کد خبر: 188873

پرتویی از زندگی امیر المومنین

19 ام ماه رمضان پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، به شهادت درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

۱۴۰۱ سال پیش در چنین روزهایی، فرق کامل‌ترین انسان به شمشیر شقی‌ترین اولاد بنی‌آدم شکافت و اینگونه با شهادت امیرمومنان، ستون بنای هدایت شکست. نام علی (ع) -مولود کعبه و شهید محراب مسجد کوفه- با همه خوبی‌ها عجین است و آنچه خوبان همه دارند او یک‌جا و برتر از آنها دارد. شأنش چنان قداست و شرافتی دارد که برخی را به غلط -العیاذبالله- به گمان الوهیتش انداخته زیرا هر حرکت، هر سخن و هر اقدام مولا علی (ع) براساس رضایت الهی بوده و همین است که روش زندگی ایشان به عنوان پدر همه ائمه‌اطهارعهم می‌تواند سرمشق و الگویی برای کمال زندگی دنیوی و اخروی همه مسلمانان و فراتر از آن همه جهانیان در هر دوره و روزگاری باشد. در باب فضایل بی‌کران مولا علی (ع)، همچون شجاعت یا ایمان، سخنان زیادی گفته شده است اما در ادامه به برخی از نکات یادشده در روایات پرداخته می‌شود که به سیره ایشان اشاره دارد.

اولین مرد مسلمان و یار پیامبر (ص)

از فضایل ویژه حضرت امام علی (ع)، سبقت ایشان در کار‌های خیر است که آن بزرگوار، نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌باشد.

پس از نخستین وحی الهی و بعثت حضرت محمد بن عبدالله (ص) در غار حرا، وقتی که آن حضرت (ص) از غار حرا رهسپار شهر و خانه خود شد، شرح حال را فرمود: و علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و مجری طرح‌ها و یار همراه و دلسوز پیامبر اکرم (ص) در دعوت و مأموریت الهی ایشان بود.

پس از سه سال دعوت مخفیانه ایشان به اسلام نیز سرانجام پیک وحی فرا رسید و فرمان دعوت همگانی داده شد و باز در مجلس ضیافتی که پیغمبر بزرگ اسلام (ص) برای آشنا کردن و دعوت خویشاوندان نزدیک خود به دین اسلام ترتیب داد، از حاضران سؤال فرمود که: «چه کسی از شما مرا در این راه کمک می‌کند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد؟»، فقط علی (ع) تنها کسی بود که از جای خود بلند شد و پاسخ داد: «ای پیامبر خدا! من تو را در این راه یاری می‌کنم.»، پیامبر (ص) بعد از سه بار تکرار سؤال و شنیدن همان جواب، فرمود: «ای خویشاوندان و بستگان من! بدانید که علی (ع) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست.»

همراهی با پیامبر (ص) و ازدواج با حضرت زهرا (س)

امام علی (ع) پیوسته ملازم رسول اکرم (ص) بود تا آن حضرت (ص) از مکه به مدینه هجرت فرمود: و از افتخارات دیگر حضرت علی (ع) این است که در شب هجرت که کفار، خانه رسول خدا (ص) را محاصره کرده و در پی قتل آن حضرت (ص) در بسترشان بودند، با شجاعت کامل و برای خنثی سازی این توطئه پلید، به جای ایشان در بستر خوابید و زمینه هجرت حضرت محمد (ص) را فراهم ساخت و پیامبر اسلام (ص) نیز به سلامت از خانه بیرون آمد و رهسپار مدینه گردید.

حضرت امام علی (ع) پس از هجرت، در مدینه هم ملازم پیغمبر اکرم (ص) بود و در هیچ امری با آن حضرت (ص) مخالفت نکرد. جانبازی و فداکاری در میدان جهاد و حضور شجاعانه و مؤثر در ۲۶ غزوه از ۲۷ غزوه پیامبر (ص)، جز جنگ تبوک که آن حضرت (ص) او را در مدینه به جای خود نشانده بود و سریه‌های مختلف و همچنین ضبط و کتابت وحی (قرآن مجید) به عنوان یکی از کاتبان وحی و حافظان قرآن و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه‌های تبلیغی و دعوتی، از جمله فضایل و کار‌های حساس و پر ارج امام علی (ع) در این دوران به شمار می‌رود.

