دوشنبه, 30 مهر 1397 :: Monday, 22 October 2018
کد خبر: 145645

چرا "ناتوی عربی" به شوخی شبیه است؟

ناتوی عربی با هر انگیزه و هدفی و با هر پشت پرده ای مطرح شده باشد بیشتر شبیه یک نظریه ی غیر قابل اجرا است. علاوه بر موانع زیادی که بر سر راه اتحاد نظامی دول عربی وجود دارد، اعراب از حیث سابقه نیز نمره قابل قبولی در کارنامه اتحادشان ندارند.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

مسئولان کشورهای عربی و آمریکایی اخیرا اعلام کردند که واشنگتن برای تشکیل یک ائتلاف جدید امنیتی و سیاسی با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و همچنین مصر و اردن تلاش می‌کند مانع گسترش نفوذ ایران در منطقه شود.

پوستر ناتو عربی

کاخ سفید در این باره اعلام کرد که همکاری‌های خود با این کشورهای عربی در زمینه‌های دفاع موشکی، تمرینات نظامی، مبارزه با تروریسم و دیگر مسایل مانند حمایت از روابط اقتصادی و دیپلماتیک منطقه‌ای را تقویت می‌کند.

دولت ترامپ امیدوار است که درباره این ائتلاف که موقتا «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» خوانده می‌شود، در نشستی که قرار است طی روزهای ۱۲ و ۱۳ اکتبر در واشنگتن برگزار شود، به شکل اولیه بحث و گفت‌وگو شود.

کاخ سفید نیز تاکید کرد که چند ماهی است در حال بررسی طرح تشکیل این ائتلاف که در واقع تشکیل نسخه عربی از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، هستند.

 

 

پیشینه ناتوی عربی

موضوع تشکیل "ناتوی عربی" برای اولین بار پس از روی کار آمدن عبدالفتاح السیسی به عنوان رییس جمهور مصر، در بیست و ششمین نشست سران اتحادیه عرب در شرم الشیخ مصر در فروردین ماه سال 94 مطرح شد. در بیانیه پایانی این نشست نیز ضمن حمایت از حملات عملیات «طوفان قاطع» (حمله عربستان علیه یمن) بر ضرورت تشکیل نیروهای مشترک عربی تاکید شد.

البته درتحلیلی قرین به صحت برخی ها جرقه تشکیل ناتوی عربی را به آمریکا نسبت می دهند درست زمانی که دکترین نظامی آمریکا در ژانویه 2015 (یعنی سه ماه پیش از تشکیل نشست سران اتحادیه عرب در شرم الشیخ) که باراک اوباما دراعلام دکترین امنیت ملی آمریکا خاطرنشان کرد، " ثبات دراز مدت [در خاورمیانه و آفریقای شمالی] مستلزم حضور نظامی فزایندۀ ایالات متحده خواهد بود. برای چنین امری از همپیمانان انتظار دارد که به شکل مستقل بدون تکیه به واشنگتن توان دفاعی خودشان را تضمین کنند."

اما از همان زمان تحلیلگران طرح "ناتوی عربی" را تنها در حد یک ایده ارزیابی و خاطرنشان کردند که به دلیل وجود دو قطب عربی رقیب در منطقه خلیج فارس یعنی عربستان، بحرین و کویت از یک سو و در مقابل قطر، امارات و عمان در طرف دیگر، هیچگونه زمینه ای برای تشکیل ارتش عربی مشترک، وجود ندارد.

در بعد عملیاتی نیز مساله اختلافات داخلی بین امارات، قطر و عمان از یکسو و بحرین، عربستان و کویت از سوی دیگر و همچنین اختلافات تک تک این کشورها با یکدیگر، تشکیل نیروهای متحد عربی را با مانع اساسی روبرو کرده است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس به لحاظ سیاسی از دو قطب رقیب "عربستان، کویت و بحرین" و "قطر، امارات و عمان" تشکیل شده اند علاوه بر این که هر یک از این کشورها نیز بعضا با یکدیگر اختلاف دارند.

به رغم این مسایل خبرگزاری رویترز بامداد شنبه (6 مردادماه 1397) گزارش داد که دولت آمریکا بی سروصدا در صدد احیای طرح موسوم به «ناتوی عربی» برای مقابله با فعالیت‌های ایران در منطقه است. این طرح در صدد ایجاد یک ائتلاف سیاسی - امنیتی میان ۶ عضو شورای همکاری خلیج فارس، مصر و اردن است.

دولت ترامپ امیدوار است در نشستی که قرار است ۱۲ تا ۱۳ اکتبر (۲۰ تا ۲۱ مهرماه) در واشنگتن برگزار شود رایزنی‌های بیشتری درباره تشکیل این ائتلاف انجام شود. نام ائتلاف موقتاً «ائتلاف راهبردی خاورمیانه» (MESA) انتخاب شده است.

