کد خبر: 184896

نگاهي به بیش از صد سال جنایت انگليس در ايران

حضور سفیر انگلیس در ناآرامی های اخیر بار دیگر خاطره تجاوزات و گردنکشی‌های استعمار بریتانیا در ایران را زنده کرد. هرچند تفاوت اقدام این روزهای انگلستان با یکصدسال گذشته در این است که جمهوری اسلامی از موضع اقتدار به این اقدامات پاسخ می‌دهد.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. هشت روز پس از تاجگذاری احمدشاه قاجار، جنگ جهانی اول آغاز شد و مستوفی الممالک نخست وزیر ایران رسما موضع بی طرفانه ایران را به دول متخاصم اعلام نمود.

با وجود اعلام بی طرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلیس و روس از نقاط مختلف وارد کشور شدند. جدا از دلایل ژئوپلتیک و منابع حیاتی ایران که برای ادامه جنگ ضروری بود، یکی از دلایل این تعرض به ایران، شکل گیری احساسات همسو با آلمان از طریق یکی از مقامات دربار بود و بریتانیا از بیم وقوع کودتای آلمانی در ایران، نیروهای خود را تا پشت دروازه های پایتخت پیش آورد.

طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند.

سربازان انگليسي به همراه نیروهای هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود.

با انقلاب اکتبر 1917 روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال 1917 ایران را تحت اشغال خود درآوردند.

در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.

سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.

نیروهای انگلیس تمام محصولات کشاورزی را با قیمت بالا از کشاورزان می خریدند و برای سربازان خود احتکار می کردند.

قحطی بزرگ ایران در سالهای 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار عظیم تر بوده است. در صورتیکه پرده از راز هولوکاست خیالی یهود برداشته شود، هولوکاست واقعی 9 میلیون نفر در ایران آشکار خواهد شد!

وقوع جنگ جهانی دوم و تجاوز مجدد دولت بریتانیا؛از چپاول منابع نفتی تا خسارات سنگین به تاسیسات اقتصادی

با وقوع جنگ جهانی دوم، دولت بریتانیا بار دیگر به تمامیت ارضی ایران تجاوز کرد. دولت ایران از ابتدای جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرده بود و اجازه نمی‌داد که نیروهای بیگانه از خاک ایران عبور کند اما متفقین (آمریکا، بریتانیا، شوروی) درصدد بودند به‌هر نحوی از خاک ایران استفاده کنند. ساعت ۴ صبح روز سوم شهریورماه ۱۳۲۰ سفیران وقت شوروی و انگلستان با تسلیم یادداشتی خطاب به دولت ایران اعلام کردند که چون این کشور در مقابل متفقین و درخواست‌های آنان سیاست مبهمی در پیش گرفته و در اخراج عمال آلمان اقدامی نکرده ارتش‌های شوروی و انگلستان وارد ایران شده و مشغول پیشروی هستند.

متجاوزان انگلیسی با عبور از مرز خسروی تاسیسات نفتی را تصرف کردند و به سمت کرمانشاه آمدند. دسته دیگر هم با تصرف آبادان، نیروی دریایی ایران را بمباران کردند.

تعداد زیادی غیرنظامی در بمباران شهرهای مختلف جان باخته بودند. خسارات بسیار سنگینی به تأسیسات اقتصادی کشور وارد و ایران دچار قحطی شد و مردم از لحاظ نان و ارزاق به شدت در مضیقه قرار گرفتند. با وجود استعفای رضا شاه، ارتش روسیه و انگلیس در ۲۶ شهریور تهران را اشغال کردند. رضا قلدر و خانواده‌اش از اصفهان به یزد و از آنجا به کرمان و بندرعباس عزیمت کردند تا با یک کشتی انگلیسی برای گذراندن باقی عمرش به جزیره موریس (در جنوب غربی اقیانوس هند) تبعید شود.

رضا قلدر دیکتاور دست نشانده انگلیس

از جمله اقدامات مداخله جویانه انگلیس در امور داخلی ایران زمینه‌چینی، حمایت و پشتیبانی از کودتای رضاقلدر از طریق ضیاءالدین طباطبایی، روزنامه نگار ‏عامل سفارت انگلیس در تهران بود و در نهایت امر ‏‏ کمک به فرار دیکتاتور از ایران و روی کار آوردن محمدرضا پهلوی.‏

با ورود متفقین به خاک ایران، فروپاشی ارتش و کشتار مردم توسط دولت‌های بیگانه، رضا قلدر که روی کارآمدنش با همکاری انگلیسی‌ها بود، مجبور به ترک تاج و تخت و اخراج از کشور شد.

