جمعه, 27 مهر 1397 :: Friday, 19 October 2018
کد خبر: 147827
جدیدترین و مهمترین اخبار هنرمندان

سوسن پرور: سينما اين روزها محل آدم ‌های بی تخصص است

جدیدترین و مهمترین اخبار هنرمندان را در اتاق خبر24 مشاهده کنید.
سوسن پرور: سينما اين روزها محل آدم ‌های بی تخصص است به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

سوسن پرور متولد 30 دي 1354 است. فارغ التحصيل ليسانس رشته ادبيات نمايشي و فوق ليسانس کارگرداني تئاتر از دانشگاه آزاد است. اصالتا اراکي و فرزند دوم خانواده مي باشد. او در تئاتر، کارگردان و بازيگر است. سوسن پرور يکي از حاميان فعال حيوانات مي باشد. بازيگري را از سال ۱۳۷۳ به طور رسمي با بازي در تئاتر شروع کرد. وي در سال ۸۷ با بازي در سريال "بزنگاه"  ساخته رضا عطاران توانست به خوبي شناخته شود. او همچنين در فيلم هاي سينمايي "زندان زنان" و "رد کارپت" نيز بازي داشته است. در دوران دانشجويي علاقه زيادي به گروتسک و طنزي که در آثار اوژن يونسکو بود، داشت. پايان نامه ليسانس و فوق ليسانسش هم حول و حوش گروتسک بود. براي همين به سمت کمدي جذب شد. در راديوي اراک بيشتر کار کرد. حدود يک سال کارگردان نمايش راديويي بود و در نمايش هاي راديويي نيز خيلي کار کرد. حاصل گفت و گو با اين هنرمند خوش ذوق و توانا تقديم حضورتان مي شود؛
* سوسن پرور يک تم بانمکي دارد که فرق 
نمي کند در چه تمي بازي کند، راحت از مردم خنده مي گيرد:
- خدا کند اين طور باشد که شما مي گوييد. من هر نقشي که مي خواهم بازي کنم اول برايم مهم اين است که مردم دوستش داشته باشند، چه منفي و چه مثبت و چه طنز. ملاکم فقط خنده نيست، کاراکتر بايد دوست داشتني باشد و اين چيزي است که فيلمسازهاي بزرگ خوب بلدند در فيلمنامه اعمال کنند. يعني حتي اگر نقش منفي يا حتي آدمکش يا حتي کمدين باشد، هر چيزي در هر موقعيت است، اول دوست داشتني است، بعد شما مي پردازيد به اينکه منفي است يا مثبت و... من سعي مي کنم کاراکترهايي که قرار است نقش آنها را بازي کنم اول دوست داشتني باشند.
* وقتي يک تماشاچي، آقاي جواد عزتي را 
مي بيند، با او راحت است. شما هم اين وجه کاراکتر را داريد که مردم با شما راحت هستند؛
- شايد علتش همين است که کاراکترها را به هيچ عنوان، بي خودي بازي نمي کنم. يعني زور نمي زنم مردم را گول بزنم. مردم هر جا احساس مي کنند گول مي خورند، ديگر کاراکتر را دوست ندارند.
* در نقش هايي که بازي مي کنيد چه قدر خودتان هستيد؟
- هر بازيگري اگر بخشي از خودش را به کار نگيرد، اصلا بازي نمي کند. بنابر اين يک بخشي از خودش و تجربياتش را به کار مي گيرد. اينکه چه قدر خودم هستم، بستگي به کاراکتر دارد، چون کاراکتر با کاراکتر فرق مي کند. هر بازيگري يک بخشي از خودش را به کاراکتر مي دهد تا آن را به نمايش بگذارد، ولي در کاراکترهاي مختلف درصد آن فرق مي کند.