کاخ سفید در واکنش به گزارش رویترز تأیید کرده که از چند ماه پیش بر سر تشکیل ائتلاف با متحدانش در منطقه با آنها در حال همکاری است. ترامپ بعد از خروج از برجام وهمراهی نکردن اتحادیه اروپا و طرف های برجام با وی، اقدامات خود را برای فشار بر ایران تشدید کرده است.

 

 

چرا ناتوی عربی پا نخواهد گرفت؟

یقینا ناتوی عربی در مسیر تشکیل با چالش‌های عمده‌ای روبرو است که مهم‌ترین آن بحران و دو قطبی در شورای همکاری خلیج فارس است که قرار است ستون فقرات ناتوی عربی باشد.

این معضل می‌طلبد ترامپ ابتدا رهبران چهار کشور عربستان، مصر، امارات و بحرین را با امیر جوان قطر آشتی دهد. البته نشانه‌هایی وجود دارد که وقوع این اتفاق تا نوامبر آتی را تقویت می‌کند. گفته می‌شود ترامپ قرار است از رهبران شورای همکاری خلیج فارس دعوت کند تا آن‌ها را آشتی دهد. بدون این آشتی و قطر ناتوی عربی نافرجام خواهد بود.

بماند که این آشتی هم در صورت تحقق باز بحران میان آن چهار کشور و قطر را ریشه‌ای حل نخواهد کرد.

چالش دیگر اختلافات پنهانی است که از دیرباز میان ریاض و قاهره درباره زعامت جهان عرب وجود داشته است و مسائلی چون رهبری ناتوی عربی و مقر آن نیز می‌تواند این اختلافات و حساسیت‌ها را شدت بخشد. باید دید ترامپ چطور این چالش را نیز حل می‌کند.

مساله دیگر اهداف تشکیل ناتوی عربی است. گفته شده است تشکیل احتمالی ناتوی عربی با هدف مقابله با ایران است. بعید است این تنها هدف باشد. بله، یکی از اهداف اصلی است اما کل آن‌ها نیست. تمرکز رسانه‌ای بر این هدف برای بازاریابی و سرپوشی بر دیگر اهداف است.

مقابله با ترکیه در درازمدت نیز بخشی از اهداف ناتوی عربی است. ترکیه اردوغان اختلافات اساسی با آمریکا، غرب، اسرائیل، عربستان و مصر دارد که تنها در تحولات بهار عربی خلاصه نمی‌شود. غرب احساس می‌کند ترکیه دیگر آن کشور سربزیر سابق نیست و از موضع رقابت رفتار می‌کند. عربستان و مصر نیز نگران عثمانی‌گری اردوغان و حضور نظامی این کشور در خلیج فارس و آفریقا هستند. در این میان، تل‌آویو نگران‌تر از همه نسبت به ترکیهِ آینده است.

اعضای احتمالی ناتوی عربی هر کدام کم و بیش روابطی با تل‌آویو دارند که در میان آن‌ها روابط قاهره و عمان رسمی و آشکار است و بقیه هم غیر رسمی است.

به احتمال زیاد طرح ناتوی عربی با معامله قرن ترامپ درباره حل یک طرفه نزاع در فلسطین نیز مرتبط است و بخشی از آن است. آمریکا وقتی به ابتکاری در خاورمیانه دست می‌زند که در وهله اول تعارضی با امنیت اسرائیل نداشته باشد؛ حال طرح مهم و راهبردی چون ناتوی عربی را تنها زمانی عملیاتی می‌کند که در راستای این امنیت و تامین کننده آن باشد. از این رو، بهتر است این ساختار نظامی احتمالی را "ناتوی عربی اسرائیلی" بنامیم. ناتوی عربی می‌تواند سرآغاز ورود آمریکا به عصر جدید جنگ‌های نیابتی در آینده به جای جنگ‌های مستقیم پرهزینه باشد.

نکته مهم تر این است که کشورهای مسلمان و علی الخصوص عرب زبان از سال هاپیش یعنی مقارن با تعرض رژیم غاصب صهیونیستی هیچ گاه به یک اتحاد منسجم برای نجات دادن یک کشور پر از همزبان نایل نشده اند. تجربه های ناموفق و اتحاد های نصفه و نیمه ی زیادی که اعراب با هم داشته اند احتمال توفیق تشکیل ناتوی عربی کنونی را به شدت پایین می آورد.

