کد خبر: 190293

جهان پساکرونایی؛ قفسی آهنین یا جهانی انسانی‌تر

پدیده کرونا این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند، چرا برای ایجاد تحول و ساخت جهانی انسانی‌تر و بازاندیشی در تفکر و عمل نیازمند فاجعه هستیم؟
اتاق خبر 24

شاید به جرأت بتوان گفت، شیوع ویروس کرونا پس از جنگ جهانی دوم، فراگیرترین پدیده‌ جهان بشری است.

پدیده‌ای که تمامی کره‌ زمین را از شرق و غرب تا شمال و جنوب، از سیاه و سفید تا زرد و قرمز، از توسعه یافته تا قبایل بدوی، از فقیر و غنی تا سیاستمدار و گدا فراگرفت. ابعاد این بیماری چنان گسترده است و بر زندگی ما سایه افکنده که بسیاری از متفکران این واقعه را وجه ممیزی در تاریخ دانسته و جهان را به جهان پیشاکرونایی و پساکرونایی تقسیم می‌کنند.

پس از دهه‌ها، صدای سوت ایست قطار دنیای نوین به گوش می‌رسد و سلطه‌ فرهنگ مصرف‌گرای سرمایه‌داری و نئولیبرالیسم را سه ماه تحت تاثیر قرنطینه جهانی وقفه‌ای طولانی را در فرآیند تولید و گردش جهانی و یا بهتر بگوییم در فرهنگ مصرف به نفس‌نفس انداخته است.

پول به عنوان اصلی‌ترین نماد سرمایه‌داری، معنای خود را از دست داده است. در جهان کرونایی جواهر و زیورآلات، لوازم آرایشی، مبلمان خانه، خودروهای لوکس، لباس‌های پر زرق و برقو تمامی نمادهای تجمل‌گرایی؛ هیچ یک محلی از اعراب ندارند.

پول دیگر درمان یا معضل نیست، چراکه پول در چنین شرایطی توانایی درمان بیمار بستری شده و یا آزادی ارتباطات و رفع قرنطینه و یا ساخت واکسن را ندارد.

از این لحاظ کرونا قادر شده ارزش‌های مبتنی بر پول را کنار نهد. چنین شرایطی فرصت مغتنمی است برای بازاندیشی ما نسبت به زندگی و جهان اطرافمان. باید باری دیگر درباره‌ نیازهای اساسی و واقعی‌مان بیندیشیم. چه چیزی برای زندگی انسانی، اجتماع محلی، جامعه و سلامتی سودمند است؟ دیگر همچون ارزش‌های سرمایه‌داری نباید تنها به دنبال سود مادی بیشتر و پول بود. همانطور که نوآم چامسکی گفته، سرمایه‌داری برای تولید کرم پودر بیشتر از تولید واکسن کرونا ارزش قائل است.

نتیجه‌ چنین نظام و ساختاری فلج شدن بشر در مقابله و مواجهه با یک ویروس است و مرگ روزانه‌ هزاران تن و مبتلا شدن روزانه‌ ده‌ها هزار تن و تلاش آرماگدونی هزاران پرستار و پزشک و بیکاری هزاران شاغل و ترس و وحشت تمامی افراد کره‌ زمین و قطع ساده‌ترین و مبتدی‌ترین ارتباطات انسان که در تاریخ بشر سابقه نداشته است.

به قول زیست‌شناس اسپانیایی، اگر حقوق دانشمندان و متفکران 10 درصد حقوق فوتبالیست‌ها و سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها بود؛ حال با شرایط بسیار مناسب‌تر درمان و پیشرفت‌های علمی در ساحه کشف واکسن و مقابله با بیماری‌های واگیردار و اپیدمی مواجه بودیم.

کرونا با تمام آثار منفی و خسارات جبران‌ناپذیرش، بدون شک تلنگری است عظیم و فرصتی برای بازنگری در ساخت زندگی و جامعه. در سایه‌ کرونا، جنگ از اولویت بسیاری از کشورها خارج شده است.

کرونا بزنگاهی است تا بلکه در جهان پساکرونایی بودجه‌ سلامت جای بودجه نظامی را پر کند. کرونا بار دیگر به ما بهای بی‌بدیل علم را یادآوری کرد. اینکه دانشمند و عالم باید در جایگاه بالای این نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جای گیرد و دلالان، سیاستمداران، نوکیسه‌گان و سلبریتی‌ها جایگاه امروزین خود را واگذار کنند.

این ویروس میکروسکوپی خط بطلانی بر توهم دانایی و آگاهی ما از جهان پیرامون کشید. به قول «هابرماس» کرونا نادانی ما را به رخ‌مان کشید. محیط‌زیست پس از دهه‌ها رنگ آرامش را دید، آسمان آبی‌تر شد، مراتع و دشت‌ها سبزتر و گلگون‌تر شدند، حیوانات بیشتر طعم طبیعت را چشیدند و آلودگی رخ بربست.

این نعمات البته موقتی هستند و این بستگی دارد به چگونگی بازنگری انسان در دوران پس از کرونا. اینکه تصمیم بگیرد ترمز این ماشین افسارگسیخته را که تنها به فکر تولید بیشتر برای مصرف بیشتر و پر کردن جیب طبقات بالاست، بکشد و یا مطابق معمول دچار بی‌حافظگی شود و پس از فروکش این بحران به مسیر قبلی خود ادامه دهد.

با این حال، نظام سرمایه‌داری همچنان بر اریکه‌ قدرت است. همانطور که اشاره شد، پول دیگر وجه ممیزه نیست ولی نباید فراموش کرد که کرونا از بسیاری جهات مانند دیگر پدیده‌های حاضر در دنیای سرمایه‌داری، ماهیتی طبقاتی دارد. طبقات بالا و مرفه در تمامی جوامع در دوران قرنطینه از ظرفیت بی‌نیازی به کار و اشتغال برخوردارند و می‌توانند بدون دغدغه و نگرانی این دوران را سپری کنند.

اما فقرا و طبقات زیرین به مایحتاج روزانه‌شان محتاجند و در زمان قرنطینه بیشترین آسیب را می‌بینند و ناچارند برای تامین غذای روزانه‌شان قرنطینه را شکسته و وارد اجتماع شوند و در چنین شرایطی است که نظام حاکم به آنها برچسب انحراف اجتماعی و بزهکاری و شکستن قوانین و داغ ننگ می‌زند.

منبع: جام جم آنلاین