کد خبر: 190244

37 سال بی خبری

چهاردهم تیرماه سالگرد ربوده شدن 4 نفر از دیپلمات‌های ایرانی است؛ روزی که حاج احمد متوسلیان و 3 همراهش در کشور لبنان توسط فالانژهای رژیم صهیونیستی ربوده شدند. طی این 37 سال حرف‌های گوناگونی درباره سرنوشت این چهار دیپلمات زده شده است.    
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

احمد متوسلیان در سال ۱۳۳۲ در خانواده‌ای مومن و مذهبی در یکی از محلات جنوب شهر تهران به دنیا آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت تشکیل کمیته انقلاب اسلامی محل خویش را عهده‌‌دار شد. پس از شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این ارگان پیوست و دوشادوش سایر همرزمانش با حداقل امکانات موجود به سازماندهی نیروها همت گماشت.

احمد متوسلیان پس از شروع قائله کردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوکان شد و به دلیل ابتکار عمل هوشیارانه و فرماندهی قاطع خود توانست کلیه اشرار مسلح را متواری کند.

وی پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای سقز و بانه رفت. در ابتدای ورود به شهر بانه، به تلافی کمین ناجوانمردانه‌ای که ضدانقلابیون به نیروهای ستون ارتش زده بودند، طی یک عملیات دقیق ضدکمین خسارات سنگینی به آنان وارد آورد که در این نبرد، چهارصد اسیر و دویست کشته از ضدانقلاب برجای ماند.

پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان از جمله معاون خود (شهید محمد توسلی) برای فتح سنندج راهی این شهر شد.

ستون تحت فرماندهی او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شکست و به همراه سرداران رشیدی چون محمد بروجردی و اصغر وصالی، سنندج را آزاد نمود و کمر تجزیه‌طلبان را شکست.

در زمستان سال 1358 به او ماموریت داده شد تا جاده پاوه - کرمانشاه را که در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد کند. عملیات با فرماندهی او و همکاری سپاه پاوه شروع و با موفقیت کامل به انجام رسید. وی چندی بعد با حکم شهید بروجردی، به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد.

اوایل خرداد 1359 ماموریت آزادسازی شهرستان مریوان که در تصرف گروهک‌های محارب بود، به وی محول شد. وی پس از ورود به شهر و سازماندهی نیروها، با یورشی سهمگین و برق‌آسا توانست شهر مریوان و مناطق اطراف آن را آزاد کند.

از همین زمان بود که مسئولیت فرماندهی سپاه مریوان به عهده وی گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهدای بزرگواری چون حاج عباس کریمی، سید محمدرضا دستواره، رضا چراغی، حسین قوجه‌ای، حسین زمانی، محسن نورانی و علیرضا ناهیدی به پاکسازی مواضع مزدوران استکبار اعم از کومله، دمکرات و رزگاری پرداخت.

پس از حذف باند بنی‌صدر از دستگاه اجرایی کشور - در دی ماه 1360 عملیات محمدرسول‌الله(ص) از دو محور مریوان و پاوه روی منطقه خرمال توسط احمد متوسلیان و شهید حاج همت رهبری شد که در این محور، رزمندگان اسلام به مرزهای بین‌المللی رسیدند. این عملیات در حقیقت سنگ بنای تاسیس تیپ 27 حضرت رسول(ص) به شمار می‌رود.

احمد متوسلیان در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموریت یافت تا رزم بی‌امان خود را در جبهه‌های جنوب ادامه دهد. او از طرف فرماندهی کل سپاه مامور شد با بکارگیری برادران سپاه مریوان و پاوه تیپ محمدرسول‌الله(ص) - که بعدها به لشکر تبدیل شد - را تشکیل دهد و فرماندهی تیپ مذکور را نیز خود به عهده گیرد.

چندی بعد زمینه اجرای عملیات بیت‌المقدس در دستور کار یگان‌های رزمی قرار گرفت. متوسلیان علاوه بر مسئولیت خطیر فرماندهی تیپ، در تمامی ماموریت‌های شناسایی شرکت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزدیک راه‌‌کارهای مناسب عملیات را شناسایی می‌کرد.

در شب دهم اردیبهشت ماه سال 1361 عملیات بیت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهی احمد متوسلیان از دو محور به مواضع دشمن یورش بردند. نقطه آغاز عملیات، منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز - خرمشهر بود که با عبور نیروها از ورود متلاطم کارون به سمت دژ مارد جهت‌دهی شده بود.

