کد خبر: 177463
یادداشت اتاق خبر24:

چرا آمریکا در تشکیل ائتلاف دریایی علیه ایران شکست خورد؟

تنش های آمریکا با ایران از زمانی شدت گرفت که ایالات متحده از برجام خارج شد. توافق هسته ای ابزاری شد برای ایالات متحده تا فشارهای بیشتری را به ایران وارد کند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

توافق هسته ای که برای لغو تحریم های اقتصادی علیه ایران بود و به ازای آن تعطیل و تعلیق فعالیت های هسته ای ایران؛ اکنون ابزاری برای فشار حداکثری علیه کشورمان به کار می رود.

انگلیسی ها خود به خوبی می دانند که توقیف نفتکش جمهوری اسلامی ایران در تنگه جبل الطارق اقدامی غیر قانونی است و از نظر حقوق بین الملل دریایی چنین رفتاری خارج از قوانین بین الملل است.

با این وجود نفتکش ایران را توقیف می کنند به اتهام این که برای سوریه نفت می برده است و چون سوریه از سوی اتحادیه اروپا تحریم اقتصادی است، نفتکش ایران را توقیف کردند.

واکنش ایران اگر هم یک اقدام غیر قانونی باشد اما یک واکنش طبیعی به رفتار غیر قانونی انگلیس در توقیف نفتکش ایران است.
انگلیسی ها در واقع با اقدام خود دزدی دریایی را به رسمیت شناختند و با تصمیم خود به آن مشروعیت بخشیدند.

قوانین بین المللی سال ها است که برای کشورهای مدعی، اهمیتی ندارد و از قوانین موجود که همه آنها را کشورهای غربی نوشته و به دنیا دیکته کرده اند تنها کتاب های قطور باقی مانده و دانشگاه هایی که آنها را تدریس می کنند.

توقیف نفتکش متعلق به انگلیس در خلیج فارس یک واکنش طبیعی و منطقی به رفتار غیر قانونی انگلیس بود، ایران پس از توقیف نفتکش خود صبوری کرد تا شاید لندن پس از چند روز نفتکش را آزاد کند اما چنین نشد.

در اینگونه مواقع تنها راهکاری که جواب می دهد مقابله به مثل است، رژیمی که خود را ابرقدرت می پندارد تصور آن را نمی کرد که ایران واکنش نشان دهد.

کافی بود تا فرمانده کل قوا دستور اقدام متقابل را بدهند تا نیروهای مسلح کشورمان دست به کار شده و یک نفتکش انگلیسی را در خلیج فارس توقیف کنند.

پس از آن بود که پهپاد متجاوز آمریکایی در آسمان خلیج فارس با موشک ایرانی سوم خرداد سرنگون شد، پهپادی که فوق پیشرفته بود و بیش از 200 میلیون دلار ارزش داشت.

معادلات به گونه ای پیش رفت که فشار حداکثری آمریکا و همپیمانانش به جمهوری اسلامی ایران به واسطه سیاست هایی که از سوی رهبری نظام اسلامی و دیگر مسئولین کشور در پیش گرفته شده بود، باعث خنثی شدن آن شد.

قشون کشی آمریکا و انگلیس به منطقه خلیج فارس نیز نتوانست ایران را به عقب براند، ایستادگی هوشمند و فعال جمهوری اسلامی اسلامی ایران و نشان دادن اقتدار نظامی در منطقه مهمترین عامل عقب نشینی آمریکا است.

گرچه هنوز رژیم آمریکا در تلاش است تا ائتلاف دریایی خود را در خلیج فارس و دریای عمان شکل دهد، اما این ائتلاف تاکنون نتوانسته به جمع بندی برسد.

انگلیس و آمریکا دو رژیمی هستند که در این ائتلاف حضور دارند که مصداق این دو رژیم همان ضرب المثل سگ زرد برادر شغال است.

از میان کشورهای اروپایی که توانایی حضور دریایی در منطقه خلیج فارس را داشته باشند تنها تاکنون انگلیس اعلام آمادگی کرده و دیگر کشورهای مهم این قاره درخواست ترامپ را رد کرده اند.

