کد خبر: 185164

برای تقویت اقتصاد راهی جزدل‌کندن ازغرب نداریم

تحلیلگر اقتصاد سیاسی معتقد است تحریم‌های جدید اقتصادی، سرپوشی بر عجز و ناتوانی نظامی آمریکا در برابر ایران است و برای مقابله با دشمن در این عرصه، راهی جز دل کندن از غرب نداریم.
اتاق خبر 24

دولت آمریکا پس از ترور سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و پاسخ قاطع ایران در حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکایی در عراق، در چرخشی محسوس میدان تقابل با ایران را از عرصه نظامی بار دیگر به عرصه اقتصادی متمرکز کرد و تقریباً تمام بخش‌های اقتصاد ایران و همه افراد و نهادهایی که در این بخش‌ها فعال هستند، تولید انجام می‌دهند یا هرگونه کالا و خدمات برای اقتصاد ایران تأمین می‌کنند را به لیست تحریم‌ها افزود. درباره چرایی و آثار احتمالی این تحریم، اقدامات مقابله‌ای و تأثیر الحاق ایران به FATF با دکتر حسین شیخ زاده، تحلیلگر اقتصاد سیاسی گفتگویی انجام داده ایم که از نظرتان می‌گذرد:

مستحضر هستید که رئیس‌جمهور آمریکا در اولین بیانیه خود بعد از حملات موشکی سپاه به پایگاه‌های آمریکایی در عراق، ایران را به صلح دعوت کرد اما در همان بیانیه اعلام کرد که می‌خواهد تحریم‌های سخت‌تری را علیه ایران اعمال کند. اخیراً نیز رئیس‌جمهور آمریکا دستور اجرایی را صادر کرد که به موجب آن بخش‌های دیگر اقتصاد ایران از جمله نساجی و تولید تحریم شد. ما در اینجا شاهد گذار آمریکا از تقابل سخت به تقابل نیمه سخت و نرم هستیم. به نظر شما چرا آمریکا به سمت اعمال فشار اقتصادی بیشتر رفته است؟

