر) در شهر کبودراهنگ استان همدان مرکز فرماندهی آن بود. فرماندهی کل کودتا به‌دست سپهبد سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران) و رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا برعهده سرتیپ آیت محققی بود. اما این کودتا چگونه طرح ریزی شد، چگونه شناسایی شد و چه سرنوشتی یافت؟

اهداف کودتای نقاب

روز ۱۷ تیر ماه ۱۳۵۹یکی از افسران خلبان که در این عملیات مأمور بمب باران بیت حضرت امام بود خود را تسلیم و ماجرای کودتا را تشریح می‌کند. فرماندهی کل کودتا به دست ژنرال سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران) و رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا بر عهده ژنرال احمد محققی فرمانده سابق ژاندارمری بود. هدف اولیه کودتا حمله هوایی به بیت امام خمینی(ره) در تهران و به شهادت رساندن ایشان بود، حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد، دفتر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب و بمباران چند نقطه دیگر از اهداف بعدی کودتاچیان به شمار می‌رفت. بنا بود پس از بمباران هوایی، هواپیماها با شکستن دیوار صوتی به نیروی زمینی علامت بدهند که مرحله دوم کودتا را آغاز کند.

در این مرحله باید صداوسیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه به تسخیر نیروهای کودتا درآید و در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب حالت نظامی ایجاد شود. بازگشت بختیار آخرین حلقه اهداف این کودتای شکست خورده بود.

حدود ۶۰۰نفر در رابطه با این کودتا در سراسر ایران دستگیر شدند که ۵۰۰نفر از آن‌ها نیروهای نظامی بودند. پنج نفر از سران کودتا که در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شده و به مرگ محکوم شدند عبارت بودند از آیت محققی (ژنرال و یکی از طراحان اصلی)، بیژن ایران‌نژاد، فرخزاد جهانگیری، محمد مالک و یوسف پوررضایی.

۱۶ هواپیما مجهز به سلاح سنگین

برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان کلید عملیات کودتا قرار بود ۱۲ تیم جهت تصرف پایگاه نوژه وارد عمل شوند. طبق نقشه پس از تصرف پایگاه تیمسار محققی برای رهبری عملیات هوایی در اتاق فرماندهی مستقر می‌شد و همزمان سروان حمید نعمتی، سروان محمد ملک، سروان کیومرث آبتین و سروان فرخزاد جهانگیری که هر کدام فرمانده یک تیم بودند اولین اسکادران هوایی را به پرواز در می‌آوردند. این اسکاداران شامل ۱۶ هواپیما از ۵۳ فروند هواپیمای مجهز به سلاح سنگین بود که برای عملیات در نظر گرفته شده بود. در طرح کودتا، عملیات هوایی نقش محوری داشت بنابراین هواپیماها باید مسلح به سلاح سنگین و آماده پرواز می شدند.

اهداف بمباران

عملیات کودتا قرار بود به طور هم زمان در تهران و سایر شهرهای بزرگ به اجرا درآید و اماکنی مانند مدرسه فیضیه، اقامتگاه امام، کمیته مرکزی، نخست‌وزیری، میعادگاه‌های نماز جمعه و... توسط هواپیماها بمباران شود. بنا بود کودتاگران در این بمباران از بمب‌های خوشه‌ای و آتش‌زا استفاده کنند. آنان در حدود ۳۰ فروند هواپیما، ۶۰ نفر خلبان و حدود ۵۰۰ نفر افراد فنی و نظامی را برای شرکت در عملیات آماده کرده بودند.

کشتار ۵ میلیونی!

اما سه روز مانده به موعد کودتا یکی از خلبانان که برای همکاری انتخاب شده بود، در تهران با سروان حمید نعمتی ملاقات می‌کند، حمید نعمتی به او می‌گوید مأموریت تو بمباران بیت امام (ره) است و ما می‌توانیم تا ۵ میلیون نفر را بکشیم.

افشای ماجرا

خلبان یاد شده در مقابل نوع مأموریت و وسعت کشتار مردم غافلگیر و مردد شد، اما به دلیل ترس از سران کودتا نمی‌دانست چه باید کند.

