کد خبر: 182234

سمفونی ماتم در کوچه باغ‌های زیبای «ورنکش»+فیلم

زلزله و کابوس مرگ و ویرانگری در شب شوم ورنکش آنچنان مردم این روستا را در برگرفت که جماعتی را میان آوار محبوس و مجروح و تعدادی از خانواده ها را نیز در غم از دست دادن عزیزان خود ماتم زده کرده است.
اتاق خبر 24

عجب نیمه شب شومی بود! آن زمان که جماعتی در خانه‌شان آرمیده بودند اما با غرش مهیب زمین همه در اوج ترس و اضطراب در به در به دنبال راه فرار از کابوس مرگ و مدفون شدن در زیر خروارها خاک به کوچه و خیابان فرار کردند.

این صدا و غرش ویرانگر زمین، نوزاد و کودک، جوان و پیر و زن و مرد نمی‌شناخت؛ وقتی تصمیم به حرکت کرد، در کسری از ثانیه زمین و زمان را در هم کوبید و آن گاه منظومه‌ای از غم و ویرانگری  به جا گذاشت! 
 

 

بله! از شب تلخ و دهشتناک 121 هزار نفر از هموطنان 6 شهر و 148 روستای استان آذربایجان شرقی که در نیمه شب جمعه هفدهم آبان ماه دچار زلزله 5.9 ریشتری شدند. حادثه‌ای که 584 مصدوم و 5 فوتی به جای گذاشت و هزینه‌های مادی و معنوی زیادی بر مناطق زلزله زده تحمیل کرد.

در یک صبح سرد پائیزی در مسیر پر پیچ و خم جاده‌ای که برگ‌های زرد و ارغونی درختان، حاشیه آن  زینت داده بود و جلوه زیبایی از یک جاده کوهستانی چشم را نوازش می‌داد، 130 کیلومتر از تبریز را به سمت شهر میانه طی کردیم؛ زمانی دو ساعت و نیمه که هرچه بیشتر به انتهای مقصد می‌رسیدیم، انگار غم بزرگ مرگ تعدادی از هموطنان و بی خانمان شدنشان بیشتر احساس شده و صحنه‌های دلخراش و حزن انگیز آن حال و روزمان را بد جور دگرگون کرد!

روایت ما از روستای «ورنکش» از توابع دهستان بروانان شرقی بخش ترکمنچای شهرستان میانه است. روستایی زیبا با کوچه باغ های دل انگیزش که حالا چند روزی است، سمفونی غم و ماتم در آن به گوش می‌رسد و جمعیت هزار نفری آن را در اندوه فرو برده است.

وقتی به روستا می‌رسیم چهره مغموم و در هم کشیده مردان و زنان روستایی و ساختمان‌های ویران شده‌ای را می‌بینیم که هنوز در بهت حادثه چند روز گذشته هستند!

اولین چیزی که توجه مان را جلب می‌کند، حضور نیروهای یگان ویژه ناجا در ورودی روستاست که برای کنترل عبور و مرور و جلوگیری از حضور افراد غیرمسئول به صورت پست بازرسی مشغول فعالیت هستند.

بعد از گذر از ورودی روستا، ابتدا به هنرستان شبانه‌روزی شهید سلطانی روستا که محل ستاد امدادرسانی هلال احمر است، می‌رویم. در همین مسیر کوتاه از ابتدای روستا تا محل ستاد امداد می‌توانستی به خوبی حزن را در چهره مردم با صفای روستا ببینی.

یکی از خیابانهای روستا را در پیش گرفته و به خانم حدود 50 ساله‌ای در حالی که مانتوی انابی رنگ پشمی به تن دارد و نگرانی از چشمانش هویداست، برخورد می‌کنم.کودکانی که در کنار چادرها و خانه‌های ویران شده با موهای جولیده مشغول بازی کودکانه خود بودند، یا پیرمردی که با حال نزار خود در گوشه چادر کز کرده و .... جملگی صحنه‌های نخست این داستان واقعی و غم انگیز بود.

با تعجب به من نگاه کرده و برای اینکه بتوانم بااو همکلام شوم خودمان را معرفی می‌کنم.  می‌گوید: آقا بیا بریم داخل مغازه و وضعیت بد مغازه‌ام را از نزدیک ببین.

همراهش شده و به داخل مغازه می‌روم. بخش زیادی از اجناس مغازه خواربار فروشی نسبتا بزرگ این خانم کف مغازه ریخته و چهره ناموزونی به خود گرفته است.

چند خانم دیگر نیز با دیدن من جلوی مغازه جمع شدند و خانم مغازه دار با دست شکاف‌های ایجاد شده روی دیوار را نشانم می‌دهد و اضافه می‌کند: ببین چه وضعیتی دارم! اجناسم روی زمین ریخته و بسیاری از آنها دیگر قابل استفاده نیست.

به من کمک کنید! در همین لحظه نیز دخترش که ساکن تهران است و برای کمک به مادرش به روستا آمده  نزدیک می‌شود و می‌گوید: درآمد مادرم از این مغازه است اما این حال و روز اوست!

خانم مغازه دار در حالی که اشک از گونه‌هایش سرازیر است،‌ ادامه می‌دهد: آن شب در خانه خوابیده بودیم که یک دفعه با صدای ترسناکی سراسیمه بلند شده و دیدم کمد لباس روی سر فرزندم افتاده است. برق قطع بود و همه جا تاریک شده بود. بالاخره با داد و فریاد و هر شکلی که بود خود را به حیاط خانه رساندیم.

سعی می‌کنم او را آرام کنم و او نیز با صدای لرزان اضافه می‌کند:«اکنون نگران فرو ریختن ساختمان مغازه واجناس از بین رفته‌ام هستم.» 

در حالی که دلداری اش می‌دهم با او خداحافظی می‌کنم و مسیر کوتاه تا رسیدن به میدان اصلی روستا که به میدان امام حسین (ع) معروف است، طی می‌کنم.

در این میدان حدود 30 چادر امدادی هلال احمر به صف شده  و جمعی از اهالی روستا در آن اسکان داده شده بودند. هنوز از چند چادر ابتدایی این کمپ نگذشته بودم که صدای آه و ناله تعدادی از زنان توجهم را به خود جلب کرد.

منبع: خبرگزاری فارس

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.