در همین دوران، رسول اکرم (ص) یگانه دختر محبوب خود حضرت فاطمه زهرا (س) را هم به امام علی (ع) تزویج فرمود.
یکی از افتخارات ویژه حضرت علی (ع) انتخاب وی از سوی پیامبر اعظم (ص) به عنوان برادر خویش در جریان پیمان مؤاخات (پیمان اخوت و برادری مسلمانان) پس از هجرت به مدینه است که به ایشان فرمودند: «تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی. به خدایی که مرا به حق برانگیخته است. تو را به برادری خود انتخاب می‌کنم، اخوتی که دامنه آن، هر دو جهان را فرا گیرد.»

واقعه غدیر خم؛ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ ...

پیامبر اکرم (ص) پس از اتمام مراسم حج سال دهم هجرت («حجة الوداع»، «حج البلاغ» و «حج الاسلام») که آخرین حج در آخرین سال عمر شریف ایشان بود، در راه برگشت در محلی به نام غدیر خم (در نزدیکی منطقه جحفه، میان جاده مکه مکرمه و مدینه منوره و محل گذر کاروان ها) بر اساس فرمان الهی دستور توقف دادند تا رسالتشان را به اتمام برسانند. پس از نماز ظهر، بر بالای منبری از جهاز شتران رفتند و فرمودند: «ای مردم! نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم. درباره من چه فکر می‌کنید؟»، مردم گفتند: «گواهی می‌دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ می‌کردی.»، پیامبر (ص) فرمودند: «آیا شما گواهی نمی‌دهید که جز خدای یگانه، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست؟»، مردم گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم.»، سپس پیامبر (ص) دست مبارک حضرت علی (ع) را بالا گرفتند و فرمودند: «ای مردم! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کیست؟»، مردم گفتند: «خداوند و پیامبر او بهتر می‌دانند.»، سپس فرمودند: «ای مردم! هر کس من مولا و رهبر او هستم، علی هم مولا و رهبر اوست. (مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ ...)» و این جمله را سه بار تکرار فرمودند. بعد مردم این انتخاب را به حضرت علی (ع) تبریک گفتند و با ایشان بیعت نمودند.
رحلت رسول خدا (ص)، شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، غصب خلافت و خانه نشینی امام علی (ع)

پس از رحلت رسول اکرم (ص)، امام علی (ع) ۳۳ سال داشتند و با اینکه در همه فضایل و کمالات سرآمد و در میان اصحاب پیامبر (ص) ممتاز و منحصر به فرد بودند و علیرغم تمامی سفارشات مکرر و صریح پیامبر اکرم (ص)، با بهانه‌ها و توطئه‌های مختلف، ایشان را از خلافت و جانشینی ظاهری پیامبر بزرگ اسلام (ص) کنار زدند و بنابراین ایشان هم از صحنه اجتماع کناره گرفتند و به مدت ۲۵ سال (زمان سه خلیفه پس از رحلت رسول اکرم (ص)) خانه نشین شدند و سکوت اختیار فرمودند.

از جفا‌ها و مصایب سنگین بر قلب مبارک حضرت امام علی (ع)، هجوم به خانه آن حضرت (ع) در جریان سقیفه و برای بیعت امام علی (ع) با ابوبکر، و بیماری و شهادت همسر گرامیشان حضرت فاطمه زهرا (س) به فاصله بسیار کوتاهی (۷۵ یا ۹۵ روز) از رحلت اندوهبار نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) بود.

حضرت فاطمه زهرا (س) آن زمان هجده سال سن داشت و ثمره پیوند آسمانی ایشان با حضرت امام علی (ع)، چهار فرزند به نام‎های امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و حضرت زینب کبری (س) و ام کلثوم (س) بود.

