کد خبر: 190195

چهارمین شهید محراب

شهید آیت الله صدوقی از یاران صدیق و باوفای ‌امام خمینی (ره) بود وعمر گرانقدر خود را در راه خدمتگزاری به محرومان و مستضعفان گذراند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ سال‌های پر التهابی در فضای اجتماعی و سیاسی ایران بود؛ از طرفی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) از زیر بار ظلم و استبداد ستمشاهی قد برافراشته و پیروز شده بود و از طرفی ثبات این انقلاب با وجود دشمنی‌ها و موانعی که وجود داشت، بار مسئولیت سنگینی را به دوش رهبران فکری گذاشته بود. در این میان با وجود مشکلات و سختی‌های بسیار، مردم در کنار خادمین انقلاب در تلاش برای برداشتن موانع بودند.

منافقین که پیش از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی راه خود را از جریان مردم جدا کرده بودند حالا با حاکمیت جمهوری اسلامی به هر ریسمانی برای رسیدن به مقاصد خود چنگ می‌زدند. زمانی که کشور در حال بیرون راندن دشمن متجاوز از مرز‌های میهن بود، این منافقین بودند که با ایجاد رعب و وحشت در خیابان‌ها به دنبال راهی بودند تا انتقام خود را از مردمی که برای استقلال خود مبارزه کرده بودند، بگیرند، ترور مردم و مسئولان، بمب گذاری در مکان‌های عمومی، اختلال در نظم و امنیت شهر‌ها تنها بخشی از اقدامات نیرو‌های منافقین در دهه ۶۰ بود.

ترور، حربه منافقین برای انتقام

تاریخ و حوادث دهه ۶۰ گویای این موضوع است که منافقین طی این سال‌ها بیشترین عملیات ترور را در سطح مسئولین انجام دادند. نزدیک به ۱۰ ترور انتحاری موفق و ناموفق علیه سران جمهوری اسلامی را می‌توان از حرکت‌های این جریان دانست که باعث به شهادت رسیدن بسیاری از مهره‌های اصلی انقلاب اسلامی و مردم عادی شد.

ترور آیت الله هاشمی‌نژاد، ترور ناموفق آیت الله احسان‌بخش امام جمعه شهر رشت، ترور آیت الله اشرفی‌اصفهانی امام جمعه کرمانشاه، ترور آیت الله سید اسدالله مدنی، ترور آیت الله دستغیب، و بیشمار ترور‌هایی که در بین مردم انجام گرفت، همه نشان دهنده این بود که منافقین از هر خشونتی استفاده می‌کردند تا ماشین پرسرعت انقلاب را از حرکت بازدارند.

۱۱ تیرماه سال ۱۳۶۱ مصادف با روز جمعه، نماز جمعه به امامت آیت الله صدوقی امام جمعه وقت شهر برگزار شد. از مدت‌ها قبل منافقین طرح یک ترور را تهیه کرده بودند. محمدرضا ابراهیم زاده از نیرو‌های منافقین برای انجام عملیات ترور آیت الله صدوقی انتخاب شده بود. در روز حادثه فرد مورد نظر در حالی که لباس نیرو‌های ارتش را به تن کرده و دو قبضه نارنجک با خود حمل می‌کرد وارد محل نماز جمعه شده و در صفوف اول نماز قرار می‌گیرد. نماز به امامت شهید صدوقی اقامه می‌شود. پس از اقامه نماز آیت الله صدوقی به سرعت جایگاه نماز را ترک و به سمت اتومبیل حرکت می‌کند. در همین لحظه یکی از نمازگزاران از جا برخاسته و آیت الله صدوقی را در آغوش می‌گیرد. پاسداران و محافظان تصور می‌کنند که این شخص از دوستداران آیت الله صدوقی است که برای بوسیدن وی نزدیک شده، اما بلافاصله انفجار مهیبی رخ می‌دهد و ناحیه شکم و ستون فقرات امام جمعه فقید یزد به شدت آسیب می‌بیند و پیش از آنکه به بیمارستان برسد به درجه رفیع شهادت نائل می‌آید.

پس از ترور آیت الله صدوقی اسنادی از این ترور ایشان توسط منافقین منتشر شد، از جمله آن فیلمی از صحنه بازسازی شده عملیات است که در شبکه منافقین به نمایش درآمده است.

