يكشنبه, 1 مهر 1397 :: Sunday, 23 September 2018
کد خبر: 151212
جدیدترین و مهمترین اخبار هنرمندان

نعیمه نظام دوست: سينمای طنز ما برازنده بازيگران زن نيست

نعيمه نظام ‌دوست متولد ۲۳ آبان ۱۳۵۳ است. از سال ۱۳۷۰ کار بازيگری را در گروه‌ های آزاد تئاتر آغاز کرد و به طور حرفه ‌ای با "ساعت خوش" وارد عرصه بازيگری شد.  
نعیمه نظام دوست: سينمای طنز ما برازنده بازيگران زن نيست به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

نعيمه نظام ‌دوست متولد ۲۳ آبان ۱۳۵۳، بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر است. وي داراي ديپلم علوم تجربي است. از سال ۱۳۷۰ کار بازيگري را در گروه‌ هاي 
آزاد تئاتر آغاز کرد، سپس در مجموعه "نوروز" بازي کرد. نظام ‌دوست به طور حرفه ‌اي با "ساعت خوش" در سال ۱۳۷۳ وارد عرصه بازيگري شد. چهار خواهر دارد که خودش فرزند سوم خانواده است. به غير از او کسي در خانواده شان کار هنري نکرده است. پدرش چند سال پيش فوت کرده، در سينما، دوستان زيادي از جمله ماه چهره خليلي، ليلا اوتادي، الناز شاکردوست و ليدا عباسي را دارد. وي تا کنون ازدواج نکرده و مجرد است. در ادامه گفت و گوي ما با اين هنرمند توانا را بخوانيد؛
* خانم نظام دوست، بعد از عمل جراحي که در پيش داشتيد، در حال حاضر حال تان چطور است؟
- خدا را شکر بهترم. فقط کمي از ضعف جسماني رنج مي برم. در حال حاضر دوران نقاهتم است و اميدوارم با مصرف داروها حالم بهتر شود.
* چرا تصميم گرفتيد با جراحي وزن کم کنيد؟
- واقعيت اين است که من به طور ناگهاني اضافه وزن پيدا کرده بودم. اين اضافه وزن به بازي در نقش خاصي هم مرتبط نبود و کاملا شخصي اتفاق افتاد. ضمن اينکه در مقطعي به دليل بيماري مجبور بودم از آمپول کورتون استفاده کنم که اين موضوع هم در اضافه شدن وزنم موثر بود. سه سال پيش عمل بالون معده را امتحان کردم که واقعا تجربه بدي بود. در حالت طبيعي و استاندارد، بالون بايد تا 6 ماه در بدن باقي بماند اما متاسفانه دکتر من با بي تفاوتي و بي دقتي خارج کردن بالون از داخل بدنم را فراموش کرده بود. بعد از هشت ماه خودم با او تماس گرفتم و در مورد خارج کردن بالون از معده‌ام سوال کردم که پزشکم در کمال تعجب گفت من اين موضوع را فراموش کرده بودم، شما بايد زودتر براي خارج کردن بالون اقدام مي‌کردي. احتمالا معده و روده‌ات با مشکل مواجه شده است. اين بي احتياطي باعث شده بود در اثر حضور بيش از حد استاندارد بالون در معده‌ام، حجم آن افزايش پيدا کند و در نهايت نه تنها اين عمل به کاهش وزنم کمکي نکرد، بلکه چند ماه بعد ۲۰ کيلو ديگر هم به وزنم اضافه شد. بالون راه درمان قطعي براي چاقي نيست بلکه مقدمه‌اي براي آماده شدن بيمار براي عمل جراحي اصلي است.
* به عمل‌هاي جراحي مانند ليپوساکشن، ليپوليز و…اعتقاد داريد؟ 
- اين گونه عمل ها را به عنوان درمان قطعي چاقي قبول ندارم. اين روش‌ها فقط به صورت موضعي باعث کاهش تجمع چربي در يک ناحيه از بدن مي‌شود و اصلا خوب نيست.
* شما در برنامه عمو پورنگ (محله گل و بلبل) خيلي پرکار بوديد و بسيار عالي بازي کرديد؛
- من کار جدي ام را با حضور در تلويزيون آغاز کردم و به نوعي تلويزيون، خانه اصلي ام محسوب مي شود و بازي در کارهاي تلويزيوني باعث محبوبيتم بين مردم شده است. با بازي در سريال هاي تلويزيوني فرصت ايفاي نقش هاي مختلف، متنوع و داراي اصالت و هويت را به دست آوردم و خوشبختانه در اين سه دهه اخير با اغلب بزرگان تلويريون فرصت و مجال همکاري را پيدا کردم.
* براي قبول نقش ها چه ملاک هايي داريد؟
- براي يک بازيگر، کيفيت نقش تعيين کننده است. به طور کلي، کار را بايد پذيرفت و بايد نقش بازي کرد.