دکتر حسین شیخ زاده: تصمیم آمریکا در مورد به شهادت رساندن سپهبد سلیمانی یک اشتباه استراتژیک بود که پیامدهای نامطلوب زیادی برای این کشور داشت؛ اول اینکه: کشوری که ادعا می‌کند ابرقدرت دنیاست، در میدان جنگ رویارو با محور مقاومت کم آورد و برای حذف سردار سلیمانی از ترور استفاده کرد و این در حالی است که مبارزه با تروریسم یکی از مهمترین شعارهای بی‌اساس آمریکا در عرصه بین‌الملل است و آنها همواره ادعا می‌کنند که سالانه میلیون‌ها دلار برای مبارزه با تروریسم در دنیا هزینه می‌کنند اما با این اشتباه استراتژیک دست آمریکا برای مردم دنیا رو شد زیرا آنها سرداری را به شهادت رساندند که نابود کنندۀ بدترین و بی رحم ترین تروریست‌های دنیا (داعش) بود و نه تنها امنیت ایران و منطقه را تأمین کرده بود بلکه حتی امنیت غرب هم مرهون رشادت‌های او بود؛ سردار سلیمانی با حذف داعش امنیت را به فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای غربی بازگرداند. یادمان نرفته که مردم اروپا تا چند سال پیش از ترس داعش و عملیات انتحاری این گروه تکفیری خواب راحت نداشتند. دوم اینکه: روشی که پنتاگون برای این ترور ناجوانمردانه به کار برد، روش چندان پیچیده‌ای نبود و نه تنها ایران که یک قدرت مهم نظامی محسوب می‌شود بلکه بسیاری از کشورهای دیگر که قدرت نظامی قابل توجهی ندارند هم از این تکنولوژی برخوردارند و به کارگیری این روش نشان داد که قدرت نظامی آمریکا طبل توخالی است. سوم اینکه آمریکا در این مناقشه به صراحت عقب نشینی کرد و ضعف قدرت نظامی‌اش در برابر ایران آشکار شد. در این ماجرا هم آمریکا و هم تمام کشورهای دنیا به خوبی دریافتند که به تعبیر مقام معظم رهبری دوره «بزن در رو» تمام شده است. بر همین اساس آمریکایی‌ها بلافاصله بعد از ترور شهید سلیمانی به «دیپلماسی عجز و لابه» روی آوردند و آن گونه که سردار فدوی جانشین محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقل کرده‌اند: «حتی گفتند اگر می‌خواهید انتقام بگیرد، متناسب با کاری که ما کردیم، انتقام بگیرید.» آنها به موازات این دیپلماسی ذلیلانه از ابزار تهدید هم استفاده کردند و ترامپ اعلام کرد که در صورت حمله نظامی ایران به پایگاه‌های آمریکا، ۵۲ نقطه از ایران را هدف قرار می‌دهد اما نتوانست تهدید خود را عملی کند و مجبور به عقب نشینی شد. این عقب نشینی به هیچ وجه نافی خوی جنگ افروزی و شیطان صفتی آمریکایی‌ها نبود بلکه ناشی از ترس و وحشت آنها بود؛ آمریکا پایگاه‌های نظامی زیادی در منطقه غرب آسیا دارد که همگی در تیررس موشک‌های ما قرار دارند از سوی دیگر درایت و شجاعت رهبری و حماسه مردم در مراسم تشییع پیکر حاج قاسم و همرزمانش نشان داد که نمی‌شود با ایران درافتاد. باید به این نکته توجه داشته باشیم که آمریکا همسایه و هم‌مرز ایران نیست که بخواهد بخشی از خاک ایران را (به فرض محال) اشغال و به خاک خود ضمیمه کند، این کشور در صورتی به ایران حمله می‌کند که بتواند حکومت دلخواه خود را در ایران روی کار بیاورد اما در ماجرای شهادت حاج قاسم مردم ایران نشان دادند که چقدر از آمریکا نفرت دارند و چقدر به حافظان امنیت ملی خود عشق می‌ورزند و با وجود برخی ناملایمات تا چه حد پای نظام و رهبری ایستاده اند لذا آمریکایی‌ها با دیدین این حمایت همه جانبه مردم از نظام فکر حمله نظامی را از سر خود بیرون کردند. به نظر بنده حماسه حضور مردم و حرکت عظیم آنها در ماجرای شهادت سپهبد سلیمانی را می‌توان «انقلاب سوم» نامید. یعنی بعد از انقلاب بهمن ۵۷ و اشغال لانه جاسوسی آمریکا این سومین حماسه‌ای بود که استقلال کشور و بقا نظام سیاسی برخواسته از اراده مردم را تضمین کرد.
 

دشمن هنگامی که با سیلی محکم سپاه مواجه شد، در یک اقدام تاکتیکی نیروهای خود را از یک خط که توان شکستن آن را نداشته به خط دیگری (خط نبرد اقتصادی) که متأسفانه ما در آن خط ضعف داریم، گسیل داشته است. علت اصلی ضعف ما هم این است که رویکردمان درحوزه اقتصاد با حوزه دفاعی کاملاً متفاوت بوده است

بنابراین روی آوردن آمریکا به تحریم اقتصادی در برابر حمله نظامی سپاه به پایگاه عین الاسد از دو بُعد قابل بررسی است. بُعد اول اینکه: تحریم‌های جدید اقتصادی در واقع سرپوش گذاشتن بر عجز و ناتوانی نظامی این کشور در برابر ایران است. این تحریم‌ها نه پدیده جدیدی است و نه مشکل جدیدی برای کشور ما ایجاد می‌کند. همه صنایع ما قبلاً هم تحت تحریم بوده اند، با ذکر نام چند مؤسسه یا چند شخصیت در لیست تحریم‌ها اتفاق جدیدی رخ نداده است. افرادی که نام آنها به لیست تحریم‌ها اضافه شده نه مراوده مالی با آمریکا دارند و نه اموالی در خارج از کشور دارند که آمریکا بخواهد آنها را مصادره کند. آمریکایی‌ها قبلاً هم در یک اقدام نابخردانه، حضرت آیت الله سید احمد خاتمی امام جمعه محترم تهران را تحریم کرده بودند، به نظر شما آیا این تحریم در زندگی این بزرگوار تغییری ایجاد کرد؟ این گونه اقدامات کور و بی هدف نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها دارند خودزنی می‌کنند.