همچنین اسناد دیگری از تقدیر منافقین از عاملین انتحاری ترور‌ها موجود است که از آنان به عنوان «شهید مقدس مجاهد قهرمان»! یاد کرده است.

بر کرسی تدریس

آیت اللّه صدوقی تنها مرد تتبّع، تحقیق و نگارش نبود، بلکه در تدریس و تربیت شاگردان از مردان موفق زمان خود به شمار می رفت. درس وی یکی از باشکوه ترین حلقه های درسی حوزه به شمار می رفت. شهید صدوقی تدریس علوم دینی را در اولویت زندگی خویش قرار داده بود و حقیقتا در مسند تدریس از استادان برجسته و ارزشمند حوزه به شمار می آمد. او در مدت تدریس، شاگردان فراوانی تربیت کرد که بعدها هریک منشأ خدمات اجتماعی و علمی فراوان گردیدند. از شمارِ بسیارِ شاگردان و آنان که از محضر وی کسب فیض کرده اند می توان به این افراد اشاره کرد: استاد علامه محمدتقی جعفری تبریزی، شهید مرتضی مطهری و شهید قدوسی.

حمایت و دوستی با امام

ماجرای دوستی و ارادت شهید آیت الله صدوقی به امام خمینی (ره) بسیار شنیدنی است:«امام خمینی در تدریس فلسفه، عرفان، فقه و اصول، استاد اول شناخته می‌شدند. در آن وقت امام (ره) یکی از مدرسان خیلی مبارز حوزه بودند که همه ایشان را به عنوان اینکه یک آقای فوق‌العاده‌ای است، می‌شناختند. تدریس‌شان هم خیلی بالا گرفت و با اینکه آقایان مراجع ما بودند، ولی تدریس ایشان در قم اولویت پیدا کرد. یادم هست امام خمینی در مسجدی در نزدیکی محله یخچال قاضی تدریس می‌کردند و مسجد تقریباً پر می‌شد. بنده در سال ۱۳۴۹ قمری که وارد قم شدم، دو، سه روز پس از ورود، با امام (ره) آشنا شدم و کم‌کم آشنایی ما بالا گرفت و به رفاقت کشید و گاه در تمام مدت شبانه‌روز با ایشان بودم. در این مدت طولانی که در قم بودیم، انس ما عمده با ایشان بود و نمی‌شد هفته‌ای بگذرد و دو، سه جلسه در خدمتشان نباشیم».

شهید صدوقی حقیقتاً جزو اولین چهره‌هایی است که به نهضت اسلامی امام (ره) پیوست و مجدانه از راه و خط ایشان حمایت می‌کرد.

آیت‌الله صدوقی خود در خصوص حضورش در بحث اعتراض به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی می‌گوید: «در سال ۱۳۴۱ که قضیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی شروع شد، من با امام خمینی تماس مستقیم داشتم و خیلی‌ها اینجا رفت و آمد می‌کردند و مدیریت جمع کردن آقایان روحانیون و تلگراف کردن راجع به این انجمن‌ها تقریباً زیر نظر بنده بود. مجالس فوق‌العاده‌ای هم بود و هر روز و هر شب یک اجتماع روحانی تشکیل می‌شد و الحمدلله در اثر سعی و کوشش و فشار آقای خمینی، دولت مجبور شد این پیشنهاد را لغو کند. بعد از اینکه این قضیه تمام شد، قضیه آن شش ماده پیش آمد که از طرف شاه پیشنهاد شده بود و همه دیدند که این بدتر از آن قضیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی است و کسی هم که از اول مخالفت کرد، آقای خمینی بودند. بعضی از آقایان هم از اول حاضر به همکاری نبودند، ولی کم‌کم کار به جایی رسید که آن‌ها هم ناچار شدند و گوشه و کنار تلگرافاتی می‌زدند و اعلامیه‌هایی می‌دادند و اینجا هم از ناحیه روحانیت تلگرافاتی شد و اطلاعیه‌هایی صادر گردید. در آن موقع از طرف ساواک کسی پیش ما آمد و گفت مأمور مراقبت شما هستیم، شما چه نقشی دارید؟ ما هم علناً نقش خود را گفتیم و کار‌هایی را هم که انجام داده بودیم و اطلاعیه‌ها و تلگرافات را همه نشانش دادیم و گفتیم در این راه تا آخر هم هستیم، هر اقدامی که قرار است از طرف ساواک نسبت به ما بشود زودتر انجام بدهید، ولی، چون بهانه صحیحی نداشتند، نتوانستند ما را تعقیب کنند. وقتی کار بالا گرفت و هر شهر و دیاری با آقای خمینی موافقت کرد، قضیه ۱۵ خرداد در تهران اتفاق افتاد که مصادف بود با ۱۲ محرم. اینجا هم طبق سنت همیشگی مجلس مفصلی در مسجد ملا اسماعیل و با جمعیت فوق‌العاده‌ای برگزار شد».

