کد خبر: 184822

تحریمی که با شکست روبرو شد

بعد از انصراف مسعود کیمیایی از حضور در جشنواره فیلم فجر، جریانی شبه روشنفکری می‌خواهد با تحریک کارگردانان سینمایی و دیگر هنرمندان کشور، آنان را از حضور در جشنوراه فیلم فجر منصرف کند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

در روزهای گذشته همزمان با اعلام خبر شهادت برخی هموطنان در هواپیمای اوکراینی به‌دلیل بروز خطای انسانی به‌دلیل شرایط جنگی حاکم بر کشور، برخی هنرمندان با انتشار متن‌ها و ویدئوهایی اعلام کردند در جشنواره فیلم فجر حضور نخواهند داشت و بزرگترین رخداد سینمایی ایران را تحریم می‌کنند!

موج این انصراف‌ها زمانی گسترش یافت که سوای از غم این حادثه دلخراش، مردم ایران هنوز در غم شهادت سردار سرافراز اسلام سپهبد شهید قاسم سلیمانی عزادارند.

این درحالی است که برخی از هنرمندان نسبت به شهادت سردار واکنش نشان دادند و برخی دیگر سکوت کردند. البته دسته دوم هنگام سقوط هواپیما دست به انتشار توئیت‌ها و پست‌های اینستاگرامی زدند که محتوایی جز دوقطبی‌سازی میان مردم و نظام نداشت. اما در مقابل این دسته که هنگام شهادت حاج قاسم سکوت کرده بودند باید به هنرمندان خارجی اشاره کرد که نسبت به ترور دولتی ترامپ واکنش‌های تندی نشان دادند و از این جماعت در نقد تروریسم و تأکید بر انسانیت جلو زدند.

تحریمی که با شکست روبرو شد

این نحوه تحریم کردن جشنواره‌های داخلی مسبوق به سابقه است. برای مثال در سال 88 نیز برخی سینماگران ایرانی در بیانیه‌ای خطاب به فیلمسازان خارجی از آنها خواستند تا به نشانه اعتراض به آنچه سرکوب مردم می‌خواندند، جشنواره فجر را تحریم کنند.

در بخش داخلی جشنواره آن سال نیز برخی سینماگران حضور در هیئت داوران را نپذیرفتند. فرهاد توحیدی، فاطمه گودرزی، مینو فرشچی، عزت‌الله انتظامی و اصغر فرهادی از جمله افرادی بودند که داوری جشنواره را هرکدام به دلیلی قبول نکردند. رخشان بنی‌اعتماد نیز به حضور فیلم مستندش در جشنواره اعتراض کرد و رسول صدرعاملی نیز فیلم خود را که در حال تدوین بود به جشنواره نفرستاد. 

با این‌حال ایده تحریم در آن سال با شکست مواجه شد چرا که این جشنواره مهم‌ترین رخداد سینمایی کشور و بزرگترین جشنواره فیلم در سطح منطقه است و کارگردانان جوان مهم‌ترین بخت خود برای پیشرفت در این حرفه را شرکت در جشنواره فجر می‌دانند. سایر کارگردانان سرشناس نیز باید از رهگذر این جشنواره فیلم خود را برای گیشه آماده کنند و حضور در جشنواره و رقابت با سایر فیلم‌سازان را گامی برای مطرح کردن نام فیلم شان و فروش بیشتر آن می‌دانند.

اگرچه سینمای بازیگر محور ایران - که آنان را برندهای اصلی خود می‌شناخت- تعدادی از بازیگران خود را از دست داد اما نتیجه‌ای که به بار نشست جالب بود؛ ظهور نسل دیگری از هنرمندان و بازیگران توانا و مستعدی که تا دیروز به خاطر انحصارطلبی و نقش آفرینی مافیای سینما کمتر فرصت دیده شدن یافته بودند. هنرمندان جوان و تازه‌کاری که برای پیشرفت و رشد هنر انقلاب وارد میدان شدند و در عرصه‌های گوناگون سینما مانند کارگردانی، نویسندگی، بازیگری و... هنر کشور آثاری ستودنی و به یادماندنی از خود به یادگار گذاشته‌اند.

همچنین حربه تحریم در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر کارساز نشد و با حضور آثار کارگردانان صاحب‌نامی همچون داریوش مهرجویی، تهمینه میلانی، ابراهیم حاتمی کیا، پوران درخشنده، مجتبی راعی، داریوش فرهنگ و شهرام اسدی جشنواره با وضعیت قابل قبولی به کار خود پایان داد.