با وجود حجم سنگین آتش کور و بی‌وقفه یگان‌های توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نیروهای دشمن را در این محورها زمین‌گیر کنند و کلیه پاتک‌های آنها را دفع نمایند.

 

ماجرای ربوده شدن حاج احمد متوسلیان چیست؟

34سال پیش وقتی ارتش اسرائیل قصد حمله به سوریه را کرد و سوریه از کشورهای اسلامی تقاضای کمک کرد، رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) با مشورت مقامات عالیرتبه‌ نظامی و جنگی کشور، دستور اعزام بخشی از لشگر 27 محمد رسول الله که از زبده ترین نیروهای رزمنده بودند را به فرماندهی حاج احمد متوسلیان و حاج ابراهیم همت ،صادر کرد. البته با وقایعی که بعد از ورود نیروهای لبنانی به قصد برخورد با صهیونیست‌ها پیش آمد و ترس غیر قابل وصفی که آن‌ها را در درگیری با سپاه ایران دچار تردید کرد، برخورد نظامی حاصل نشد. در ساعاتی که تمام پاسدارها به خاک ایران بازمی‌گشتند، برای حاج احمد خبر آمد سفارت ایران در بیروت در خطر محاصره صهیونیست‌ها و فالانژهای لبنانیست، حاج احمد هم بعد از راهی کردن تمامی پاسدارها به ایران با کاردار وقت ایران در سفارت لبنان،"سید محسن موسوی" و دو تن دیگر به نام‌های "تقی رستگار" و "کاظم اخوان" با ماشین پلاک سیاسی سفارت و اکیپ‌های حفاظت دیپلماتیک ژاندارمری لبنان عازم بیروت شدند. اما در میانه‌ راه در یک ایست بازرسی به اسارت فالانژهای لبنانی و در واقع به اسارت صهیونیست‌ها در آمدند.

دقایقی بعد از ربوده شدن احمد متوسلیان و همراهانش، رادیو اسرائیل اعلام می‌کند: ژنرال احمد متوسلیان، طراح عملیات فتح المبین و بیت المقدس، در پست بازرسی «برباره» به اسارت گرفته شد. این نشان می‌دهد که او را خوب می‌شناختند.  این تمام داستانی است که کسی همچون مادر حاج احمد متوسلیان از فرزندش در این 34 سال مرور کرده است.می‌برند.

 

رویای شیرین بازگشت حاج احمد

تصور بازگشت «حاج احمد متوسلیان» و سه همرزم کهف‌نشین و فراموش شده او پس از ۳۸ سال دوری و بی خبریِ مطلق، در همین روزها و روزگارِ پرحادثه به میهن عزیزمان، الحق که شیرین و گواراست. مجسم کنیم حاج احمد با سر و رویی که گرد پیری بر آن نشسته، به شهر خودش تهران بازگشته و پس از قریب به چهار دهه، برای ملاقات با مادری که در گمنامی و چشم انتظاری، چراغ عمرش خاموش شده، به خانه کوچک و قدیمی‌اش در کوچه علوی خیابان مولوی تهران سری می‌زند و با مردم و خیابان‌ها و محله‌های این شهر شلوغ مواجه می‌شود...

 

38 سال بی خبری

پس از ۳۸ سال از واقعه تلخ ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی، به جای تجسم و تصور و تخیل، خبر آورده‌اند که فاتح راستین خونین شهر، حاج احمد متوسلیان و سه همرزم او «سیدمحسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم» و «کاظم اخوان» پس از ربوده شدن و سپری کردن ایام کوتاهی در اسارت نیروهای مزدور شبه نظامی فالانژ وابسته به رژیم صهیونیستی، در ساحل مدیترانه تیرباران شده‌اند و محل دفن ایشان هم مشخص است «بازگشتِ احمد» به تنهایی پتانسیلِ تبدیل شدن به جذاب‌ترین و شگفت‌انگیزترین فیلم سینمایی و یا سریال تلویزیونی پرمخاطب را پیرامون فرجام قصه این شیرِ در زنجیر داراست امروز هم می‌تواند، شوق تخیل و تصورِ بازگشتِ حیدر رزمندگان و سه جوانمرد سلحشور و همراهِ او، به این دیارِ غبارِ غم گرفته بعد از شهادتِ حاج قاسم و سر برآوردن بلای کرونا، سوژه بکرِ دیگری برای پرداختِ روایت این مواجهه حیرت‌انگیز باشد.

