کد خبر: 188475

ژاپن؛ افسانه ای رو به افول

ژاپن که در روزگاری در تولید به آمریکا تنه می‌زد، اکنون در حال عقب‌گرد و به‌سرعت ضعیف‌شدن است. چنان که جایگاه فعلی این کشور در تولید دنیا با جایگاهش در سال ۱۹۶۸ برابری می‌کند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

مطالعه‌ی تجربه‌ی توسعه‌ی برخی کشورها مانند ژاپن که پس از بمباران اتمی توسط آمریکا و خسارات هنگفت ناشی از جنگ جهانی دوم، علی‌رغم کمبود منابع مناسب و نبود پهنه‌ی سرزمینی گسترده، با جمعیت بالاتر از ایران توانست به یک ابرقدرت اقتصادی تبدیل بشود.

ژاپن در شرایطی جایگاه خود را به‌عنوان یکی از قدرت‌های اقتصادی جهان تثبیت کرده است که به لحاظ منابع طبیعی و نیز سرگذشت سیاسی شرایط بسیار نامطلوبی دارد. به لحاظ طبیعی این کشور منابع بسیار محدودی دارد و بیشتر جزایر و خاک آن کوهستانی و آتشفشانی است. به لحاظ سیاسی نیز شکست در جنگ دوم جهانی وضعیت اسف‌باری را برای این کشور رقم زد. ژاپن پس از شکست در این جنگ، با داشتن ۱۳ میلیون نفر بیکار، شرایط بسیار سخت اقتصادی را تجربه کرد. «کمبود مواد غذایی»، «تورم بسیار شدید تا حدی که حقوق افراد، کفاف سیر کردن شکمشان را نمی‌داد» و «شکل‌گیری بازار سیاه»، تنها بخشی از مشکلات این کشور بود. این مسائل به‌علاوه‌ی ضرورت بازسازی خرابی‌های کشور ناشی از جنگ -که منجر به ویرانی ۲۵ درصد از دارایی‌های غیرنظامی و نابودی ۴۱.۵ درصد از ثروت ملی این کشور شده بود- و نیز مسئولیت پرداخت غرامت به متفقین، باعث بروز فشار بیشتری بر این مردم و دولت ژاپن شده بود. اما مردم و دولت ژاپن با رویکردی منطقی -لااقل در بخش تقویت تولید ملی و با همکاری یکدیگر- ژاپن را به یکی از قدرت‌های اقتصادی و تولیدی جهان تبدیل کردند. با همکاری دولت، مردم و صنعت، و نیز با توسعه‌ی فناوری‌های پیشرفته، ژاپن به یکی از پیشگامان عمده در صنعت و فناوری دنیا تبدیل شد.

 

فرهنگ تولیدی قوی

یکی از عوامل پیشرفت شگفت‌انگیز تولید ملی در اقتصاد ژاپن، فرهنگ بالای تولید در مردم این کشور است. در فرهنگ ژاپنی، «کار» امری مقدس و ارزشمند شمرده می­‌شود و در همین راستا ژاپنی‌ها برای ارتقای بهره‌وری و کارایی خود تلاش می‌کردند. آن‌ها با کنجکاوی به پیگیری مهارت­‌ها و روش­‌های مناسب­‌تر برای کار و تولید می‌پرداختند. در واقع انگیزه‌ی نیروی کار ژاپنی برای بهبود کارایی خود، فراتر از آنکه تحت تأثیر نظام انگیزشی اقتصادی باشد به‌صورت درون‌زا و با انگیزه‌های شخصی صورت می‌گرفت. «ارزش قائل شدن برای کار و تولید»، «تلاش مضاعف» و نیز «تلاش برای ارتقای دانش و مهارت»، سه ویژگی مهم نیروی کار ژاپنی هستند.

ژاپن افسانه ای رو به افول

 

فرهنگ مصرف صحیح

در کنار فرهنگ تولیدی بالا، الگو و فرهنگ مصرف صحیح نیز از کلیدهای پیشرفت اقتصادی ژاپن در دهه‌های پس از جنگ دوم جهانی بوده است. دو ویژگی مهم مردم ژاپن در حوزه‌ی مصرف عبارت بود از: «قناعت و اعتدال در مصرف» و «تأکید بر مصرف کالاهای داخلی».

مردم ژاپن طی سال‌های پس از جنگ به قناعت مشهور بوده‌اند و مصرف خود را متناسب با شرایط اقتصاد ملی تنظیم و کنترل می‌کرده‌اند. همین قناعت که معنای دیگر آن خودداری از اسراف و تجمل‌گرایی‌های زائد است، باعث انباشت سرمایه‌ی بیشتر و در نتیجه تأمین منابع مالی برای تقویت تولید ملی در این کشور شده است.