استرالیا نیز هنوز قطعی این درخواست را نپذیرفته و آن را مشروط گذاشته است.

در سوی دیگر ماجرای ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس علیه ایران، کشورهای منطقه قرار دارند.

شکست و ناکامی عربستان و امارات در جنگ علیه مردم مظلوم یمن، آنها را وادار به عقب نشینی کرده است و این روند از سوی امارات آغاز شده و حتی سفر برخی از مسئولین امارات به ایران و مذاکراتی که انجام شده نشان می دهد آنها تغییر رویکرد داده اند و عربستان نیز چنین قصدی دارد.

هر چند درباره رفتارهای تازه امارات و عربستان سعودی باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد، اما همراهی نکردن کشورهای منطقه با آمریکا نیز شکستی است که ایالات متحده را نا امیدتر از پیش کرده است.

زمانی که دو فروند بمب افکن سنگین ب 52 راهی منطقه خلیج فارس شد و در پایگاه های آمریکایی مستقر در کشورهای عربی منطقه فرود آمد، برخی تصور می کردند که با نقل و انتقالاتی که رژیم آمریکا انجام داده در تدارک جنگی تمام عیار علیه ایران است. اما همه آنها یک نمایش و سیاه بازی بیش نبود. بازگرداندن این دو بمب افکن نشان از ناامیدی آمریکا است.

اگر در لحن و چهره مقامات آمریکا و انگلیس عصبانیت دیده میشود، به خاطر شکست بدی است که در تشکیل ائتلاف دریایی علیه ایران خورده اند.

نتیجه تشکیل ائتلاف دریایی در خلیج فارس و دریای عمان از سوی آمریکا، نه تنها ضریب امنیت منطقه را بالا نمی برد بلکه حساس تر و شکننده تر می کند.

آغاز درگیری ها در خلیج فارس مقطعی، کوتاه و زود گذر نخواهد بود، بلکه دامنه آن گسترش خواهد یافت و همه کشورهای منطقه خلیج فارس را در بر خواهد گرفت، در زمان کوتاهی گسترش آن به سوی اروپا نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

نگرانی کشورهای منطقه و فرا منطقه ای از گسترش آتش جنگ است که آنها را از پیوستن به آمریکا منع کرده است، جنگی که با آغازش می تواند جنگ جهانی سوم را رقم بزند.

دنیا بر روی پاشنه قدرت و قدرت نمایی می چرخد، در چنین دنیایی اگر کشوری و مردمی قدرت و اقتدار نداشته باشد محکوم به شکست، پذیرفتن سلطه و ذلالت است.  

ایران توانسته است قدرت و اقتدار خود را به رخ دشمن بکشد و این اتفاق مهم است که باعث شده تا ایران هراسی در منطقه از بین برود چرا که با وجود قدرت و اقتداری که در ایران است، هیچگاه جمهوری اسلامی تهدیدی برای همسایگان نبوده است اما از منافع ملی خود دفاع کرده حتی اگر فراتر از مرزهای خود باشد.

روابط برخی همسایگان در منطقه با ایران به خاطر تبعیت از سیاست های امریکا تیره شده بود، اما تحولاتی که در منطقه در حال وقوع است، معادلات را تغییر داده و میرود تا کشورهای منطقه نیز حتی به خاطر منافع خود هم که شده، سعی کنند تا مناسبات خود را با ایران بهبود بخشند.

عربستان نیز به نظر می رسد در چنین راهی قرار گرفته باشد؛ هر چند پیش بینی می شود تغییر رویکرد برخی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس نسبت به ایران شاید تاکتیکی باشد نه راهبردی، اما همین تاکتیک هم به نفع ایران است.

همه تحولات مثبتی که در منطقه در حال وقوع است، نه به خاطر دیپلماسی و مذاکره بلکه خاطر مقاومت و ایستادگی هوشمند و فعال جمهوری اسلامی ایران برابر فشارهایی است که آمریکا و دیگر همپیمانان او علیه ایران وارد کرده اند واقع شده است.