* به نظر مي رسد به واسطه همين ارتباطي که با مردم برقرار کرده ايد، کارگردان ها بيشتر براي نقش هاي ثابت شده در شما به سراغ تان مي آيند؟
- نمي دانم. اين يک مقدار براي من سخت است، براي اينکه من خودم خيلي سعي کرده ام اينها با هم تفاوت داشته باشند. آسان ترين راه کمدي بازي کردن در اين سال ها در ايران، اين است که کاراکتر يک مقدار خنگ و يک مقدار بدشانس باشد. در کل قواعد تعريف شده اي دارد.
* شما در سريال "دزد و پليس" هم بازي کرديد،از نظر خودتان چه طور سريالي بود؟
- "دزد و پليس" يکي از مجموعه‌هاي طنز اجتماعي تلويزيوني بود، اين مجموعه به کارگرداني سعيد آقاخاني توليد شد. تهيه ‌کننده اين سريال محسن چگيني بود و سريالي که به قلم مهراب قاسم خاني نوشته شد. همه بازيگران دست به دست هم دادند تا بتوانند سريال را اين طور زيبا خلق کنند.
* ليست کارگردان هايي که تا امروز با آنها کار کرده ايد خيلي متنوع است. فضاي کاري بعضي هايشان از زمين تا آسمان با هم فرق دارد؛ چنين اتفاقي چه طور در رزومه کاري شما شکل گرفته است؟
- من بايد خدا را شکر کنم که توانسته ام تا امروز با کارگردان هاي مختلف کار کنم، چون در ايران اين اتفاق به راحتي براي بازيگر نمي افتد. حالا يا از خوش شانسي من بوده يا از زرنگي من. فکر مي کنم براي يک بازيگر اتفاق خيلي خوبي است که بتواند کار کردن با کارگردان هاي مختلف و متنوع را تجربه کند، چون به اين ترتيب با نگاه هاي مختلف آشنا مي شود و من خودم کيف مي کنم از اين قضيه؛ در غير اين صورت، همه چيز تکراري مي شود و نوآوري ديگر معني نمي دهد.
* چه مسيري طي شد تا به بازي در مجموعه "بزنگاه" برسيد؟
- من متولد اراک هستم و سال هاي ابتدايي فعاليت حرفه اي ام در آن شهر گذشت. بعد براي مدتي مدام بين اراک و تهران در رفت و آمد بودم تا اينکه نهايتا در سال 83 تصميمم خود را گرفتم و به تهران نقل مکان کردم. پيش از اينکه به تهران بيايم، در جشنواره هاي مختلف استاني شرکت مي کردم و در سطح خودم هنرمند شناخته شده اي 
بودم. با اين حال نمي دانم چرا مدت ها تلاش مي کردم و به آنچه مي خواستم، نمي رسيدم. علاقه اصلي من چه در بازيگري و چه کارگرداني، فضاي گروتسک و طنزهاي تلخ اجتماعي بود، در حالي که در آن زمان فضاي ابراز آن سبک از کار چندان وجود نداشت. از زماني به بعد مسئله امرار معاش هم مطرح بود و بايد به گذران زندگي ام هم فکر مي کردم. لذا سراغ شغل هاي ديگر رفتم. مدتي منشي بودم، اما خيلي زود استعفا کردم و صندوقدار يک پيتزافروشي شدم. بعد از مدتي يکي از دوستانم تماس گرفت و گفت براي يکي از نمايش هايمان مجوز اجرا گرفته است. دوباره وسوسه هنر به سراغم آمد. از قضا فريده فرامرزي، همسر رضا عطاران هم در آن کار حضور داشت و باعث شد ايشان بازي مرا ببيند و خيلي زود براي بازي در "بزنگاه" انتخاب شوم.