بهترین مکمل برای فرهنگ اقتصادی قوی مردم ژاپن، سیاست‌های دولتی این کشور در دهه­‌های پیشرفت بوده است. در دوران طلایی پیشرفت ژاپن، دو سیاست «توسعه‌ی صادرات» و «جایگزینی واردات» نقش مهمی در تقویت تولید این کشور ایفا نمود. دولت ژاپن برای افزایش مزیت‌های صادراتی خود حتی بارها اقدام به کاهش ارزش پول ملی خود کرد تا صادرات ژاپن افزایش یابد.

همچنین تأکید مردم ژاپن بر مصرف کالاهای ساخت داخل در دهه‌های اولیه‌ی پس از جنگ با هدف تقویت صنایع داخلی، موضوعی مهم در پیشرفت اقتصادی این کشور محسوب می‌شود. این زمینه‌ی فرهنگی باعث شد دولت، سیاست کاهش واردات از کشورهای دیگر را به‌منظور تقویت صنایع داخلی در ژاپن با موفقیت اجرا کند؛ سیاستی که گاهی چنان افراطی محسوب می‌شد که با عنوان سیاست انزواطلبی از آن یاد شده است. تأمین بازار داخل با تولیدات و محصولات ژاپنی، نقطه‌ی اتکایی مهم برای تقویت تولید ملی در ژاپن محسوب می‌شود.

 

تفکر بلندمدت در سودآوری

شاید کشورهای زیادی درآمد صادراتی بالایی داشته باشند اما نکته‌ی مهم در الگوی صادرات ژاپن، مبتنی بودن آن بر صادرات کالاهای «ساخته‌شده» و «با ارزش افزوده‌ی بالا» است و نه اتکای بر صادرات مواد اولیه و خام. لذا درآمد بالای ناشی از این الگو، دوباره برای رشد و توسعه‌ی کشور، هزینه می­‌شود. الگوی واردات در این کشور، مبتنی بر واردات مواد خام و مواد اولیه‌ی مورد نیاز صنایع این کشور است. اولویت در ذهن مدیران «تولید» است نه «سود کوتاه‌مدت»؛ بنابراین الگوی اقتصادی حاصل، مبتنی بر چهار گزاره است: «واردات مواد خام از خارج برای تولید در داخل به‌منظور مصرف کالای ساخت داخل و صادرات کالای ساخت ژاپن برای اعتلای نام ژاپن در دنیا.»

الگوی واردات در این کشور، مبتنی بر واردات مواد خام و مواد اولیه‌ی مورد نیاز صنایع این کشور است. اولویت در ذهن مدیران «تولید» است نه «سود کوتاه‌مدت»؛ بنابراین الگوی اقتصادی حاصل، مبتنی بر چهار گزاره است: «واردات مواد خام از خارج برای تولید در داخل به‌منظور مصرف کالای ساخت داخل و صادرات کالای ساخت ژاپن برای اعتلای نام ژاپن در دنیا.»

در سال­‌های اولیه‌ی پس از استقلال ژاپن، کالاهای ژاپنی به کیفیت پایین اما قیمت ارزان مشهور بودند؛ اما ژاپنی‌ها نمی‌توانستند این نگاه را به محصولات خود تحمل کنند. از طرف دیگر افزایش رشد تولیدات، رقابت را در صحنه‌ی جهانی شدت بخشیده بود؛ لذا تمام همّ و غمّ ژاپنی‌ها بر کاهش ضایعات تولید در حد صفر قرار گرفت و به این ترتیب نظام کنترل کلی کیفیت برپا شد. فقط کالاهایی که مطابق با استانداردها بودند اجازه‌ی صدور می‌یافتند و از این زمان، ارزش‌گذاری شرکت‌ها، بر اساس «تحقق بهترین کیفیت» انجام می‌شد.

اینگونه بود اقتصاد ژاپن به افسانه و الگویی در ایران تبدیل شد؛ افسانه ای که اکنون روبه افول است.

