کد خبر: 183470

حقوق بشر غربی؛ ابزار سرکوب ملت‌ها

بررسی وضعیت گزارش‌های حقوق بشری، یونیسف، پزشکان بدون مرز و برخی رسانه‌ها و خبرنگاران آزاد از مناطق مختلف دنیا گویای آن است که مبحث حقوق بشر صرفاً ابزاری برای توجیه اقدامات قدرت‌های بزرگ و حمایت از سیاست‌های تمامیت‌خواهانه متحدانشان است.
اتاق خبر 24
در تقویم سازمان ملل ۱۰ دسامبر (۲۰ آذر) روز جهانی حقوق بشر نام‌گذاری شده است. مبنای انتخاب این روز، تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ برابر با ۱۹ آذر ۱۳۲۷ در پاریس است.
این اعلامیه نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم و جنایاتی بود که ارتش آلمان نازی علیه مردم انجام داده بود. مفاد سی ماده‌ای اعلامیه مذکور شامل حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی است که تمامی انسان‌ها در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند.
اهمیت این بحث باعث شد تا در سال ۱۹۷۶ پس از آنکه لایحه جهانی حقوق بشر متشکل از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و دو پروتکل انتخابی آن به تصویب تعداد مشخصی از کشور‌ها برسد، دارای اعتبار حقوق بین الملل شود.
 
اما به رغم گذشت بیش از هفتاد سال از تصویب این متن در راستای حمایت از مبانی حقوق بشری در بزرگترین نهاد بین‌المللی، تا چه اندازه این مهم توانسته است تغییری در وضعیت ملت‌ها ایجاد کند؟ بررسی وضعیت گزارش‌های حقوق بشری، یونیسف، پزشکان بدون مرز و برخی رسانه‌ها و خبرنگاران آزاد از مناطق مختلف دنیا گویای آن است که مبحث حقوق بشر صرفاً ابزاری برای توجیه اقدامات قدرت‌های بزرگ و حمایت از سیاست‌های تمامیت‌خواهانه متحدانش است.
سردمدار این نوع مواجه با موضوعات حقوق بشری نیز آمریکاست.  از جمله آزادی بیان، آزادی مذهب، برابری زن و مرد، حق تعیین سرنوشت و انتخاب رهبر، برگزاری انتخابات دموکراتیک و حق رای از جمله اصول زیربنایی حزب دموکرات به شمار می‌رود. در واقع افرادی که از این حزب توانستند بر مسند ریاست جمهوری آمریکا دست یابند، همواره از این واژه‌ها در سخنان خود استفاده می‌کردند اما بنا به اهمیت موضوعات انسانی و تاثیر آن بر افکار عمومی، جمهوری‌خواهان نیز تلاش کردند به نحوی از این مسائل بهره ببرند تا نظر رای دهندگان را به خود جلب کنند.
 
نکته مهم آنکه دولت‌های رژیم آمریکا هرگونه تحرک سیاست خارجی خود - که بعضا در قالب نظامی بروز و ظهور می‌یافت - را به ترویج دموکراسی مرتبط می‌کردند. شاهد مثال این مساله سخنرانی دونالد ترامپ در ۲۱ اوت ۲۰۱۷ (۳۰ مرداد ۱۳۹۶) بود که پس از جسلات طولانی در خصوص افغانستان اعلام کرد: «ما دیگر از قدرت نظامی آمریکا برای ایجاد دموکراسی در سرزمین‌های دور استفاده نخواهیم کرد و یا تلاش نمی‌کنیم کشور‌های دیگر را براساس تصویر خودمان بسازیم. ما از دیگران نمی‌خواهیم شیوه زندگی خود را تغییر دهند.» این اظهارات موید توسعه دموکراسی و تساهل و مدارا با تسیلحات نظامی در سیاست خارجی آمریکا است.
 
 

اما به واقع ترویج آنچه آمریکا آن را دموکراسی می‌نامند در هیچ منطقه‌ای از جهان هدف این رژیم نبوده و نیست بلکه صرفاً ابزاری برای توسعه نفوذ و بهره‌مندی از شرایط آن مناطق به ویژه در غرب آسیاست. اولویت دل‌مشغولی عمده آمریکا در خلال چند دهه اخیر، حفظ ثبات منطقه غرب آسیا بوده و در همین چارچوب پیشبرد صلح مورد نظر واشنگتن در این حوزه، تضمین جریان نفت از منطقه به بازار‌های غرب و مهار جنبش‌های خواهان تغییر وضع موجود در منطقه اصول اساسی سیاست خارجی زمامداران کاخ سفید را در این منطقه تشکیل می‌داد.

دولت جرج بوش پسر پس از آنکه افغانستان و عراق را به بهانه مبارزه با تروریسم مورد حمله نظامی قرار داد، در نوامبر سال ۲۰۰۳ اعلام کرد آمریکا توجه‌اش به امنیت را به نفع پیشبرد دموکراسی کنار خواهد گذارد! طرح خاورمیانه بزرگ نیز پس از همین دوران اعلام شد.
رویکرد اوباما به عنوان نماینده حزب دموکرات نیز بر اساس ارائه دیدگاه‌های مسالمت‌آمیز در بحث دموکراسی‌خواهی، ترویج دموکراسی و حقوق بشر بود.
منبع: میزان