کد خبر: 184363
یادداشت اتاق خبر24:

جنگ بود یا نبود الان جنگ است یا نه؟

لحن سخنان آقای روحانی به گونه ای است که به جای جلب نظر افکار عمومی، سعی دارد تا فشار افکار عمومی را برای بیشتر کند!
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

کار سخت و دشواری است، اگر یکبار رئیس جمهور محترم به جای آن که ضعف های خود و دولت تدبیر و امید را سرپوش بگذارد و مدام از کرده های دولت دفاع کند، از مردم عذرخواهی کرده بود و سپس راه درست را می پیمود تا اوضاع اندکی سر و سامان بگیرد، فضای سیاسی کشور هم آرامش بهتری می یافت و باعث می شد تا با پایان متلک پراکنی ها، روح و روان جامعه حداقل یک آرامشی بیابند.

آقای روحانی از کدام خرده فرمایش سخن میگوید؟ اگر گفته می شود پ چرا وعده های رئیس جمهور دولت تدبیر و امید محقق نشده است، خرده فرمایش است؟

آن برخی که آقای روحانی به آنها اشاره کرده و گفته که خرده فرمایش از سوی آنها است، مردم هستند، ظاهراً آقای رئیس جمهور از فضای جامعه با خبر نیست وگر نه اکثریت جامعه را برخی خطاب نمی کرد.

رییس جمهوری گفته که؛
«این حرف منطقی نیست که برخی‌ها که با دولت خرده فرمایش دارند، بگویند در سال ۹۵ و در فروردین ۹۶ اینها را گفتید و فروردین ۹۸ لحن فرق کرده است. آن شرایط، شرایط صلح بود و الان شرایط جنگ است. در همه دنیا جنگ شرایط ویژه خود را دارد.»

اولاً سال 96 نه 92 ، اقای روحانی از سال 92 به مردم وعده داد تا سال 96 و در این سال هم باز وعده داد تاکنون که د ردولت حضور دارد، وعده های دولت تدبیر و امید بیش از 6 سال است ادامه دارد و در دو دوره انتخابات به افکار عمومی تزریق شده و مردم نیز با همین وعده ها به روحانی رأی دادند.

آقای روحانی ادعا کرده است که وعده ها در زمان صلح داده شده و اکنون جنگ است، روشن است که آقای روحانی پس از امضای توافق هسته ای که ضمانت های لازم را هم نداشت، صراحتاً اعلام کرد با این پیمان سایه جنگ از سر کشور برچیده شد.

رئیس جمهور از کدام جنگ سخن میگوید؟ اگر منظور او جنگ اقتصادی است که پیش از دولت تدبیر و امید جنگ اقتصادی شدیدتری علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشت.

ایران 40 سال است که در شرایط جنگ اقتصادی است، آمریکا از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی جنگ اقتصادی را علیه ایران آغاز کردند و تاکنون هم ادامه داشته است، آیا جز این است؟!

البته هر فردی که وعده و قولی می دهد باید همه جوانب آن را در نظر داشته باشد و باید بسنجد که امکان آن وجود دارد که وعده ها محقق نشود، برای همین، یک راه گریزی نیز باقی می گذارد و قاطعانه از تحقق وعده ها سخن نمی گوید.
اما ا همه این تفاسیر، به نظر می اید که آقای روحانی با بیان سخنانی که نامتعارف است و ناخوشایند و باعث عصبیت مردم نیز میشود، در پی هدفی است که در ادامه یادداشت اشاره ای به این هدف خواهیم کرد.

البته این یک پیش بینی بر اساس آنچه در رواق اندیشه سیاسی آقای روحانی دیده می شود، وجود دارد که به دور از واقعیت هم نیست چرا که برداشت دیگری نمی توان از آن چه که رئیس جمهور مطرح می کند، داشت.

و اما برداشتی که وجود دارد این است که آیا آقای روحانی در پی تشدید فشاره افکار عمومی و منتقدین و تحلیلگران سیاسی و شخصیت ها است؟!

این برداشت را سوالی مطرح کردم تا به این بخش برسیم که اگر چنان است، دلیل آن چه می تواند باشد؟

آیا تشدید فشارها انتقادی به دولت اتفاق مثبتی برای آقای روحانی است یا این که در پی هدف دیگری است؟

و اما پرسش اصلی، اساسی و مهمی که در این میان مطرح است، این است که هدف روحانی از افزایش فشار افکار عمومی برای تصمیم به استعفا از ریاست جمهوری است؟

چندی است که برخی حامیان اصلی آقای روحانی چه در زمان انتخابات ریاست جمهوری و چه در چریان دولت، با انتقادات تند از عملکرد او و دولتش پیشنهاد استعفا می دهند.

پیشنهاد استعفایی که برخی از شخصیت های وابسته به جریان سیاسی اصلاح طلب به روحانی می دهند، از سر دلسوزی بلکه از چاله به چاه انداختن کشور است.

اصلاح طلبان با حمایت از روحانی در انتخابات سال 92 و سال 96 کشور را از چاله به چاه انداختند و نظام را وادار به مذاکره با آمریکا و امضای پیمانی کردند که منتقدین از همان ابتدا می دانستند که توافق هسته ای نمی تواند مشکلات کشور را حل کند.

وعده های بزرگ و دهان پر کنی که آقای روحانی و دولت از دستاوردهای برجام به مردم داد، هیچیک تحقق نیافت و در عوض شرایط بدتر شد در حالی که پیش از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، تحریم های شدیدتر و همه جانبه  علیه ایران وجود داشت.

آقای روحاین بارها یکی از دستاوردهای برجام را لغو تحریم های سازمان ملل اعلام کرده است، او حتی خروج ایران از ذیل بند 7 شورای امنیت سازمان ملل را یک پیروزی بزرگ می دانست ر حالی که ایران هیچگاه ذیل بند 7 سازمان ملل قرار نداشت.

فصل 7 شورای امنیت سازمان ملل دارای بندهای زیادی است که ایران ذیل بند 41 آن قرار داشت.

بند 41 فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل میگوید؛
 «شورای امنیت می‌تواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات آن شورا مبادرت به چه اقداماتی که متضمن نیروی مسلح نباشد لازم است و می‌تواند از اعضای ملل متحد بخواهد به این اقدامات دست بزنند. این اقدامات ممکن است شامل متوقف ساختن تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی و ارتباطات راه آهن، دریایی و هوایی و... قطع روابط سیاسی باشد.»
 اما بند 42 فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل میگوید؛
«در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیش‌بینی ‌شده در ماده ۴۱ کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست می‌تواند به وسیله نیرو‌های هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت کند. این اقدام ممکن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و سایر عملیات نیرو‌های هوایی، دریایی یا زمینی اعضای ملل متحد باشد.»
اما آیا با وجود کشورهایی همچون روسیه و چین، این فصل به تصویب نهایی 5 کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل می رسید؟
با این وجود، یک پرسش مهم از اقای روحانی مطرح می شود که آیا دولت آرایش جنگی گرفته است؟
آقای روحانی می گوید اکنون زمان جنگ است و مردم می پرسند دولت چرا لباس رزم به تن نکرده است؟
مردم دلیل آن را هم این می دانند که حیف و میل ها، بریز و بپاش هایی که در دولت شده و میشود، در تضاد با سخنانی است که آقای روحانی بیان کرده وگفته کشور در حال جنگ است و من وعده های خود را در زمان صلح دادم.

آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود که در واقع یک جنگ روانی شدید علیه رقبا بود، صراحتاً اعلام کرد که هر کسی جز من رئیس جمهور شود جنگ خواهد شد!