 

افسانه ژاپن رو به افول

دیرگاهی نمی‌گذرد از سال‌هایی که ژاپن به سمبل و اسطورۀ پیشرفت و فناوری در دنیا بدل شده بود. طی دهه‌های انتهایی قرن بیستم، پُتکِ "مدیریت و حکمرانی ژاپنی" بر سر ممالک عقب‌مانده کوفته می‌شد. تمدّن آفتاب‌پرست "شینتو" (همان که هنوز نمادش بر پرچم این کشور نقش بسته) طلایه‌دار فرّهی و کمال انسانیت، و مدیریت ژاپنی تداعی‌گر «مدیریت دقیق و پربازده» بود. انواع گونه‌های حکمرانی، یا روش‌های آموزش (و البته پرورش)، یا متودهای مدیریتی که به تولید ژاپنی نسبت داده می‌شد، نمادهایی بودند که در کلاس‌های کارشناسی و آموزشی ایران تدریس می‌شد، و منادی پیشتازی فکر و تلاش ژاپنی در عرصۀ تولید، و نماگر تمدّنی بامسئولیت و پرکار بود که  نشان داده بود چگونه از ویرانه‌های جنگی خانمانسوز، بهشت برین می‌سازد؛ جنگی که هیروشیما و ناکازاکی را به‌عنوان نماد شکست و خفّت و خاکسترنشینی بر تارک ژاپن نشانده بود.

معلمان و اساتید ما چه دُرری که در حوزۀ سبک زندگی ژاپنی نسفتند و چه افسانه‌ها که از همّت و فراست و "کم‌مؤونه‌"گی و زهد توأم با تلاش مردم و مدیران ژاپن نسرودند؛ چه جوانانی که در دهه‌های اول انقلاب در جستجوی کار و زندگی بهتر و آینده‌ای روشن‌تر به این کشور نرفتند؛ چه کتاب‌ها که در مدح و منقبت فرهنگ منظّم، و عزم جزمِ ژاپنی‌ها نگاشته نشد؛ چه سریال‌های «اوشین» و «هانیکو» که برای نمایش شکوه این "تمدن کهن اما مدرن"، به خورد مردم داده نشد؛ چه فیلم‌هایی که با منش‌هایی چون «سامورایی‌»گری و ورزش‌هایی چون «کاراته» و «کندو» و «جوجیتسو» و نماد شرافت‌هایی چون «هاراگیری» و «کامیکازه» و «نبرد پرل‌هاربر» تلویحاً بن‌مایه‌های تاریخی و فرهنگیِ این فراست و نظم و تلاش را به رخ مردم دنیا نکشید.

همه غافل بودند از اینکه أجل معهود این «پیشرفت برنامه‌ریزی شده از سوی کانون‌های نشسته در آمریکا» زودتر از آنچه انتظارش می‌رفت به‌سر خواهد آمد.

 

اقتصاد ژاپن به روایت آمار

نمودار مقایسه‌ای زیر روند میزان تولید ناخالص داخلی این کشور را نشان می‌دهد، دید کلی مناسبی در خصوص شرایط این کشور به‌دست می‌دهد:

ژاپن افسانه ای رو به افول

نمودار 1 ــ روند افول رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) ژاپن در قیاس با آمریکا و چین

داده‌های بانک جهانی دربارۀ تولید ناخالص داخلی این کشور، از سال 1960 تا 2018 در دسترس است. اگر مایل باشیم نقاط فراز و فرود این اقتصاد را طی 6 دهۀ گذشته بررسی کنیم، داده‌های جدول زیر به ما کمک می‌کند:

ژاپن افسانه ای رو به افول

جدول 1 - جدول مقایسه‌ای فراز و فرود اقتصاد ژاپن در قیاس با کشورهای همتراز ــ واحد: هزار میلیارد دلار

همانگونه که ملاحظه می‌فرمایید در سال 1961، یعنی 15 سال پس از پایان جنگ دوم جهانی، تولید ژاپن با چین در یک تراز قرار داشت و از تولید هندوستان یک سوم بیشتر بود.

یک دهه بعد، یعنی در 1972، حجم تولید ژاپن 6 برابر شده بود! این یعنی رشد تصاعدی با نرخ میانگین حدود 18درصد! در این سال، آلمان پشت سر گذاشته شد؛ و چین و هند از دور رقابت خارج شده بودند. در این سال اقتصاد رو به رشد این کشور، چیزی حدود 4 برابر کوچکتر از اقتصاد آمریکاست و 8درصد از کل تولید دنیا در این کشور انجان می‌شود. این آغاز افسانۀ "فرهنگ و مدیریت ژاپنی" بود.

سیزده سال بعد، یعنی در سال 1985 نیز حجم اقتصاد ژاپن به بیش از 4 برابر افزایش یافته بود، که باز رشد میانگین بیش از 12درصد را نمایش می‌دهد. اینجا، ژاپن کوچک، یک‌سوم ایالات متحده و دو برابر آلمان بود و 11درصد کل تولید دنیا را در اختیار داشت.