* تشويق هاي مردم در روند کاري تان چه تاثيراتي داشته است؟
- بدون ترديد اين تشويق ها برايم دلگرم کننده است و براي مردم و نظراتشان احترام ويژه اي قائلم و سعي مي کنم شخصيتي را که از من در ذهن مردم ساخته شده است خراب نکنم. اگر به مردم احترام بگذاريم و بدانند که ما براي آنها کار مي کنيم، در نهايت، کارها و بازي هاي ما بر دل آنها تاثيرگذار است. در واقع مردم مي دانند که براي آنها کار مي کنيد، مي دانند براي آنها با کار خوب ارزش قائل مي شويد.
* آيا اولويت هايي براي قبول پيشنهادهاي بازيگري داريد؟
- يک سري از فاکتورها براي پذيرش نقش هايم دارم که مراقبم از آن دور نشوم. يعني در وهله اول ما انتخاب مي شويم و بعد بر اساس متن، نقش را قبول يا رد مي کنيم. در حقيقت من تمايلي ندارم در نقش هايي بازي کنم  که به آن علاقه، دلبستگي، ارتباط و سنخيتي ندارم. در اين همه سال از دوران بازيگري ام، از ايفاي نقش هاي خنثي و مونوتن دوري کرده ام و يک جاهايي از بازي مدام نقش هاي 
زنان صرفا مثبت خسته مي شوم.
* معتقديد مديريت فرهنگي بايد بر انتخاب بازيگران نظارت داشته باشد؟
- معتقدم اگر سياست گذاري درست باشد اتفاقات پشت پرده شکل نمي گيرد. در حوزه فرهنگ و هنر، حرف و حديث بسيار زياد است. صحبت از رانت هايي 
است که داده مي شود بدون اينکه نتيجه اي داشته باشد. بيشتر فيلم ها به سمت فيلم هاي سرگرم کننده و کمدي رفته که بد هم نيست. به هر حال سينما، صنعت است و بايد چرخش بچرخد. اما در چنين شرايطي، ديگر به معاونت سينمايي نيازي نيست که تمايل زيادي به دخالت در همه امور و بودجه هم دارد.
* در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
- براي بازي در فيلم "آپاچي" به کارگرداني آقاي آرش معيري قرارداد بسته ام که البته هنوز نوبت بازي من نشده و يک فيلم سينمايي ديگر هم هست که هنوز با آنها به توافق نرسيده ام.
* آيا همچنان در "محله گل و بلبل" 
مي مانيد؟
- محله گل و بلبل در حال پخش است براي سري سوم، و حتما با آنها همکاري ام را ادامه مي دهم و سريال ديگري هم هست که اگر بشود حتما در آن هم بازي مي کنم.
* روحيه خوب کودکي در وجود شما از کجا نشات مي گيرد و از چه دوره اي به بعد تصميم به حفظ آن گرفتيد؟
- من از زماني که به تلويزيون آمدم سعي کردم کنترل رفتار داشته باشم. روحيه شيطنت و بازيگوشي از قديم در من وجود داشت و اين را خيلي از دوستانم به من مي گويند. شيطنتم به معني خرابکاري نيست. من از بچگي بازيگوش بودم و از اين بازيگوشي لذت مي بردم.
* همه، نقش شما را در "محله گل و بلبل" ديديم. اما مي خواهيم بدانيم نعيمه نظام دوست حقيقي چه شکلي است.چه تعريفي داريد؟
- من خودم را دوست دارم البته نه به معناي تکبر. دوست دارم لبخند بر لب ديگران بياورم. خوب است همديگر را دوست داشته باشيم و اتفاقات خوب را ببينيم. همين که زنده ام و نفس مي کشم خوب است. همين که شما را مي بينم و با هم حرف مي زنيم 
و مي خنديم، خوب است. اگر اين لحظه ها تمام شود ديگر اتفاق نمي افتد. من اکثرا شادم و آدم هاي شاد را هم خيلي دوست دارم.
* الان به نظر شما در چنين روزهايي که مردم با مشکلات اقتصادي مواجه هستند آيا همچنان مي توان شاد بود؟
- خب همه مشکلات که مالي نيست، مشکلات عاطفي هم در جامعه هست. مشکل روحي، خانوادگي، شخصي. مگر مي شود کسي مشکل نداشته باشد؟ من در حرفهايم به رضايت اشاره کردم و حتي با وجود مشکلاتم سعي مي کنم نااميد نشوم. الان هم چون رضايت دارم، مي توانم شرايط را تحمل کنم. دليل اينکه خودم را هم دوست دارم همين است. من دارم در اين شرايط در مقابل مشکلات ايستادگي مي کنم و به دليل همين ايستادگي بايد خودم را دوست داشته باشم. من به مردم حق مي دهم نااميد باشند چون مدام داريم خبر بد مي شنويم. 
