کد خبر: 183180

یازدهمین اختر نورانی آسمان ولایت

امام حسن عسكري عليه الصلاه و السلام، يازدهمين امام شيعيان و والد ماجد امام عصر مي باشد. ايشان در روز هشتم ربيع الثاني سال ۲۳۲ هجري قمري به دنيا آمدند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

حضرت امام ابو محمد حسن بن علی العسکری (علیه السلام) یازدهمین اختر نورانی آسمان ولایت و امامت و سیزدهمین گوهر دریاى عصمت می‌باشند. آن امام همام در ۸ ربیع الثانی سال ۲۳۱ هجرى قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود و در سال ۲۵۴ پس از شهادت پدر بزرگوارشان، حضرت امام علی النقی الهادى (ع) به مقام شامخ امامت و پیشوایی شیعیان برگزیده شدند.

پدر گرامی ایشان حضرت امام علی النقی الهادی (ع) و مادرشان بانوی پارسا و شایسته حدیثه است. این بانوی بزرگوار، از زنان مؤمنه و نیکوکار بود که حضرت امام حسن عسکری (ع) در دامان پاک ایشان متولد شد و پرورش یافت. این زن پرهیزگار، در سفر امام عسکری (ع) به سامراء همراه ایشان بوده و در همان شهر از دنیا رحلت فرمودند.

از آنجا که امام یازدهم (ع) همراه با پدر بزرگوارشان امام هادی (ع) به شهر سامراء پایتخت خلافت عبّاسی منتقل و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند، «عسکری» نامیده شدند.

کنیه ایشان هم «ابو محمّد» و از القاب آن حضرت «سراج»، «زکى» و «خالص» است.

آن حضرت و پدر و جدّ بزرگوار ایشان (ع) به خاطر یاد کرد و زنده نگه داشتن عظمت به دست آمده شیعه در زمان امام هشتم (ع) نیز به «اِبْنُ الرِّضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیه السلام) ملقب و شهرت یافته بودند.

ضمناً «نرجس خاتون» نیز همسر گرامی آن حضرت (ع) و مادر ارجمند حضرت صاحب العصر مهدی موعود (عج) می‌باشند.

امام حسن عسکری (ع) به عظمت نفس و علو مقام معروف، دارای بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی و باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن کریم بودند و مورد احترام خاص قرار می‌گرفتند.

در شکوه و منقبت آن امام همام (ع) چیزى بالاتر از این نیست که حضرت امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) که عدالت گستر جهان و در هم کوبنده ستمگران است، فرزند گرامی ایشان می‌باشد.

 

شرایط سیاسی دوران امام حسن عسکری(ع)

دوره امامت امام عسکری همزمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق). در دوره زندگی امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران رقیب تبدیل شده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. شاید نخستین موضع سیاسی ثبت شده در زندگی امام حسن عسکری(ع) مربوط به زمانی باشد که امام حدود ۲۰ سال داشت و پدرش هنوز زنده بود. ایشان در نامه‌ای به عبدالله بن عبدالله بن طاهر (از امیران صاحب نفوذ در دستگاه عباسی، که از دشمنان مستعین، خلیفه وقت به شمار می‌آمد)، خلیفه را فردی طغیان‌گر خواند و ساقط شدن او را از خدا خواست. این ماجرا چند روز پیش از سقوط مستعین بود.

پس از قتل مستعین، دشمن او معتز به قدرت رسید و با توجه به اطلاع احتمالی از موضع امام حسن عسکری(ع) نسبت به خلیفه مقتول، در آغاز حکومتش نسبت به آن حضرت و پدرش (حداقل در ظاهر) رفتار خصومت‌آمیزی نداشت. پس از شهادت امام هادی و جانشینی امام عسکری نیز شواهد حکایت از آن دارد که با وجود محدودیت‌هایی که برای فعالیت‌های ایشان اعمال می‌شده، امام از آزادی نسبی برخوردار بوده است. برخی از ملاقات‌های حضرت با شیعیان در اوائل امامت خود، این مسئله را تایید می‌کند. اما پس از گذشت یک سال، خلیفه به امام بدگمان شد و در سال ۲۵۵ق. ایشان را زندانی کرد. امام در دوره یک ساله خلیفه بعدی (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.

با آغاز خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیام‌های شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و بار دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. این نقش فعال امام، آن هم در پایتخت دولت عباسی، بار دیگر دستگاه خلافت را نگران کرد. در صفر سال ۲۶۰ق امام به دستور معتمد به زندان افتاد و شخص خلیفه روزانه اخبار مربوط به امام را پیگیری می‌کرد. یک ماه بعد امام از زندان آزاد شد ولی تحت‌الحفظ به خانه حسن بن سهل (وزیر مامون) در نزدیکی شهر واسط منتقل شد.

 

موقعیت امام

بااینكه دستگاه خلافت اجازه نمی داد مردم به راحتی با امام ملاقات كنند، حضرت محبوب قلوب همة مسلمانان، اعم از شیعه وغیر شیعه بود. در روایتی كه بیشتر مورخان آنرا نقل كرده اند، از احمد بن عبیدالله خاقان (‌كه زمانی مسولیت خراج قم بر عهده وی بود و دشمنی شدیدی نسبت به خاندان پیامبر و مردم قم داشت) نقل شده است كه گفت : من هیچ مردی از علویان را چون حسن بن علی عسگری (علیه السلام) در سامرا ندیدم و نشنیده بودم كه این چنین در وقار و عفاف وزیركی باشد، به طوری كه او را بر بزرگان، ‌امیران، وزیران و منشیان برتری میدادند. سپس میگوید: روزی من بالای سر پدرم (عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی) ایستاده بودم، آن روز پدرم برای دیدار با مردم مجلس داشت. یكی از حاجیان وارد شد و به پدرم گفت: «ابن الرضا (امام حسن عسگری علیه السلام) در دم ایستاده است» پدرم گفت: به او اجازه ورود بدهید، او وارد شد، وقتی پدرم او را دید چند قدم به سمت او رفت (كاری كه ندیده بودم با هیچ كس، حتی با امیران و حكمرانان بزرگ كرده باشد» وقتی نزدیك او شد، او را در آغوش كشید و صورت و پیشانی او را بوسید،‌ آنگاه دست او را گرفت و برجای خود نشاند. پدرم روبروی او نشست و با او به گفتگو پرداخت. او را با كنیه (به علامت احترام) خطاب می كرد و با جمله «پدر ومادرم به فدایت» با او سخن می گفت. شب هنگام از پدرم پرسیدم ‌ آن كه امروز این چنین نسبت به او فروتنی می كردی چه كسی بود؟ پدرم گفت: او ابن الرضا، پیشوای رافضیان (‌شیعیان) است. آنگاه ادامه داد: ‌ای فرزندم اگر خلافت از دست بنی العباس بیرون رود هیچ كس برای خلافت در بین بنی هاشم از او سزاوارتر نیست. او به خاطر فضل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیكو شایسته خلافت است. پدر او مرد بزرگوار، عاقل، نیكوكار و فاضلی بود.

 

تلاشهای سیاسی امام

از روایات چنین بدست می آید كه امام حسن (علیه السلام)‌ چند مرتبه به زندان افكنده شد، از جمله معتز آن حضرت را به همراه عده ای از طالبی ها زندانی كرد. ابن شهر آشوب نقل می كند: معتز به سعید حاجب پیشنهاد كرد، امام عسگری (علیه السلام) را به طرف كوفه ببرد و در بین راه او را گردن بزند. ولی پس از سه روز خود معتز كشته شد مهتدی نیز امام را زندانی كرد و حتی تصمیم داشت امام را به شهادت برساند ولی خداوند به او مهلت نداد، علی بن محمد بن زیاد صیمری از ابوهاشم نقل كرده است كه گفت: من نزد امام عسگری (علیه السلام) در زندان مهتدی بودم اما به من فرمود: این مرد ستمگر (مهتدی) قصد داشت امشب پا از گلیمش درازتر كند و به ساحت قدس ربوبی جسارت نماید، ولی خداوند عمرش رابه سرآورد و حكومت را به جانشین او سپرد سپس فرمود من فرزندی ندارم و به زودی خداوند به لطف خود فرزندی به من عطا خواهد كرد. ابوهاشم گوید: وقتی آن شب صبح شد،‌ تركها برمهتدی شورش كردند، مردم همه با آنان همراه شدند و او را كشتند و معتمد را به جای او گذاشتند. كلینی از ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل كرده است: زمانی كه امام حسن عسگری (علیه السلام) در زندان صالح بن وصیف بود، عباسی ها به او گفتند كه امام عسگری (علیه السلام) را محدود كند و بر او سخت بگیرد. صالح گفت با او چه كنم؟ او را به دو نفر از شرورترین افرادم سپرده ام ولی آنهاهم درعبادت و نماز به مقام بالایی رسیده اند. اینها همگی می رساند كه امام عسگری (علیه السلام) همچون پدران بزرگوارش فعالیتهای سیاسی گسترده ای داشتند و در این راه بارها زندانی شدند.

 

شهادت امام حسن عسکری(ع)

سوابق بازداشت و خطرى كه همواره از طرف دستگاه حاكم متوجه جان حضرتش بود و اين كه حضرت يک شخصيت مخالف سياسى به حساب مى‌‌آمد و نيز رحلت آن حضرت‌ در سنين جوانى، همگى دلیل شهادت آن حضرت می‌باشد. آن حضرت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری توسط سمی که از طرف معتمد خلیفه عباسی به زور به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.

امام حسن عسکری(ع) را نزد طاغوت عباسی «معتمد» آوردند. او که از احترام جمیع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ایشان بر تمام علویان و عباسیان به تنگ آمده بود و از شنیدن فضائل حضرت مالامال از کینه شده بود، تصمیم گرفت ایشان را به شهادت برساند. لذا زهری کشنده به امام خوراند که بر اثر آن، بدن حضرت رنجه گشت و ایشان بستری شدند، اما با همه درد و آلام جسمانی صبورانه کار خود را به خداوند واگذار کردند.

از آنجا كه امام يک چهره كاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هاله‌اى از غم و بهت‌زدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبيد الله در روايتى كه قسمتى از آن پيش از اين ارائه شد، اين صحنه را چنين وصف كرده: وقتى امام عسكرى عليه السّلام رحلت كرد، صداى شيون و فرياد همه جا را فرا گرفت. مردم فرياد مى‌زدند: ابن الرضا رحلت كرد. آنگاه براى تدفين آماده شدند، بازار به حال تعطيل درآمد. پدر من (وزير معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصيتهاى نظامى و قضايى و منشيان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قيامتى برپا بود.

پیکر مبارک و مطهر حضرت امام حسن عسکری (ع) در شهر سامرا و در کنار پدر بزرگوارشان حضرت امام علی النقی الهادی (ع) به خاک سپرده و ملجاء، پناهگاه و زیارتگاه عاشقان و دلدادگان حضرتش شد.

 

آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت

 از آن جا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیر طبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن، برای اغلب مردم دشوار می باشد، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته، افکار را برای پذیرش آن آماده می کردند.

این تلاش در عصر امام هادی و امام عسکری(ع) که زمان غیبت نزدیک می شد، به صورت محسوس تری به چشم می خورد؛ چنان که امام هادی علیه السلام اقدامات خود را توسط نمایندگان انجام می داد و خودش کمتر با افراد تماس می‌گرفت.

 این معنا در زمان امام عسکری(ع)، جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک طرف با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی(عج)، او را تنها به شیعیان خاصّ و بسیار نزدیک نشان می داد و از طرف دیگر، تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت، روز برزو محدودتر و کمتر می شد؛ به طوری که حتی در خود شهر سامرّأ به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می داد و بدین ترتیب، آنان را برای تحمل اوضاع و شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام علیه السلام، آمده می ساخت و این همان روشی است که بعدها امام دوازدهم(ع) در زمان غیبت صغرا در پیش گرفت و شیعیان را به تدریج برای دوران غیبت کبرا آماده ساخت.

 

دلیل تخریب حرم امام حسن عسکری (ع) چه بود؟

دشمنان اهل بیت (ع) در طول تاریخ همواره در پی ضربه زدن به جان این بزرگواران بوده‌اند، و پس از آن، نشر معارف اهل‌بیت و علاقه شیعیان به ایشان را تاب نیاورده و تلاش کرده‌اند که اثرات این امامان را محو نمایند. یکی از تلاش های دشمنان اهل بیت، تخریب قبور مبارک آنان بوده است؛ همچون تخریب بقیع و تخریب حرم مطهر امام حسن عسکری(ع) در سامرا. حرم امام عسکری(ع) دوبار تخریب شد که شاید بتوان گفت که یکی از مهم‌ترین دلایل تخریب این حرم، وجود سرداب مقدس امام زمان(عج) در آن‌جا است.

سرداب مقدس، از جمله مکان‌هایی است که قلوب مؤمنان و شیعیان به سبب آن توجه ویژه به امام زمان(عج) که منجی بشریت است پیدا می‌کنند، از این‌رو دشمنان درصدد هستند تا با تخریب مرقد امام حسن عسکری(ع) و سرداب مقدس قلوب شیعیان را از توجه به امام زمان(عج) بازدارند.