آغاز خلافت امیرالمونین علی بن ابیطالب (ع)

نهایتاً پس از کشته شدن خلیفه سوم در ذی الحجه سال ۳۵ هجری قمری در مدینه (یعنی در سن ۵۸ سالگی امام علی (ع))، مردم با آن حضرت (ع) بیعت کردند و ایشان را به خلافت ظاهری برگزیدند.

آن حضرت (ع) در مدت حکومت خود (به مدت ۴ سال و ۹ ماه)، سیرت پیامبر اکرم (ص) را عملی و به اجرای عدالت و اصول اسلامی پرداخت که برخی از صحابه و سودجویان که از رفتار و منش الهی و عادلانه آن حضرت (ع) متضرر می‌شدند (و پیشاپیش آن‌ها هم عایشه، طلحه، زبیر و معاویه بودند.) به بهانه‌های مختلف و از جمله خون خواهی خلیفه سوم، سر به مخالفت برافراشته و بنای شورش و آشوب‎گری گذاشتند.

بیشتر مساعی آن حضرت (ع) در زمان خلافت بر مسلمین به عنوان حکومت عدل الهی، صرف رفع اختلافات داخلی شد و در این زمان، جنگ‌های فراوانی از جمله صفین، جمل و نهروان (که هر یک پیامد‌های خاصی به دنبال داشت) رخ داد. آن حضرت برای خوابانیدن فتنه در نزدیکی بصره، جنگی با عایشه و طلحه و زبیر نمود که به جنگ جمل معروف است. جنگی هم با معاویه، به مدت یک سال و نیم در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفین و نیز جنگی با خوارج در نهروان نمود که به جنگ نهروان معروف می‌باشد.

بخشش به خروار

آن حضرت مانند فرزندان بزرگوارشان نه‌تنها دست به خیر بودند بلکه در بخشش هیچ‌ کوتاهی نداشتند و بخل نمی‌ورزیدند. همچنین توصیه می‌کردند از حال و روز برادران ایمانی خود خبر داشته و پیش از آن که از ما چیزی بخواهند یا تقاضایی داشته باشند، آنها را برآورده کنیم. حکایت ذیل نمونه‌ای از سیره ایشان در دهش به دیگران است:

«یک روز پنج بار شتر خرما برای شخص آبرومندی فرستاد که جز از علی (ع) از فرد دیگری درخواست نمی‌کرد. یک نفر که خدمت حضرت بود، عرض کرد: یا علی! آن مرد از شما تقاضایی نکرد و از پنج بار شتر، یکی او را کفایت می‌کرد. حضرت فرمود: مانند تو در میان مؤمنین هرگز زیاد نشود؛ من می‌بخشم و تو بخل می‌کنی؟ اگر به کسی پس از آنکه درخواست کرد، کمک کنم، آنچه به او داده‌ام، قیمت همان آبرویی است که ریخته و سبب آبروریزی او نزد من شده است... هر کس چنین کاری با برادر مسلمان خود کند و با توجه به احتیاج و موقعیت داشتن از برای دستگیری، منتظر بماند تا برادر مومنش از وی درخواست و سوال کند، به خدای خویش دروغ گفته؛ چون موقعی که در حق برادر دینی خویش دعا و تقاضای بهشت را می‌کند، در زبان بهشت را برایش می‌خواهد ولی در عمل از مالی بی‌ارزش مضایقه کرده و کردار او مطابق با گفتارش نیست.»