اما بچه هايمان چه گناهي دارند؟ چرا بايد دنياي کودکي را از آنها بگيريم؟
* روند برنامه سازي طنز در تلويزيون در اين سالها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
- ارائه طنز خوب کار بسيار سختي است و از طرفي مرز ميان طنز و لودگي بسيار باريک است. در دهه 60 جنس قالب کمدي در تلويزيون مربوط به توليد کارهاي کودکانه بود و البته کارهاي بزرگسالان طنز هم ساخته مي شد، اما طنزهاي کودکانه سريال ها بسيار موفق بود.
* ما در اين دهه شاهد هستيم که بازيگران پيشکسوت در کمدي هاي تلويزيوني زيادي بازي کردند که کارهاي خوبي هم بودند؛
- بله، خيلي از پيشکسوتاني که فوت شدند کارهاي طنز مي کردند و معمولا اين جنس از بازيگران کار کمدي شان مبتني بر بداهه و جنس بازي طنزشان بسيار متفاوت بود.
* چرا در سينما اتفاق خوبي برايتان نيفتاد؟
- بخش زيادي از آن تقصير خودم بود. در زمان شروع فعاليتم در تلويزيون خيلي ها به من توصيه هايي 
در اين زمينه کردند. آن موقع ها نقش هايي در سينما به من پيشنهاد مي شد اما من مي گفتم اين کارها را نمي کنم و حتما بايد نقش اول فيلم را بازي کنم و بارها اين پيشنهادها اتفاق افتاد و من نپذيرفتم. احساس مي کردم حتما بايد کار ويژه اي براي من نوشته شود. بعدها هم يکي دو کار در سينما کردم.
* ظاهرا سينما و تلويزيون ايران چندان به کمدين هاي زن بها نمي دهد و نقش هاي خوبي براي آنها نوشته نمي شود؛
- نه، من اين را قبول ندارم. چون با نگاهي که الان در سينماي کمدي وجود دارد و با تمرکزي که روي گيشه است جاي چنداني براي فعاليت خانم ها در اين زمينه نيست. همه چيز به اين خلاصه مي‌شود که مخاطب به هر صورتي بخندد تا کار بفروشد. راهکارهايي براي پرفروش شدن در اين فيلم‌هاست که خيلي از آنها برازنده خانم‌ها نيست. مگر اينکه فيلم، کمدي موقعيت باشد که نوشتن آن خيلي سخت است و کار هر کسي نيست. به همين دليل کار براي خانم‌ها خيلي سخت‌تر مي‌شود و آنها در اين آثار در اولويت‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند.
* در اين چند سال اخير، استندآپ کمدي هم در ايران باب شده و در برخي برنامه‌هاي تلويزيوني يا فضاي مجازي، برخي دخترخانم‌ها هم مي‌توانند استعداد خود را در زمينه کمدي نشان دهند. نظرتان در اين‌باره چيست؟
- هرجايي که جوان‌ها بتوانند کار کنند و هنر خود را بروز دهند و ديده شوند، خوب است، اما اين‌که تعريف استندآپ کمدي چيست و چه استفاده‌اي از اين بچه‌ها مي‌شود، بحث ديگري است. در کل با اين قضيه مخالف نيستم و نظر خاصي درباره آن ندارم.
* شهرت با خودش پيامدهاي تلخ و شيرين مي آورد. تلخي هايش بيشتر است يا شيريني هايش؟
- بستگي به سرشت و ظرفيت آدم دارد که چه قدر بتواند شهرت را هضم کند. من دوستش دارم. اگر هم محدوديتي دارد، من راضي ام. با همه چيزش هم کنار آمده ام.
* در کنار اين همه آرزو، نهايت راه بازيگري براي نعيمه نظام دوست کجاست؟ افق 
هدف هايش کجاست؟
- افقي در کار نيست. بيشتر ترجيح مي‌ دهم به لحظه و اکنون فکر کنم. اينکه در هر وضع و شرايطي که هستم، بهترين واکنش را نشان دهم و مناسب ‌ترين تصميم را بگيرم. اين طوري قدم به قدم پيش خواهم رفت تا آينده، چنان که واقعاً وجود دارد، خودش را در لحظه خاص به من نشان دهد. سعي مي‌ کنم به زندگي ‌ام فرصت تغيير بدهم. همواره به نظرم رسيده که آدم ‌هاي شجاع و هوشيار، از تغييرات 
زندگي ‌شان به عنوان يک فرصت استفاده مي‌‌کنند، در حالي که آدم ‌هاي ضعيف، مجبورند با تغييرات زندگي به عنوان تهديد کنار بيايند. دلم مي ‌خواهد جوري زندگي کنم که هميشه از دسته اول باشم.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x