کد خبر: 175960

پس از قطعنامه

 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل هشتمین قطعنامه‌ای بود که از آغاز تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به حریم جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 29 تیر 1366 و بر اساس فصل هفت منشور سازمان ملل تصویب و صادر شده بود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

جنگ تحمیلی، موضوعی که آسیب هایش بر هیچکدام ما پوشیده نیست و هیچ نسلی را چه قبل و چه بعد از آن بی نسیب نگذاشته است؛ دفاع مقدس دومین جنگ طولانی قرن معاصر که خانه های زیادی را بی چراغ کرد؛ پدران و فرزندانی که دیگر بازنگشتند یا اگرآمدند دست و پایشان را جا گذاشتند؛ خانواده هایی که در انتظار یک نشانی، یک پلاک هنوز هم شب ها با آرامش پلک روی هم نمی گذارند و این جنگ تحمیلی باید پایان میگرفت.

شوراي امنيت از 31 شهريور 1359 که عراق به ايران تجاوز نمود تا پايان سال 1369 مجموعا 14 قطعنامه و 15 بيانيه صادر نمود[1] که قطعنامه 598 به عنوان هشتمين قطعنامه از اهميت ويژه اي برخوردار است.

دکتر جواد منصوری، معاون وزیر امور خارجه وقت، در زمان پذیرش «قطعنامه 598» گفت: رژیم بعثی عراق مدتها قبل از آتش بس به دنبال میانجی و واسطه برای توقف جنگ بودند. سازمان ملل هم به دلیل نگرانی از الگو شدن عراق برای درگیری های مشابه در جهان، موضوع قطعنامه را مطرح کرد.

براساس تحلیل برخی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در اواخر سال 1365 و اوایل سال 1366 چندین عملیات کوچک و بزرگ توسط ایرانی ها طراحی و اجرا شد به گونه ای که در عملیات «کربلای 5» شدیدترین درگیری های طول جنگ در پشت دروازه های شهر بصره به وقوع پیوست. در این دوران موازنه قدرت به نفع ایران بود، بنابراین از اسفند 1365 و پس از عملیات «کربلای 5» جامعه جهانی برای تهیه و تنظیم قطعنامه 598 تلاش بسیاری کرد. ایران ابتدا مخالف پذیرش آن بود اما در نهایت امام خمینی (ره) برای مصلحت کشور این قطعنامه را پذیرفت.

مواضع دو کشور درگير در ارتباط با قطعنامه:

ايران در قبال قطعنامه 598 در وهله اول با غير عادلانه خواندن آن و خطاب قرار دادن شوراي امينت به عدول از وظيفه اصلي خويش, يعني حفظ صلح و امنيت جهاني,[2] موضعي مبهم و غير شفاف گرفت که نه آن را رد مي کرد و نه تاييد. ايران معتقد بود که آتش بس بايد پس از اعلام متجاوز بودن عراق برقرار شود و شرط پذیرش آن را گنجاندن همین مسئله در قطعنامه می دانست.
 

موضع عراق

در 22 ژوئيه 1987 به دستور رئيس جمهوري عراق، اجلاس مشترک فرماندهي تشکيل شد که طي آن قطعنامه درظاهر مورد پذيرش و استقبال قرار گرفت و آمادگي عراق براي همکاري با دبيرکل و شوراي امنيت در جهت اجراي آن و نيل به حل جامع، عادلانه,،پايدار و شرافتنمندانه منازعه اعلام گرديد(!) و در اين جلسه قرار شد مواضع مذکور توسط وزير خارجه عراق به دبيرکل و شوراي امنيت اعلام گردد[4]که سخنگوي دولت عراق نيز در اين خصوص اينگونه اظهار مي داشت که:
« عراق آماده است قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل را که در آن دستور آتش بس فوري داده شده است، بپذيرد، مشروط به اينکه ايران نيز اقدام مشابهي انجام دهد. تعهد عراق نسبت به اين قطعنامه به پذيرش صريح و بدون قيد و شرط آن توسط ايران بستگي دارد.»[5]