بازیگرانی که دوباره به جشنواره برمی‌گردند

با گذشت ده سال بار دیگر صحبت از تحریم جشنواره فیلم فجر به‌‌گوش می‌رسد. مسعود کیمیایی که با فیلم "خون شد" در این جشنواره حضور داشت در پیامی ویدئویی انصراف خود را اعلام کرده است. پیمان معادی نیز اگرچه کارگردان اثری نیست اما از حضور در جشنواره انصراف داده است! و ممکن است در روزهای‌آینده نیز نام برخی هنرمندان به گوش بخورد اما تجربه تحریم‌های گذشته نشان داده است هنرمندانی که زمانی جشنواره را تحریم می‌کردند، سال‌های بعد با دستِ پُر و حالتی شورانگیز به جشنواره می‌آمدند.

در واقع در این حوزه با یک رفتار پارادوکسیکال و متناقض مواجه هستیم. رخشان بنی‌اعتماد اگرچه سال 88 از جشنواره انصراف داد، اما در سی و دومین جشنواره فیلم فجر(سال 92) با "قصه‌ها" پا روی فرش قرمز جشنواره گذاشت. اصغر فرهادی نیز که حضور در هیئت داوران را نپذیرفته بود در جشنواره سال بعد(سال 89) با جدایی نادر از سیمین سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و کارگردانی را از‌ آن خود کرد.

فرار بازنده ها از جشنواره

از سوی دیگر شاید چنین تحریمی را بتوان نوعی فرار رو به جلو و کاسبکارانه تفسیر کرد. کارگردان صاحب نامی مانند مسعود کیمیایی سالها است که دست‌خالی از جشنواره بیرون می‌آید. آخرین جایزه او برای فیلم جرم در جشنواره فجر سال 89 بود. بعد از آن فیلم‌های متروپل و قاتل اهلی هیچ موفقیتی کسب نکردند و برخی منتقدان معتقدند دوران کیمیایی سالهاست که به پایان رسیده است. همچنین طبق گفته‌های تهیه‌کننده فیلم جدید وی، اثر جدید کیمیایی قرار است در جشنواره حضور داشته باشد اما در بخش کارگردانی رقابت نکند و بدیهی بود کیمیایی در رقابت با کارگردانان صاحب نامی همچون حاتمی‌کیا، مجیدی و دیگران توان رقابت نخواهد داشت پس بهترین کار ادعای انصراف به‌ بهانه همدردی با مردم است!

برخی دیگر از هنرمندانی هم که حضورشان در سینما یا تلویزیون را تحریم کرده‌اند، مدت‌ها است در هیچ اثری بازی نکرده‌اند یا حداقل در جشنواره امسال صرفا تماشاچی هستند. آناهیتا همتی که حضورش در جشنواره فجر را تحریم کرده از سال 95 در هیچ فیلمی بازی نکرده و حتی از سال 93 نیز در تلویزیون حضور ندارد. شهرام لاسمی بازیگر نقش قلقلی نیز حضور خود در تلویزیون را تحریم کرده در حالی که قریب بیست سال است هیچ سریالی بازی نکرده است!

پگاه آهنگرانی و سارا بهرامی از تحریم کنندگان جشنواره هیچ فیلمی نه در بخش سودای سیمرغ دارند و نه در بخش نگاه نو. سارا خوئینی‌ها نیز نه امسال، بلکه در دو سال گذشته هیچ فیلمی در این رویداد بزرگ سینمایی نداشته است.

واکنش شهاب حسینی به تحریم‌کنندگان جشنواره

شهاب حسینی نیز در واکنش به تحریم جشنواره فیلم فجر از سوی برخی چهره‌های سینمایی، در مخالفت با این حرکت یادداشتی را منتشر کرد. او در این یادداشت نوشت: «در احوالات مواج و گل آلود. کم نیستند موج سواران و ماهیگیران آب گل آلود. شاید در حال حاضر شرایط فعلی متناسب این مطلب نباشد اما عملکرد تعدادی از همکاران که بعضا در پشت آن انگیزه های شخصی فراوان موج میزند، این واکنش را طلب می‌کند.

 حال تعدادی از همکاران بنای اعلام انصراف از جشنواره گذاشته اند. با احترام به تصمیم شخصی آنان، نسبت به آن نقدی دارم که عرض میکنم. اولا این حرکت دامن زدن به افتراق جامعه شکن خودی و نا خودی است. و این در حالی است که جامعه و مردم بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و دلداری یکدیگر نیازمندند.

