کد خبر: 188988
یادداشت های اتاق خبر 24:

آقای خاتمی! سهم شما و جریان اصلاحات چقدر است؟

حال و روز جریان اصلاحات خوب نیست، مانند فردی که بمیاری کرونا گرفته و زیر دستگاه با اکسیژن نفس می‌کشد!  
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره یازهم شکست خوردند، این شکست می‌تواند آنها را به خود آورد و در سیاست‌های خود تجدید نظر کنند یا این که دست به اقداماتی بزنند که چه بسا عواقب بدی هم در پی داشته باشد.

برخی از اصلاح طلبان هنوز آقای سید محمد خاتمی را رهبر اصلاحات می‌دانند اما برخی دیگر چنین اعتقادی ندارند.

هر چند موافقت و مخالفت با رهبری آقای خاتمی چیزی را تغییر نمی‌دهد اما در این میان رسانه‌های فارسی زبان خارجی سعی دارند شرایط کشور را آنقدر بحرانی نشان دهند که بگویند آیا جمهوری اسلامی برای برون رفت از این بحران غیر واقعی،‌ از او استفاده خواهد کرد؟!

بخش زیادی از مشکلات کشور به دوره دولت اصلاحات و مجلس ششم باز می‌گردد،‌دورانی که باعث شد تنش‌های سیاسی و فضای دو قطبی شکل بگیرد و تاکنون نیز ادامه یابد.

بی توجهی دولت اصلاحات و مجلس ششم به مسائل و مشکلات اقتصادی و پرداختن به مسائل سیاسی و اصلاحات در این زمینه،‌ اشتباهی بود که اصلاح طلبان آن را مرتکب شدند، در حالی که انقلاب اسلامی در قاموس خود اصلاح وجود دارد و با همین هدف نیز به پیروزی رسید.
اما در این میان با وجودی که اصلاح طلبان در شکل گیری مشکلات کشور نقش داشته‌اند،‌اما هیچگاه به اشتباهات خود اقرار نکرده و نه تنها عذرخواهی نکرده‌اند بلکه بر اقدامات خود صحه گذاشته و خود را مقصر ندانسته‌اند.