 برخی از مهم‌ترین محورهای اقدامات استعمارگرانه انگلیس علیه ایران

‏1-‏ جدا شدن افغانستان از ایران در سال 1857 میلادی، بر اساس پیمان پاریس: پس از تصرف هرات در ‏افغانستان توسط قوای ناصرالدین شاه قاجار، دولت انگلستان که از این امر ناراضی بود، به ایران اعلان ‏جنگ داد و جزیره خارک و بوشهر را به اشغال خود درآورد. در این حال درگیری‏هایی بین نیروهای ایرانی ‏و انگلیسی روی داد که به شکست سربازان ایرانی انجامید. از این رو مذاکراتی برای صلح آغاز شد که به ‏عقد معاهده پاریس در فرانسه بین ایران و انگلیس انجامید. به موجب این معاهده ننگین، دولت ایران ‏تعهد سپرد که هرات و تمام خاک افغانستان را تخلیه نماید و از هر ادعایی نسبت به حکومت خود در ‏هرات و تمامی افغانستان دست بردارد.‏

‏2- انعقاد قرارداد رویتر (1872میلادی): اولین امتیاز و قرارداد بهره‌برداری از کلیه منابع و معادن ایران، ‏در زمان ناصرالدین شاه قاجار به مدت هفتاد سال و به فردی به نام «بارون جولیوس دورویتر» داده شد. ‏اگر چه در این امتیاز صریحاً سخنی از نفت به میان نیامده است، ولی چون در آن بهره‌برداری از همه ‏معادن، به استثنای طلا، نقره و سنگ‌های قیمتی مورد تأکید قرار گرفته است، صاحبان امتیاز، خود را ‏برای کشف منابع نفتی و استخراج این ماده حیاتی ذی‌نفع می‌دانستند. البته صاحبان این امتیاز در ‏زمینه‌هایی از جمله جنگل‌ها، قنوات، استفاده از راه‌آهن محور دریای خزر تا خلیج‌فارس به مدت 70 سال ‏و... بهره‌مندگردیدند.‏

‏3-‏ ایجاد و حمایت از فِرق ضاله بابیت و بهائیت: ایجاد فرقه بهائیت از توطئه­ های مهمی است که از ‏اواسط دوره قاجاریه با هدف آسیب رساندن به اسلام وخصوصاً تشیع از سوی کانون‌های استعماری ‏طراحی شد و در مسیر تداوم حیات سیاه و تباهش همواره درکنار دشمنان اسلام، درصدد ضربه زدن به ‏این دین مبین و از بین بردن خصلت‌های ضداستکباری و ظلم ستیز آن بود. پیوند بهائیت با انگلستان در ‏سده اخیر از مسائلی است که می‌توان گفت بین مورخان و پژوهشگران رشته تاریخ و سیاست در مورد آن ‏نوعی اجماع وجود دارد. « سر آرتور هاردینگ» در بخشی از خاطرات خود می‌نویسد: « در عرض یکصد ‏سال اخیر بابیان و بهائیان ایران همیشه از خط مشی سیاسی انگلستان در شرق پیروی کرده‌اند و ستایش ‏وزیرمختار انگلیس از آنها امری است کاملا طبیعی.» این مورخان معتقدند یکی از دلایل روابط آشکار این ‏فرقه با انگلستان، اعطای لقب و نشان عالی از سوی پادشاه بریتانیا به مزدوران خود در این فرقه از جمله ‏عباس افندی است.‏

‏4-‏ تجزیه و تقسیم بلوچستان ایران در سال 1887میلادی به منظور امنیت بخشیدن به سرحدات هند و ‏به عنوان کمربند دفاعی جنوب غربی هند که مستعمره انگلیس به شمار می‌رفت.‏

‏5-‏ نقش تاریخی انگلستان در ترویج مواد مخدر در ایران که از سوی « برادران شرلی» در دوره صفویه ‏آغاز شد و اندکی بعد تریاک به عنوان یک داروی خانگی جای خود را در میان ایرانیان باز کرد.‏

‏6-‏ تحمیل قرارداد لاتاری (تاسیس قمارخانه) به ایران به واسطه میرزاملکم خائن.‏

‏7-‏ قرارداد دارسی در سال 1901میلادی: در سال 1280 ش (1901 م) ویلیام دارسی، سرمایه دار ‏انگلیسی، موفق به کسب امتیاز بهره ‏برداری و لوله‏ کشی نفت و قیر در سراسر ایران، به غیر از شمال و ‏شرق کشور، به مدت شصت سال شد. صاحب امتیاز، در تمام مدت قرارداد، از پرداخت مالیات، عوارض و ‏حقوق گمرکی برای کلیه اراضی، ماشین آلات و وسایل و مواد لازمی که وارد کشور می‏ کرد معاف شده ‏بود. فعالیت‏ های دارسی سرانجام پس از هفت سال منجر به دسترسی به چاه نفت عظیم مسجدسلیمان ‏گردید و سود فراوانی نصیب صاحب امتیاز شد. پس از گذشت بیش از سی سال از انعقاد قرارداد، دولت ‏ایران که مکرّراً این امتیاز هنگفت را به ضرر مصالح منافع ایران اعلام کرده بود، آن را لغو کرد و خشم ‏شرکت دارسی را برانگیخت. پس از لغو قرارداد دارسی، انگلستان شکایتی علیه ایران به جامعه ملل ارسال ‏کرد و پس از منازعات بسیار، سرانجام قرارداد 1933 به جای دارسی به امضا رسید. این قرارداد هرچند به ‏وسعت دارسی نبود ولی به نظر اکثر کارشناسان، دارای معایبی به مراتب بیش از محاسن بود. معایب ‏قرارداد 1933میلادی، اختلافاتی را بین ایران و شرکت نفت انگلیس به وجود آورد که در نهایت منجر به ‏تنظیم قرارداد الحاقی گس - گلشائیان شد.‏