وی پس از خروج از خانه حمید نعمتی، تشویش و نگرانی بر او مسلط شده و می‌خواست موضوع را با کسی در میان بگذارد.آن شب در خانه موضوع کودتا را به برادر و مادرش در میان می‌گذارد و مادر که به شدت ناراحت شده بود پاسخ داد: تو نه تنها نباید این کار را بکنی، بلکه باید به انقلابیون خبر دهی و جلوی این کار را بگیری که اگر غیر از این باشد شیرم حلالت نیست. این سخن مادر موجب شد در نخستین دقایق بامداد چهارشنبه خلبان یاد شده تصمیم خود را بگیرد و با پذیرش احتمال کشته شدن توسط سران کودتا، ماجرای کودتا را افشا کند. او از خانه خارج می‌شود و پس از پرس و جوها و دوندگی‌های مختلف، حدود اذان صبح منزل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را یافته و خود را به آنجا می‌رساند.

نظامیان نفوذی

از آنجا که پایگاه نوژه نقطه شروع و هدایت کودتا بود، کودتاچیان تعدادی عناصر نفوذی در داخل پایگاه داشتند تا با کمک آنها بتوانند راحت‌تر آنجا را تصرف کنند. یکی از افراد نفوذی داخل پایگاه نوژه، سروان سلیمانی افسر عملیات پایگاه بود که در شب حمله در پست فرماندهی قرار داشت.

به علاوه نفوذ عوامل مرتبط با بختیار و آمریکا در نیروی هوایی موجب شد تا گروهی از بدنه نیروی هوایی نیز جذب کودتا شوند. در این راستا سعید مهدیون نخستین فرمانده نیروی هوایی ارتش در دولت موقت که پس از یک روز توسط سرلشگر محمدولی قرنی بازنشسته شد و آیت محققی فرمانده پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) و پایگاه هوایی مهرآباد در رژیم پهلوی که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی حدود شش ماه زندانی بود، برای عملیات نقاب جذب شدند. اما موفقیت کودتاگران در تامین نیرو از کادر نیروی هوایی، به واسطه ورود ناصر رکنی بود. او بسیاری از خلبانان را می‌شناخت و با آنان آشنا بود و از همین طریق به راحتی توانست افراد مورد نظر را جذب کند. علاوه بر آنها چنانکه گفته می‌شود خلبان حمید نعمتی نیز توانست در عرض 30 روز 40 خلبان و همافر فنی را از پایگاه یکم هوایی مهرآباد و پایگاه سوم هوایی نوژه جذب کند. براساس اطلاعات موجود عوامل مخرب حتی موفق به نفوذ در ستاد نیروی هوایی نیز شده بودند.

نیروی زمینی هم از نفوذ عوامل مخرب در امان نماند. در این میان لشگر یک نیروی زمینی به دلیل نفوذ گسترده اویسی مورد توجه قرار گرفت. در لشگر دو، سرهنگ هادی ایزدی معاون فرمانده لشگر مدعی بود که عوامل کودتا در همه شاخه‌ها نفوذ کرده‌اند. در لشگر 92 زرهی اهواز سرهنگ عزیز مرادی فعال بود و علاوه بر بسیج و تسلیح شیوخ وابسته به عشایر عرب، وظیفه توجیه و جذب نیروهای داخل لشگر را نیز برعهده داشت. همچنین گفته می‌شد که در نیروی ویژه هوابرد محمدمهدی حیدری 80 تن از درجه‌داران را به نفع کودتا جذب کرده است. در دیگر لشگرها مانند 77 خراسان و 81 باختران، لشگر قزوین و ستاد نیروی زمینی نیز نفوذهایی انجام شده بود.

چنانکه مشخص است هدف اصلی آمریکا و متحدانش از این نفوذ ساقط کردن نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. از همین رو کوشیدند تا ساقط کردن نظام را با وارد کردن ضربه به ارتش کلید بزنند. به گفته سرهنگ محمدمهدی کتیبه رئیس وقت اداره دوم ارتش، هدف آمریکا از این نفوذ برهم زدن انسجام ارتش بود. چنانکه سرهنگ کتیبه می‌گوید «دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ارتش داشت روی پای خودش می‌ایستاد و تقریبا شخصیتش را به دست می‌آورد؛ یک ارتش مردمی داشت پا می‌گرفت و وفاداری‌اش به نظام به اثبات می‌رسید. مردم در همه راهپیمایی‌ها فریاد می‌زدند "ارتش فدای ملت ملت فدای ارتش". در تیرماه 59 ارتش داشت یک دست می‌شد و اعتماد به نفسی را کسب می‌کرد. آمریکا و سرویس‌های غربی هدفشان این بود که ارتش کمر راست نکند و ارتش منسجمی که مخالف سیاست‌های آمریکا و غرب در منطقه بود، به وجود نیاید.»

