کد خبر: 188611

آتش‌افروزی جدید آمریکا در عراق

آمریکایی‌ها با پشتیبانی از هسته‌های خاموش داعش، پروژه خطرناکی را در عراق کلید زده‌اند و در تلاش هستند با فشار بر نیروهای بسیج مردمی، شکست‌های چند ماه اخیر را جبران و قدرت را در این کشور تسخیر کنند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

شکست‌های امریکا در منطقه غرب آسیا و بحران اقتصادی ناشی از بیماری کرونا در امریکا که تنها در یک عرصه بیش از ۳۰ میلیون بیکار را در امریکا روی دست سران کاخ سفید گذاشته است، امیدهای ترامپ به پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است و به همین دلیل تیم افراطی حاکم بر کاخ سفید گزینه‌های خطرناکی را پیش پای او قرار داده که عمل به آن‌ها در عین اینکه ممکن است نتواند او را به پیروزی در انتخابات برساند، بلکه ممکن است امریکا را به ورطه‌ای بکشاند که نه‌تن‌ها ترامپ، بلکه رؤسای جمهوری بعدی امریکا نیز نتوانند هزینه‌های ناشی از آن را تحمل کنند.

 

تضعیف مقاومت از طریق احیای داعش

اقدام ناگهانی و بی‌مقدمه آلمان در معرفی حزب‌الله لبنان به عنوان یک گروه تروریستی، حمله سنگین جمعه شب داعش به نیروهای حشدالشعبی و ارتش عراق در صلاح‌الدین، شروع آشوب‌های لبنان چند روز پس از بازگشت سعد حریری از پاریس و فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی به فرانسه برای معرفی حزب‌الله لبنان به عنوان گروه تروریستی، از جمله تحولات روزهای گذشته در منطقه بوده‌اند که، هم با یکدیگر ارتباط دارند هم با کشور ما ایران! آیا دشمن، به دنبال تضعیف مقاومت از طریق احیای مجدد داعش است؟ اگر پاسخ «بله» است، چه باید کرد؟ یا نه؛ این تحولات هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و مثلا حمله‌ای که داعش جمعه شب در عراق انجام داد و ۴۱ نیروی ارتش و حشدالشعبی را به شهادت رساند، یک حمله معمولی مثل حملات همیشه در این کشور بود؟

پاسخ را از همین سؤال آخر شروع کنیم. این حمله اصلا عادی نبود. داعش مدت‌هاست که کمرش شکسته و طی سال‌های گذشته صرفا اقدام به انجام یکسری حملات کور و پراکنده که غالبا تلفاتی هم بر جای نمی‌گذاشت؛ می‌کرد. حمله جمعه شب اما، حساب‌شده، پرتلفات بود و بزرگ و این یعنی، در عراق اتفاقاتی در جریان است. اما این اتفاق چیست؟

طبق گزارش‌های رسمی که از عراق و سوریه می‌رسید، آمریکایی‌ها به شدت مشغول جابه‌جایی سرکرده‌های گروه‌های تروریستی و ارسال تجهیزات نظامی به شکل انبوه بین این دو کشور بودند. به عبارتی، برای کسانی که این اخبار را دنبال می‌کردند، پیش‌بینی آنچه روز جمعه در صلاح‌الدین عراق اتفاق افتاد، کار سختی نبود. اکنون وِلوله‌ای در عراق به راه افتاده و تقریبا تمام جریان‌های سیاسی این کشور که بعضا دچار اختلافاتی هم با هم هستند، به این نتیجه رسیده‌اند که، جمله «داعش ممکن است بازگردد» جدی است.

اما چه اتفاق تازه‌ای رخ داده که، آمریکایی‌ها را به این نتیجه رسانده که می‌توانند، پروژه نیمه‌تمام داعش را تمام کنند؟ «کرونا» یکی از این اتفاقات است. این ویروس که نصف جمعیت کره زمین را به قرنطینه برده و انرژی، وقت و اقتصاد تقریبا تمام کشورها را درگیر خود کرده، فرصت بی‌نظیری است برای فرصت‌طلبان و چه رژیمی فرصت‌طلب‌تر از رژیم صهیونیستی و صهیونیسم جهانی؟! سال ۲۰۰۳ و پس از ‌اشغال این کشور توسط آمریکا و مهیا شدن فرصت، چه دانشمندان، پزشکان و متخصصان عراقی که از سوی این رژیم ترور نشدند!

