جمعه, 27 مهر 1397 :: Friday, 19 October 2018
کد خبر: 152216

جرعه ای از دریای ادب قمر بنی هاشم(ع)

روز تاسوعا و فرصتی برای شناختن بهتر و بیشتر حضرت عباس را غنیمت شمردیم و علاوه بر شرح وقایع روز نهم محرم به شرح برجسته ترین ویژگی های شخصیتی قمر منیر بنی هاشم پرداخته ایم.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

روز نهم محرم را، «‌تاسوعا‌» گویند. «‌تاسوعا‌» از ریشه «‌تسع‌» به معنای نُه و نهم می‌باشد. ولی شهرت این روز به دلیل وقایعی است که در روز نهم، از ماه محرم سال ۶۱ هجری قمری، در سرزمین کربلا روی داد.

پوستر تاسوعا

در روز تاسوعا به سال ۶۱ق. شمر با نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد، وارد کربلا شد که در آن از عمربن سعد خواسته شده بود یا در برخورد با امام حسین(ع) جدیت به خرج دهد و یا فرماندهی لشکر را به شمر واگذارد. عمر سعد از واگذاری فرماندهی به شمر خوداری کرد و آماده جنگ با امام حسین(ع) شد. با هجوم لشکریان در عصر این روز به خیمه‌گاه حضرت، امام(ع) با فرستادن برادرش عباس بن علی، از آنها خواست که شب را به آنها مهلت دهند.

همچنین در تاسوعا، شمر امان نامه‌ای برای حضرت عباس و دیگر فرزندان ام البنین آورد، اما حضرت عباس نپذیرفت. به همین دلیل این روز در نزد شیعیان از اهمیت مذهبی برخوردار است. شیعیان تاسوعا را روز عباس(ع) به شمار می‌آورند و آن را مانند روز عاشورا گرامی داشته، به ذکر فضائل آن حضرت و سوگواری می‌پردازند.

 

 

وقایع روز تاسوعا

روز تاسوعا آخرین روزی است که امام حسین(ع) و یارانش شبانگاه آن را درک کرده‌اند و این روز به شب عاشورا پیوند خورده است.

 

ورود شمر به کربلا

در پیش از ظهر روز نهم محرم -روز تاسوعا-، شمر بن ذی الجوشن به همراه چهارهزار نفر سپاهی به سرزمین کربلا وارد شد. او حامل نامه‌ای از سوی عبیدالله بن زیاد خطاب به عمر بن سعد بود که پس از رسیدن به کربلا، نامه را تقدیم پسر سعد کرد. در این نامه، ابن زیاد از او خواسته بود که یا امام حسین(ع) را مجبور به پذیرش بیعت کند و یا با او بجنگد.

عبیدالله همچنین در این نامه عمر بن سعد را تهدید کرد که اگر چنانچه از فرمان او سرباز زند از لشکر کناره بگیرد و مسئولیت آن را به شمر بن ذی الجوشن واگذار نماید. ابن سعد با خواندن نامه، به شمر گفت: «‌امارت لشکر را به تو واگذار نخواهم کرد من در تو شایستگی این کار را نمی‌بینم پس خود این کار را به پایان خواهم رساند؛ تو فرمانده پیاده نظام لشکر باش.‌»

 

امان نامه برای فرزندان ام البنین (س)

زمانی که شمر نامه ابن زیاد را -که خطاب به عمر بن سعد نوشته شده بود- از او می‌گرفت، به همراه عبدالله بن ابی المحل-برادرزاده ام البنین- از عبیدالله برای خواهرزادگان خود امان نامه خواستند. عبیدالله پیشنهاد آنها را پذیرفت.

عبدالله بن ابی المحل امان نامه را به وسیله غلام خود -کزمان یا عرفان- به کربلا فرستاد او پس از ورود به کربلا متن امان نامه را برای فرزندان ام البنین (س) قرائت کرد؛ اما فرزندان ام البنین (س) مخالفت کردند. در روایتی دیگر آمده که شمر خود امان نامه را گرفته با خود به کربلا نزد عباس(ع) و برادرانش عبدالله و جعفر و عثمان فرزندان علی بن ابی طالب(ع) آورد.

