کد خبر: 184196

ضرورت الگوگیری از حضرت زینب سلام‌الله علیها

امروز ولادت بانوی بزرگوار حضرت زینب کبری است که با وجود پرستاری بیمار کربلا و تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

حضرت زینب کبرى (سلام الله علیها) سومین فرزند و دختر بزرگ خانه امام علی (ع) و فاطمه (س) و یکی از شخصیت‌های بی نظیر و مؤثر عالم اسلام است که در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى (پس از صلح حدیبیه و دو سال بعد از ولادت امام حسین بن على (ع)) در محلّه بنى هاشم شهر مدینه منوّره دیده به جهان گشودند.

پدر عظیم الشأن آن حضرت (س)، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین امام على بن ابیطالب (ع) و مادر گرامیشان حضرت فاطمه زهرا (س) می‌باشند و محیطى که حضرت زینب (س) در آن رشد کرد، مهبط جبرئیل امین و جایگاه وحى سرمدى بود.

" زینب " به معنای " زینت پدر "، نامی است که خداوند برای دختری انتخاب کرد، که با انجام رسالت خویش زینت بخش تاریخ و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت و در تاریخ کربلا که تاریخ جاودانگی اسلام و تشیع می‌باشد، درخشان و جاودانه گردید.

حضرت زینب کبری (س) پس از ۵۶ سال حیات مبارک دنیایی و تحمل آلام، محنت‌ها و مصائب گوناگون و دفاع شجاعانه از حریم مقدس ولایت و امامت، به شام (دمشق / سوریه) مسافرت نموده و در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجرى قمرى (حدود یکسال و نیم پس از واقعه خونبار و جانسوز عاشورای حسینی (ع)) وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى عظیم الشأن (س) در همان‎جا مدفون گردید.

 

شجاعتی نظیر حسین (ع)

درباره آن بانوی بی نظیر بیشتر راجع به حضور ایشان در کربلا و همراهی برادر بزرگوارشان و همچنین سرپرستی اسرای کربلا و ابلاغ پیام عاشورا سخن گفته شده است. شجاعت حسین (ع) در خواهرش زینب (س) هم بود؛ یا زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، چیزی کم از حسین (ع) ندارد قوت قلبش به برکت اتصالش به مبداء تعالی راستی محیرالعقول است. شیخ شوشتری می‌گوید: اگر حسین (ع ) در صحنه کربلا یک میدان داشت، مجلله زینب (س) دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش مجلس ابن زیاد، و دومی مجلس یزید پلید. اما تفاوت‌هایی که از حیث ظهور دارد، نبرد حسین (ع) با لباسی که از پیغمبر به او رسیده بود، عمامه پیغمبر بر سر و جبه او به دوش، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مرکب رسول خدا (ص) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشرکین گردید تا شهید شد.

 

زینب و تعلیم و تفسیر قرآن

حضرت زینب (س) فرزند پیامبر، که قلب او محل نزول وحی و قرآن و فرزند علی (ع) ‎اولین مفسر قرآن است؛ پس تعجبی ندارد که او معلم و مفسر ‏قرآن باشد‎.

او اهل تدریس قرآن بود، اسناد و روایات نشان می دهد که او در ایامی که در کوفه بود برای زنان جلسه تفسیر قرآن داشت‎.

در تاریخ آمده است: «گروهی از مردان کوفه به نزد حضرت امیر المومنین آمدند و عرضه داشتند که به زنان ما اجازه بده تا به نزد دخترت آمده و علوم ‏دینی و تفسیر قرآن را از وی بیاموزند، حضرت پذیرفتند و عقیله بنی هاشم شروع به تدریس زنها نمودند. خدا می داند در طول این چهار سال یا بیشتر، ‏چه تعداد از زنان مسلمان در درس آن بانوی گرانقدر حاضر می شدند روزی حضرت امیر (ع‎( وارد خانه شدند و شنیدند که زینب کبری به زنان درباره ‏حروف مقطعه قرآن و خصوصاً درباره حروف ابتدایی سوره مریم «کهیعص» سخن می گفت، پس از پایان درس آن حضرت به دختر خود فرمود: «ای ‏نور چشمم ایا می دانی که این حروف رمز و نشانه ای از وقایعی است که در سرزمین کربلا بر تو و برادرت حسین (ع) واقع خواهد گردید‎.»

امام در این تفسیر و بررسی می خواست ببیند آیا زینب آمادگی آن مصائب را دارد یا نه؟ و زینب به او گفته بود که از همه این وقایع خبر دارد، زیرا ‏مادرش این مسایل را به او خبر داده بود و دل علی (ع) برای زینب گرفته شد و برای او دل سوزاند‎.

 

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

نام و حیات مبارک حضرت زینب کبری (س)، با نام مبارک امام حسین (ع)، شهدای کربلا و نهضت عاشورا قرین می‌باشد.

زینب کبرى (س) در فاجعه خونبار کربلا، ده‌ها تن از بهترین و عزیزترین کسان و فرزندانش و از جمله برادر عزیزش؛ امام حسین (ع) را از دست داد.

۲ نفر از فرزندان حضرت زینب (س) به نام‌های عون و محمد نیز در حادثه عاشورا، در رکاب دائی بزرگوارشان، حضرت امام حسین (ع) به فیض شهادت نایل گردیدند.

در تداوم نهضتی که حضرت فاطمه زهرا (س) در حمایت از امام معصوم زمان خویش (ع) و مقابله با باطل در پیش گرفت، حضرت زینب (س) نیز در واقعه کربلا (مرحله نخست؛ مرحله مبارزه، جهاد و شهادت)، با ایثار و شجاعت، دوشادوش امام معصوم (ع) حضور داشت و پس از شهادت او نیز (مرحله دوم؛ مرحله پیام رسانى و بیدارگرى)، با شجاعت تمام، پیام قیامش را به جهانیان ابلاغ کرد. اگر نهضت امام حسین (ع) در همان مرحله نخست، خلاصه مى‏شد و کسى نبود که پیام نهضت آن حضرت (ع) را به گوش مردم آن زمان برساند، ماه‏ها زمان لازم بود تا به طور طبیعى خبر قیام امام (ع) به شهرهاى اطراف برسد. شاهد این مدعى این است که پیش از ورود اهل‏بیت امام (ع) به مدینه، مردم آن شهر هنوز از رویدادهاى کربلا بى‏‌خبر بودند. در این مدت، یزیدیان با آن همه امکانات تبلیغاتى که در اختیار داشتند، به راحتى مى‌‏توانستند، وقایع کربلا را در راستاى منافع خود تحریف کنند و به گونه‎‏اى به گوش مردم برسانند که براى حکومت یزید، کمترین ضرر و زیان را داشته باشد. در این صورت تا حد بسیار زیادى از تأثیر قیام امام‏ حسین (ع) در جامعه آن زمان و جوامع آینده مسلمانان کاسته مى‌‏شد، و به طور قطع ما امروز شاهد این همه آثار و برکات براى نهضت امام حسین (ع) نبودیم، لذا حضرت زینب کبری (س) به عنوان پیام رسان عاشورای حسینی (ع)، در کنار حضرت امام سجاد (ع)، این مسئولیت خطیر (به ثمر نشستن اهداف قیام کربلا و پیام رسانی تاریخی به گوش بشریت و اسارت) را با رنج مصائب، آزادگی در اسارت، صبر و پایداری، و در عین حال افشاگری ظلم و ستم و فساد دشمنان آل الله، به خوبی و در حد اعلای کمال به سرانجام رسانید.

پوستر حضرت زینب

 

اسارت عزتمندانه حضرت زینب سلام‌الله‌علیها

شاید در نظر عده‌ای به نظر برسد که اسارت، نوعی کوچک شدن با خود همراه دارد. در حالی که در ماجرای کوچه بنی‌هاشم می‌خوانیم که حضرت زهرا سلام‌الله علیها غیرتمندانه از امام زمان خود دفاع کرده و به شهادت رسید. در حالی که شاید اسارت این اندازه عزتمندانه به نظر نرسد.

 گاهی می‌بینیم اسیری عزتمندانه بر موضع خود پای بر جا مانده است. حضرت زینب سلام‌الله علیها هر چند که به اسارت رفت و همه عزیزان خود را از دست داد، اما چنان با عزت و غرور دینی از حق دفاع کرد که یزید هم ترسید.

عبارت «ما رأیت الا جمیلا» آن‌قدر کوبنده بود که کاخ یزید را لرزاند. این اسارتی نیست که اسیر را در موضع ضعف قرار بدهد. در حالی که سخنرانی کوبنده و آگاه‌کننده حضرت زینب سلام‌الله علیها، نشان داد که یزیدیان چه جنایت بزرگی مرتکب شده‌اند و ضعف آن‌ها را برای همه آشکار کرد. آن هم ضعفی که اگر اسارت برای این خانواده رقم نمی‌خورد، شاید هرگز معلوم نمی‌شد.

همین اسارت بود که عزت امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام‌الله علیها را بالا برده و به واقعه کربلا غنا بخشیده است. چون حتی انسان‌های بی‌دین و بی‌اعتقاد بر طبق فطرت خود اجازه تعرض به زن و بچه را نمی‌دهند. اما اسیر کردن عده‌ای مظلوم و بردن آن‌ها با پای برهنه در بیابان‌ها چهره پلید یزید و عبیدالله بن زیاد را معرفی می‌کند. این ظلم عظیم است اما حضرت زینب سلام‌الله علیها می‌دانست هر قدر این ظلم عظیم‌تر باشد، پیام آن ماندگارتر و ابعاد جلوه گری زیبایی حق و زشتی باطل نمایان‌تر خواهد شد.

 

عظمت خطبه ها

عظمت مقام علمی و فکری زینب (س) از مطالعه خطبه های او تنها در دو شهر کوفه و شام ‏‎می توان دریافت، درجه علمی و ادبی خطبه ها با همه مختصر بودنش به میزانی است که اگر از زینب کبری هیچ اثری نمانده بود جز همین دو خطبه، ‏باز هم کافی بود که او را در جنبه علمی و ادبی در سطح بسیار بالایی قرار دهد، به ویژه که این سخنان از سوی زنی دردمند و رنج دیده بود، زنی که ‏داغ عزیزان را دیده و در سوگ و ماتم گرانقدرترین محبوبان خود می سوخت‎.

سخن زینب نثری است چون نظم، برای شنوندگان مفهوم است و برای نکته سنجان در مرحله عالی ارزش از نظر تعریف و ترکیب کلام فوق العاده فنی ‏و ادبی و از نظر ظاهر بسیار ساده است و در عین حال توان ابداع شبیه آن سخت است. او فصیحه و بلیغه است و نمونه سخنان موجود او بهترین گواه ‏بر این مدعا. برخی نویسندگان سخنانش را به سحر آمیز بودن شبیه کردند و حتی دشمنان او که در مسند قدرت بودند و از موضع سلطه سخن می ‏گفتند، نمی دانستند در برابر سخنانش چگونه موضع بگیرند‎.

خطبه ایشان چه در کوفه و چه در شام از فصاحت و بلاغت عجیبی برخوردار است و سراسر ان با الهام از قرآن و سوابق تاریخی ‏اسلام و متقین و استوار و قابل دفاع است، سخن گفتن در آن موقعیت عظیم توسط زنی داغ دیده و دردمند و خسته برای شنونده هیجان انگیز و موج ‏آفرین بود و آن را جز معجزه و کرامت نمی توان نامید‎.

او به معرفی امام و رهبر واقعی می پردازد تا به آنها بفهماند که امام باطل کیست و امام حق که بود. زینب (س) ‎که اسیر دشمن بود با شجاعت تمام ‏می گوید حکومت موجود حکومت فاسد ، اهل ریا، و تزویر ، دارای ظاهری خوش و درونی فاسد است، و کوشید آن را بر ملا سازد که جلوه آن مفسده ‏عظیم قتل نوه پیامبر، سر حلقه مردم، و مرهم دل دردمندان بود. حاکم باید پناهگاه مردم باشد و چه کسی پناه دهنده تر از حسین ؟ حاکم باید دادرس ‏مردم در عین بلا باشد و غیر از حسین چه کسی در خور این مقام؟ و حاکم باید چراغ روشنی و حجت خدا بر مردم و مدار و جایگاه باشد و حسین این ‏چنین بود‎.»

 

ما رأیت الا جمیلا

اسیران وارد مجلس ابن زیاد شدند، صحنه برای شکستن روحیه آنان در ظاهر امر هیچ گونه کاستی ندارد. زینب کهن ترین جامه های خود را پوشیده ‏است. آرام  و ناشناس در کناری نشسته بود، عبید الله بن زیاد که به احتمال زیاد زینب را شناخته بود برای تحقیر پرسید: «این زن کیست؟» یکی از ‏زنان گفت: «این زینب است، دختر فاطمه» عبید الله بن زیاد گفت: «سپاس خداوندی را که شما را رسوا کرد و قصه و فتنه شما را دروغ گردانید» ‏زینب گفت: «سپاس خداوندی را که سزاست که ما را به وجود محمد (ص)  ‎گرامی داشت و ما را پاک و پیراسته گردانید. نه چنان است که تو ‏‎می گویی، بلکه تبهکار رسوا و بدکار تکذیب می شود.» ابن زیاد گفت: «کار خدا را با خاندانت چگونه دیده ای؟» زینب گفت: «جز زیبایی چیزی ندیده ‏ام. شهادت برای آنان مقدر شده بود. به سوی کشتارگاه خویش رفتند. به زودی خداوند آنان و تو را فراهم می آورد تا در پیشگاه خداوند حجت گویید و ‏داوری خواهید. نگاه کن در آن روز، پیروزی و رستگاری از آن کیست؟ مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه‎»

عبید الله بن زیاد چه انتظاری داشت و چه شد، سخن زینب تیر خلاصی بود بر قلب ماهیت پست او‎.

زینب صبور علی  (ع) با آرامش و وقار و تسلط خود، تیشه بر ریشه فخر فروشی و نخوت عبید الله بن زیاد زد و جشن پیروزی او را تبدیل به مجلس ‏ماتم و جریان استبداد کرد‎.

 

ضرورت الگوگیری از حضرت زینب سلام‌الله علیها

یکی از اصلی‌ترین وجهه‌های شخصیتی حضرت زینب سلام‌الله علیها صبر همراه با متانت و شجاعت آن حضرت است. ما در ماه محرم به مدت محدودی گوشه‌ای از وقایع عاشورا را می‌شنویم یا می‌خوانیم و به همان اندازه بی‌تاب می‌شویم. اما آن بانوی گرامی همه رویدادها و فجایع را در طول یک روز با چشم خود مشاهده کرد و در آخر هم خیمه‌ها را آتش زدند و زن‌ها و بچه‌ها را به اسارت بردند. با این وجود نه‌تنها صبور، بلکه حتی سخنرانی کوبنده و شجاعانه‌ای کرد. غیرت حضرت زینب سلام الله علیها مثال‌زدنی است. صبر همراه با مدیریت خانواده و 84 زن و کودکی که اسیر شده‌اند سخت است، اما آن حضرت به خوبی و به بهترین وجه آن را انجام دادند.

حضور اجتماعی حضرت زینب سلام‌الله علیها هم نمونه دیگری از الگو شدن آن حضرت برای زنان است. این حضور، حضور قدرتمندانه، همراه با حفظ حیا و حجاب، صبورانه و با رشادت است. به طوری که همه مردمی که مخاطب آن حضرت بودند می‌گفتند گویا حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام سخن می‌گوید. این غیرت و این شجاعت را از پدر گرامی خود داشت و مانند مادر خود از امام زمان خود دفاع کرد.

حتی وقتی دشمنان متعرض جان امام سجاد علیه السلام در آن بستر بیماری شدند، حضرت زینب سلام‌الله علیها خود را سپر امام زمان خود کرد و اجازه نداد به آن حضرت آسیبی برسانند. این اندازه شجاعت و صبر برای بانویی که عهده‌دار آن جمعیت زنان و کودکان داغ‌دیده است، الگوی خوبی است تا زنان در سختی‌ها و مشکلات مقاوم بوده و صبر و غیرت زینبی داشته باشند. هرچند این‌ها تنها نمونه‌ها و گوشه‌هایی از زندگی آن بانوی گرامی است و اگر بخواهیم ابعاد شخصیتی ایشان را بررسی کنیم، باید مدت‌ها درباره ایشان تحقیق و پژوهش شود.

زینب

 

جای خالی مدافعان

هر سال میلاد حضرت زینب(س) یادآور روز پرستار و زحمات این فرشتگان سپیدپوش است اما جای خالی شهدای مدافع حرم در این روز بیشتر به چشم می‌آید، شهدایی که برخی به دعوت حضرت زینب(س) قدم در این راه گذاشتند و برخی غیرت عاشقی‌شان اجازه نداد که حرم بار دیگر بی‌دفاع بماند. 

امروز دیگر زینب (س) در میان ما نیست. چهارده قرن است که او رسالت تاریخی خود را انجام داده و رخ به نقاب خاک کشیده است. می ارزد دقایقی ‏با خود خلوت کنیم، درباره زینب بیندیشیم و ببینیم او که بود و چه کرد و ما از او چه می دانیم. شاید مهمترین درس این بانوی بزرگوار ایستادگی در برابر استکبار بود.

راهیان کربلا را بنگر .. آنان خوب دریافته‌اند که زندگی به خون وابسته است و پیکر تاریخ بی خون خدا (ثارالله) مرده‌ای بیش نیست و سر مبارک امام بر فراز نی رمزی است بین خدا و عشاق یعنی که این است بهای دیدار.