تا زمانی که اصلاح طلبان تقصیر خود را به گردن نگیرند و در پی اصلاح خود بر نیایند،‌نمی‌تواند به این جریان سیاسی امیدوار بود.
شکست آنها در رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی باعث افول پایگاه اجتماعی این جریان سیاسی شده است و بجای آن که در اندیشه آسیب شناسی خود باشند از سران این طیف سیاسی آقای خاتمی به میدان می‌آید و هشدار می‌دهد!
آیا مجلس دهم، اصلاح طلب نیست و دولت دوازدهم از حمایت‌های قاطع آنها برخوردار نبود؟!
آقای خاتمی در سخنان خود از از فاصله طبقاتی ابراز نگرانی کرده و گفته است؛
«فاصله طبقاتی در کشور افزایش یافته و درآمدهای دولت کاهش و هزینه‌ها افزایش یافته است. ضمن اینکه یکی از مصیبت‌های ما در چند دهه اخیر این بوده که طبقه متوسط روز به روز کوچک‌تر و ضعیف‌تر شده و ما این طبقه را که باید موتور محرکه جامعه باشد به سمت طبقات ضعیف‌تر و محروم‌تر پرتاب کرده‌ایم.»
هر چند این سخن آقای خاتمی درست است، اما در این چند دهه چه دولت‌ها و چه مجالسی روی کار آمدند و رفتند و هیچ اقدامی برای این معضل انجام ندادند؟ سهم اصلاح طلبان از این وضعیت چند درصد است؟
او از پیشنهاد آشتی ملی خود نیز سخن گفته است.
آقای خاتمی اظهار داشته؛ «وقتی من از آشتی ملی گفتم، استقبالی از آن ایده نشد و حتی برخی نسبت به آن اعتراض هم داشتند. اما خدا می‌داند که من تنها از سر خیرخواهی آن موضوع را مطرح کردم. من نه نگاهی به قدرت دارم و نه سر سوزنی دلم برای قدرت تنگ شده و تنها نگران مردم و جامعه دولت و نظام هستم.»
نگرانی او را اگر هم صادق بدانیم که ان شا الله چنین باشد، خود به عملکردی که در دوران ریاست جمهوری، پس از آن،‌ فتنه‌ای که در انتخابات 88 بپا کردند و کارشکنی‌هایی که طیف سیاسی اصلاح طلب مرتکب شدند و ادعای دروغ تقلب در انتخابات را مطرح کردند و کشور را ماه‌ها به آشوب و فتنه کشاندند،‌ بیندازند،‌آنگاه می‌توان باور کرد که ایشان و جریان سیاسی همفکر او دلتنگ قدرت هستند یا نه؟! نگران آینده کشور، ‌مردم،‌ نظام و دولت هستند یا نه؟!
مردم در این روزهای کرونایی خوش درخشیده‌اند و ان شاالله پس از پایان این گرفتاری،‌با همت و تلاش مؤمنانه،‌صادقانه،‌ انقلابی و جهادی مردم و مسئولین که با روی کار آمدن مجلس تازه می‌تواند این مسیر را تقویت کند،‌ اوضاع کشور بهتر از قبل خواهد شد.
اما آقای خاتمی نظر دیگری دارد و پیش بینی او از پسا کرونا چیز دیگری است.
«امروز هم می‌گویم باید از فضای ایجاد شده بعد از کرونا برای ایجاد و گسترش همبستگی ملی در کشور استفاده کرد. باید بخش‌های مختلف جامعه در کنار هم قرار بگیرند و دولت هم اولویت خود را حمایت از مشاغل کوچک‌تر قرار دهد تا بتوانیم در کنار یکدیگر قرار بگیریم. ما نمی‌توانیم مشکلات را منکر شویم، حتی اگر ما منکر شویم، این مشکلات وجود دارند و مردم ما از وضعیت کنونی ناراضی هستند. این نارضایتی به بی‌اعتمادی منجر می‌شود و بی اعتمادی به ناامیدی می‌انجامد. در ادامه این ناامیدی خدای نکرده به تدریج ممکن است حرکات خشونت آمیز از سوی ناراضیان مشاهده شود و در مقابل هم احتمالا ممکن است حکومت با خشونت پاسخ این اقدامات را بدهد و ما در یک سیکل خشونتی قرار گیریم که بازگشت آن به شدیدتر شدن این سیکل خشونت آمیز در جامعه می‌انجامد.»
البته چنین احتمالی وجود دارد، اما این خشونت‌هایی که هر از گاهی از سوی برخی دیده می‌شود، نه از سر گرفتاری‌های اقتصادی و مشکلات معیشتی است که با تحریک دشمنان و برخی عوامل نفوذی داخلی صورت می‌گیرد.

آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنانش گفته؛‌
«راه حل این است که اگر هر بخشی از نظام، دولت، حکومت یا مردم و جامعه جایی اشتباه کرده‌اند این اشتباه خود را بپذیرند و به آن اعتراف کنند و سعی کنند مشکلات را حل کنند تا پیش از زمانی که دیر نشده دل‌ها را به یکدیگر نزدیک کنیم.»
جانا سخن از زبان ما می‌گویی؛‌ اما رفتار اینگونه نیست.
آقای خاتمی خواهان اعتراف به اشتباه و عذرخواهی از سوی نظام، دولت، حکومت یا مردم و جامعه شده است.
آیا اصلاح طلبان به اشتباهات خود اعتراف کردند و در صدد جبران بر آمدند یا این که هر چه بیشتر سعی کردند بر این اشتباهات پافشاری کنند و نوعی لجبازی سیاسی راه بیدازند؟!
پر واضح است که نمی توان نقش اصلاح طلبان را در به وجود آمدن شرایطی که آقای خاتمی به آن اشاره دارد و نگران است،‌ نادیده گرفت.

اصلاح طلبان باید پاسخ دهند سهم آنها در این مقوله چقدر است و ایا می‌توانند برای حل مشکلات کشور،‌ سهیم باشند و با اندیشه‌ای تازه و مثبت با دستگاه‌ها،‌نهادها، سازمان‌ها،‌ دولت، ‌مجلس و قوه قضاییه همکاری کنند یا نه؟!