عباس(ع) و برادرانش در محضر اباعبدالله الحسین(ع) نشسته بودند و جواب شمر را نمی‌دادند امام(ع) به حضرت عباس(ع) فرمودند: «‌هر چند او فاسق است اما پاسخش را بده همانا او از دایی‌های شما است.‌» عباس و عبدالله و جعفر و عثمان فرزندان علی بن ابی طالب(ع) بیرون آمدند و گفتند: «‌چه می‌خواهی؟‌» شمر به آنها گفت: «‌ای خواهرزادگان من، شما در امان هستید من برای شما از عبیدالله امان گرفته‌ام »؛ اما عباس(ع) و برادرانش همگی گفتند: «‌خدا تو و امان تو را لعنت کند ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر(ص) امان نداشته باشد.‌» پس از رد امان نامه، به سپاه عمر بن سعد فرمان داده شد تا برای جنگ آماده شوند پس همگان سوار شدند در شامگاه پنجشنبه نهم محرم آماده نبرد با حسین(ع) و یارانش شدند.

 

آماده شدن برای جنگ

در عصر روز نهم محرم الحرام تحرکات سپاه عمر سعد در صحرای کربلا افزایش یافت وعمر بن سعد خود را آماده جنگ با امام حسین(ع) کرد و به سپاهیانش فرمان داد تا برای جنگ آماده شوند. او در میان سپاهیان خود ندا در داد که: «‌یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛‌ای لشکریان خدا! سوار شوید و به بهشت بشارت دهید.» کوفیان هم سوار شده، مهیای نبرد شدند.

هیاهو و سر و صدای لشکر بلند شد. امام(ع) در جلوی خیمه خویش نشسته بود و به شمشیر خود تکیه داده بود. خواهرش زینب (س) با شنیدن سر و صدای لشکر کوفه، به برادرش نزدیک شد و گفت: «‌برادرم آیا صداهایی را که نزدیک می‌شوند، می‌شنوید؟‌» امام(ع) سر را بلند کرد و فرمود: «‌من رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که به من فرمود: تو [به زودی] نزد ما خواهی آمد.‌» امام(ع) به عباس(ع) فرمود: «‌ای عباس؛ جانم به فدایت؛ بر اسب خود بنشین و نزد آنها برو و بپرس که چه می‌خواهند و برای چه به پیش آمده‌اند؟‌»

حضرت عباس(ع) با بیست سوار که زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر هم از جمله آنان بودند نزد سپاه دشمن آمدند و پرسیدند: «‌چه رخ داده و چه می‌خواهید؟‌» گفتند: «‌فرمان امیر است که به شما بگوییم یا بیعت کنید و یا آماده کارزار شوید.‌» عباس(ع) گفت: «‌از جای خود حرکت نکنید تا نزد ابی عبدالله(ع) رفته و پیام شما را به عرض ایشان برسانم.‌» آنان پذیرفتند پس عباس(ع) به تنهایی نزد امام حسین(ع) آمد تا موضوع را به ایشان خبر دهد.

امام(ع) به حضرت عباس(ع) فرمودند: «‌اگر می‌توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگزاریم خدا می‌داند که من به خاطر او نماز و تلاوت کتاب او را بسیار دوست می‌دارم.‌»

 

سخن امام(ع) در عصر تاسوعا درباره یارانش

أما بعد فإنّی لا أعلم أصحابا أوفی و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی (ترجمه: من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیک‌تر از خویشاوندان خود نمی‌شناسم.)

در طول مدتی که عباس(ع) با امام(ع) مشغول گفتگو بود همراهان او ـ حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین ـ هم از این فرصت استفاده کرده به گفتگو با سپاه عمر بن سعد پرداختند و آنان را از جنگ با امام حسین(ع) بر حذر می‌داشتند و در ضمن آنان را از پیشروی باز می‌داشتند.

ابوالفضل العباس(ع) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند و از آنان آن شب را مهلت خواست. ابن سعد با مهلت یک شبه به امام حسین(ع) و یارانش موافقت نمود. در این روز خیمه‌های امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش محاصره گردید.

 

 

عباس علیه السلام، دریای ادب

حضرت عباس علیه السلام به دلیل پرورش در دامان خانواده‌ای مؤمن و پرهیزکار، به کامل‏‌ترین مراحل ایمان رسیده و در راه حاکمیت احکام الهی آماده شهادت بود.

 

بصیرت: امام صادق علیه السلام در توصیف صفات حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) می‌فرمایند: «خدا رحمت کند عموی ما عباس را، او از بصیرت و ژرف بینی بسیار نافذ و از ایمان بسیار استوار برخوردار بود. به همراه اباعبدالله به جهاد پرداخت و در ‌نهایت هم به فیض شهادت نایل آمد.»

 

وفاداری: امام صادق (علیه السلام) با اشاره به ‌نهایت وفاداری علمدار کربلا در جایی دیگر فرمودند: «شهادت می‌‏‌دهم که در برابر جانشین رسول خدا (ص) همواره تسلیم بودی... همیشه به جهت‏ خدا وفادار ماندی و لحظه‌ای از خیرخواهی برای او کوتاهی نکردی...».