سال 1995 اوج شکوفایی این اقتصاد (و البته آغاز دوران افول سریع این کشور) است. ژاپنی‌ها در این مقطع 18درصد تولید دنیا را در دست داشتند و اقتصادشان با دستیابی به رکورد بیش از 71درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا یک رکورد تاریخی را ثبت کرد. حجم تولید این کشور، 7.5 برابر چین، 2.1 برابر آلمان، و بیش از 15 برابر تولید هند بود. از این سال اقتصاد ژاپن با سرعت در سراشیبی قرار گرفت.

طی 15 سال منتهی به 2010 اقتصاد ژاپن با رشد 0.3درصد (سه در هزار) تقریباً از حرکت بازایستاده بود! در این سال حجم تولید چین از ژاپن پیشی گرفت.

آخرین آمارها (مربوط به 2018) نشان می‌دهد حجم تولید ژاپن طی 8 سال، 13درصد کوچک شده است! یعنی رشد «منفی 1.7» درصد را تجربه کرده، و متعاقب این، تنها 6 درصد از حجم کل اقتصاد دنیا را به خود اختصاص داده، که با آمار سال 1968 برابری می‌کند. اکنون چین سه برابر ژاپن تولید می‌کند و آلمان و هند در حال تهدید جایگاه ژاپن در تولید هستند.

 

ژاپن به سوی پیری می رود

پیش از این به مطالعات گوناگون اقتصاددانان نامی غرب در ادوار مختلف اشاره شد که بر هم‌بستگی مستقیم میزان رشد جمعیت با رشد اقتصادی تأکید می‌کرد. این موضوع دربارۀ ژاپن نیز دقیقاً مصداق دارد. جمعیت ژاپن تا دو دهه قبل، یک جمعیت قبراق و نسبتاً جوان بود که بیش از 70درصد آنها آماده به کار بودند و تنها 30درصد زیر 15سال یا افزون بر 65سال سن داشتند و به‌اصطلاح «مولّد» نبودند. اکنون، جمعیت ژاپن با شیب تندی پیر شده و نیروی آماده به کار آن به زیر 60درصد کاهش یافته است.

اشکال از آنجا پدیدار شد که جمعیت نسبتاً جوان ژاپن در دهه‌های 1960 و 1970 با پذیرفتن فرهنگ آمریکایی، به ارزش‌های بومی خود پشت کرد. آمارهای زیر نشان می‌دهد که اثر کم‌رنگ شدن خانواده و کاستی جمعیت در این کشور تا چه حد بوده است. فراموش نکنیم در دهۀ 1960، آمریکا، در کار رواج انواع گوناگون فحشا، و ضعیف کردن خانواده موفق عمل کرده بود. چنانکه حتی رشد جمعیتی آمریکا را از 3.4 طی یک دهه به 1.7 درصد کاهش داد. این شرایط با کمی تأخیر در ژاپن هم اتفاق افتاد؛ و البته مانند آمریکا کنترل نشد و با روند فزاینده‌ای ادامه یافت و به زیر صفر رسید.

ژاپن افسانه ای رو به افول

نمودار کاهش شدید نرخ رشد جمعیت ژاپن

کار به جایی رسیده که اگر شاهزاده‌نشین کوچک 3700 نفری "موناکو" را کشور به حساب بیاوریم، اکنون ژاپن، با میانگین سنی 47.3 سال پس از موناکو دومین کشور پیر دنیاست (آخرین آمار در 2018). ضمن اینکه در میان کشورهای دنیا با دارا بودن 33 درصد جمعیت بالای 60 سال، با فاصله از ایتالیا در صدر ایستاده است. طرفه اینکه این شرایط تا 2050 بسیار وخیم‌تر هم خواهد شد و این رقم به بیش از 42درصد خواهد رسید.

البته افول اقتصاد ژاپن، تنها به دلیل کاهش شدید ظرفیت سرمایۀ انسانی این کشور نبوده است. به نظر می‌رسد متفاوت بودن این کشور از حیث آداب اجتماعی و سبک زندگی و حتی نوع تغذیه با سایر کشورهای دنیا و همچنین کاستی‌های سرزمینی و اقلیمی ژاپن، به کاهش رشد این کشور کمک شایانی کرده باشد.
 

ژاپن افسانه ای رو به افول

نمودار نشان می دهد سطح زمین‌های کشاورزی ژاپن به 12درصد کاهش یافته است. ژاپن سرزمین قابل کشت نیست.

