کد خبر: 183263

16آذر روز دانشجویان ضد نیکسون

 ۱۶ آذر به یاد سه دانشجو (مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی و مهدی شریعت‌رضوی) که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در دانشگاه تهران کشته شدند، گرامی داشته می‌شود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

اما رویداد شانزدهم آذرماه چیز دیگری بود و هرگز از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نخواهد شد. دانشجویان مانند روزهای گذشته خود را آماده برپایی تظاهرات دیگری در محیط دانشگاه وخیابان های اطراف کردند اما شواهد نشان دهنده آن بود که کارگزاران دولت کودتا به منظور فراهم آوردن وضعیت مناسب و آرام کردن جو آن روز جامعه برای پذیرایی از معاون رئیس جمهور آمریکا و در آستانه ورود وی به تهران، به منظور رویارویی با اعتراض های فزاینده دانشجویان، در آماده باش به سر می بردند و عزم خود را جزم کردند تا از دانشجویان زهرچشم بگیرند تا مذاکرات نیکسون با مقامات ایرانی در کمال آرامش انجام شود.

روز ۱۶ آذر، اوضاع در تهران و به ویژه دانشگاه تهران و خیابان های منتهی به آن غیرعادی بود. دانشجویان هنگام نزدیک شدن به دانشگاه پی به افزایش چشمگیر مأموران و تجهیزات فوق العاده آنان بردند. رژیم دراقدامی کم سابقه، نیروهای لشکر دو زرهی را به دانشگاه اعزام کرد، از بامداد آن روز، همه، وقوع یک حادثه را پیش بینی می کردند. دانشجویان با درک و شم سیاسی خود هوشیارانه سعی داشتند کمترین بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند اما جو کاملا ملتهب بود. اندک زمانی بعد، سربازان مسلح به داخل دانشکده ها هجوم آوردند و عده زیادی از دانشجویان و حتی استادان را دستگیر کردند و مورد ضرب و جرح و فحش و ناسزا قرار دادند.

دانشجویان در برابر این اقدام تحریک آمیز بردباری به خرج دادند و با متانت و سکوت، صرفا وقایع را زیرنظر گرفتند. اندک زمانی بعد در حالی که عقربه های ساعت حدود ۱۰ بامداد را نشان می داد و دانشجویان سر کلاس های درس بودند، ناگاه شماری از سربازان دسته "جانباز" لشکرزرهی به همراه عده ای سرباز معمولی به دانشکده فنی یورش بردند. دستاویز آنان برای ورود به دانشکده، شناسایی عده ای از دانشجویان ِ به زعم آنان شورشی و اخلالگر بود که در خلال روزهای گذشته به نظامیان بی احترامی کرده بودند.
مهندس خلیلی، رئیس دانشکده فنی به منظور پیشگیری از هرگونه درگیری و خونریزی احتمالی، دستور داد زنگ کلاس ها پیش از موعد زده شود.
نیروهای امنیتی  به دانشجویان بی دفاع در دانشکده فنی تیراندازی کردند که در نتیجه، پیکر سه دانشجوی دانشکده فنی به نام های "مهدی شریعت رضوی"، "مصطفی بزرگ نیا" و "احمد قندچی"، در سرسرای دانشکده فنی به خون آغشته شد و تعداد زیادی از دانشجویان زخمی شدند.

 تولد «مرگ بر آمریکا»

همزمان با بروز این ناآرامى‏ها بود که روز ۱۷ آذر براى ورود نیکسون معاون رییس جمهور امریکا به تهران تعیین و اعلام شد.

پیش از این در ۲۴ آبان همان سال اعلام شده بود که نیکسون از طرف آیزنهاور رییس جمهورى ایالات متحده و به دعوت رسمى دولت ایران به تهران می ‏آید.

نیکسون در واقع به ایران می ‏آمد تا نتایج تحولات اخیر را که به تعبیر آیزنهاور «پیروزى سیاسى امیدبخشى را در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى نموده است» ببیند.

در این میان و با آشکار شدن نقش مداخله‌جویانه ایالات متحده امریکا در تمهید مقدمات سرنگونى دولت مصدق، این دولت خارجى که پیش از این با شعار کمک به گسترش آزادى و پیشرفت اقتصادى و مقابله با گسترش نفوذ کمونیسم، توانسته بود روابط خوبى را به دور از قضاوت منفى افکار عمومى با دولت ایران برقرار نماید، براى اولین بار به عنوان یک «نیروى مداخله‌جوى منفور» نزد افکار عمومى درآمد و اینجا اولین تولد «مرگ بر آمریکا» بود.

 

16 آذر متعلق به دانشجویان ضد نیکسون و ضد آمریکاست

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل اینجور است - شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد - که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است.

شروع این حرکت یا مقطع شناخته شده‌ی این حرکت، همین ۱۶ آذر است

.
جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر در سال ۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همه‌ی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیله‌ی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می‌آید.

 

چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا ۱۶ آذر در همه‌ی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است.«

بررسی نقش جنبش دانشجویی در مقطع پیش از انقلاب

تحولات جنبش دانشجویی به دو مقطع «پیش از انقلاب و زمان طاغوت» و «پس از انقلاب اسلامی» قابل تقسیم است: مقطع پیش از انقلاب به چهار فصل قابل تقسیم است:

۱ - ظهور و بروز علنی جنبش دانشجویی در ایران به سال ۱۳۲۸ و متأثر از بسط تفکر چپی، کمونیستی، توده‌ای‌ها و جبهه ملی و در جهت حمایت از مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت باز می‌گردد. به دنبال کودتای امریکایی ۲۸ مرداد و با بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۳۲ و از سرگیری فعالیت‌های سیاسی و تظاهرات دانشجویان، رژیم طاغوت فعالیت‌های سیاسی آنان را ممنوع و در روز ۱٤ آذر ماه با تظاهرات دانشجویان در اعتراض به ورود نیکسون به ایران برخورد کرده و بالاخره در روز ۱۶ آذرماه، وحشیانه روی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران آتش گشوده و ضمن مجروح کردن شماری از دانشجویان، سه تن از آنان را پیش پای رئیس‌جمهور امریکا که به ایران آمده بود به مسلخ و قربانگاه برد. از این رو واقعه ۱۶ آذر سرآغاز تحول در جنبش دانشجویی محسوب می‌شود.

۲ - در شرایطی که با سیاست‌های مداخله جویانه امریکایی‌ها، جبهه ملی ایران (به‌عنوان پرچمدار فعالیت‌های سیاسی)، به ابزار سیاسی دولت تبدیل و وجاهت و اعتبار خود را از دست داده بود، فصل دوم جنبش دانشجویی «هم‌زمان با نخست‌وزیری دکتر امینی و تلاش برای انجام اصلاحات امریکایی و ایجاد به اصطلاح «فضای باز سیاسی» و «مخالفت حضرت آیت‌الله بروجردی با اصلاحات ارضی»، با تشکیل نهضت آزادی با تمایلات دینی و استقلال سیاسی آغاز و رنگ و بوی مذهبی به خود گرفت.

۳ - با روی کار آمدن اسدالله علم و تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و حذف قسم به قرآن در سوگند نمایندگان و مخالفت علمای قم به‌ویژه مخالفت امام خمینی (ره) و متعاقب آن برگزاری رفراندوم برای لوایح شش‌گانه شاه و از جمله اصلاحات ارضی، جنبش دانشجویی اسلامی به حمایت از امام خمینی (ره) مبارزات سیاسی خود را شکل داده و فصل سوم فعالیت خود را رسماً با رنگ و بوی مذهبی و در عرض جریانات الحادی و التقاطی آغاز و حمایت و پیروی از امام به‌عنوان شاخص فعالیت‌های جنبش اسلامی دانشجویان مطرح گردید.

با تبعید حضرت امام به ترکیه و عراق مبارزات دانشجویان رنگ و بوی خشونت به خود گرفته و شاخه‌ای از دانشجویان از نهضت آزادی منشعب شده و به مبارزات چریکی روی آوردند، اما به دلیل خفقان شدید و سلطه ساواک بر دانشگاه‌ها تا سال ۱۳۴۸ تحرک قابل ملاحظه‌ای از سوی دانشجویان ملاحظه نمی‌شود. صدور بخشنامه رئیس دانشگاه شیراز مبنی بر ممانعت از ورود دانشجویان دختر با چادر به دانشگاه در سال ۱۳۴۸، به مثابه جرقه‌ای بود که به شعله‌ور شدن مجدد جنبش دانشجویی منجر شد و به فاصله کوتاهی به سایر دانشگاه‌های سراسر کشور سرایت کرده و دانشجویان دانشگاه‌ها به بهانه‌های مختلف از جمله اعتراض به افزایش بهای بلیت اتوبوس و شهریه و... به تجمعات اعتراضی و صدور بیانیه می‌پرداختند.

٤ - فصل چهارم جنبش دانشجویی به سال‌های دهه ۵۰ منتهی به انقلاب اسلامی باز می‌گردد. از سال ۱۳۵۰ به بعد «برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله»، «افزایش تحرکات ضد دینی رژیم شاه»، «گسترش ولنگاری‌های اجتماعی و اخلاقی در جامعه»، «لجام گسیختگی اخلاقی در برگزاری بازی‌های آسیایی در تهران» و... روز به روز موجب گسترش و تقویت جنبش‌های دانشجویی و پررنگ‌تر شدن نقش دینی در آن‌ها شد و بالاخره در سال ۱۳۵۷ جنبش دانشجویی اسلامی نقش مؤثر و مهمی را در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا می‌کند.

بررسی نقش جنبش دانشجویی در گام دوم انقلاب

جنبش دانشجویی ۷۰ ساله، تکلیفی بس بزرگ و حیاتی را بر دوش خود احساس می‌کند و با استفاده از تجارب گران‌سنگ و ارزشمند چهار دهه گذشته، خود را برای پذیرش مسئولیت‌های زیر و در چارچوب بیانیه گام دوم آماده می‌کند:

۱ - تأکید بر تحول در سبک مدیریت موجود و حرکت به سمت مدیریت جهادی و انقلابی

۲ - تأکید بر ایجاد تحول در سبک زندگی ایرانی اسلامی

۳ - مقابله با نفوذ جریانی و موردی در محیط‌های علمی و غیرعلمی

٤ - تأکید بر جوان‌گرایی در نظام مدیریتی کشور

۵ - اعلام آمادگی برای پذیرش مسئولیت‌های اجرایی و تقنینی و... در کشور (یادآوری می‌شود یکی از نقاط ضعف کشور در سال‌های آغازین انقلاب سپردن پست‌های مدیریتی کشور به دانش‌آموختگان خارج از کشور بود که از این راه خسارات جبران ناپذیری به فرهنگ، اقتصاد، اخلاق و... در کشور وارد شده است.)

۶ - دفاع از نظام اسلامی در برابر موج سنگین تبلیغات منفی رسانه‌ای غرب که با سوءمدیریت داخلی در باورها و ایمان و اعتقادات و اعتماد مردم اثر منفی داشته است.

۷ - و از همه مهم‌تر سرعت بخشی به جبران عقب‌ماندگی علمی کشور در تمامی زمینه‌های مورد نیاز کشور و تبدیل ایران به قطب علمی جهان. حقیقت این است که جنبش دانشجویی به حق خود را صاحب اصلی انقلاب می‌داند و رهبر معزز و معظم انقلاب نیز قویاً با اعتماد راسخ به توانمندی و قدرت معجزه‌آسای جنبش دانشجویی دل بسته و این حقیقت را در جلسات متعدد اختصاصی با دانشجویان مطرح ساخته‌اند. اینک وقت آن است که جنبش دانشجویی طرحی نو دراندازد و مسیر بازگشت به راه امام را با اقتدار تمام در دستور کار خود قرار دهد.

جنبش دانشجویی با توان بالفعل و بالقوه خود همواره مورد طمع دشمنان خارجی و منافقان داخلی بوده است تا بتوانند با منحرف ساختن این جنبش اصیل، به اهداف شوم خود در مقابله با انقلاب، دست یابندف در حالی که در داخل هم فتنه و جنگ نرم بهترین ابزار استکبار جهانی برای انحراف دل‌ها و ذهن‌های جوانان پاک و معصوم است که امروز آماج حمله‌های وحشیانه استکبار قرار می‌گیرند.دانشجوی امروز بدون شک در کسب معارف دینی و پای بندی به ارزش های انقلابی و اسلامی چیزی کم از دانشجوی دیروز ندارد و به مراتب قوی تر هم شده است. و به واسطه روحیه عدالت طلبی و آرمان‌خواهی که در هویت دانشجوی در طراز انقلاب اسلامی نهفته است در مقابل نفوذ دشمن به راحتی کوتاه نخواهد آمد و ذلت را می شناسد، از او بیزار است و برای تحقق عدالت و ستاندن حق مظلوم کوتاه نخواهد  و در جهانی کردن انقلاب اسلامی و تعمیق بخشی به نفوذ انقلاب اسلامی از تلاشی فروگذار نخواهد بود.