سختگیری بر نزدیکان در استفاده از بیت‌المال

امیرمومنان علی (ع) مدت کوتاهی زمام حکومت را در دست ‌گرفتند اما همین مدت کوتاه کافی بود تا ایشان روش درست حکمرانی را به حاکمان نشان دهند و حجت بر ارباب حکومت تمام شود. از مهم‌ترین اقدامات ایشان در آن دوره تقسیم یکسان بیت‌المال بود و در این راه بر نزدیکان و دوستان بیشتری سختگیری نشان می‌دادند. به قول جورج جرداق مسیحی؛ «قتل علی در محراب عبادت به سبب شدت عدالت او بود.» در آن هنگام که مردم برای درهم و دینار معاویه سر و دست می‌شکستند، عده‌ای از راه خیرخواهی می‌گفتند یا امیرالمؤمنین! از اموال بیت‌المال به اشراف عرب و قریش بده که اینقدر از کنار تو پراکنده نشوند. آن حضرت می‌فرمود: «آیا از من می‌خواهید که پیروزی را از طریق ظلم به دست آورم؟ نه، به خدا سوگند چنین کاری را نخواهم کرد.»

داستان عقیل، برادر نابینا و مستمند ایشان معروف است که علی (ع) حاضر نشد بیش از دیگران بر وی از بیت‌المال ببخشد اما غیر ‌از آن دو نمونه دیگر ذکر می‌شود تا نسبت کارگزاران امروزی حکومت با علی (ع) بیشتر روشن شود. خود آن حضرت بارها ‌فرمود: «ای مردم کوفه اگر مرا دیدید با اندوخته‌ای بیشتر از وسایل شخصی زندگی و مرکبی که با آن نزد شما آمدم از نزدتان برگشتم، بدانید که خائن بوده‌ام.»

سرزنش تملق‌گویان

امیرمومنان، علی (ع) نه‌تنها از تملق و چاپلوسی و ستایش و کرنش بیزار بود، حتی مدح آمیخته به تملق را نیز از عیوب اخلاقی می‌شمرد و در مقابل رفتار و گفتار ذلت‌آمیزی که در تضاد با عزت و شرف انسانی بود، سکوت نمی‌کرد و اگر کسی مرتکب چنین عمل غیراخلاقی می‌شد، از او انتقاد می‌کرد.

روزی یکی از اصحاب او را مدح کرد، حضرت به شدت او را از این عمل منع کرده و در خطبه‌ای که در حضور بیش از ۵۰ هزار نفر بعد از جنگ صفین ایراد کرد، فرمود:

«بدانید از بدترین حالات زمامداران، این است که گمان برده شود آنان فریفته تفاخر شده و کارشان شکل برتری‌جویی به خود گرفته؛ من از این ناراحتم که حتی در ذهن شما خطور کند که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن مدح و ثنا خوشم می‌آید. من خدا را شکر چنین نیستم. گاهی هست که مردم ستودن افراد را به خاطر مجاهده‌ها و تلاش‌هایشان لازم می‌شمرند و این برای مردم بی‌عیب است اما من از شما می‌خواهم مرا با سخنان جالب خود نستایید و اینکه می‌بینید در راه اجرای فرمان الهی تلاش می‌کنم، برای آن است که می‌خواهم خود را از مسوولیت و حقی که بر گردنم هست، خارج کنم... با من آنطور که با جباران و زمامداران ستمگر سخن می‌گویند، سخن نگویید، القاب مطنطن برایم به کار نبرید، آن ملاحظه‌کاری‌ها و مصلحت‌سنجی‌ها که در برابر مستبدان اظهار می‌دارند در برابر من اظهار ندارید؛ با من با ظاهرسازی رفتار نکنید؛ درباره من گمان بی‌جا نبرید که گفتن حق بر من سنگین است، یا بخواهید مرا به بزرگی تعظیم کنید؛ هر کس که گفتن حق یا پیشنهاد عدل بر او سنگین باشد، عمل به آن دو، بر او سنگین‌تر است؛ پس از سخن بحق یا مشورت به عدل هیچ ‌خودداری نکنید.»