در نهایت عملیات کودتای نقاب که از سوی منابع غربی تغذیه می‌شد و قرار بود در اولین ساعات روز 18 تیر 59 عملیاتی شود ساعاتی پیش از انجام با ضد کودتا مواجه شده و شکست خورد.

نقش «سیا» و «ارتجاع منطقه» در کودتای نافرجام نوژه

یکی از سران کودتا در دادگاه انقلاب، نقش سازمان سیا و ارتجاع عرب و جریان‌های سیاسی راست مرتبط با کودتا را چنین توضیح می‌دهد: «دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب اولین تماس بین مأمورین «سیا» و یکی از دوستان بنی‌عامری در اروپا برقرار شد و آنها بنی‌عامری را در خط بختیار قرار دادند. تمام هماهنگی‌های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام گرفت...هماهنگی‌ بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق توسط نماینده سیا که در دفتر بختیار در پاریس است انجام می‌گرفته است. (طبق اظهارنظرهای بنی‌عامری نه تنها به من بلکه به خیلی از افراد...) تأمین هزینه‌های مادی چه به صورت مستقیم (احتمالاً) و چه به صورت غیرمستقیم (حتماً) نظیر چک ده میلیون دلاری عربستان سعودی، توسط آمریکا صورت گرفته است...»

سخنان امام درباره کودتای نوژه

امام خمینی (ره) در بیستم تیر‌ماه طی سخنان بلندی به یاری و نصرت خدا در حفظ و پیشبرد انقلاب اسلامی اشاره کردند که فرازی از بیانات ایشان چنین است:

“مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد. این احمق‌ها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلًا سرباز- سربازها که با اینها موافق نیستند- با چهار نفر از این درجه‌دارها مثلًا و امثال اینها می‌‏شود یک مملکت ۳۵ میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند. این‌ها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاح‌هاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏ اش

به خاک مالیده شده. در عین حالى که اینها یک حماقتى است، منتها بعضى جوان‌ها، بیچاره‏ ها، نفهم‌ها اینها را وادار می‌‏کنند یک همچو کارى بکنند. یک همچو کارهایى که همین دو- سه روز مثلًا [بود]. خوب، اینها نمى فهمند که اگر فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا [را] هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان می‌‏مانید؟ ما از این امور نمی‌‏ترسیم‏»(صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۸)

فرمان امام (ره)

سال ۵۹ سال کلکسیون بحران ها است. فقط چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بحران های بزرگی یکی پس از دیگری دامان جمهوری تازه نفس را می‌گیرد. بحران هایی همچون کودتای نوژه، جنگ تحمیلی بر کشور تحمیل می‌شود. مدیر مقابله با همه این بحران ها، امام خمینی(ره) است. او در کنار صدور فرمان‌های قاطع برای رفع مشکلات، به رحمت و عطوفت اسلامی توجه ویژه‌ای نشان می‌دهد. نمونه‌ای از این توجهات ویژه را می‌توان در پاسخ امام به نامه شهید جواد فکوری وزیر دفاع وقت در ۱۲ بهمن ۱۳۵۹ یافت. امام در این نامه کوتاه می‌نویسد خانواده کودتاچیان نوژه در دامان و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند.

در اینجا بار دیگر، شاهد انجام یک عملیات مداخله جویانه نظامی در قالب کودتا ، از سوی ایالات متحده بر ضد جمهوری اسلامی ایران بودیم، اگرچه اقدام به کودتا از سوی ایالات متحده چیز تازه ای نبود و تاریخ ایران بیش از این هم در 28 مرداد ماه 1332، این واقعه را تجربه کرده بود ، واقعه ای که نقاب خیرخواهانه آمریکا ، که بعد از جنگ جهانی دوم بر صورت داشت به کناری زده و چهره استعمارگرایانه و مداخله جویانه آن را به نمایش گذاشت. ولیکن، اگرچه این حادثه به مرحله انجام نرسیده و در نطفه با شکست مواجه شد ، ولی دشمنی و دخالت ایالات متحده در امور داخلی ایران را به اثبات رساند .