سومین شهید محراب همچنین در روز‌های اوج گیری انقلاب اسلامی و حضور امام امت در نوفل لوشاتو، برای دیدار با رهبر و مقتدایی خویش، رهسپار این دهکده واقع در حومه‌ی شهر پاریس شد.

آیت‌الله صدوقی درباره آن روز‌ها نیز بیان می‌دارد:«امام که به پاریس تشریف بردند، اوضاع بهتر و جنبش مردم هم زیادتر شد. مراوده و مراسلات و تلفن نیز بین ما شدت بیشتری پیدا کرد و اعلامیه‌هایی را که امام در پاریس صادر می‌کردند، اینجا به وسیله تلفن ضبط می‌شد و ما آن را به اطلاع علمای مشهد، تبریز و شیراز و استان‌های دیگر می‌رساندیم و آن‌ها هم تلفنی ضبط می‌کردند و در خود یزد هم به مقدار کافی چاپ و پخش می‌شد. خود بنده هم اعلامیه‌های خیلی زیادی دادم و اولین کسی که درباره سینما رکس آبادان اعلامیه داد و گناه را به گردن دولت گذاشت، بنده بودم و دو روز بعد هم از طرف امام اعلامیه‌ای صادر شد و بعد برای زیارت امام به پاریس رفتیم و حدود ۱۲ روز که در پاریس بودیم، صحبت‌هایی بین ما و ایشان انجام گرفت و مشورت‌هایی به عمل آمد و امام دستوراتی فرمودند: و ما دومرتبه عازم ایران در حال انقلاب شدیم».

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله صدوقی سمت مهم امامت جمعه و نمایندگی امام (ره) در یزد را عهده دار می‌شوند و در پرتو درایت و کاردانی و مدیریت خویش، طوری عمل می‌کند که در سال‌های بحرانی آغاز انقلاب که هر روز کشورمان شاهد توطئه‌ای بود، استان یزد از کمند توطئه‌های گوناگون در امان ماند.

چرا شهید صدوقی؟

با شهادت آیت الله محمد صدوقی وی چهارمین شهید محراب نام گرفت. پیش از ایشان شهید آیت الله مدنی در سال ۶۰ در تبریز و شهید آیت الله محمدعلی قاضی‌طباطبائی به دست منافقین به شهادت رسیده بودند. شهید صدوقی سال‌ها در کنار امام خمینی (ره) و دیگر یاران انقلاب به مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی پرداخته بود. از آنجا که زاده شهر یزد بود، رهبری نهضت انقلاب اسلامی را در این خطه برعهده داشت و در جهت آگاه کردن اذهان مردم و روشنگری آنان قدم‌های بیشماری را برداشت. کارنامه درخشان آیت الله صدوقی در مبارزات و جریان سازی مردم باعث شد تا نوک پیکان حمله منافقین وی را نشانه رود. شهید صدوقی از جمله چهره‌های تاثیر گذار نه تنها در میان مردم شهر یزد بلکه در کل کشور بود.

امام (ره) پس از شهادت، تعابیر مهمی درباره ایشان بیان می‌فرمایند:«... چه کسی اولی به شهادت است در عصری که استکبار جهانی و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزیز را تهدید می‌کنند از امثال شهید بزرگوار ما و فقیه متعهد و فداکار اسلام شهید صدوقی عزیز رضوان الله علیه؛ شهید بزرگی که درتمام صحنه‌های انقلاب حضور داشت و یار و مددکار مستمندان بود و وقت عزیزش را صرف در راه پیروزی اسلام ورفع مشکلات انقلاب می‌کرد و برای خدمت به خلق و انقلاب سر از پا نمی‌شناخت».