 

 

اتحادهای بی سرانجام دول عربی

پیمان آتلانتیک شمالی بین اروپایی ها و آمریکا یکی از اتحاد های موفق با کارویژه های مشخص بود که نتایج مثبتی هم برای سردمداران آن داشته است. جنایاتی که اروپایی ها و آمریکایی ها با لباس ناتو مرتکب شده اند ناشی از اتحاد منسجم آن هاست. اما کشورهای عربی هیچگاه نتوانسته اند به صورت موفق و کامل به اتحاد دستیابند. در زیر به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم.

 

افول شورای همکاری های خلیج فارس

شورای همکاری خلیج فارس یک نمونه از این ائتلاف سازی های ناکام بود که در سال 1359 تاسیس شد.

روز 25 می سال 1981 شورای همکاری خلیج فارس با گردهمایی کشورهای بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به طور رسمی تشکیل شد. این شورا در حالی تاسیس شد که همان زمان هم همه کشورهای حوزه خلیج فارس در آن حضور نداشتند.

این شورا یک سال پس از تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران در سال 1981 میلادی در ریاض عربستان سعودی و با رویکردی ضد ایرانی آغاز به کار کرد.

کارکرد اولیه آن، اتحاد کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و همچنین حمایت همه‌جانبه از رژیم دیکتاتور صدام حسین بود .

از جمله اهداف کشورهای عضو، رسیدن به واحد پولی مشترک تا سال 2010 بود اما نه تنها این اهداف محقق نشد که شکاف ها بین اعضای آن روز به روز بیشتر شد و شورای همکاری هم با گسترش این اختلاف ها به محاق رفت.

 

از نیروی مشترک دریایی تا محاصره دریایی

همچنین قرار بود نیروی دریایی مشترک شورای تعاونی ملل خلیج فارس با نام «گروه امنیتی 81» در سال 2014 تشکیل شود. این نیروی دریایی باید از مناطق آبی عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، کویت، عمان، و قطر محافظت می کرد. بحرین مقر اصلی نیروی دریایی مشترکی است که قرار بود به عنوان عامل بازدارنده‌ای علیه ایران تشکیل شود اما نشد. در عوض، حلقه محاصره سایر اعضای این نیرو تنگ تر شد و عربستان با محاصره کشور قطر به جای اشتراک در نیروی دریایی، کار را به حفر کانال آبی از سلوی تا خورالعدید برای محاصره قطر و تبدیل آن به جزیره کشاند.

 

ناتوی ضد سوریه

نمونه دیگر شکست ائتلاف های عربی در سوریه است. کمتر روزی بود که در رسانه های جهان، خبری از مداخله کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در اوضاع سوریه چند سال اخیر نباشد. صدها خبر از تجهیز نیروهای تکفیری از سوی برخی کشورهای عربی منتشر شد و تصاویر متعدد به ویژه از سلاح ها و تجهیزات عربستان سعودی که از تروریست ها به غنیمت گرفته می شد در رسانه ها منعکس شد.

ائتلاف بین المللی ضد سوری از قالب عربی هم فراتر بود و دو ضلع اسرائیلی-غربی هم داشت اما کمتر کسی هست که نتیجه آن در عرصه میدانی نبرد بی اطلاع باشد و برندگان و بازندگان این ائتلاف را نشناسد.

 

ائتلاف

در یمن، عربستان سعودی به عنوان رکن اصلی ائتلاف حمله به یمن نیز وضعیت وخیمی دارد. از همان ابتدا هم ائتلاف نیم بند سعودی را برخی کشورهای عضو به اجبار پذیرفتند و برخی دیگر (مانند اردن و مصر) هم از هزینه های آن طفره رفتند و باز هم کار به جایی رسید که به جای بازگشت دو هفته ای آرامش و دولت منصور هادی به یمن (ادعایی که فرماندهان ائتلاف سعودی مطرح کردند)، اکنون موشک های یمنی در آسمان سعودی جولان می دهند و اجلاس های رسمی را از ریاض به مناطق دورتر مانند ظهران منتقل می کنند. همچنین نه تنها ائتلاف سعودی نتوانست تنگه باب المندب را جایگزین آبراه هایی مانند تنگه هرمز کند که به شدت بحران در دریای سرخ را دامن زد و یمنی ها را به حضور قوی تر در این تنگه مجاب کرد.

جنگ یمن میلیارد ها دلار به عربستان تحمیل کرد. آنجا هم بهانه مداخله سعودی، مواجهه با نفوذ ایران بود اما نتیجه آن با وجود مشارکت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه دستکم تا الان، چیزی جز ناکامی نبوده است.

سوال این است؛ ناتوی جدید قرار است چه چیزی بیش از پیمان ها و ائتلاف های ضد ایرانی گذشته داشته باشد؟

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x