کد خبر: 179539
یادداشت اتاق خبر24:

ارزش فوتبال مرگ است؟

می خواهم صریح و رک درباره موضوع خودسوزی دختری که عاشق فوتبال بود سخن بگویم، آنقدر رک که شاید ابتدا رنجیده شوید.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

دختری که خود را به خاطر راه ندادن به استادیوم آتش زده و سرانجام فوت کرده است، چرا دست به چنین کاری زد؟

سوالی است که باید به آن پاسخ داده شود، پاسخی در خور و منطقی و معقول که افکار عمومی را نیز بتواند قانع کند.

شاید برخی پاسخ را این بدانند که به خاطر محدودیت و تبعیضی است که در کشور برای دختران ایجاد شده و میشود، به خاطر بی عدالتی است که در حق بانوان این سرزمین میشود.

اکنون خواننده این مطلب به این پرسش پاسخ بدهد که آیا رفتار و واکنش مرحوم سحر خدایاری واکنشی منطقی، معقول و انسانی بود؟ آن هم به خاطر یک موضوع بی اهمیت یا کم اهمیتی که ارزش جان ستاندن از خود را ندارد.

اگر همین پرسش را از افکار عمومی و مردمی که در کوچه و خیابان رفت و آمد می کنند مطرح کنیم، چه پاسخی خواهند داد؟

آیا از اقدام او حمایت و دفاع خواهند کرد یا نه، خواهند گفت ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه های فوتبال برای دیدن بازی ارزش خودکشی ندارد.
باید به این پرسش بدون غرض های سیاسی پاسخ داده شود، چرا که رسانه های معلوم الحالی چون بی بی سی، وی او ای، من و تو و بسیاری رسانه های فارسی زبان خارج از کشور بر روی این موضوع متمرکز شده و با دستاویز قرار دادن آن یک حمله گسترده رسانه ای دیگری را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل داده اند.

نگاهی به گزارشهای جهت دار و منفی رسانه های فارسی زبان بیگانه از فوت مرحوم سحر خدایاری، خط رسانه ای آنها را روشن می کند.
دروغ هایی که رسانه های بیگانه و معاند درباره این اتفاق ناگوار گفتند هیچیک صحت نداشت. این رسانه ها از حکم بازداشت او خبر داده بودند که چنین حکمی صادر نشده بود و بسیاری دروغ های دیگر که در رسانه های فارسی زبان همچون بی بی سی و من و تو دیده می شود حتی رسانه های داخلی نیز.

باید پذیرفت و این یک حقیقت و واقعیت است که فضای فرهنگی و اجتماعی ورزشگاه های فوتبال فضایی نامناسب است که حتی آنهایی که خود به استادیوم می روند، به این موضوع اقرار دارند.

اما آیا با حضور بانوان مشکل فرهنگی فضای استادیوم فوتبال حل می شود؟ شاید بهتر باشد که برای یکبار هم که شده اجازه ورود بانوانی که تمایل به حضور در استادیوم دارند داده شود تا تجربه کنند و ببینند که در آنجا چه می گذرد و چه فضایی حاکم است.

ناگفته نماند این وضعیت تنها مختص ایران نیست که کشورهای دیگر نیز درگیر این مسئله هستند حتی اگر بانوان نیز در استادیومی در انگلیس، آلمان یا فرانسه و هر کشور دیگری حضور داشته باشند. چه بسا زنان چنان کشورهایی خود نیز در ایجاد آن فضای بی اخلاقی مشارکت هم می کنند!

آیا بانوان سرزمینمان نیز همچون زنان دیگر کشورهای دنیا خواهان شنیدن سخنانی هستند که در شأن آنها نیست؟

آیا برای آنها اهمیت ندارد که در چه محیطی قرار میگیرند؟

بخواهیم یا نخواهیم اوضاع استادیوم فوتبال ما چنین است، اکثریت نیستند اما هستند تعدادی که با رفتارهای ناپسند خود فضا را ناسالم می کنند.
مسئله حضور بانوان در استادیوم های فوتبال برای تماشای این بازی شاید منع قانونی نداشته باشد و هنوز قانونی برای آن وضع نشده اما از لحاظ عرفی، اخلاقی، شرعی و انسانی موانعی وجود دارد که برای زیر پا گذاشتن حقوق زنان نیست، یا در پی محدودیت جنسیتی نیست، بلکه برای حفظ جایگاه بانوان و دختران این سرزمین است و اگر شرایط مناسب شود، قطعاً مسئولین نیز این فرصت را برای بانوان فراهم خواهند کرد تا با آسایش، آرامش و امنیت کامل در ورزشگاه های کشور حاضر شوند.

آیا بانوان و دختران کشور مطالبه و خواسته به حق دیگری ندارند که رسانه های خارجی و برخی رسانه های داخلی و بعضاً برخی مسئولین به مسئله حضور بانوان در ورزشگاه ها آن هم برای دیدن فوتبال می پردازند؟!

به نظر می رسد جامعه غربی با سیاست دنیای مدرنیست خود برخی تأثیرات را بر روی جوامع دیگر گذاشته است.

در کشورهای غربی علاه بر این که به زن به شچم یک کالای جنسی نگاه می شود، از او در کارهایی بهره برداری می شود که هنوز در کشوری همچون ایران اسلامی قبیح و ناپسند است.

زنان در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله اروپا رفتگر هستند! چنین رفتاری با زنان در کشورهای دیگر آیا زیر پا گذاشتن حقوق زنان نیست؟

فوتبال اکنون تنها یک ورزش نیست، اصلا ورزش نیست بلکه یک تجارت کثیف است که حتی در آن انسان هم خرید و فروش می شود و تراز مالی این نقل و انتقالات بازیکنان میلیاردها دلار و میلیاردها یورو در دنیا در گردش است.

سود اکثر این معاملات به جیب سرمایه داران کشورهای غربی با سیاست های اقتصادی لیبرال سرمایه داری می رود.

با توجه به پیش زمینه هایی که برای یک اتفاق ناگوار آماده شده بود، آیا این پیش زمینه ها را تحریکات رسانه ای برخی در داخل و رسانه های فارسی زبان خارجی همچون بی بی سی، وی او ای و من و تو مهیا نکرده بودند؟

موضوع جلوگیری از ورود مرحوم سحر خدایاری از زمانی آغاز شد که با توجه ویژه رسانه های خارجی و برخی رسانه های داخلی روبرو شده بود، تا جایی که ریزترین فعل و انفعالات این ماجرا از چشم آنها پنهان نبود. فعل و انفعالاتی که با دروغ هم همراه شد تا بتواند تأثیرات خود را بر افکار عمومی بیشتر کند.

حال که سحر خدایاری با خودسوزی مرگ را خواهان شد، اما هیچ منطقی نمی پذیرد که یک انسان به خاطر یک مسئله کوچکی چون رفتن به استادیوم دست به چنین کاری بزند. تحریکات رسانه ها، دوستان و شرایطی که او درگیر آن بود و به گفته پدرش مشکلات عصبی نیز داشت در این اتفاق درصد زیادی را به خود اختصاص داده است.

اما همه این مسائل نمی تواند باعث شود که به این موضوع بی توجهی گردد، مسئولین هر چه سریع تر فکری به حال این موضوع کنند و آن را یکبار برای همیشه حل و فصل کنند، هر گونه که به صلاح و خیر جامعه است.

 


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.