کد خبر: 184708
یادداشت اتاق خبر24:

از ترور سردار، تا تشییع بی نظیر و سقوط هواپیما

مشکل برخی از ما ایرانیان در این است که خود را همه فن حریف می دانند و به خود حق می دهند در باره هر اتفاق و موضوعی اظهار نظر کنند و حکم صادر کنند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

متأسفانه پدیده ناخوشایند همه کاره بودن در میان ما ایرانی ها یک پدیده ناپسندی است که در میان جامعه و افکار عمومی ریشه کرده و باعث شده چنین پدیده ای در شرایط خاص بیرون بزند و باعث دردسر برای کشور شود. البته این موضوع همه گیر و اپیدمی نیست و قشری خاص و اندک از این ویژگی خود برای ایجاد دردسر بهره می برد.
برخی از افرد جامعه حتی سخنان کارشناسان موضوع مربوطه را نمی پذیرند و رأی و نظر خود را صائب می دانند در حالی که هیچ سررشته ای از موضوع ندارند.

چنین افرادی تحت تأثیر رسانه های کشورهای خارجی همچون انگلیس و آمریکا قرار دارند در حالی که این شبکه ها و رسانه ها تمام سعی و تلاش خود را می کنند تا افکار عمومی را با دروغ های خود فریب دهند.

در ماجرای فتنه آبان ماه رسانه هایی همچون بی بی سی، وی او ای، ایران اینترنشنال و چندین شبکه و رسانه دیگر یک دروغ بزرگ را مطرح کردند که جمهوری اسلامی ایران در اعتراضات و اغتشاشات آبان ماه 1500 نفر را کشته است!

چنین آمار و ارقامی از چه منبعی بیرون آمد و مطرح شد؟ حتی خود شبکه های انتشار دهنده نیز آن را تأیید نکرده و نمی کنند، آنها در این دروغ بزرگ تنها این دروغ را در میان افکار عمومی انداختند و دست آخر گفتند البته این خبر از سوی شبکه فلان قابل تأیید نیست!

اما این دروغ در افکار عمومی چرخید تا این که در مغز بسیاری از آنها فرو رفت و تأثیر خود را گذاشت، چنین افرادی باور کردند که در جریان فتنه آبان ماه بیش از 1500 نفر کشته شده اند.

پس از به شهادت رساندن سردار حاج قاسم سلیمانی به دست تروریست های آمریکایی در بغداد، مردم ایران یک سردار دلاور خود را از دست دادند، زمانی که شهید سلیمانی به شهادت رسید، یک خط نفاق داخلی و خارجی سعی داشت تا حتی پس از شهادت، او را ترور و تخریب شخصیتی کند. اما با این وجود مردم برای تشییع پیکر او سنگ تمام گذاشتند که قطعاً آن حضور میلیونی در شهرهای گوناگون کشور برای گرامیداشت و تشییع پیکر او برای دشمنان بسیار دردناک بود و البته هنوز هم دردناک است و از یاد سرکردگان آمریکایی و صهیونیستی نخواهد رفت.

مطالبه مردم، مطالبه انتقام خون شهید سردار سلیمانی بود، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای انجام این خواسته دست به کار شدند و برنامه ریزی های لازم را برای انتقام از آمریکایی ها انجام دادند، انتقام از آمریکا با حمله موشکی به پایگاه عین الاسد در عراق با قاطعیت گرفته شد و مردم نیز از این بابت خرسند و مفتخر به واکنش فرزندان خود شدند.

همزمان هواپیمای مسافربری اوکراینی در تهران سقوط کرد، سه روز پس از سقوط، ستاد کل نیروهای مسلح در بیانیه ای اعلام کرد یک فروند موشک خودی به این هواپیما برخورد کرده و باعث این سانحه و حادثه شده است. روشن و مشخص بود که این شلیک عمدی نبوده و دلیل منطقی آن هم این است که جمهوری اسلامی ایران با اقدام به چنین کاری هیچگاه در پی ایجاد مشکل و معضل نیست و منطق نیز چنین واکنشی را نمی پذیرد، نمی پذیرد که یک نظام و حکومت مبتنی بر مردم سالاری دینی دست به چنین کاری بزند و سپس مسئولین ارشد نظامی کشور با شرمندگی مقابل دیدگان مردم حاضر و ظاهر شوند و بگویند اشتباه بزرگی بود و ما از مردم ایران عذرخواهی می کنیم و شرمنده ایم.

در کجای دنیا سراغ دارید و نمونه آن را می توان پیدا کرد که چنین صداقتی وجود داشته باشد و ارشدترین فرماندهان نظامی کشور با وجودی که در میدان جنگ بودند و شرایط بسیار حساس و شکننده بود، اینگونه ابراز شرمندگی کنند و از مردم عذرخواهی نمایند و طلب بخشش!