اقدامات بين المللي در قبال موضع گيري ايران:
پس از صدور قطعنامه و اعلام موضع «نه رد و نه قبول» از سوي ايران، فشارهاي بين المللي براي قبولاندن قطعنامه شدت گرفت. از جمله اين فشارها، تهديدهاي مستقيم و غيرمستقيمي بود که عليه ايران به عنوان طرفي که از پذيرش کامل قطعنامه خودداري کرده است به عمل مي آمد. به عنوان مثال:
سخنگوي وزارت خارجه آمريکا اينگونه به خبرنگاران اعلام مي کرد که:«ايران تا روز جمعه فرصت دارد تا پاسخ قطعي به شوراي امنيت بدهد... اگر جواب منفي باشد، واشنگتن به شوراي امنيت فشار خواهد آورد تا از تحريم تسليحاتي جهت اجراي دستور آتش بس حمايت کند.»[6]
رونالد ريگان رئيس جمهور وقت آمريکا با اشاره به حضور رئيس جمهوري وقت ايران در اجلاس مجمع عمومي سازمان گفت:
« من از اين فرصت استفاده مي کنم و از ايشان مي خواهم که صريحا و بدون ابهام اعلام دارد که ايران قطعنامه مصوب شوراي امنيت را که خواستار برقراري آتش بس در جنگ شده است قبول دارد يا نه.... در صورت منفي بودن پاسخ ايران، شوراي امنيت راهي جز اعمال مجازات عليه ايران و وادار کردن اين کشور به قبول قطعنامه ندارد.»

علت مقاومت ایران در برابر قطعنامه‌ها

1. قطعنامه‌های یک‌طرفه و ناعادلانه

2. سکوت عامدانه شورای امنیت

3. عدم اعتماد ایران به صدام

4. ادامه حمایت‌های نظام سلطه از صدام حسین

5. دست بالای ایران در پیروزی‌ها و پیشرفت‌های نظامی

نامه امام خمینی (ره) 14 روز پیش از قطعنامه
ذکر این نکته تاریخی ضروری است که بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی، 14 روز پیش از پذیرفتن قطعنامه 598 و آنچه «جام زهر» خواندند، می فرمایند: «مسئولین نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند. این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم. باید همه برای جنگی تمام‌عیار علیه آمریکا و اذنابش به‌سوی جبهه رو کنیم. امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول اللَّه- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- است. این‌جانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه‌های نبرد، تقدیم می‌نمایم.»

ایشان در پیامی که به مناسبت سالگرد کشتار مکه صادر کردند، ضمن اشاره به پذیرش قطعنامه فرمودند: «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم، ولی به‌واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد ... قبول این مسئله برای من، از زهر کشنده‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او، این جرعه را نوشیدم. در شرایط کنونی، آنچه موجب این امر شد، تکلیف الهی‌ام بود.»

همچنین مقام معظم رهبری فرمودند: «پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید آمریکا نبود؛ به خاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون آمریکا، قبل از آن‌هم در امر جنگ دخالت می‌کرد. وانگهی؛ اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می‌کردند، امام رضوان‌الله علیه، کسی نبود که رو برگرداند. برنمی‌گشت!»

معظم‌له تصریح کردند: «جنگ، تلفات دارد. جان یک انسان، برای امام خیلی عزیز بود. امام بزرگوار، گاهی برای انسانی که رنج می‌بُرد، اشک می‌ریخت و یا در چشمانش اشک جمع می‌شد! ما بارها این حالت را در امام مشاهده کرده بودیم. انسانی رحیم و عطوف، دارای دلی سرشار از محبت و انسانیت بود. اما همین دل سرشار از محبت، در مقابل تهدید شهرها به بمباران هوایی، پایش نلرزید و نلغزید. از راهْ برنگشت و عقب‌نشینی نکرد. همه دشمنان انقلاب در طول این ده سال، فهمیدند و تجربه کردند که امام را نمی‌شود ترساند.»

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ عملیات «دفاع سراسری» در تاریخ ۶۷/۵/۱ اجرا شد. اسم این عملیات‌ها را سراسری گذاشته‌اند چون بدون هیچ طرح و برنامه‌ای از قبل تعیین شده انجام شد و در حقیقت مجموعه‌ای از چند عملیات بودند.