خاطره‌سازی از مناسک دینی و اعیاد

یکی از شیوه‌های جالب توجه در تربیت دینی فرزندان، همراه‌کردن امور دینی و معنوی با خاطرات خوشایند برای آنان است؛ بدین صورت که رفتارها و آداب دینی و مذهب در فضایی مطبوع و همراه با ایجاد خوشایندی و مطلوبیت به فرزندان القا شود. برای نمونه، هنگامی که فرزند را همراه خود به مناسک عبادی می‌بریم، حتی‌الامکان در آنجا برای آنان هدیه یا خوراکی تهیه کنیم یا آنها را بیشتر در مجالس ائمه ؟عهم؟ که همراه با شادی و پذیرایی است، ببریم. علی(ع) در این‌باره فرموده‌اند؛ «در هر جمعه مقداری میوه برای خانواده‌تان تهیه کنید تا آنان از فرارسیدن جمعه‌ها شادمان باشند و جمعه‌ها را دوست داشته باشند.»

توجه به اقشار فرودست جامعه

در بیشتر حکومت‌ها، حاکمان به راحتی و رفاه خود می‌اندیشند و همه وسایل آسایش را برای خود و بستگان خویش فراهم می‌کنند و به رنج و محرومیت و گرسنگی و نیاز طبقات محروم توجهی ندارند. حضرت علی(ع) این شیوه را از شأن حکومت دور می‌دانست و به یاد گرسنگان جامعه در دورافتاده‌ترین مناطق بود. مشهور بود که علی(ع) به موالی (شهروندان غیرعرب و بردگان آزادشده) تمایل بیشتری داشت و نسبت به آنان مهربان‌تر بود. در صورتی که خلفای دیگر به شدت از آنان دوری می‌گزیدند و از آنها پرهیز می‌کردند. حضرت امیر (ع) دراین‌باره فرموده‌اند:

«هیهات که هوی و هوسم بر من چیره شود و شکم‌بارگی به گزینش طعام‌های لذیذ وادارم کند، در حالی که چه‌بسا در یمامه یا حجاز کسانی باشند که امید دستیابی به قرص نانی نداشته و خاطره‌ای از سیری ندارند و هرگز مباد که من با شکم پر بخوابم، در حالی که شاید پیرامون من شکم‌های به پشت چسبیده و جگرهای سوخته باشد.»

قاتلی که در وصف امام علی قصیده می گفت

یکی از بزرگان و چهره‌های شناخته‌شده یمن بود؛ مردی که به شاعری و سخنوری مشهور بود و قصیده‌ای طولانی در وصف حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام سرود. عبدالرحمن ابن ملجم مرادی، وقتی در رأس هیأت یمنی در کوفه به خدمت امام علی علیه السلام رسید و در ثنای آن حضرت و وصف دانش، تقوا و حکمت ایشان شعر می‌سرود، به فضل ایشان اقرار کرده و سه بار با آن حضرت بیعت کرد، فکرش را هم نمی‌کرد که زمانی از دین خارج شود و روزی نه در مقابل، بلکه ناجوانمردانه و از پشت سر بر روی مولای متقیان و امیر مؤمنان شمشیر زهرآلودی بکشد و از پشت، در حال سجده نماز صبح، در سحر نوزدهم ماه مبارک رمضان بر فرق مبارک ایشان ضربه‌ای بزند؛ ضربه‌ای با شمشیری زهرآلود که آن را با هزار درهم خریده بود و هزار درهم برای زهرآلود کردنش پرداخته بود. ضربه‌ای با شمشیری زهرآلود که به تصریح خودش، به شهادت حاضران و به گواه تاریخ که اگر بر بدن هزاران نفر از مردم عالم زده می‌شد، همه را از پا درمی‌آورد.

ابن ملجم مرادی قبل‌ها یکی از یاران و دوستداران امام علی علیه‌السلام بود که وقتی پیش‌بینی آن حضرت مبنی بر اقدام خود به قتل ایشان را شنید، نتوانست باور کند. اما مرور زمان جوهره او را نمایان کرد و نشان داد کسی که مدح‌های طولانی و شعرهای زیبا در وصف امیرالمؤمنین علیه السلام می‌سرود، دست خود را به خون پاک و مطهر آن حضرت آلوده می‌کند.