بُعد دوم این اقدام این است که دشمن هنگامی که با سیلی محکم سپاه مواجه شد، در یک اقدام تاکتیکی نیروهای خود را از یک خط که توان شکستن آن را نداشته به خط دیگری (خط نبرد اقتصادی) که متأسفانه ما در آن خط ضعف داریم، گسیل داشته است. علت اصلی ضعف ما هم این است که رویکردمان درحوزه اقتصاد با حوزه دفاعی کاملاً متفاوت بوده است؛ ما درحوزه نظامی بر اساس تفکر انقلابی عمل کردیم در این حوزه که مستقیماً تحت فرماندهی رهبر معظم انقلاب قرار دارد، چشم امیدمان به بیگانگان نبود و بر پایه فرمان الهی به تجهیز قوای نظامی پرداختیم تا به واسطه آنها در دل دشمنان خود و دشمنان خدا رعب و وحشت ایجاد کنیم اما در حوزه اقتصادی از اواخر دهه ۱۳۶۰ به سمت اقتصاد لیبرال رفتیم. این نوع اقتصاد وصله ناجوری است که با سیاست اسلامی ناسازگار است. لذا دشمن روی نقطه ضعف ما تمرکز کرده است البته با همه قصورها و تقصیرهایی که برخی مسئولان داشتند، تفکر انقلابی و الگوی اقتصاد مقاومتی (که به صورت ناقص اجرا شده است) مانع از تحقق اهداف دشمن گردیده و بر اساس گزارش‌های مجامع بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول آثار تحریم‌ها بر اقتصاد ایران در حال کاهش است. اما پیروزی نهایی در جبهه اقتصادی نیازمند همراهی همه مسئولان به ویژه مسئولان قوه مجریه با تفکر انقلابی و دل بریدن آنها از آمریکا و غرب می‌باشد.ما باید در جبهه اقتصادی خود را قوی کنیم و برای رهایی از تهدید دشمن و دستیابی به اهداف انقلاب راهی غیر از این نداریم.

اشاره کردید که ما در حوزه اقتصاد ضعف داریم و نیاز است برای اینکه این تقابل در حوزه اقتصادی تمام شود خود را قوی کنیم. خب بخشی از این فرایند قوی شدن به داخل بر می‌گردد و مسائلی است که باید در داخل کشور حل و فصل گردد. اما در رابطه با مسائل خارجی چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟ آیا حتماً باید به سمت مذاکره با آمریکا و اروپا پیش برویم. برجام جدیدی رقم بزنیم؟

به نظرم رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه ۲۷ دی به بهترین نحو به این سوال پاسخ دادند. اگر دقت کرده باشید ایشان بعد از اینکه قوی شدن را به عنوان یک ضرورت مطرح کردند بلافاصله به موضوع مذاکره اشاره کردند. برداشت بنده از فرمایشات ایشان این است که ما با یک دوگانۀ (قوی شدن- مذاکره) مواجه هستیم و راه قوی شدن دل بستن به مذاکرات نیست. اگر مذاکره به قوی شدن ما در حوزه اقتصادی کمک کرده بود در طول ۶ سال گذشته با این همه مذاکره باید اقتصادمان به اقتصاد اول دنیا تبدیل می‌شد اما هم آمارهای رسمی و هم کوچک شدن سفره‌های مردم در طول این دوره نشان می‌دهد که مذاکره با غربی‌ها فقط فرصت سوزی بود.

منبع: انتخاب