آمریکایی ها از حضور میلیونی مردم بپای سردار دلاور خود، یک شکست سنگین را تجربه کردند و در نبردی که 18 دیماه میان ایران و آمریکا در عملیات انتقام شکل گرفته بود، که البته حتی مردم ایران نیز از آن بی خبر بودند و زمانی که سربازانشان بیدار و هوشیار در تلاش برای انجام عملیاتی بزرگ علیه مواضع آمریکایی ها در منطقه بودند تا با دقت کامل انجام شود، یک جنگ الکترونیکی (جنگال) از سوی آمریکا علیه ایران آغاز شده بود.

درک شرایط جنگ الکترونیکی برای بسیاری از افکار عمومی دشوار است، اما در این جنگ الکترونیکی که از سوی ایران نیز آغاز شده بود، آمریکایی ها با شبیه سازی سیگنال های ارسالی خود توانستند در برخی از رادارهای رهگیر اخلال ایجاد کنند و تصویری از شلیک موشک کروز را القاء کنند که باعث فریب شد و هواپیمای مسافربری در صفحه رادار کروز دیده شد.

پس از آن آمریکایی ها از همان ابتدای سقوط هواپیما با قاطعیت اعلام کردند که موشک پدافند ایران هواپیما را ساقط کرده است در حالی که آنها در زمان حمله موشکی ایران به پایگاه عین الاسد نتوانستند موشک های ایران را رهگیری کنند. در جنگ الکترونیکی (جنگال) در بخشی از آن آمریکایی ها تفوق داشتند و در بخش دیگر، ایران موفق به غلبه بر سیستم های راداری و پهپادی آمریکایی ها در منطقه شد.

هواپیمای مسافربری اوکراین اشتباه هدف قرار گرفت، یک اتفاق، سانحه و حادثه بود، عمدی در کار نبود، درک و فهم این موضوع چرا برای برخی دشوار است، اگر آنها داغدار هستند دیگران هم داغدار از دست دادن هموطنان عزیز خود هستند، چرا تصور می کنند که فقط آنها سوگوارند؟

چرا در این میان که دشمن هم چنین شرایطی را می طلبد، در زمین او بازی می کنند؟

چرا برخی دانشجویان کشور که قشر تحصیل کرده جامعه هستند، نمی توانند تشخیص دهند که کدام طرف درست است کدام طرف نادرست؟!

چرا برخی هنرمندان با تصمیمات و اقدامات خود سعی دارند تنور این ماجرا را همچنان داغ نگه دارند در حالی که شاهد از غیب می رسد و می بینند که سفیر انگلیس برای فتنه گری میان دانشجویان حاضر می شود، آنها را تحریک می کند، عکس و فیلم می گیرد و هنگام بازداشت، یکی از همراهان او فرار می کند و در کمال تأسف باید بگوییم دانشجوی تحصیل کرده ما مقابل دانشگاه امیر کبیر، که همین شخصیتی که نام او بر دانشگاه نهاده شده نیز با توطئه انگلیسی ها به شهادت رسید، بجای آن که سفیر انگلیس را از میان خود ترد کنند و علیه حضور او شعار دهد، علیه نظام، سپاه و رهبری شعار می دهد.

گرفتاری چنین افرادی در جامعه که شامل هر نوع قشری از جمله دانشجو، هنرمند، فیلم ساز و... می شود در این است که سواد رسانه ای پایینی دارند، از درک سیاسی بالا برخوردار نیستند، تحت تأثیر اخبار و گزارش های رسانه هایی چون بی بی سی و دیگر شبکه های زاییده این بنگاه رسانه ای هستند، به همین خاطر است که نه تنها احساسی تصمیم میگیرند بلکه عجولانه و به دور از عقل و منطق اقدام میکنند، نتیجه، این می شود که در بین آنها عناصر مخرب نیز نفوذ می کنند و در این میان یک فتنه دیگر بپا می شود، در حالی که اصل ماجرا که همان جانباختن هموطنان عزیزمان است، به حاشیه رفته.

اما قاطعانه می توان گفت که اکثریت مردم، چنان تفکری ندارند و از آگاهی و بصیرت لازم برخوردار هستند. مقایسه کنید جمعیت بزرگی که در مراسم تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی حضور داشتند و جماعتی که عکس و پوسترهای او را در این چند روز گذشته پاره کردند و شعار دادند او جنایتکار است! بی انصافی و بی وجدانی تا این اندازه در میان برخی افراد دیده می شود.