این رفتار حتی در میان هنرمندان و طرفداران و مخاطبینش نیز شکاف عمیق و شاید جبران ناپذیری ایجاد کند که به صلاح هیچ کس نیست. و این تصور که کسانی که ترجیح به انصراف نمیدهند همدرد و شریک حال مردم و جامعه نیستند، و موضعی مغایر با مردم دارند، سخت اشتباه است.

لذا این بنده کوچک بدینوسیله این حرکت را تایید نمی‌کنم و آن را گامی در جهت همدردی تلقی نمی‌نمایم. هنر و فرهنگ حق مردم هر سرزمین است و در هر محفلی و تحت هر عنوانی که مجال بروز و ظهور پیدا کند، تاثیر گذار جامعه خویش خواهد بود ایکاش نیت هامان هم خالص باشد، و بنا به صلاح شخصی خود فی المثل ترس از برخورد تحقیر آمیز مخاطب با فیلممون به سیاق و روال ادوار گذشته، پشت احساسات پاک مردم قایم نشیم».

چرا به حضور پول‌های کثیف اعتراض نمی کنید؟

اگرچه تحریم حضور در جشنواره‌ای مانند فجر چندان کارساز نیست، امابه نظر می‌رسد این افراد بهتر است برای نشان دادن مردمی بودن خود نسبت به حضور پول‌های کثیف در سینما اعتراض کنند. ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد در حالی‌که اقدام به تحریم جشنواره کرده است که برای بازی در سریال شبکه خانگی شهرزاد مبلغ 90 میلیون تومان ماهانه دریافت می‌کرد و محمد امامی تهیه‌کننده این سریال در ارتباط با پرونده اختلاس از صندوق ذخیره فرهنگیان دستگیر شده بود. هادی رضوی مهم‌ترین سرمایه‌گذار این سریال نیز محکوم پرونده بانک سرمایه بود و به بیست سال حبس محکوم شد.

سال 95 کمپین #نه_به_شهرزاد از سوی برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت و خواهان شفاف‌سازی درخصوص منابع مالی این سریال بودند و پرسش‌هایی مطرح کردند که از سوی ترانه علیدوستی و سایر عوامل شهرزاد بی‌پاسخ مانده است.

رفتارهای متناقض و به قول خود اهالی هنر آفتاب‌پرستانه، جایگاه این قشر را در میان مردم تنزل می‌دهد و از این پس به آنها به چشم بدبینانه نگاه می‌کنند و حتی خارج از ساحت سیاست، به کارهای آنها در حوزه فعالیت‌های اجتماعی و امور خیریه نیز به دیده تردید نگاه می‌کنند. 

انصراف ستارگان فرصتی برای ظهور ستارگان جدید

اکنون فرصتی فراهم آمده است تا با اتکا به تجربه درخشان و موفق سال‌های عنفوان انقلاب، نسلی نو، شایسته، جایگزین عناصر مدعی عرصه هنر شود؛ چه بسیار استعدادهای انسانی بکر و بی‌بدیل هنری که جملگی در کشور ناشناخته باقی مانده‌اند و تنها فرصتی برای درخشش و شکوفایی را طلب می‌کنند. کافی است آنها را فرا بخوانیم و به یکایک آنان اعتماد کنیم؛ آنگاه خواهیم دید که نسل فعلی، پرشورتر و مستعدتر از نسل‌ سال‌های آغازین انقلاب، مسیر پیشرفت و سربلندی ایران اسلامی را هموار خواهد ساخت.

حکایت عدم حضور برخی از چهره ها و قهر و انصراف آنان از بخش‌های گوناگون نمایشی، تجسمی، سینمایی و... همان حکایت قهر و تحریم هنر در ابتدای انقلاب است. به تعبیر فردوسی هنر نزد ایرانیان است و بس. این مرز و بوم به وسعت گیتی آنقدر هنرمندان چیره‌دست و خوش ذوق و مردم‌دوست دارد که نهال آن نه‌تنها با قهر برخی از چهره‌ها نمی‌شکند بلکه میدان برای آنانی که تا دیروز به علت انحصار و مافیا از حضور بازمانده بودند نیز باز می‌شود و خون تازه‌ای از هنر در رگ‌های کشور به جوشش درمی‌آید و فضای خسته و روزمره سینمایی و هنری کشور دچار تحولات اساسی خواهد شد.

هنر ایران این ظرفیت را دارد تا به پشتوانه ملتی بزرگ، همواره در جشنواره‌های هنری می‌تواند با حضور دیگر چهره‌هایی که کمتر دیده شده‌اند افق‌های روشن تازه ای را برای خود ترسیم کند.