کد خبر: 152083

عاشورا در اشعار شهریار

شعر و ادبیات فارسی تحت تاثیرات گسترده واقعه ی عاشورا، شاعران آئینی فراوانی را در خود پرورانده است که به مرور یک مکتب خاص ادبی به نام شعر عاشورایی را پدید آورده اند. در روز شعر و ادبیات فارسی به آثار عاشورایی شهریار شاعران ایران اشاره نگاهی خواهیم انداخت.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

عمق عزا در واقعه ی عاشورا به حدی است که تاثیر بسزایی در حوزه های مخلتف از 1400سال پیش تا کنون گذاشته است. چه سیاست، چه فرهنگ، چه مسائل اجتماعی و سایر شئونی که با آن سر و کار داریم. فرمایش بنیان گذار جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است تاییدی است بر تاثیرات اجتناب ناپذیر واقعه ی عاشورا و شهادت سیدالشهدا علیه السلام بر استواری یک آئین و به تبع آن حکومت های اسلامی.

پوستر شهریار

شعر و ادبیات فارسی تحت تاثیرات گسترده واقعه ی عاشورا، شاعران آئینی فراوانی را در خود پرورانده است که به مرور یک مکتب خاص ادبی به نام شعر عاشورایی را پدید آورده اند.

ادبيات هر سرزمينی با در نظر گرفتن اقليم و بافت اجتماعی هر جامعه بدون شک به‌عنوان آيينه‌ی افکار، باورها و گرايش‌ها آن مردم بوده و زبان گويای هنر و انديشه‌ی آن سرزمين است و بستری است برای ماندگاری گونه‌ای از دغدغه‌های بشر که شايسته‌ی حضور دائم اجتماعی را دارند. قیام امام حسین و واقعه‌ی عاشورا از عوامل مهم تاثیرگذار در ادبیات فارسی و هم‌چنین ادبیات عرب بوده و این حادثه و پیام‌های آن را در غالب شعر در گذر تاریخ ماندگار کرده است. با گذشت قرن‌ها از آن واقعه، شاعران زیادی در غم و مصیبت این فاجعه دیوان‌ها سروده‌اند اما هنوز هم هیچ یک از آن‌ها نتوانسته آن‌طور که لایق این واقعه‌ی غم‌انگیز و دلخراش است، سخنوری کند و تمام و کمال آن را بازگوید. این غم آن‌چنان عمیق است که بازگویی آن در کلام نمی‌گنجد اما چیزی که این واقعه را جاودان ساخته، نقل نسل به نسل بوده و همین نوشته‌های مکتوب است که آیندگان را از این فاجعه مطلع ساخته است.

ادبیات عاشورایی از غنی‌ترین و حماسی‌ترین ذخایر فکری و احساسی مکتب شیعه است و برخی از شاعران نیز هستند که تمام شهرت خود را مدیون این ذخیره‌ی فکری و احساسی شیعه هستند.

امروز که روز هشتم محرم الحرام است از قضا مصادف با روز شعر و ادبیات فارسی نیز هست. این نامگذاری به دلیل درگذشت شهریار شاعران ایرانی یعنی محمدحسین بهجت تبریزی در تقویم شمسی صورت گرفته است. به همین بهانه بر آن شدیم تا از مکتب عاشورایی در شعر شهریار بنویسیم.

 

 

روز شعر و ادب فارسی

استاد محمدحسين بهجت تبريزی معروف به شهريار از شعرای مشهور معاصر در چنين روزی از سال ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت؛ این روز در تقویم جمهوری اسلامی ایران، تحت عنوان "روز شعر و ادب فارسی" نامیده می ‏شود.

سيدمحمدحسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار در سال ۱۲۸۵ش در خانواده‏اي اهل ادب در تبريز به‌دنيا آمد. ايام كودكي او با جنبش آزادي‏خواهان مشروطه به رهبري ستارخان و باقرخان همراه بود. وي در كودكي با قرآن و ديوان حافظ آشنا شد و پس از تحصيل مقدمات حوزوي، به تهران رفت و وارد مدرسه دارالفنون گرديد. شهريار سپس وارد مدرسه طب شد، ولي در پي يك جريان عاطفي و پس از ۵ سال تحصيل، بدون اخذ مدرك دكتري، تهران و دانشكده را ترك گفت و در خراسان وارد خدمت دولتي گرديد. او در نيشابور به ديدار كمال‏الملك، نقاش مشهور رفت و شعري درباره وي سرود. شهريار از آن پس مدتي در تهران سكونت داشت و از سال ۱۳۱۹ش در تبريز اقامت گزيد. وي هم‌زمان با اوج‏گيري نهضت اسلامي، با زبان شعر، انقلاب اسلامي را همراهي كرد. شهريار به‌عنوان يكي از مشهورترين غزل‏سرايان معاصر، معروف خاص و عام است. او غزل‏هاي دلنشينِ بسياري سروده كه يادگار نخستين عشق آتشين اوست. عشق عرفاني نيز در اشعار شهريار مقام والايي دارد و بر بيش‌تر شعرهاي او سايه افكنده است.

كليات اشعار شهريار متجاوز از پانزده هزار بيت از قصيده و غزل و مثنوي و قطعه مي‌باشد كه در سه مجلد به چاپ رسيده است. بسياري از خاطرات تلخ و شيرين از دوره‏هاي گوناگون زندگي، در اشعار شهريار منعكس است و با خواندن آن‏ها مي‏توان گوشه‏هايي از زندگي شاعر را از نظر گذراند. شهريار بي‏گمان در شاعري، استعدادي درخشان دارد كه در سراسر اشعار او، روحي حساس و شاعرانه، موج‌زنان بر بال تخيلي پوينده و آفريننده در پرواز است. او به تجدد و نوآوري در شعر گرايش محسوسي داشت و اشعاري كه براي نيما يوشيج و به‌ياد او سروده، حكايت از اين موضوع دارد. شهريار در سال ۱۳۶۷ش در مراسم مجتمع هنر و ادبيات دفاع مقدس به دريافت لوح دست‌خط زرين حضرت امام خميني (ره)، ديپلم افتخار و سكه يادبود مجتمع تحت ‌عنوان برگزيده شعر، نائل گرديد. اين شاعر شهير سرانجام در بيست و هفتم شهريورماه سال ۱۳۶۷ هجري شمسي در سن هشتاد و دو سالگي در تهران درگذشت و در مقبرةالشعراي تبريز به خاك سپرده شد.

براي پاسداشت مقام ادبي استاد سيدمحمدحسين بهجت تبريزي معروف به شهريار و نكوداشت اين شاعر پرآوازه، سالروز درگذشت وي برابر با بيست و هفتم شهريورماه، به‌عنوان روز شعر و ادب فارسي نام‌گذاري گرديده است.

 

 

شهریار و شعر عاشورایی

ورود حماسه کربلا به حیطه شعر و ادب فارسی، یکی از عوامل ماندگاری آن نهضت بوده است. چرا که قالب تاثیرگذار و نافذ شعر و مرثیه، عواطف محبین را تحت تاثیر قرار می‌دهد و میان دل‌ها و حادثه عاشورا پیوند می‌زند.

اشعار عاشورایی از غنی‌ترین ذخیره‌های فکری و احساسی شیعه است و از سوی دیگر حماسه کربلا نیز در زبان شعری شاعران، تاثیر نهاده و ادبیات آن را پربار ساخته است.  در واقع، این دو رابطه‌ای متقابل دارند و هر دو به ماندگاری و جلوه یکدیگر کمک کرده‌اند.

استاد شهریار  نیز از شعرایی است که با وجود اثار زیبایی که داشت اما شعر (علی ای همای رحمتش) جور دیگر او را به ما شناساند.

شاید برای بسیاری سوال باشد که چرا نوحههای شهریار، چنین مورد پسند عموم مردم قرار گرفت. شهریار تربیت‌یافته خانوادهای مذهبی بود و دین در سبک زندگی شهریار نفوذ کرده بود.