 

خبری در راه است؟

اما روز گذشته وزارت امور خارجه در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد سیدمحسن موسوی، احمد متوسلیان، کاظم اخوان و تقی رستگارمقدم زنده‌اند و در زندان‌های رژیم صهیونیستی به‌سر می‌برند؛ بیانیه‌ای کم‌سابقه که در آن مسئولیت سیاسی و حقیقی این موضوع برعهده رژیم صهیونیستی و حامیان آن گذاشته شده است.

در این بیانیه آمده است: «شواهد و قرائن گویای آن است که دیپلمات‌های ربوده‌شده در لبنان، به نیروهای اشغالگر رژیم صهیونیستی تحویل داده شده و متعاقبا به سرزمین‌های اشغالی منتقل شده‌اند و اکنون در زندان‌های این رژیم نامشروع به‌سر می‌برند.»

وزارت امور خارجه همچنین ضمن قدردانی از مقامات لبنانی برای پیگیری‌های قبلی در این ‌باره، بار دیگر از مقامات لبنانی و همچنین از دبیرکل سازمان‌ملل متحد و صلیب سرخ جهانی و دیگر نهادهای بین‌المللی خواست تا به وظیفه ذاتی، حقوقی و انسانی خود در پیگیری این پرونده عمل کرده و تمام تلاش خود را برای روشن‌شدن وضعیت دیپلمات‌های ربوده‌شده به‌کار برند.

آنچه گمان‌ها درباره زنده‌بودن متوسلیان و یارانش را تقویت می‌کند، بخش دیگری از این بیانیه است که وزارت امور خارجه در آن ضمن پیشنهاد تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب از سوی صلیب سرخ جهانی، ابراز امیدواری می‌کند چهار دیپلمات کشورمان به‌زودی آزاد شوند!

به‌طور همزمان، حسین امیرعبداللهیان معاون سابق عربی آفریقایی وزارت امور خارجه هم که این روزها به‌عنوان دستیار رئیس مجلس فعالیت می‌کند، در توئیتی خبر داد که «این دلاورمردان همچنان در زندان رژیم صهیونیستی به‌سر می‌برند.»

هر چه باشد به‌ طور طبیعی خبرهای ضدونقیض در این ‌باره یکی، دوتا نیست و به ‌اندازه همه این 37 سال پیشینه دارد. این ‌بار اما ماجرا قدری متفاوت است و صراحت به‌کاررفته نشان می‌دهد موضوع جدی‌تر از قبل است. تفاوت ماجرای امروز از آنجا آب می‌خورد که وزارت امور خارجه راسا دست به‌کار شده و همان حرف‌های قبلی را جدی‌تر از همیشه به‌عنوان موضع رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران به میان آورده؛ موضعی که حالا سوالات مهمی را در افکارعمومی مطرح کرده است؛ چه منابعی از زنده‌بودن دیپلمات‌ها خبر داده‌اند و این شواهد و قرائن اساسا تا چه میزان موثق هستند که وزارت امور خارجه را وادار به واکنش کرده‌اند؟ آیا اعلام دستگاه سیاست خارجی، هدفی فرامتنی را دنبال می‌کند یا همه‌چیز را باید در بستر تعیین‌تکلیف این چهار دیپلمات تحلیل و تفسیر کرد؟ اگر دیپلمات‌های ایرانی در قید حیات هستند چرا اقدام موثرتری نسبت به ارائه پیشنهاد کمیته حقیقت‌یاب و ابراز امیدواری برای آزادی آنها صورت نمی‌گیرد و اگر پیگیری‌های دیگری هم صورت گرفته، چرا نتیجه آن اعلام نمی‌شود؟

هرچه هست تا امروز هیچ سند معتبری مبنی‌بر شهادت متوسلیان و سه نفر دیگر ارائه‌ نشده و مساله زنده‌بودن یا نبودن این دیپلمات‌ها چیزی است که باید رژیم صهیونیستی پاسخگوی آن باشد. با این وصف به‌نظر می‌رسد تنها راه‌حل نتیجه‌بخش در این میان برای دستیابی به گزاره‌ای قطعی اعم از مدارک دال بر شهادت یا آزادی این چهار نفر، تبادل با واسطه با رژیم صهیونیستی است؛ اقدامی که پیش‌تر نیز در موارد مشابه مسبوق ‌به ‌سابقه بوده و گره‌های کوری را باز کرده است.