‏8-‏ به انحراف کشاندن انقلاب مشروطیت و زمینه چینی برای اعدام آیت الله شیخ فضل‌الله نوری. ‏

‏9-‏ تحمیل قرارداد 1907 و تقسیم ایران به قسمت شمالی و جنوبی

‏10-‏ قحطی بزرگ سال های 1919-1917 که بی‌تردید بزرگ‌ترین فاجعه در تاریخ ایران است و ناشی از ‏سیاست‌های استعماری، بازرگانی و مالی بریتانیا بود. در طی این قحطی نزدیک به 40 درصد از جمعیت ‏ایران ( یعنی حدود 8 تا 10 میلیون نفر) به کام مرگ رفتند. انگلیسی‌ها که درآن زمان ایران را اشغال ‏کرده بودند نه تنها برای کاستن از شدت قحطی کاری انجام ندادند، بلکه با خرید گسترده غله و مواد ‏غذایی در ایران، وارد نکردن غذا از هند و بین‌النهرین باعث مرگ میلیون‌ها ایرانی شدند.‏

‏11-‏ تحمیل قرارداد 1919 که بر اساس آن شمال ایران نیز زیر سلطه انگلستان قرار گرفت.‏

‏12-‏ ‏ واگذاری انحصار کل خرید و فروش توتون به یک شرکت انگلیسی(1890 میلادی) به ارزش سالیانه ‏‏10 میلیون مارک.‏

‏13-‏ پرداختن وام به دولت وقت ایران به مبلغ 5 میلیون و هشتصد هزار مارک با ضمانت اختصاص ‏عایدات شیلات دریای خزر، عایدات تلگراف ایران و عایدات گمرک جنوب ایران

‏14-‏ ‏ تامین هزینه قشون‌کشی انگلیس از عایدات گمرکات بنادر جنوبی ایران.‏

‏15-‏ دادن رشوه به مقامات صاحب نفوذ برای تشویق دربار قاجار به اخذ وام از انگلستان.‏

‏16-‏ انعقاد قرارداد جاده بختیاری ( لینج) در سال 1898م

‏17-‏ تفرقه بین ایلات و عشایر برای حفظ منافع خود در ایران ‏

بریده شدن دست استکبار با پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، دست‌درازی انگلیسی‌ها بر منافع ملت ایران قطع شد اما این کشور همچنان به دشمنی‌های خود علیه ملت ایران ادامه داد. از جمله دشمنی‌های دولت انگلیس علیه ملت ایران، همکاری آنان با صدام حسین در جریان حمله به ایران بود. فروش هواپیماهای جنگنده "هاوک" و تحویل قطعات یدکی تانک به رژیم بعثی و فروش مقادیر زیادی گلوله‌های حاوی گازهای سمی چون هنسلین، ترونیات و نیز بمب‌های آتش زا(شبیه بمب‌هایی که آمریکا در ویتنام به‌کار برد) از جمله همکاری‌های جنایتکارانه دولت انگلستان با دشمنان ایران است.

اینها تنها بخشی از سوابق دسیسه‌ها و دخالت‌های دولت لندن در ایران در صدسال گذشته می باشد اما با وجود جمهوری اسلامی و تدابیر استکبارستیزانه آن، دولت انگلیس باید بداند اقدام مداخله جویانه و تحریک کننده از سوی سفارت انگلیس در تهران به شدت محکوم شده و درصورت تکرار تنها به احضار سفیر خاطی بسنده نخواهد شد.

زمان دخالت سفرای انگلیس در امور داخلی دیگر کشورها و ایجاد تفرقه و دامن زدن به منازعات داخلی مدت‌ها است به سر رسیده و انگلیس باید این قبیل اقدامات مفتضحانه را کنار بگذارد. مردم هوشیار ایران با تمامی تفاوت سلیقه ها و دیدگاه ها، مداخله خارجی ها و به ویژه دولت هایی با سابقه استعمار و حمایت از دیکتاتورها را نمی پذیرند و فراموش نمی کنند که همین دولت انگلیس حامی اصلی و تسلیح کننده قصابان خاشقچی و کودک کشان یمن است.