کد خبر: 188551

کرونا دینداری را تقویت کرد

علیرضا شجاعی زند گفت: اگر کرونا باعث تعطیل و توقف برخی از تجمعاتِ دینی شده؛ اما از جنبه دیگر موجب بذل توجهات بیشتر افراد به‌سوی دین گردیده است.
اتاق خبر 24

یافته‌های علمی نشان می‌دهد، ارتباط معناداری بین مصائب و بحران‌های بشر با تغییر میزان اهمیت دین و خدا وجود دارد. تحقیقات مختلفی در این باره صورت گرفته است مثلاً طبق نظرسنجی سایت گالوپ باور دینی مردم آمریکا در سالی که حادثه یازده سپتامبر اتفاق افتاد، افزایش پیدا کرد. این نشان می‌دهد به طور طبیعی اقبال به دین در شرایط بحرانی افزایش پیدا می‌کند.

در کشور ما اگرچه پدیده کرونا به طور موقت موجب توقف مناسک و شعائر دینی شده است، اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اعتقادات مذهبی مردم در این بحران افزایش یافته است. از سوی دیگر نیز افزایش فعالیت‌های انسانی و فداکارانه کادر درمان و بهداشت و هم‌دلی و کمک‌رسانی اقشار مختلف جامعه را شاهد هستیم که خود موید افزایش روحیه دین مدارانه در این گونه رفتارهاست.

در گفتگو با علیرضا شجاعی زند، استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس به موضوع تأثیر کرونا بر دینداری مردم، پرداختیم. متن زیر مشروح گفتگوی مهر با این استاد دانشگاه است.

کرونا از آن حیث که یک بیماری است؛ نظیر همه بیماری‌های دیگر است و می‌تواند تهدیدی برای هر فعالیتی، از جمله فعالیت‌های دینی محسوب شود. تشدید اثراتش هم طبعاً تابعی است از شدت تهدید و ممانعت‌هایی که پدید می‌آورد. یک نظریه‌ای اما در بین دین‌پژوهان کلاسیک وجود داشت که فعالیت‌های دینی را استثنا می‌کرد و معتقد بود که نسبت میان «رنج و بیماری» با «گرایشات دینی» اساساً مثبت است و این بیماری و تهدید و دل‌نگرانی‌ها هستند که بستر روآوری انسان‌ها به عوالِم دیگر و عوامل ماوراءالطبیعی می‌شده است. این نسبت را حتی اگر علّی و ایجادی هم ندانیم؛ اما یک نسبت ایجابی میانشان برقرار است. به همین رو مشاهده می‌شود افرادی هم که توجهات دینی بارزی ندارند، در چنین موقعیت‌هایی دینی‌تر می‌شوند. خلاصه بازار دین گرم‌تر می‌شود و انواع تمایلات خرافی و افسون‌گرایانه در جامعه درگیر یک بلیه گسترده، رونق پیدا می‌کند. این را به عینه در جامعه خودمان و حتی در جوامعی که کمتر مذهبی هستند، می‌شود دید. چه در ماجرای کرونا و چه در موقعیت‌های شخصی‌تر که بالاخره برای هر یک از ما یا نزدیکان ما به وقوع پیوسته است.

پس اگر صورت تلطیف‌شده و معتدلی از آن نظریه کلاسیک درباره نسبت میان موقعیت‌های تهدید و اضطراب با افزایش توجهات دینی را بپذیریم؛ می‌توان ادعا کرد که اگر کرونا باعث تعطیل و توقف برخی از تجمعاتِ دینی شده؛ اما از جنبه دیگر موجب بذل توجهات بیشتر افراد به‌سوی دین گردیده است.

چرایی آن هم قابل تحلیل است. یکی از علل روشنش قطع زنجیره عادی زندگی است و آنچه به عادت و روال تبدیل شده است. می‌دانید که شرایط یک‌دست و روندهای متعارف و تکراری در زندگی اساساً موجب غفلت از ابعاد دیگر وجودی و عرصه‌های دیگر حیات می‌شوند و این قبیل تکانه‌ها و قرار گرفتن در موقعیت‌های خطیر بعضاً باعث عطف توجه به نیازها و ظرفیت‌های مغفول‌مانده انسان می‌گردند. این درباره همه انسان‌ها کمابیش صدق می‌کند؛ اما در افرادِ با دینداری‌های خفیف‌تر به مراتب بیشتر است. در چنین شرایطی نوعاً شاهد روآوری‌های غیر مترقبه و خارج از چارچوب از سوی افرادی هستیم که کمتر درگیری و دغدغه دینی داشته‌اند. چرا؟ چون اینان کسانی‌اند که در زندگی‌اشان کمتر پیش آمده که به واقعیتی به اسم مرگ فکر کنند. یکی از خصوصیات عمومیِ دنیای فوقِ مدرن غربی همین غفلت از پرسش‌های وجودی است و از جمله غفلت از واقعیتی به اسم مرگ که در کنار زندگی است و بلکه در درون آن حضور دارد. توجه دارید که با هر نفسی که ممدِّ حیات است و مفرَّحِ ذات، یک گام به مرگ نزدیک‌تر می‌شویم. این واقعیتِ گریزناپذیر و بلاشکِ مرگ است که انسان مدرن به نوعی آن را نادیده گرفته و به فراموش سپرده و یا سعی بلیغی دارد که آن را نادیده بینگارد.

اینگلهارت نظریه‌ای دارد درباره عرفی‌شدن مبتنی بر این پیش‌فرض که دین، مولود شرایط بحرانی است و متکی بر اضطراب‌های زندگی از قبیل ناامنی و تهدید و بیماری و مرگ. او ادعا کرده که با فروکاستن اضطراب‌های زندگی به مدد علم و تکنولوژی و بالارفتن سطح ایمنی و رفاه، دغدغه‌های دینی هم کاهش یافته است و خواهد یافت. بنابر این هر چه انسان‌ها مدرن‌تر باشند، بی‌اضطراب‌تر خواهند بود و هر چه بی‌اضطراب‌تر، بی‌دین‌تر. این وضعیت مدرن به فرض آنکه صائب باشد و به تحقق هم رسیده باشد؛ خلأ معنویتی را پدید می‌آورد که موجب عطش و نوعی حسرت وجودی در انسان‌ها است. این قبیل افراد در اولین موقعیتِ مستعدی که قرار بگیرند؛ نظیر همین کرونا؛ واکنش‌های دینی و معنوی بیشتری از خودشان نشان می‌دهند

اینگلهارت نظریه‌ای دارد درباره عرفی‌شدن مبتنی بر این پیش‌فرض که دین، مولود شرایط بحرانی است و متکی بر اضطراب‌های زندگی از قبیل ناامنی و تهدید و بیماری و مرگ. او ادعا کرده که با فروکاستن اضطراب‌های زندگی به مدد علم و تکنولوژی و بالارفتن سطح ایمنی و رفاه، دغدغه‌های دینی هم کاهش یافته است و خواهد یافت. بنابر این هر چه انسان‌ها مدرن‌تر باشند، بی‌اضطراب‌تر خواهند بود و هر چه بی‌اضطراب‌تر، بی‌دین‌تر. این وضعیت مدرن به فرض آنکه صائب باشد و به تحقق هم رسیده باشد؛ خلأ معنویتی را پدید می‌آورد که موجب عطش و نوعی حسرت وجودی در انسان‌ها است. این قبیل افراد در اولین موقعیتِ مستعدی که قرار بگیرند؛ نظیر همین کرونا؛ واکنش‌های دینی و معنوی بیشتری از خودشان نشان می‌دهند.

منبع: خبرگزاری ایرنا