انگیزه ابن ملجم از کشتن امام علی چه بود؟

ریشه‌های انگیزه ابن ملجم در کشتن امام علی علیه السلام به دوران خوارج و جنگ نهروان برمی‌گردد. در جنگ نهروان، خوارج شکست سختی از سپاه امام خوردند، به این معنا که همه خوارج در این جنگ کشته شدند جز نه نفر از آن‌ها. این نه نفر به مرور یاران و هم‌فکرانی برای خود جمع کردند. مرکز تجمعشان هم در مکه و در اطراف کعبه بود. به این صورت که دور خانه کعبه جمع می‌شدند و درباره کشته‌شده‌های نهروان حرف می‌زدند و از رویکرد حقیر و جاهلانه خودشان، از این بحث می‌کردند که اسلام دچار انحطاط شده و باید آن را نجات داد!

بعد از مدتی، خوارج به این نتیجه رسیدند که گله و اظهار ناراحتی از شرایط موجود ثمره‌ای ندارد و باید عملی انجام دهند. به این صورت تصمیم گرفتند که عاملان اصلی این قضیه را از بین بردارند.

کرامات و معجزات حضرت

در مورد کرامت‌های حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مطالبی عنوان شده است. در منابع مستند در مورد کرامت‌ها و معجزه‌های آن حضرت چه مطالبی نوشته شده است؟

حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام دارای ویژگی‌های خاص و مسائل خارق‌العاده‌ای بودند که می‌توان از آن‌ها به عنوان معجزه حضرت و کرامات وجود مقدس ایشان نام برد. یکی آن‌ها قضاوت‌های محیرالعقول آن حضرت بود که موجب شگفتی و اعتراف مخالفان و کسانی که به امامت و برتری آن حضرت نسبت به دیگر اصحاب پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله اعتقاد نداشتند هم بود.

به عنوان مثال طبری در پایان خلافت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره می‌کند به قضاوت‌های شگفت‌آور آن حضرت که هیچ‌کس مانند ایشان قادر به چنین قضاوت‌هایی نبود. فارغ از ارائه بینه و شهود که در قضاوت‌های معمولی مطرح است، آن حضرت با شواهد و قراینی که فقط از علم بسیار گسترده و فراگیر آن حضرت ناشی می‌شد، مسائل را حل و حکم صادر می‌کردند. این قضاوت‌ها و قدرت حضرت در این مسائل باعث شده بود که خلیفه دوم با خواهش و تمنا از آن حضرت بخواهد معضلات سخت قضایی در دوره خلافتش را برطرف کنند.

پیش‌بینی‌های خارق‌العاده

همچنین حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام پیش‌بینی‌های بسیار عجیبی از حوادث آینده داشتند که در نهج البلاغه به برخی از پیش‌بینی‌های ایشان اشاره و در برخی از کتب تاریخی نیز منعکس شده است. به عنوان مثال پیش‌بینی آن بزرگوار از وقوع حادثه جان‌سوز کربلا هنگامی که به سمت صفین می‌رفتند. گویا آن حضرت وقتی در کربلا فرود آمدند، محل فرود آمدن امام حسین علیه السلام و اصحاب و خاندان آن حضرت و محل به شهادت رسیدن آنان و محل به اسارت درآمدن عزیزان آن حضرت را به دیگران نشان دادند.

همچنین پیش‌بینی راجع به سقوط بنی‌امیه و روی کار آمدن بنی‌عباس، پیش‌بینی درباره هجوم مغولان و فجایعی که به بار می‌آورند و امثال این موارد. این‌ها از معجزات و کرامات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

 

حضرت علی (ع) در واپسين لحظات زندگی نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود :«شما را به پرهيزکاری سفارش مي کنم و به اينکه کارهای خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد ». يتيمان را فراموش نکنيد، حقوق همسايگان را مراعات کنيد. قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد. نماز را بسيار گرامی بداريد که ستون دين شماست. حضرت علی (ع) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد.