کد خبر: 183604
یادداشت اتاق خبر24:

ربیعی:خنده روحانی از سوز دل بود!

در زندگی روزمره گاهی در شرایطی قرار میگیریم که یک حرف میتواند اوضاع را خراب تر کند یا سکوت بجا میتواند خیلی مسائل را حل کند. به نظر شما در چه مواقعی باید سکوت کرد؟ و چه مواقعی سخن گفت؟
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

روشن است که پر گویی و حرافی برای هیچ فردی زیبنده نیست، هر اندازه کم حرف تر، عملگراتر آن هم عملی مثبت و تأثیر گذار که بتواند گره از مشکلات خود و جامع بگشاید.

با این مقدمه کوتاه، گذار و اندک به ماجرای بنزین می رسیم که دولت متولی اجرای افزایش قیمت و سهمیه بندی آن است.

دولت انتقاداتی که در زمینه طرح بنزینی دولت شد، نمی پذیرد تا جایی که حتی این انتقادات را مغرضانه و غیرکارشناسی می داند.

مردم نیز منتقد آن هستند و همان انتقاداتی را مطرح می کنند که در رسانه ها بازتاب دارد.

انتقادات از روش اجرای طرح آغاز شد، این که چرا ناگهانی، جمعه شب، شب میلاد حضرت رسول اکرم و امام جعفر صادق، همزمان با حضور میهامانان خارجی در ایران که در کنفرانس وحدت اسلامی شرکت کرده بودند، چرا پیش از اجرای طرح یارانه بنزین به حساب مردم واریز نشد و بسیاری پرسش ها و انتقادات دیگر که به نظر می آید منطقی است.

اما واکنش دولت چه بود؟ آیا اشتباه خود را پذیرفت؟ انتقادات را ارج نهاد یا با پاسخ های غیر منطقی با آنها روبرو شد؟

پس از اجرای طرح بنزینی دولت، واکنش آقای روحانی از همه جالب توجه تر بود، او در سفری به آذربایجان شرقی در جلسه شورای اداری استان، درباره بنزین سخن گفت و با خنده گفت من هم مثل بقیه مردم صبح جمعه با خبر شدم!

آقای روحانی سپس به انتقاد از انتقاد کنندگان پرداخت و به قهقهه هایی رسید که مردم را نیز آزرد. چنین رفتاری با یک تصمیمی که باعث بروز آشوب در کشور شده و فتنه ای بپا کرده است، رفتاری شایسته رئیس جمهوری اسلاکی ایران نیست.

اما آیا مسئولین و شخص جناب آقای روحانی نمیتوانستند پس از اجرای طرح کمتر سخن بگویند و یا اگر سخن هم می گویند سنجیده تر و منطقی تر باشد؟

روز سه شنبه آقای علی ربیعی سخنگوی دولت در همایش دانشجویی سخنگو پاسخ می دهد، در میان انتقادات تند دانشجویان حاضر شد.

او در پاسخ به انتقاد دانشجویان که آقای روحانی چرا زمانی که درباره اجرای طرح بنزین سخن می گفت خنده و قهقهه زد؟ اینگونه پاسخ داد؛

علی ربیعی، فعال اصلاح‌طلب و سخنگوی دولت به تازگی طی اظهاراتی «‌ گاهی خنده هایی به لب می‌آید که از سوز دل است اما من متاسفم برای کسانی که خنده‌های سرمستی سردادند و گفتند خدا را شکر که برای این دولت این مسائل پیش آمد!»

خنده مقابل دوربین تلویزیون و چشمان افکار عمومی اگر هم از سوز دل! باشد، باز هم زخمه به زخم مردمی می زند که دولت به آنها اعتماد نکرده است.

توجیه پشت توجیه برای کار اشتباهی که انجام شده باعث می شود که اعتبار دولت در میان مردم از بین برود، اعتماد مردم به دولت کم شود و این اتفاق ناخوشایندی است که باعث تبعات بعدی خواهد شد.

در شرایط خاص چگونه سخن گفتن با مردم هنری است که باید مسئولین آن را فرا گیرند و بکار ببندند، اگر روال کار دولتمردان و هر مسئول دیگری چنین باشد که تصور کنند مردم رعیت آنها هستند نه ولی نعمت، شرایط تفاوت خواهد کرد.