کد خبر: 188930

آخرین وصایای امیرالمؤمنین(ع) چه بود؟

امیرالمومنین(ع) در آخرین وصایای خود پیش از شهادت فرمودند: سفارش من به شما این است که چیزی را همتای خدا مدارید و سنّت محمد(ص) را ضایع مگذارید.
اتاق خبر 24

امیرالمؤمنین (ع) آینه تمام‌نمای پیامبر و ترجمانِ رسول خداست و همان‌گونه که خدا در مورد پیامبرش فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ [انبیاء/۱۰۷] ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم» دقیقاً همین مضمون بر خلیفه و وصی پیامبرش نیز کاملاً صدق می‌کند. نقش پیامبر و امام در جامعه، نقش سعادت‌بخشی و هدایت‌گری و تعالی‌دادن بشر و اصلاح و تربیت جامعه است و تا جایی که کسی و گروهی امکان هدایت و رشد و تعالی داشته باشد، برای هدایت آن‌ها از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نخواهند کرد، اما اگر کسی و یا گروهی قابل هدایت نبوده، بلکه منشأ فتنه و ضلالت و فساد باشند، در این صورت، اگر رفع فتنه و فساد در جامعه اسلامی، با مدارا و مسالمت ممکن بود، امام و پیامبر با این روش مخالفان را کنترل می‌کردند و اگر با نرمش و روش مسالمت‌آمیز، رفع فتنه و فساد از سطح جامعه اسلامی امکان‌پذیر نبود، در نهایت، با برخورد تند و قاطع اسلام روبرو می‌شدند، چنان‌که مضمون آیه «محَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ [فتح/۲۹] محمّد (ص) فرستاده خدا و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند» دقیقاً بر این مساله حکایت دارد. بنابراین، روش مواجهه امیرالمومنین (ع) با مخالفان دقیقاً همان روش مواجهه رسول خدا (ص) با مخالفان است چون امیرالمؤمنین (ع) بارزترین مصداق «و الذین معه» در این آیه است چرا که معصوم و تربیت یافته پیامبر (ص) و وصی ایشان است.

البته مقصود از کفار در آیه ۲۹ سوره فتح، مطلق کفار نیست، بلکه مقصود، کفار محارب که مخالفت آشکارا و عملی با اسلام می‌کنند می‌باشد و الا کفاری که در ذمّه اسلامند و مخالفت علنی با اسلام ندارند، در پناه امنیت حکومت اسلامی می‌باشند و حکومت اسلامی خود را موظف می‌داند در برابر پای‌بندی آنان به تعهدات خویش، از آنان و امنیت آنان محافظت کرده و به آنان خدمات برساند. مخالفت قلبی با اسلام هرگز باعث برخورد اسلام نمی‌شود و آنچه باعث برخورد اسلام با آنان می‌شود، مخالفت علنی و دشمنی آشکارا و عملی در برابر اسلام و حکومت اسلامی است نه کفر؛ حال، اگرچه آن مخالف حکومت اسلامی، در ظاهر مسلمان هم باشد، ولی موجب واکنش سخت حکومت اسلامی در برابر او می‌شود. پس مقصود از مخالفان، اعم از کفارِ مخالفِ دین و یا آشوب‌گران و منافقان و مرتدّین مخالف دین است که آشکارا و علنی با حکومت اسلامی به مخالفت می‌پردازند.

امیرالمؤمنین (ع) در عصر حکومت خودشان مواجهه قابل توجهی با کفار نداشتند و بیشترین برخورد ایشان با آشوب‌گران و پیمان‌شکنان بوده است، اما امیرالمومنین (ع) به خاطر نقش هدایت‌گری و سعادت‌بخشی‌ای که به عنوان امام و خلیفه الهی داشتند، مواجهه اولیه‌اش با بغات و آشوب‌گران، مدارا و مماشات بود.

حضرت بر این باور بودند که مدارا با مخالفان، از تندی آنان می‌کاهد و زمینه جوسازی را از آنان سلب می‌کند. آن حضرت حتی زمینه انتقاد را فراهم می‌آورد تا انتقادها به آشوب‌های مسلحانه تبدیل نشود و جواب منتقدان را با دلیل و مدرک می‌داد. روزی امام بر بالای منبر رفت و به مخالفان گفت تا اعتراضات و اشکالات را بیان کنند و سپس به تک تک تهمت‌ها و شایعات پاسخ داد و حتی ابوبرده بن عوف ازدی - از دوستان خلیفه سوم - پاسخ اشکالات و شایعات خود را شنید و گفت: «ای امیرمؤمنان! تاکنون دچار شک بودم، اما اکنون هدایت گردیدم». بسیاری از افرادی که در خیل مخالفان قرار می‌گرفتند، به خاطر شبهات و یا فضای اختناق و روشن نبودن حق بود، لذا امیرالمومنین (علیه‌السلام) با روشن‌گری‌، نصیحت و پاسخ به شبهات، بسیاری از این فریب‌خوردگان را از سرکشی دور می‌ساخت.

حضرت، تا زمانی که مخالفان، امنیت جامعه را به خطر نمی‌انداختند و توطئه بر علیه حکومت نمی‌کردند، با آنان برخورد نمی‌کردند و حتی دشنام‌های آنان را تحمل کرده و حقوق‌شان را از بیت المال قطع نمی‌کردند، اما وقتی مدارا با مخالفان سودی نداشت و هدایت نمی‌شدند، آنگاه به برخورد با آنان می‌پرداخت، چون اصل اولیه حاکم دینی، هدایت بشر و حفظ دین و جلوگیری جامعه از انشقاق و رفع فتنه و ناامنی از سطح جامعه است. و طبیعی است که وقتی کسانی با مداراهای حضرت، هدایت نشده و توبه نکردند و از سرکشی و ایجاد مزاحمت برای مؤمنین و راه حق بازنگشتند، حضرت ناچار به برخورد شدید شده و آنان را سرکوب نمود تا فتنه نماند چنانکه نص صریح آیه قرآن است: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّیٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ [بقره /۱۹۳] و با آن‌ها پیکار کنید! تا فتنه‌ای باقی نماند»

منبع: خبرگزاری ایلنا