اولین شعر شهریار در این سن با مضمون ثواب و گناه و تحت عنوان «من گنه‌کار شدم وای به من، مردم‌آزار شدم وای به من»، بود و این نشان میدهد این کودک هفت‌ساله از همان ابتدا با مضامین دینی آشنا بوده و بنیاد فکریاش بر مبنای دین بنا شده بود.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای زمان ریاست جمهوری یک مسافرتی را به تبریز داشتند که برنامه هایشان فشرده بود. شب شعری گذاشته بودند برای شعرا و نهایت لطف ایشان بود که مداح ها و شعرا هم شرکت داشته باشند منتهی شرط کرده بودند، البته بعد ما شروطشان را متوجه شدیم، شرط کرده بودند که در استانداری یک مجلسی بگذارید شعرا را دعوت کنید حتما استاد شهریار هم باشد و گفته بودند که ورود من(آیت الله خامنه ای) به جلسه قبل از شهریار باشد و برنامه را طوری تنظیم کنیم که بعد از ایشان، استاد شهریار در مجلس بیاید، من افتخار حضور در آن مجلس را داشتم اول حضرت آقا تشریف آوردند قدم رو چشمان ما گذاشتند و نشستیم و با اعلام ورود پنج شش دقیق بعد از تشریف فرمایی حضرت آقا اعلان ورود استاد شهریار را کردند که رفته بودند دنبالش، زمانی که حضرت آقا متوجه شدند که استاد شهریار به جلسه آمده اند با نهایت بزرگواری بلند شدند و به سمت در رفتند و از شهریار استقبال کردند، آن موقع متوجه شدیم که چرا حضرت آقا همچنین شرطی کرده که شهریار به پای ایشان بلند نشود بلکه ایشان به استقبال شهریار برود و عین جمله ای هم که در اولین برخورد بعد از سلام و روبوسی با استاد داشتند فرمودند که از آرزوهای زندگیم زیارت حضرت عالی بود که امشب الحمدالله موفق شدم بعد با نهایت احترام آوردند بغل دستشان جا دادند و شروع کردیم به شعر خواندن که آخر سر از شهریار پرسیدند که برای امیرالمومنین(ع)، سیدالشهدا(ع) و برای آقا امام زمان(عج) اشعاری از شما دیدیم. برای مادرمان حضرت زهرا(س) کاری نکرده ای؟ ندیدم شعری برای حضرت زهرا(س) از شما، استاد فرمودند که چرا یک شعر دارم برای حضرت زهرا(س) ، آن روز خدمت حضرت آیت الله خامنه ای این شعرشان را خواندند.

در ادامه چند اثر از آثار عاشورایی شهریار ادبیات فارسی را میخوانیم.

 

 

نغمه های عاشورایی شهریار

شهریار شیرین سخن در قطعه شعری با نام (کاروان کربلا)، در وصف سالار شهیدان امام حسین علیه السلام می‌سراید:

 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست /  مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می‌برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم /  بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست / اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب / کس نمی‌داند عروسی یا عزا دارد حسین ...

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز /  با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا / جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار" / کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

 

 

شرح شورانگیز شهریار؛ در وصف سید الشهدا

در ابیاتی دیگر شهریار با شعر ترکی در مصائب سیدالشهدا(ع) می‌گوید:

محرم دیر خانم زینب عزاسی / بیزی سسلیر حسینین کربلاسی

یولی باغلی قالیب دوشمن الینده / داها زوّاری نین یوخ سَس صداسی

بو گون کرب و بلا ویران اولوبدی / حسین اوز قانی نه غلطان اولوبدی ...