در زیارت نامه‌ای که امام صادق علیه ‏السلام آن را به اصحاب خود تعلیم می‌‏دادند می‌‏فرمایند: «شهادت می‌‏دهم که تو،‌ ای عباس، نسبت به جانشینی رسول خدا (امام حسین علیه ‏السلام) در مقام تسلیم و تصدیق ‌نهایت تلاش را به انجام رساندی و تا وقتی زنده بودی وفادار ماندی و خیرخواهی را در حق او به تمامی به جای آوردی». تقریبا در تمام زیارت‏نامه‏‌هایی که از ائمه اطهار علیه‏ السلام در حق حضرت قمربنی‌هاشم وارد شده است، شهادت به وفاداری بی‌‏نظیر آن حضرت تصریح شده است: «اَشْهدُ لَکَ... بِالوَفاء و النَّصیحة لَخَلَفِ النّبی صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم».

 

ادب: یکی از ارزش‌های والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب و فروتنی در برابر افرادی است که در مقایسه با انسان دارای برتری باشند.

روایت شده که حضرت عباس (ع)، بی‌اجازه در کنار امام حسین (ع) نمی‌نشست و اگر پس از اجازه می‌نشست، مانند عبد خاضع، دوزانو در برابر مولایش می‌نشست.حضرت ابوالفضل‌العباس (ع)، هرگز امام زمان خویش را برادر نمی‌گفت؛ بلکه همواره به امام حسین (ع) می‌فرمود: سیدی و مولای؛ یا اباعبدالله؛ یابن رسول‌الله؛ جز در آخرین ساعت عمر، در لحظه شهادت، که صدا زد، «برادر، برادرت را دریاب.»

 

رشادت: شجاعت‏ حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام در میان اصحاب امام حسین علیه السلام بی‌نظیر بود، چگونگی شهادت او و رجزهای او، و جهاد او با دست بریده، همه بیانگر اوج صلابت و شهامت اوست، او تنها به سوی آب فرات رفت، و در برابر چهار هزار نفر تیرانداز قرار گرفت، صف آن‌ها را با کشتن 80 نفر از آن‌ها، درهم شکست و خود را به آب فرات رسانید.

 

حضرت ابوالفضل (ع) در گلستان سه امام پرورش یافته است: او در این میان، ولایت‌پذیری تمام عیار است. همه تلاش‌ها و موضع‌گیری‌های او در مسیر ولایت ظهور می‌یابد. اطاعت بی‌چون و چرای او از امام حسین (ع) یکی از آموزه‌های مکتب عاشوراست.

حضرت عباس (ع) روز عاشورا به برادران خود فرمود: «امروز، روزی است که باید بهشت را برگزینیم و جانمان را فدای سید و امام خود سازیم.‌ای برادران! امروز در جان‌نثاری کوتاهی نکنید و چنین نپندارید که امام حسین (ع) برادرِ ماست و ما پسران یک پدر هستیم. نَه، چنین نیست. بلکه آن بزرگوار، امام، سید و پیشوای ما و حجت خداوند عالمیان در روی زمین، همچنین فرزند حضرت فاطمه (س) و نور دیده رسول خدا (ص) است» و هنگامی که امام حسین (ع) جان‌نثاری و فداکاری آن بزرگواران را نگریست، سخت گریست و به حضرت عباس (ع) فرمود: «ای برادر! خداوند به تو جزای خیر دهد.صبر و استقامت و... از دیگر ویژگی‌های باب‌الحوائج (ع) است.

امام حسین علیه‌السّلام فرمودند: عباس را نزد خدا منزلی است که روز قیامت همه شهیدان بر آن رشک می‌برند.امام سجاد علیه السّلام فرمودند: برای حضرت ابوالفضل در نزد خداوند تبارک و تعالی، مقام شامخی است که همه شهیدان در روز قیامت به حال او غبطه می‌خورند.

امام صادق (ع) که عظمت جهان افروز مقامش بسیاری از کورباطنان را وادار به تسلیم کرده است، شخصیت حضرت ابوالفضل العباس (ع) را از زوایه‌ای دقیق بررسی کرده، صفات برجسته عمویش را به طور گسترده بیان می‌فرماید:عموی ما عباس بن علی (ع) چنین صفاتی داشت:بصیرت نافذ، بینش عظیم، ایمان بسیار و شدید، جهاد در محضر امام حسین (ع)، جانبازی و ایثار، شهادت در راه امام خود.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x