 

شکست های مکرر ترامپ در پیشبرد سیاست فشار حداکثری

ترامپ در سه سال و نیم گذشته تنها در یک عرصه موفق بود و آن‌هم اینکه با ناامن کردن منطقه خلیج‌فارس و تحقیر و تهدید سران مرتجع منطقه توانسته بود با انعقاد قراردادهای متعدد فروش تسلیحات نظامی را به آن‌ها تحمیل و از آن طریق رونقی را برای کارخانجات تولید این تسلیحات ایجاد کند و نرخ بیکاری را در امریکا کاهش دهد، اما در دیگر عرصه‌ها، سیاست‌های او و متحدانش به شکست رسیده است. ترامپ نه در بازی مذاکره با کره‌شمالی موفق بود و عکس یادگاری او با رهبر کره‌شمالی به حاشیه رفت و نه او و متحدانش در پیشبرد سیاست تحمیل جنگ به مردم یمن موفق بودند و مقاومت مردم یمن در عین شکست ائتلاف چهار قدرت بزرگ غربی با امریکا و امارات روند را به سویی برده که اکنون جنگ در یمن به میان دست‌نشاندگان امارات و عربستان در یمن کشیده شده و امریکا، فرانسه، آلمان و انگلیس کاملاً در حل این بحران درمانده‌اند. ترامپ تصور می‌کرد که با پذیرش ذلت در افغانستان و مذاکره با طالبان و نهایتاً خروج سربازانش از این کشور قادر است برای ماه‌های پیش رو یک موفقیت برای خودش ثبت و به مردم امریکا ارائه دهد که در آن نیز به‌رغم تحقیر امریکایی‌ها نه‌تن‌ها موفقیتی نداشته، بلکه در شرایطی که دولت کنونی افغانستان متزلزل‌تر شده، تعداد کشته‌های ناشی از ناامنی ایجاد شده به دلیل سناریوی اخیر امریکا در این کشور بیش از ماه‌های گذشته بوده است.

در عراق نیز ترامپ تصور می‌کرد که با به شهادت رساندن سردار سلیمانی قادر به کنترل و مهار تحولات این منطقه از غرب آسیاست، اما شرایط نه‌تن‌ها برای امریکایی‌ها در این کشور امن‌تر نشده، بلکه امریکایی‌ها ناچار به تخلیه بسیاری از پایگاه‌های خود در این کشور شده و به‌رغم استقرار موشک‌های پاتریوت در پایگاه‌های باقی مانده، به شدت نگران واکنش‌های احتمالی نیروهای مقاومت عراقی و اجرای قانون مجلس عراق برای اخراج امریکایی‌ها از این کشور هستند.

اما شکست امریکا در راهبرد فشار حداکثری علیه مردم ایران، بیش از سایر عرصه‌ها اعتبار کاخ سفید را زیر سؤال برده است، چرا که این سیاست به‌رغم تحمیل هزینه‌های سنگین بر مردم ایران، نه‌تن‌ها انسجام درونی مردم ایران را سست نکرده و امریکا نتوانسته است تقاضای مذاکره یا تسلیم را از مردم مقاوم ایران بشنود، بلکه این فشارها و تهدیدها در ایران تبدیل به فرصت شده و ایران در عین تحمل فشارها و تحریم‌ها و پیامدهای اقتصادی ناشی از بیماری کرونا که بحرانی جهانی بود، توانسته است کم‌هزینه و هوشمندانه‌تر از سایر کشورها این اپیدمی را پشت سربگذارد و بتواند با فرصت‌های ناشی از آن، تحولات کشور را مدیریت کند به گونه‌ای که رسوایی غرب و امریکا در ناتوانی در مهار این بیماری و پیشبرد سیاست فشار حداکثری، پایگاه غرب‌باوران ایرانی را نیز به شدت تضعیف کرده و برخلاف سال‌های گذشته دیگر کسی در داخل از ضرورت مذاکره با امریکا سخن به میان نمی‌آورد.