 

المپیک هم به کمک ژاپن نیامد

با شیوع گسترده کرونا در جهان و تعویق بازی‌های المپیک در کشور ژاپن؛ طرح اضطراری ملی و فاصله‌گذاری اجتماعی هم ضربه‌ای بر اقتصاد و صنعت توریسم این کشور را در پی دارد.

مسوولان ارشد کمیته برگزاری بازی‌های المپیک معتقدند: کاهش میزان درآمدهای این کشور از فروردین ماه تا تیرماه امسال ممکن است ژاپن را به یک سونامی اقتصادی و رُکود عمیق سوق دهد که بخش بزرگی از آن متاثر از تعویق بازی‌های المپیک و پارالمپیک توکیو است.

این درحالی است که آسوشیتدپرس در ۱۹ اسفندماه سال ۹۸ گزارش داد، با  اعلام دولت ژاپن رشد اقتصادی این کشور در سه ماهه پایانی سال قبل ۷.۱ درصد کوچک‌تر شده است که بدترین عملکرد فصلی اقتصاد این کشور در طول هفت سال اخیر محسوب می‌شود.

سرزمین آفتاب که سومین اقتصاد جهان محسوب می‌شود، بیشترین اُفت اقتصادی طی ۶ سال گذشته را در سه ماهه منتهی به دسامبر ۲۰۱۹ تجربه کرد که این مساله در کنار شیوع ویروس کرونا در چین این کشور را در آستانه رکود قرار داده است.

ژاپن که پیش‌تر طعم لغو بازی‌ها را در سال ۱۹۴۰ به دلیل جنگ دوم این کشور با چین چشیده بود در سال ۱۹۶۴ تلاش کرد تا اعتبار بین‌المللی خود را در جهان احیا کند و پیامدهای سیاسی جنگ جهانی دوم را از بین ببرد،  میزبان نخستین المپیک رسمی آسیا را در سال ۱۹۶۴ تجربه کرد. اما ژاپن بعد از لغو، تعویق هم را البته برای ۲ ماه مَزه کرد.

دلیل تعویق المپیک ۱۹۶۴ ژاپن موقعیت جغرافیایی خاص این کشور ناشی از گرما و رطوبت بالای آن بود. اما آنها دست به ابتکار زدند. ژاپنی‌ها نخستین کسانی بودند که در اولین میزبانی خود روی سرمایه‌گذاری عمومی هم در کنار احیای جایگاه سیاسی این رویداد دست گذاشتند و سال المپیک را یکی از مهم‌ترین محل‌های کسب درآمد معرفی کردند.  

آنها سریع برنامه ساخت‌ و ساز، خدمات، حمل‌ و نقل و تولید را در دستور کار قرار دادند تا جایی که نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی ژاپن پس از برگزاری المپیک ۱۹۶۴ روند افزایشی چشمگیری گرفت و از ۱۰.۱درصد به ۲۶.۱ درصد رسید.  به عبارتی این رویداد سهم بزرگی در تبدیل شدن ژاپن به دومین اقتصاد بزرگ جهان ایفا کرده بود که از این رویداد به «انفجار توکیو»  یاد می‌کنند.

حال پس از ۵۶ سال که برای دومین بار این کشور میزبان بازی‌های المپیک شد،  رهبران ژاپن قصد دارند با کسب میزبانی تاثیرات منفی بحران مالی و اقتصادی این کشور را کاهش دهند و آن هم در شرایطی که مسایل مهمی چون انهدام نیروگاه اتمی فوکوشیما در اثر زلزله از مهمترین موانع این شهر برای میزبانی المپیک به شمار می‌رفت اما در نهایت توانستند نظر نهایی اعضای آی. او. سی را جلب کنند.  

بیان این نکته ضروری است که فجایع طبیعی نظیر سونامی، زلزله در تضعیف اقتصاد ژاپن تاثیر زیادی دارد که  این بار ویروس کرونا و تعویق دوباره بازی‌ها، سومین کشور اقتصادی جهان  را با چالش روبرور کرده است.

کرونا مهمان ناخوانده اقتصاد این کشور را با تب و لرز همراه کرد. کشوری که میزبان سی و دومین دوره بازی‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو شد تا با معرفی برترین فناوری‌های نوین خود می‌رفت تا تکانی اساسی به اقتصاد خود بدهد.

 

و در آخر دلایل افول اقتصاد ژاپن هرچه باشد، یک چیز حتمی است: ژاپن که در روزگاری در تولید به آمریکا تنه می‌زد، اکنون در حال عقب‌گرد و به‌سرعت ضعیف‌شدن است. چنان که جایگاه فعلی این کشور در تولید دنیا با جایگاهش در سال 1968 برابری می‌کند.