با توجه به پذیرش قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران، صدام و حامیانش خیال می کردند که شاید ایران از موضع ضعف این قطعنامه را پذیرفته است و بنابراین دست به تحرکاتی زدند. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ عراق در محور جنوب چند عملیات انجام داد که رزمندگان ایرانی توانستند با طراحی و اجرای عملیات‌هایی همچون «دفاع سراسری» و «الغدیر» دشمن را به عقب برانند.

 

یک سال جنگ؛ پس از قطعنامه

در بند اول این قطعنامه صریحا آمده بود که «به عنوان قدم اولیه جهت حل‌وفصل مناقشه از راه مذاکره، ایران و عراق یک آتش‌بس فوری» را رعایت کنند و بنابراین حل و فصل مناقشه به مذاکرات بعدی موکول شده بود. تاکید بر بازگشت به مرزهای بین‌المللی نیز قبل از آن در قطعنامه 514 (دومین قطعنامه شورای امنیت) آمده بود. اما شاید مهمترین تفاوت قطنامه 598 با موارد قبلی در بند 6 آن باشد که فراهم کردن زمینه تحقیق درباره مسوولیت منازعه است. در این بند، از دبیر کل سازمان ملل خواسته شد که با مشورت طرفین درگیری، هیاتی بی‌طرف برای تحقیق درباره «مسوولیت منازعه» تشکیل شده و به شورای امنیت گزارش دهد.

در این یک سال، فشارهای بین‌المللی فزاینده‌ای بر ایران آغاز شد که حتی تا درگیری مستقیم نیروهای ایران و آمریکا نیز پیش رفت.دراینجا تنها به سرخط رویدادها اشاره می‌کنیم تا شرایط آن زمان مشخص شود.

اواسط مردادماه 1366 عراق به موشک‌های جدیدی با برد زیاد مجهز شد. چند روز بعد فرانسه خرید نفت ایران را تحریم کرد. اوایل شهریور قیمت نفت به‌صورت بی‌سابقه‌ای در بازرهای جهانی کاهش یافت. هفدهم مهر اولین برخورد مستقیم نظامی‌ایران و آمریکا در خلیج فارس به‌وجود آمد و ده روز بعد چهار ناوشکن نیروی دریایی آمریکا به دو سکوی نفتی رشادت و رسالت حمله کردند.

یکم بهمن ماه 1366 اعضای دائم شورای امنیت در زمینه تحریم فروش اسلحه به ایران توافق کردند. حدود دو ماه بعد و در سوم فروردین 1367 عراق با سلاح‌های شیمیایی به حلبچه حمله کرد.  در خرداد 67 عراق حملات گسترده‌ای را در شلمچه آغاز کرد.

بعد از پذيرش قطعنامه توسط ايران، عراق جنگ هاي وسيع تبليغاتي را آغاز کرد، سخنراني هايي که صدام و طارق عزيز داشتند بيانگر اين موضوع بود که خیال می کردند ايران موقتا قطعنامه رابراي اينکه تجديد قوا کند پذيرفته است.

آنها فکر مي کردند که ايران ضعيف شده است و به خاطر اينکه فرصت تجديد قوا را از ما بگيرند 3 روز بعد از پذيرش قطعنامه به ما حمله کردند.

البته آنها مي خواستند با پيشروي در خاک ایران و گرفتن اسراي بيشتر اولويت هاي قطع نامه را به خود اختصاص داده و در شرايط پذيرش آتش بس بتوانند به ایران زور بگويند و حرف اول را بزنند.

اين گونه بود که عراق با همه قوا از محور شلمچه کوشک و طلائيه به ما حمله کرد، البته لشکر 14 امام حسين(ع) جلوي پيشروي دشمن را گرفت. ابتدا جاده شلمچه در آن طرف پل نو را منفجر کرديم، و خطوط دفاعي تشکيل داديم، و نگذاشتيم از رودخانه عرايض جلوتر بيايند.

در اين زمان پيام حضرت امام (ره) به فرماندهان و زيرمجموعه هاي سپاه، قوت قلبي براي مقاومت نيروها شد، امام فرموده بود: «سپاه بايد ايستادگي کند، اينجا ديگر جنگ اسلام در برابر کفر است.» مقام معظم رهبري هم که آن زمان رئيس جمهور بودند، در نماز جمعه فرمودند: من به جبهه ها مي روم، و هر کس که مي تواند بيايد.