 

آتش‌افروزی آمریکا در خلیج فارس

مجموعه این تحولات سبب شده که تیم افراطی حاکم بر کاخ سفید در آستانه انتخابات سال جاری نه تنها دستاوردی برای ارائه به مردم این کشور نداشته باشد، بلکه اندک محبوبیتی که ترامپ با رونق اقتصادی این کشور از طریق بحران‌سازی در منطقه غرب آسیا و تحقیر سران بزرگ کشورهای منطقه خلیج فارس کسب کرده بود، زیر دست و پای ویروس کرونا از بین برود. این پدیده سبب شده است که تیم افراطی کاخ سفید به سمت گزینه‌های خطرناکی بروند که چشم‌انداز آن نشان می‌دهد ترامپ نه تنها موفقیتی نخواهد داشت بلکه می‌تواند شرایط را بحرانی‌تر کند. تحرکات نظامی امریکا در خلیج فارس و ایجاد مزاحمت برای شناورهای ایرانی که سایه یک درگیری نظامی را بر منطقه انداخته است، انتخاب تروریست‌های سنتکام است، این گزینه اگرچه با مخالفت پنتاگون مواجه شده است، اما این تصور را در تیم افراطی ایجاد کرده است که با تشدید شرایط امنیتی علیه ایران و به تبع آن تسلیم ایران در برابر امریکا، کاخ سفید را یک گام در مواجهه با ایران به پیش می‌برد. اما بیانیه قاطعانه ستاد کل نیروهای مسلح ایران و اخطار به امریکایی‌ها و تغییر آرایش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان، این توهم را در امریکایی‌ها شکست، اگرچه به دلیل ناکامی امریکا در دیگر عرصه‌ها، هنوز به عنوان یک گزینه بالقوه مطرح است، اما طبعاً همانگونه که سران پنتاگون به آن اذعان دارند، هرگونه آتش‌افروزی در منطقه خلیج فارس امریکا را در باتلاقی وارد می‌کند که تصور آن برای امریکایی‌ها و سران مزدورشان در منطقه دشوار است.

 

تلاش بی اثر ترامپ برای اثبات مؤثر بودن ترور سردار سلیمانی

در عرصه‌ای دیگر ترامپ تلاش دارد تا بتواند با فشار روی متحدان اروپایی از لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران که براساس برجام در مهرماه اتفاق خواهد افتاد، جلوگیری کند. این تلاش کاخ سفید که به دلیل خروج امریکا از برجام با تمسخر بسیاری از کارشناسان سیاسی و حتی قدرت‌های دیگر جهان مواجه شده، یکی دیگر از شکست‌های سیاست امریکا در مقابله با ایران را آشکار می‌کند. اگرچه به دلیل مخالفت دیگر صاحبان حق وتو با این تصمیم ترامپ، شکست آن از هم‌اکنون آشکار است، اما گزینه‌هایی که ایران در شرایط احتمالی تصویب این پیشنهاد کاخ سفید دارد و می‌تواند به خروج ایران از NPT و برخی تصمیمات دیگر که فعلاً مجال به اشاره به آن نیست بینجامد حتی متحدان اروپایی را نیز در همراهی با امریکا متزلزل کرده است.

اما سناریوی دیگر امریکا دور جدید جنگ‌های نیابتی در منطقه است که از آن طریق تلاش دارد ظرفیت‌های نیروهای مقاومت در منطقه را کاهش داده به زعم خود ادعای مؤثر بودن ترور سردار سلیمانی را اثبات کند. آنچه این روزها با فعال شدن داعش در عراق با حمایت ترامپ در حال وقوع است و ممکن است به دیگر عرصه‌ها همچون لبنان سرایت کند، انتخاب خطرناکی است که می‌تواند به تبعات امنیتی بر کشورهای منطقه و خروج ذلت‌بار امریکایی‌ها در منطقه بینجامد.

گزینه‌های فوق و دیگر سناریوهای امریکا در منطقه، نه تنها موقعیت ترامپ را در داخل امریکا افزایش نمی‌دهد، بلکه روند تحولات را به سمتی می‌برد که او هم یک رئیس‌جمهور یک دوره‌ای درامریکا شود. آمریکا تمام مهره‌هایش در منطقه سوخته است.

