کد خبر: 184760
یادداشت اتاق خبر24:

چند پیشنهاد بر سربراه کردن بعضی آمدهای امروز

برای این آدمهایی که در این چند روز گذشته بدون منطق و دلیل معقول، به خیابان آمده اند و برخی از چهره های سینمایی و هنری هم تحریک کننده ماجرا هستند می توان فکری کرد.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

البته این جماعت آنقدر بی ارزش هستند که حتی قابل فکر هم نیستند اما از آنجا که برای چنین آدمهایی، دلسوزی کردن ثواب دارد و ما نیز از این ثواب بی بهره نمانیم فکری کرده ایم شاید افاقه افتد.

نمک را خوردن و نمکدان را شکستن که میدانید به چه معنا است، حکایتش هم طولانی است، همان حکایت یعقوب لیث و خزانه جواهرات پادشاه و دزدی و نمک خوردن و قص علی هذا.

آدمهایی که خودجوش! نه با تحریک و تطمیع و تبلیغ اجنبی راه افتاده اند و با اندک نفرات خود به خیابان ها آمده اند و اسباب زحمت مردم و کشور را فراهم کرده اند، حسابشان جدا است از آنهایی که در همین کشور نمک ها خورده اند و نمکدان ها شکسته اند و با ز هم انقلاب به خاطر جاذبه، آنها را پذیرفته و بار دیگر نمک خورده اند و نمکدان ها شکسته اند.

آنهایی که در چند روز گذشته به بهانه خون خواهی جانباختگان سقوط هواپیمای اوکراینی در تهران، به خیابان ها آمده اند، خود را دانشجو، فهمیده، آگاه، با کلاس، نخبه و هر آنچه که خصلت نیک است می دانند، اما دریغ از یک ذره سواد و شعور سیاسی و اجتماعی تا درک کنند شرایط را، تا بفهمند اوضاع حساس کنونی را، تا ببینند دشمنی دشمن را، همین است که به کف خیابان می آیند و مطالباتی را مطرح می کنند که برای این قلیل جماعت گلوگیر است.

این جماعت اندک و فریب خورده بی سواد، چند روز پیش را به یاد بیاورند که مردم پای کار ایران، انقلاب و نظام اسلامی، آنهایی بودند که میلیونی برای مشایعت پیکر سردار ملی خود به میدان آمدند و شکوهمندانه حماسه آفریدند.

آیا تفاوتی میان آن جماعت میلیونی و این جماعت اندک نباید دانست؟ یقیناً میان این دو جماعت تفاوت ها وجود دارد که آنها را از هم تمیز می دهد.

جماعت دوم فریب خورده، یا مغرض، یا هر چه تصورش می رود، به شدت تحت تأثیر همان رسانه هایی است که هم حقیقت و هم واقعیت را وارونه جلوه می دهند و سعی دارند این وارونگی را به افکار عمومی جامعه ایران اسلامی تلقین کنند.

سقوط هواپیما بهانه ای شد برای راه انداختن یک آشوب و فتنه دیگر، دلسوزی این جماعت برای هموطنان جان باخته نیست، بلکه سنگ دشمن را به سینه می زنند.

این رسانه های فریب و دروغ، سعی دارند یک اتفاق، یک سانحه و یک اشتباه را با گزارش های فریبنده، عمد نشان دهند و نظام جمهوری اسلامی ایران را به دروغگویی متهم کنند در حالی که اگر اندکی با دقت به ماجرا بنگرند، نه دروغی در کار بوده و نه فریبی که نظام بخواهد مردم را فریب دهد.

توضیحات سردار حاجی زاده و سردار سلامی همراه با شرمندگی و عذرخواهی از مردم و خانواده جانباختگان سقوط هواپیما نه تنها صداقت آنها را اثبات می کند بلکه شفافیت نظام اسلامی را نیز نشان می دهد که چنین صداقت و شفافیتی در دنیا اگر نگوییم بی نظیر کم نظیر است.

اما آن دسته از آدمهایی که نمک زیادی هم خورده اند و نمکدان های زیادی را هم شکسته اند و این دور ادامه داشته است، سلبریتی هایی هستند که بارها ماهیت خود را در مقاطع گوناگون نشان داده اند. اینها همانهایی هستند که معافیت مالیاتی خود را حق مسلم می دانند و زمانی که افکار عمومی، رسانه ها و نمایندگان مردم در مجلس نسبت به این تصمیم دولت معترض شدند برآشفتند!

برخی از این چهره ها، بازیگرند، برخی مجری صدا و سیما، برخی کارگردان و از این دست نقش ها، که هر کدام از بیت المال این مردم و کشور ارتزاق کرده و می کنند.
اما آن فکری که برای آنها در آغاز نوشتار اشاره شد، این است.
اینهایی که چنین بلوا می کنند و آتش بیار معرکه شده اند و خود را فرهیخته نیز می دانند و به مردم قالب کرده اند، چند روزی در سوریه و عراق رهایشان کنیم میان داعشیان! چطور است؟

اگر چند روز را در میان آنها بگذرانند و طعم رفتارهای آنها را بچشند، شاید عقلشان سرجایش بیاید و دست از فتنه انگیزی و آشوب بردارند.

یا این که می توان آنها را به میان مدافعان حریم و حرم در سوریه وعراق فرستاد و در جنگ با داعش و تروریست های تکفیری وهابی که خصلت وحشیانه آنها برای دنیا ثابت شده است، شرکت کنند و ببینند که آسایش آنها در ایران اسلامی چگونه به دست آمده است.

یک کار ساده و دم دستی هم می توان انجام داد، اما به نظر می آید شاید تأثیر گذار باشد مگر آن که خود را به خواب زده باشند که بیدار کردنشان با کرام الکاتبین است. البته طبع این آدمها نازک است ترک بر می دارد، این کارهایی که پیشنهاد شد خشن است!

فیلم ها، عکس ها و شاهدان و آنهایی که در چنگ داعش بودند اما رها شده اند برای آدمهایی که در این چند روز برای جانباختگان هواپیما اشک تمساح می ریزند و کاسه داغ تر از آش شده اند و آنهایی که خود را سلبریتی و فرهیخته می پندارند، نشان دهیم، همه فیلم هایی که جنایات داعش را نشان می دهد بدون سانسور تا ببینند وشاید درک کنند که در پیرامون این کشور چه خبر است.

آنها را به پای سخنان افرادی بنشانیم که در دستان داعش بودند تا از بلاهایی سخن بگویند که بر سرشان آورده اند.

اگر ذره ای وجدان در وجود چنین آدمهایی باشد، قطعاً باید این فیلم ها، صحنه ها و سخنان بر روی آنها تأثیر بگذارد. اگر پس از آن بار دیگر پوستر شهید دلاور کشور را پاره کنند، سپاه را داعش بنامند و علیه رهبری شعار دهند، باید گونه دیگری با آنها برخورد کرد.

شاید پس از اجرای پیشنهادها برخی از این آدمها مصداق این بیت شعر از نظامی گنجوی شوند که میگوید؛

آیینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست