کد خبر: 178219

"چریکِ مبارزِ مسلمان"

زیر شکنجه‌های طاقت‌فرسای ساواک اعترافی نکرد و آزاد شد. از آن زمان، وارد شاخه نظامی «هیئت مؤتلفه اسلامی» شد و با نام‌های مستعار به انجام کارهای چریکی مشغول شد و قصد به هلاکت رساندن شاه را داشت تا اینکه در مسیر به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی با زبان روزه به شهادت رسید.
اتاق خبر 24

سیدعلی اندرزگو در رمضان سال ۱۳۱۸ هجری شمسی در بازارچه گمرک خیابان شوش تهران به دنیا آمد. سیدعلی با پایان تحصیلات ابتدایی به دلیل مشکلات معیشتی، ترک تحصیل کرد و در دوازده سالگی در یک کارگاه نجاری مشغول به‌کار شد. ازآنجایی‌که به علوم دینی علاقه وافری داشت، پس از فراغت از کار روزانه، تا پاسی از شب در مسجد هرندی دروس فقه و اصول می‌خواند.

شخصیت اندرزگو در دورانی شکل گرفت که کشور ایران دستخوش حوادث بسیاری ازجمله جنبش ملی شدن صنعت نفت، تغییر مکرر دولت، حکومت‌نظامی در تهران، اعدام انقلابی هژیر توسط سید حسین امامی و سپس اعدام امامی، تبعید و بازگشت آیت‌الله کاشانی، جلسات مکرر آیت‌الله کاشانی و فداییان اسلام، اعدام انقلابی رزم‌آرا توسط خلیل طهماسبی و تعطیلی بازار تهران بود. اندرزگو که از اوان نوجوانی سری پرشور داشت، با دقت و مطالعه در این حوادث سرنوشت‌ساز برای جامعه، همواره در مبارزات سیاسی ضد حکومت شاه فعالیت می‌کرد.

دوران نوجوانی‌اش با "مجتبی نواب صفوی" آشنا شد و از همین رو باب آشنایی وی با تشکیلات فداییان اسلام فراهم شد. او در سن 18 سالگی گام به عرصه مبارزه با رژیم پهلوی گذاشت. اندرزگو در جریان قیام ۱۵ خرداد، یکی از فعالان شکل‌دهنده تظاهرات بود و به دلیل تلاش‌هایش موردتقدیر امام خمینی (ره) قرار گرفت.

در جریان این قیام، به همراه چند تن دیگر دستگیر و زندانی شد. اما او در زندان لب به هیچ اعتراضی باز نکرد. سرانجام بازجوها چیزی برای محکومیتش نیافته  و آزادش کردند. پس از آزادی از زندان، «اندرزگو» فعالیت جدی خود را در «فداییان اسلام» آغاز کرد. نخستین فعالیت جدی او، مشارکت در ترور «حسنعلی منصور» نخست‌وزیر وقت بود.

هجرت به عراق و ملاقات با امام خمینی (ره)

بعد از ترور منصور دستگاه ساواک با تمام قدرت در پی یافتن عوامل این اقدام جسورانه برآمد. (شهیدان) «بخارایی»، «هرندی»، «نیک نژاد» و «امانی» درزمانی نسبتاً کوتاه دستگیر و در یک دادگاه نظامی به اعدام محکوم شدند، اما «سید علی اندرزگو» گریخت و در قم زندگی مخفیانه‌ای را شروع کرد. مدتی بعد ساواک ردپایش را شناسایی کرد و درصدد دستگیر کردن او برآمد، اما سید این بار نیز توانست به‌موقع فرار کند و مخفیانه به عراق برود. «اندرزگو» در آنجا با امام خمینی (ره) رهبر نهضت اسلامی که در تبعید به سر می‌برد ملاقات کرد.

در سال ۱۳۴۵ «اندرزگو» با گذرنامه جعلی به ایران بازگشت و دوباره راهی قم شد. در قم او همچنان فعالیت‌های انقلابی‌اش را از پخش اعلامیه گرفته تا تهیه اسلحه برای مبارزان از سر گرفت. اما این بار هم ساواک از وجود او باخبر شد و در پی دستگیری‌اش برآمد. سپس در سال ۱۳۴۹ راهی تهران شد و با چهره و ظاهری دیگر در مدرسه علمیه «چیذر» به تحصیل مشغول شد.

در همین سال «اندرزگو» شریک زندگی پرتلاطم خود را یافت. پیش‌نماز مسجد «چیذر»، خانم «کبری سیل سه پور» را که از خانواده‌ای اصیل و مذهبی بود به او معرفی کرد. این دو یکدیگر را در فضایی ساده و صمیمی دیدند و در روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) با یکدیگر ازدواج کردند.

سفر به مشهد و ادامه تحصیل

در سال ۱۳۵۱ ساواک یک بار دیگر نشانی «سید علی اندرزگو» را پیدا کرد و او بار دیگر به «قم» رفت. در «قم» نام مستعاری برای خود برگزید و در یک اتاق اجاره‌ای زندگی‌اش را از سر گرفت. ساواک این بار هم او را پیدا کرد، ولی همچون همیشه گریخت و مقصد بعدی‌اش را «مشهد» انتخاب کرد. در مشهد مقدماتی فراهم کرد تا توانست از طریق «زاهدان» و «زابل» به «افغانستان» فرار کند.

مدتی کوتاه در «افغانستان» ماند و مجدداً به «مشهد» بازگشت. این بار اقامتش در «مشهد» طولانی شد؛ لذا می‌توانست تحصیل علوم دینی را ادامه دهد. در «مشهد» بارها خانه عوض کرد تا شناسایی نشود. یک بار پنهانی به حج رفت و بازگشت. مجدداً عازم عمره شد. این بار از «عربستان» به «عراق» و «نجف» رفت و بار دیگر با امام راحل ملاقات کرد. مقصد بعدی او «سوریه» و «لبنان» بود. او در «لبنان» یک دوره کامل آموزش نظامی را فراگرفت و خود را برای مبارزه‌ای سنگین‌تر با رژیم شاه آماده کرد.

مرد هزارچهره انقلاب

تغییر چهره یکی از شگردهای او بوده و همین سبب شده بود که از 1343 تا 1357 نتوانند او را پیدا کنند.

حمید داودآبادی یکی از نویسنده‌های فعال در عرصه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس که آثار بسیاری در این زمینه‌ها از او منتشرشده، دریکی از تازه‌ترین آثارش به روایت زندگی سه شهید انقلاب اسلامی پرداخته است. او در کتاب «سه شهید» که مصاحبه با خانواده‌های شهیدان طیب حاج رضایی، سید علی اندرزگو و محمدعلی رجایی است به این شهدا پرداخته است. در این کتاب در مصاحبه‌ای که با همسر شهید اندرزگو دارد ناگفته‌های بسیاری از زبان همسر شهید اندرزگو عنوان می‌شود که می‌تواند برای مخاطب علاقه‌مند به تاریخ انقلاب جذاب باشد.

در این کتاب که دو مصاحبه دیگر نیز در آن هست همسر شهید اندرزگو از زندگی و سختی‌هایی که در همراهی شهید اندرزگو تحمل کرده می‌گوید. در این کتاب می‌بینیم که نویسنده کوشیده تصویری از شهید اندرزگو مبارز خستگی‌ناپذیر روزهای انقلاب به خواننده ارائه کند که باید گفت در این امر موفق بوده است.

برخی از اسامی مستعار شهید اندرزگو

روز دوم شهریور ۱۳۵۷ رژیم شاهنشاهی به‌شدت در تعقیب او بود و اندرزگو مجبور شد که مداوم جابجا شود تا نتوانند او را ردیابی کنند. این عنصر انقلابی برای این‌که مورد شناسایی ساواک قرار نگیرد، بانام‌های مستعار و چهره های متفاوت خودش را نشان می‌داد. ازجمله اسامی مستعار او دکتر «سید حسین حسینی»، «ابوالقاسم واسعی»، «عبدالکریم سپهرنیا»، «ابوالحسن نحوی» و «آقای جوادی» بود.

توانایی سید علی اندرزگو برای ترور شاه

سید محسن اندرزگو فرزند سوم شهید، درباره ایشان می‌گوید: «پدرم از کسانی بودند که اصلاً بدون اذن ولی هیچ کاری نمی‌کردند، در آن موقع هم اذن امام را برای ترور منصور خواستند. پدر ما چندین بار خدمت حضرت امام رسیده بود و اجازه خواسته بود که شاه را بزند و قدرت این کار را هم داشت، یعنی نفوذی که اندرزگو به کاخ شاه داشت شاید خود درباری‌ها هم نداشتند به‌طوری‌که با رئیس دفتر علم رفیق شده بود و داخل مجموعه می‌شد و شاه را می‌دید، شاهی که دنبال اندرزگو بود و برای زنده و مرده او 60 میلیون جایزه گذاشته بود! اما امام می‌گفتند ترور شاه چیزی را عوض نمی‌کند، فقط انقلاب را کند می‌کند، چون اگر شاه را بزنید یکی دیگر را سرکار می‌آورند».

شهید اندرزگو نظرکرده الهی بود

جنبه‌های مبارزاتی شهید اندرزگو مادی، معنوی، سیاسی و اعتقادی بود. ایشان 13 رجب روز تولد حضرت علی(ع) به دنیا آمد و نامش سیدعلی بود و در شهادت حضرت علی(ع)با زبان روزه هم به شهادت رسید.مقتدایش حضرت علی(ع) و جدش هم حضرت علی(ع)بود. یکی از نزدیکان ایشان می‌گفت:«توکل و توسل ایشان به حضرت علی و حضرت زهرا آن‌قدر زیاد بود که ما خیلی وقت‌ها کنار ایشان کم می‌آوردیم».

بیانات رهبر انقلاب درباره شهید سید علی اندرزگو

رهبر معظم انقلاب اسلامی بابیان لقب "چریک مبارز مسلمان" به شهید سیدعلی اندرزگو، فرمودند:«شهید سیدعلی اندرزگو، چریک مبارز مسلمان، فرزند علی بود، همنام علی بود، همراه و همگام علی هم بود».
ایشان در ادامه فرمودند:«من لازم می‌دانم به امت مسلمان سفارش بکنم سعی کنید این چهره‌های عزیز و ناشناخته را بهتر بشناسید».



بر اساس اسناد باقیمانده از ساواک و دیگر شواهد قطعی سیدعلی اندرزگو، در ۱۹ ماه مبارک رمضان مصادف با دوم شهریور ۱۳۵۷ در درگیری مسلحانه با نیروهای ساواک شهید شد. وی درحالی‌که راهی منزل یکی از دوستانش بنام حسن صالحی بود، در محاصره مأموران ساواک قرار گرفت.

مأموران ابتدا او را از ناحیه پا زخمی کردند. در این فرصت، اندرزگو که نقش بر زمین شده بود، با خوردن کاغذهای حاوی شماره تلفن دوستان و نزدیکانش و آغشته کردن بقیه مدارک به خون خود و نابود کردن آن‌ها، مانع از آن شد که نشانی کسی به‌دست ساواک بیفتد. وی سپس بار دیگر با تیراندازی به‌سوی مأموران ساواک به مقاومت پرداخت تا اینکه با شلیک پی‌درپی گلوله‌های آن‌ها به شهادت رسید و در قطعه ۳۹ بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شد. از اندرزگو ۴ فرزند به نام‌های مهدی، محمود، محسن و مرتضی به یادگار مانده است.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.