 

تصور امریکا و غرب بدون ابزار تروریسم

ترامپ این روزها تا گردن، گرفتار کرونا و مشکلات اقتصادی و اجتماعی آن در داخل امریکاست. این جمله معترضه ترامپ به تصمیم‌سازان پشت پرده امریکا به عرصه جهانی است تا بگوید چرا یک بار دیگر داعش در عراق سربرآورده و رسماً و علناً با چتر هواپیماهای امریکایی در مرز سوریه و عراق پیاده می‌شوند و همچون گذشته، دیوانه‌وار به نقاط امنیتی و حساس جغرافیای نفتی در مرکز عراق و یا حوزه‌های مفصلی حاکمیتی عراق حمله‌ور می‌شوند.

ترامپ و دیگر مقامات عراقی زیاد گفته‌اند که از عراق قصد خروج ندارند و همه ابزارهای اطلاعاتی، سیاسی، رسانه‌ای، شورش‌سازی خیابانی و چنگ و دندان تهدید و خط و نشان کشیدن برای عراقی‌ها را به میدان آورده‌اند، ولی می‌دانند پس از ماه‌ها، هزینه‌های سیاسی و مالی و حیثیتی و به کار گرفتن نفوذی‌های سیاستمدار عراقی و بعثی، نمی‌توانند کابینه امریکایی را با دست مصطفی کاظمی بر عراق مسلط کنند؛ لذا جوهر سیاست و اندیشه تاریخی و تمدن غربی و امریکا به عنوان حلال مشکلات را در عراق فعال کرده‌اند. داعش که بنیه گسترده‌ای برای بازگشت قدرتمندانه در عراق ندارد، ولی بعثی‌ها، برخی امکانات پنهان در اقلیم کردی یا در مناطق سنی‌نشین و بخشی از داعشی‌های زندانی در اقلیم کردستان و شرق فرات و شاید بخشی از نیروهای ویژه امریکایی، عملیات پارتیزانی و جنگ و گریز را در مناطقی که با هوشمندی انتخاب شده، هدف قرار می‌دهند تا کابینه امریکایی به ثمر برسد و امریکا در عراق بماند و بتواند ثروت عراق و منطقه را غارت و صهیونیست‌ها را امنیت بخشد.

به راستی اگر خوب نگاه کنیم، تشکیل رژیم صهیونیستی در قلب خاورمیانه، همان داعش امروز نیست تا سیاست هژمونی و سلطه امریکا و غرب در منطقه را برای یک سده پیش رو تضمین کند؟! یعنی به لحاظ نمادین و هم رفتار و عملکرد و نتایج، داعش و صهیونیسم برای امریکا در یک مسیر و ماهیت تعریف می‌شوند و باید پرسید اگر غرب و امریکا که حتی در طمع‌ورزی و چپاول دیگران، علم و دانش شرقی و دیگران را می‌دزدد، اگر ابزار تروریسم و جنگ‌افروزی نداشت، چه تصویری داشت؟!

 

آنچه در لبنان، عراق، آلمان اتفاق افتاده و شاید همین روزها در سوریه و فرانسه هم رخ دهد نشان می‌دهد، آمریکایی‌ها در بدترین شرایط و بحرانی‌ترین وضع هم که باشند، دست از دشمنی با محور مقاومت بر نمی‌دارند و آنها اکنون از مرحله «طرح» توطئه عبور و به مرحله «عمل» به توطئه رسیده‌اند. عراقی‌ها می‌توانند با تاکید روی مصوبه مجلس برای اخراج آمریکایی‌ها، مانع از وقوع فتنه بزرگ ۲۰۲۰ شوند. گرفتن انتقام آن ۴۱ شهید با روش‌هایی که در این مدت خوب یاد گرفته‌اند می‌تواند گام اول در اخراج آمریکایی‌ها از منطقه و پایان این همه جنگ و فتنه و خونریزی، باشد. اما اگر اختلاف‌ها و آشوب‌ها ادامه یابد... بی‌تردید، داعش را دوباره به جان و ناموس مردم خواهند انداخت و خدا می‌داند، این بار برای شکستن کمر این هیولای هفت‌سر، چقدر باید خون داد.