* خودتان چه قدر در تغيير و تحول کاراکترتان نقش داشتيد؟ مثلا جايي نبود که با بعضي رفتارهايتان که در فيلمنامه تعريف شده بود، مشکل پيدا کنيد؟
- من خيلي معتقدم بازيگر بايد در خدمت قصه اي که کارگردان روايت مي کند، باشد، همان طور که کارگردان هم در خدمت قصه اي است که نويسنده آن را نوشته است. براي همين سعي مي کنم تفکري که پشت کاراکترم وجود دارد، از هيچ جاي فيلمنامه بيرون نزند. حتي اين موضوع ممکن است باعث شود کمتر ديده شوم ولي اين طور خيالم راحت است که در يک کار خوب بازي کرده ام 
و برايم دلنشين تر است بگويند در اين فيلم خوب، سوسن پرور هم حضور داشت تا اينکه بگويند سوسن پرور 
خيلي خوب بود.
* از روندي که در اين سال هاي بازيگري پشت سر گذاشته ايد، راضي هستيد؟ هنوز فکر مي کنيد بخش هايي 
هست که بايد تجربه کنيد يا ديگر خسته تر از اين حرف ها هستيد؟
- من اصولا هميشه راضي ام، چون فکر مي کنم آدم بايد با عشق زندگي کند. اصلا همه رنگ زندگي بسته به اين است که با عشق زندگي کني. شغلم را دوست دارم و کارم را با عشق انجام مي دهم و رنگ زندگي ام است. براي همين هم هميشه راضي ام. از بين کارهايي که تا امروز انجام داده ام، سريال هاي "خوب، بد، زشت" و "روزگار قريب" را خيلي دوست دارم اما هنوز هم مثل روز اول پر انرژي هستم.
* هيچ وقت به اين فکر کرده ايد که در اوج، خداحافظي کنيد؟
- من تا به امروز عمده فعاليتم کمدي بوده و در اکثر سريال هاي موفق تلويزيون در اين ژانر حضور داشته ام و با خودم مي گويم از جشنواره ها و مسابقه هايي که تا حالا برگزار شده و رأي آوردم مشخص است از ديدگاه مردم کارنامه قابل قبولي دارم. حالا به خودم مي گويم با وضعيت فعلي تلويزيون قرار است مگر چه اتفاق بزرگ تري 
بيفتد؟ اين فکر، آدم را مايوس مي کند که سقفش همين جا بود.
* يعني معتقديد الآن به سقف هنرپيشگي 
رسيده ايد؟
- شما به تازگي کار جذاب کمدي و پر بيننده در تلويزيون ديده ايد؟ اميد داريد با اين سيستم حاکم بر تلويزيون اتفاق خاصي رخ بدهد؟
* اينکه قيد حضور در شبکه هاي اجتماعي را زده ايد به اين دليل است که از رو به رو شدن با مخاطبانتان مي ترسيد؟
- بله واقعا مي ترسم. در فضاي مجازي به عده اي که شهامت ندارند رو در روي شما حرف بزنند، اين موقعيت را مي دهيد که بيايند هرچه دل شان مي خواهد بگويند. من با اين مسئله موافق نيستم. خيلي خوشحالم که سايرين در فضاي مجازي فعال هستند و طرفدار دارند. به نظرم اينها دارند تحمل مي کنند تا فرهنگ استفاده از 
شبکه هاي اجتماعي جا بيفتد ولي من به شخصه شهامت 
رو به رو شدن با آن نقدهاي بي ادبانه و فحاشي مرسوم در شبکه هاي اجتماعي را ندارم.
* به نظر مي ‌رسد نقش ‌هايتان در آثار سينمايي با وجود کوتاه بودن، تاثيرگذارتر و ماندگارتر است؟
- هنوز هم پيشنهادهايي از سينما دارم، اما نه آنچنان که دلخواهم باشد و آنها را در حد و شأن خودم بدانم. البته امسال پيشنهاد نقشي محوري در يک کار سينمايي را هم داشتم که به علت درگير بودن در سريالي، نتوانستم در آن حضور پيدا کنم. سينما که اين روزها محل آدم ‌هاي 
بي تخصص است.