مسلمان صف چکیب دعوایه گلسین / چاغیر عباسی تاسوعایه گلسین

قیزی زینب أوزی صاحب عزادیر / چاغیر زهرانی عاشورایه گلسین

بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر / حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر

آنا ! اوغلون شهید اولدی مبارک / شهادتله سعید اولدی، مبارک

امید جنتین تاپدین، دا سندن / جهنم ناامید اولدی، مبارک

بئله طوی کیم گؤروب دنیاده قاسم / طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم

آتا! اوغلون علی اکبر فداسی / طویی قاسم کیمی اولموش عزاسی

دوروب جنت قاپوسیندا گؤزتلیر / که گلسینلر آناسی له، آتاسی

بئله طوی کیم گؤروب دنیاده قاسم / طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم

همچنین شهریار در شعر دیگری با عنوان داغ حسین می‌سراید:

محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسین / گریست ابر خزان هم به باغ و راغ حسین

هزار و سیصد و اندی گذشت سال و هنوز / چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین

به هر چمن که بتازد سموم باد خزان / زمانه یاد کند از خزانِ باغ حسین

هنوز ساقی عطشان کربلا گویی / کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین

اگر چراغ حسینی به خیمه شد خاموش / منوّر است مساجد به چلچراغ حسین

خدا به نافۀ خلدش دماغ جان پُر داشت / که بوی خون نکند رخنه در دماغ حسین

فراغ از دو جهان داشت با فروغ خدای / خدای را چه فروغی است در فراغ حسین

یزید کو که ببیند به ناله قافله ها / گرفته از همه سوی جهان سراغ حسین

 

 

نغمه‌های دلتنگی شهریار، برای امام حسین(ع)

ارادت استاد شهریار به سیدالشهدا و یاران بزرگ و با وفاى امام حسین(ع)، هیچ وقت تمام نداشت و در شعر ترکی دیگر در وصف کربلا و شهدای آن می‌گوید:

حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار / بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

حسینون نوحه سین دلریش یازاندا / موسلمان سهلدیر که کافر آغلار

کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون / کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار

حسینون کؤینه گی زهرا الینده / چکر قئیحا قیامت، محشر آغلار

آتاندا حرمله، اوخ کربلاده / گؤرئیدین دوشمن آغلار، لشگر آغلار

قوجاغیندا، گؤرئیدین ام لیلا / آلیب نعش علی اکبر آغلار

رباب، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده / علی اصغری یاد ائیله ر آغلار

باشیندا کاکل اکبر هواسی / یئل آغلار، سنبل آغلار، عنبر آغلار

یازاندا آل طاها نوحه سین من / قلم گؤردوم سیزیلدار، دفتر آغلار

علی، شق القمر، محراب تیلیت قان / قولاق وئر، مسجید اوخشار منبر آغلار

علیده ن شهریار، سن بیر اشاره /  قوجاقلار قبری، مالک اشتر آغلار

به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم / دلم به یاد اسیران کربلا خون شد

 

 

و یا در وصف اسیران کربلا گفته است:

محرم آمد و آفاق مات و محزون شد / غبار محنت ایّام تاب گردون شد

به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم / دلم به یاد اسیران کربلا خون شد

از این مبارزه بشکفت خاندان على / چنانکه نسل پلید امیّه مرهون شد

بنى امیّه و آن دستگاه فرعونى /  همان فسانه فرعون و گنج قارون شد

ولى حسین علمدار عشق و آزادى /  لقب گرفت و شهنشاه ربع مسکون شد

چون نیک مى نگرى زنده آن شهیدانند / وگرنه هر بشرى زاد و مرد و مدفون شد

کنون مقابل ایشان بود زیارتگاه / کدام زنده به این افتخار مقرون شد

سر و تنى که رسول خدایش مى‌بوسید / به زیر سمّ ستوران خداى من چون شد

به خیمه گاه امامت چنان زدند آتش / که آهوان حرم سر به دشت و هامون شد

رسید نوبت زینب که شیرزاد علیست / جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد

به دوش پرچم آتش گرفته اسلام / به کاخ ابن زیاد و یزید ملعون شد

حسین قافله با خود نبرد بى‌تدبیر / که غرق حکمت او فکرت فلاطون شد

تو شهریار به مضمون بلند دار سخن / هرآن سخن که جهانگیر شد به مضمون شد


افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.