اين دو عامل معنوي، فضايي را در کشور ايجاد کرد که براساس آمارها حدود 120000 نفر از کشور به مناطق اعزام شدند و در واقع يک بسيج عمومي ديگر، مانند اوايل جنگ به وجود آمد.

لشکر امام حسين(ع) که تا آن زمان 10گردان بيشتر نداشت، چيزي حدود 16 گردان را سازماندهي کرد. در پادگانها، ديگر جايي براي نيروها نبود و اعلام شد، افراد به صورت انفرادي به جبهه ها نيايند و فقط در قالب سازماندهي اعزام شوند و همه اين عوامل دست به دست هم داد که عراق تا مرزهاي بين المللي عقب نشيني کند.

اين وضعيت، روزهاي آغازين جنگ را تداعي کرد، عراق مانند روزهاي نخست تا داخل کشور آمده بود و ما توانسته بوديم طي 24 ساعت آنها را به عقب برانيم و آنها تا 3 روز بعد در جبهه غرب نيز اين وضعيت را تکرار کردند، و در واقع عراق از 27 تير تا 3 مرداد عمليات کرد، اشغال نمود وما دفاع کرديم و آنها را به عقب رانديم و در طول اين يک هفته انگار تمام اتفاقات جنگ 8 ساله تکرار و خيلي رشادت ها خلق شد.

عراق بعد از سوم مرداد و عقب نشيني از غرب، عملیات ديگري را شروع کرد. صدام منافقين را حمايت نموده و نيروهايي که سالها در عراق آموزش ديده بودند و حتي در جنگ هم در بعضي از مناطق حضور يافته بودند را از جبهه مياني راهي ايران کرد.

منافقين از اين فرصت استفاده کرده و از طريق جبهه مياني راهي سرپل ذهاب و اسلام آباد شدند و بعضي از اين شهرها نيروهاي حزب الله را در ميادين به دار زدند و بعضي جاها را به آتش کشيدند و تصميم داشتند به طرف کرمانشاه بيايند که در گردنه چهار زبر نزديک کرمانشاه، نيروهاي اوليه بسيج و سپاه جلويشان را گرفتند و بلافاصله نيروهاي اسلام به آنجا اعزام شدند و طرح علميات آغاز شد. در6 مرداد عمليات مرصاد به فرماندهي شهيد صياد شيرازي طراحي و اجرا شد.

در اين عمليات تيپ نبي اکرم، تيپ حضرت مسلم و گرداني هم از ايلام با کمک مؤثر هوانيروز به منافقين حمله کرده و تلفات زيادي به آنان وارد نمودند. و تيپي از لشکر27 محمد رسول الله تقريباً از وسط و عقب به منافقين يورش برده وآنها را محاصره نمودند. در اين وضعيت، بالگردها از يک طرف و نيروي زميني نيز از طرف ديگر به آنها حمله کردند و تعداد زيادي از آنها اسير و تعدادي هم کشته شدند و بقيه که در خارج از محدود محاصره بودند فرار کردند. تجهيزات آنها باقي ماند ونهايتاً عمليات مرصاد با پيروزي نيروهاي اسلام در آن منطقه پايان يافت.

عراق بعد از شکستي که در عمليات مرصاد خورد ديگر اميدي نداشت، ولي هنوز به قطعنامه عمل نکرده بود، که با پيگيري مجامع بين المللي برايش فرصتي 10 روزه تعيين شد تا آتش بس برقرار شود و نهايتا در 15 مرداد سال 67 صدام نيز قطعنامه را اجرایی کرد و به حول و قوه الهي با مقاومت مردم و رزمندگان، آخرين اميدهاي صدام، نقش برآب شد و ایران اسلامی در آخرين دفاع به موفقيت هايي دست يافت که براي هميشه تاريخ مدال افتخاري برسينه اين ملت شد.

[1] . پارسا دوست منوچهر; نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ايران, تهران, شرکت سهامي انتشار, بهار 1371, ص 669.
[2] . ر.ک: 598, روزنامه کيهان, 30 تير 1366, بيانيه وزارت امورخارجه درخصوص قطعنامه.
[3] . INA(Iraq news Agency) ,22july 1987(From Baghdad) No 2.
[4] . روزنامه اطلاعات, 1 مرداد 1366.
[5] . روزنامه رسالت, 14 شهريور 1366.


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.