* چرا سوسن پرور تا به حال ستاره نشده؟
- ستاره يعني چه؟ آدم چه طوري ستاره مي شود؟ اينکه پرکار باشد؟ من مي‌ توانم به جرأت بگويم که هنوز روي همان موجي هستم که زير پايم آمده است. البته نه با پرکاري، يا اينکه روي جلد مجله ‌ها باشم. من اين کار را نمي ‌کنم. من نمي‌ خواهم مانکن باشم يا شو بدهم. اينها انتخاب من نيست. مي ‌تواند انتخاب فرد ديگر باشد، که قابل احترام هم هست. اما من آن کار را نمي ‌کنم. اگر مي‌ خواهند بگويند استار نشدم، بگويند. من نمي ‌خواستم به آن معني استار باشم.
* به دست آوردن چيزي که کمتر کسي 
تجربه ‌اش کرده است؟
- احترام و عشق. اينکه مثلاً وقتي دو هفته پيش سوار آژانس شدم آقاي راننده از صدايم مرا شناخت و شروع کرد به صحبت کردن در باره هنر و بازيگري. طوري صحبت کرد که من اصلاً انتظار نداشتم و ناداني مرا ثابت کرد. گفت ما دوست نداريم بازيگرمان را يک ‌جور ديگر ببينيم. 
* تا به حال حس کرده ايد بازيگري همان کاري است که بايد انجام دهيد؟
- بعد از هر تمرين تئاتر، وقتي مي آمدم مي نشستم، احساس مي کردم پوست انداخته ام و از محدوده خودم به عنوان يک آدم، يک قدم آن طرف تر گذاشته ام.
* مناسبات کاري سخت و پيچيده براي بازيگر خانم چه چيزهايي هستند؟
- من به عنوان يک زن بازيگر از اينکه اين ‌قدر مراقب باشم که اتفاقات عجيب و غريبي نيفتد، اذيت مي‌شوم. از من انرژي مي‌گيرد. دوست ندارم اين‌ قدر انرژي هدر دهم. نهايتش چه اتفاقي مي‌افتد؟ آن پروانه شدن يا دگرديسي يا شاه ‌نقش برايم رخ نمي‌دهد. من اين را با خودم حلاجي کرده‌ ام.
* به نظر شما بزرگترين سرمايه يک هنرمند چيست؟
- فکر مي کنم شخصيت و ذات خود آن شخص است. به نظر من چه هنرمند و چه غير هنرمند، خيلي متفاوت نيستند. فقط هنرمند بايد يک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصيت و ذات براي همه،‌ سرمايه بزرگي است.
* نقشي هست که دلتان بخواهد آن را ايفا کنيد؟
- نه، خيلي اين‌ جوري نگاه نمي کنم. من آدم 
واقع بيني هستم.
* شما هنر را فطري و ذاتي مي دانيد؟
- به نظر من بله، هنر ياد گرفتني نيست، بايد آن را پرورش دهي و قدرتمندترش کني، بسيار عالي و 
تحسين برانگيز است ولي اگر اين مايه و خميره فطري در آدم وجود نداشته باشد، شما بگو هزار سال هم کار کند به جايي نخواهد رسيد. اگر اين بن مايه نباشد فرد تنها با اين تلاش و خواندن مي تواند يک کپي کار خوب شود و بس. من گفتم و باز هم مي گويم که علم با هنر متفاوت است، والا کلاً با اين گفته آخر شما موافقم، به نظر من کار خوب چه توسط غير حرفه اي، چه توسط کهنه کار، کاري خوب است، مهم اينجاست که کار خوب، خوب و ماندگار خواهد شد. حال خالقش با هر شاخص و تواني که باشد. ما بسياري نويسنده داريم که از تمام کتاب هايش تنها يکي از آنها عالي و ماندگار شده و باقي مانده است.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x